ناگفته های زندگی سوپراستار دهه ۵۰ تلویزیون
عطا بهمنش ؛ او برای ورزش ایران ستاره ای بود بزرگتر از آنچه امروز عادل فردوسی پور است.
خبرآنلاین - فرهاد عشوندی: عطا بهمنش ؛ او برای ورزش ایران ستاره ای بود بزرگتر از آنچه امروز عادل فردوسی پور است. مردی که یک کشور با صدایش ، تحلیلهایش و نظراتش ورزش را می دیدند و می شنیدند و لذت می بردند. پیرمرد اما حالا در ۹۴ سالگی خودش است و رویاهای شیرینی که از همه این عمر با خود آورده. بخش هایی که دوست دارد به یادش مانده و روزهای تلخ خانه نشینی را انگار از یاد برده است. او یک گنجینه است. گنجینه ای که سالهاست حراستش به دست همسری سپرده شده که یک عمر با همه سختی های زندگی با یک ستاره عاشق ساخته است.
قرار ما گپ زدن با استاد بهمنش بود اما گفت و گو با او خیلی سخت بود پس سئوال های مان را از بانو سودابه عظیمی پرسیدیم. سودابه عظیمی مدیر مدرسه ای که هفت فرزند استاد را در روزهای شلوغ و دوری اش از خانواده ، بزرگ کرد و با تحصیلات عالیه سر زندگی های شان فرستاد. او که در این سالهای طولانی داغ از دست دادن دو دختر را به جان خرید و حالا هنوز راضی است به رضای خدا . در روزگاری که دیگر کسی خیلی سراغی از این زوج پا به سن گذاشته نمی گیرد. شجاع و دلیرانه سخن می گوید. گفته هایی که تا پیشتر شاید نقل نشده باشند. همسر استاد که همه جا کنارش مانده از اوایل دهه ۳۰ تا امروز برای خبرآنلاین می گوید. البته اصرار ما برای انتشار عکس های همسر استاد به جایی نرسید و اصلا علاقه ای به این کار نداشت.
قرار ما گپ زدن با استاد بهمنش بود اما گفت و گو با او خیلی سخت بود پس سئوال های مان را از بانو سودابه عظیمی پرسیدیم. سودابه عظیمی مدیر مدرسه ای که هفت فرزند استاد را در روزهای شلوغ و دوری اش از خانواده ، بزرگ کرد و با تحصیلات عالیه سر زندگی های شان فرستاد. او که در این سالهای طولانی داغ از دست دادن دو دختر را به جان خرید و حالا هنوز راضی است به رضای خدا . در روزگاری که دیگر کسی خیلی سراغی از این زوج پا به سن گذاشته نمی گیرد. شجاع و دلیرانه سخن می گوید. گفته هایی که تا پیشتر شاید نقل نشده باشند. همسر استاد که همه جا کنارش مانده از اوایل دهه ۳۰ تا امروز برای خبرآنلاین می گوید. البته اصرار ما برای انتشار عکس های همسر استاد به جایی نرسید و اصلا علاقه ای به این کار نداشت.
*چه طور می شود که یک نفر استاد بهمنش می شود؟
این آقا(اشاره به بهرام افشارزاده) هر جا نباشد آنجا پا نمی گیرد، من کلک نمی زنم، ولی این طرز تفکر من است.
*شما در دو و میدانی، کشتی، فوتبال و رشته های دیگر بودید، بعد از شما هیچ کس دیگری نتوانست به آن سطح محبوبیت برسد؟
چه می شود کرد؟! من مادرم از دست رفته، پدرم از دست رفته. این مرد ...
*به ایشان بگویید از استقلال بیرون بیاید؟
خب با کجا کار کند؟ آقای افشارزاده آنچنان کار می کند که اگر ۲۰نفر در یک محلی جمع شوند، نخواهد شد، نمی شود.
*آخرین باری که فوتبال دیدی و حس خوبی داشتید را به خاطر می آورید؟
نه یادم نیست.
(ادامه مکالمه با استاد خیلی سخت است پس باقی سئوال ها را از همسرش می پرسیم)
*استاد روزها چه می کنند؟
اغلب به خواب می گذراند یا کتاب می خواند.
*می توانند بخوانند؟
نه دیگر امضا هم نمی تواند بکند و انگشت می زند. خیلی از چیزها یادش رفته و فقط راجع به پدر و مادرش حرف می زند. الان ۷۰سال است کرمانشاه نرفته، ولی در مورد آن زمان حرف می زند. البته این تا ۶-۷ماه پیش بیشتر بود، ولی الان کمتر شده.
*اخبار فوتبال را پیگیری می کنند؟
اصلا عکس العملی نشان نمی دهند، فقط می بیند و چون نمی شنود، عکس العملی ندارد. الان گوش چپ ایشان اصلا نمی شنود و یک مقدار هم خاطرات از یادش رفته.
*شرایط خودتان چطور است؟ زندگی شما و استاد چطور می گذرد؟ فکر می کنم ۷۰سال خوب گذشته و الان یک مقدار سخت شده؟
نه خیلی هم خوب نگذشته.
*خب زندگی با یک خبرنگار شرایط سختی دارد؟
بله زندگی با خبرنگار ساده نیست؛ الان آقای فرهاد مثل نوه من هست و همسرش هم همینطور. صبح زود بیدار می شوند، آقا می رود بهمنش را بیدار می کند و در نظافت به او کمک می کند و بعد باز به اتاقش می رود، یک مقدار با کتاب هایش ور می رود و بعد می خوابد تا ظهر که برای ناهار می آید. اما زمان را تشخیص نمی دهد، مثلا نیم ساعت مانده به ظهر می آید و می پرسد شام خوردید؟ بعد دوباره بعدازظهر هم می خوابد، چون کار دیگری نمی تواند انجام بدهد، جایی که نمی رود اگر هم بیرون برود، همراهیش می کنند.
*عکس العمل مردم در برخورد با ایشان چطور است؟
خیلی برای ایشان احترام قائل هستند.خیلی به او لطف دارند. البته باید بگویم حقش است، برای این که خیلی زحمت کشیده. شما جوان هستید و اول راه، او تمام مدت از سال ۲۳ که به تهران آمده و ۲۴ بانک ملی استخدام شده، همینطور در ورزش بوده. ورزش اولش هم دو ومیدانی است که خیلی به آن علاقه دارد. بعد در تمام ورزش ها مثل فوتبال و والیبال و بسکتبال تخصص دارد.
*از کی بهمنش تبدیل به یک سوپراستار شد؟
تا سال ۳۷ بانک ملی کار می کرد؛ سال ۳۷ به رادیو رفت و بعد اولین المپیکی که رفت سال ۳۷ یا ۳۸ بود و بعد از آن چهار المپیک رفت. کم کم او شد ستاره برنامه های ورزشی و هی ما او را کمتر دیدیم.
*آن زمان رابطه تختی و قهرمانان دیگر با استاد چطور بود؟
خیلی خوب بود.
*رابطه خانوادگی هم داشتید؟
نه من با ورزشکارها اصلا رفت و آمد نداشتم.
*اصلا خوشتان نمی آمد؟
بله همینطور است اصلا خوشم نمی آمد.
*اعتقاد داشتید یک مقدار بی معرفت هستند؟
نه اینطور نبود؛ اعتقاد داشتم زندگی من آن طور که باید باشد نیست.
*از شرایط ناراضی بودید؟
برای این که بچه هایم هیچوقت بهمنش را نمی دیدند. در حقیقت خودش را وقف ورزش کرده بود و همه مسابقات را می رفت. مسافرت های طولانی مدت، داخل کشور و ... یک مقدار از نظر اداره خانه کار من سنگین بود. این رفت و رفت و رفت و به آن نهایت رسید. ولی من هیچوقت با ورزشکارها ارتباطی نداشتم، البته آنها به خانه ما می آمدند. آقای موحد با همسرش به خانه ما می آمد. خلاصه او به نهایت رسید و همه او را می شناختند و در حقیقت به اوج رسیده بود.
*و بعد یکباره او کنار گذاشته شد
انقلاب که شد ، گفتند دیگر بهمنش نباشد. او مجری سرشناسی بود و قبل از انقلاب هم به دیدارهای مختلف می بردنش. اما هیچ وقت آدم سیاسی نبود. زمانی که سینما رکس را آتش زدند، بهمنش ایران نبود و فکر می کنم ریودوژانیرو بود برای گزارش مسابقات ورزشی. وقتی از آنجا خبر فرستاد، به او گفتند چی می گویی اینجا همه چیز عوض شده و دیگر تو را نمی خواهند . بعد که برگشت دیگر به تلویزیون نرفت.
*بعد از آن هم که دیگر شروع مشکلات بود؟
دیگر سر کار نرفت و خانه بود و این برایش خیلی سخت بود.
*چطور تحمل می کرد؟
مجبور بود، فقط غصه می خورد.
* این فضا چند سال بعد از انقلاب شکست؟
چند بار حاج احمد آقای خمینی خدابیامرز دنبالش فرستاد، این خیلی فضا را برایش آرام کرد. اما بهمنش باز هم بیرون نرفت. برای این که جو جوری نبود که برود. در زمان قطب زاده حکم اخراجش آمده بود.
همان آدمی که بعدها....
بله! ای کشته دگران کشتی تا کشته شدی باز. آنهایی که بهمنش را ضد انقلابی می دانستند و اخراجش کردند بعدا مشخص شد خودشان چه کار می خواستند بکنند.
آن سالهایی که در خانه بود چه می کرد؟
می نوشت و ترجمه می کرد. بچه ها هم چند نفر رفته بودند و چند تا بودند و در کار ترجمه کمکش می کردند. بعد یواش یواش زندگی برایش عادی شد.
*از کی باورش شد که دیگر تلویزیونی نیست؟
وقتی آمد جو اینجا را دید. خیلی زود فهمید دورانش تمام شده.
* آدمی مثل او که همیشه یک چهره محبوب از جنس مردم بوده، فکر می کنم تنها جرمش شهرتش بود؟
تقریبا! می گفتند با محمدرضا پهلوی دیدار داشته، بالاخره آن موقع همه به این دیدارها می رفتند. ولی او هم این شرایط را پذیرفت. غصه خورد و توی خودش ریخت اما همین جا ماند و زندگی کرد.چند سالی خانه ماند، ولی بعد یواش یواش دوباره پایش به بیرون باز شد. اول از روزنامه ری که برای آقای ری شهری بود به دنبالش آمدند و او را بردند. مدتی آنجا می نوشت و بعد هم اطلاعات با آقای حصاری و آقای اکبر فیض .بعد دیگر کار را کنار گذاشت و دیگر بازنشسته شد.
*بچه های جدید به ایشان سر می زنند؟
هیچ کس نمی آید.
*حتی عادل هم نیامده؟
او یک دفعه آمد.
*عادل را می شناسد؟
نه.
*اصلا دوره ای که عادل گل کرد، حالشان خوب بود و او را به خاطر می آورد؟
الان ۵سال است، زمین گیر است شاید ۱۵سال پیش حالش خوب بوده، ولی اینطور عادل گل نکرده بود.
قدیمی تر ها چی؟
آنها را می شناخت و هیچ کدام را هم قبول نداشت.
*خودتان فوتبال می بینید؟
قبلا اصلا! یک عالم مجله ورزشی به خانه مان می آمد، من نگاه هم نمی کردم. ولی الان این آقا فرهاد که عصای دست ماست مدام فوتبال می بیند ، منم مجبورم یک وقت هایی ببینم.
*بچه های کشتی چطور؟ به دیدن استاد نیامدند؟
نه اینجا نیامدند. یکی دوبار استاد را بردند؛ ولی اینجا فقط همین آقای افشارزاده است که لطف دارد و می آید.
*و هنوز هم از معدود کسانی است که آقای بهمنش او را می شناسد؟
بله از معدود کسانی هستند که می شناسند. البته الان هم آقای افشارزاده گفتند می خواهند بیایند، سه روز است من می گویم تا بشناسد.
*خب سنشان هم بالا رفته
بله ۹۴ساله است.
*در یک مصاحبه ای گفته بودند وقتی به دنیا آمدند نوزاد نحیف و ضعیفی بودند؟
۷ماهه به دنیا آمده بود. خب همین است دیگر! نمی دانم شما به خدا اعتقاد دارید یا ندارید، به طبیعت اعتقاد دارید یا نه؟ ولی حکمت خدا بوده و از طرفی این که زندگیش مطابق میلش بود، فکر می کنم یک دلیل ماندگاری اش باشد.
تبلیغات متنی
-
جزئیات کامل آرایش دریایی آمریکا در آبهای جنوب
-
اولین تصویر از جسد سیف الاسلام قذافی
-
فریدونشهر اصفهان زیر بارش برف دفن شد
-
ویدئویی تماشایی از بارش برف در یکی از زیباترین جادههای ایران
-
خانه موسیقی تهران با نمای پیانو افتتاح شد
-
نشست ۳ ساعته ویتکاف و نتانیاهو با حضور رئیس موساد
-
آیا عدد ۷۲ روی ناو آبراهام لینکلن یک کد سری است؟
-
آقایان مخالف اینترنت! دیگ خشم مردم را جوش نیاورید
-
انتخاب اول خریداران کالابرگ مشخص شد
-
ترامپ: میخواهم پوتین جنگ را تمام کند
-
لحظه اصابت صاعقه به زمین در ایلام
-
ادعای رسانه عبری درباره محور دیدار ویتکاف و نتانیاهو
-
عادی شدن سیگار کشیدن دختران نوجوان جلوی مدرسه
-
حضور پلنگ در حیاط خانه یک روستایی
-
حمله رسایی به معاون پزشکیان قبل از شروع مذاکرات
-
اولین تصویر از جسد سیف الاسلام قذافی
-
فریدونشهر اصفهان زیر بارش برف دفن شد
-
نشست ۳ ساعته ویتکاف و نتانیاهو با حضور رئیس موساد
-
کلکل نمادین پهپادهای ایران و آمریکا در فلایترادار
-
این سکانس از وحشی در حال دست به دست شدن است
-
الناز شاکردوست و سروش یک طرف؛ هادی چوپان هم آن طرف!
-
پشتپرده اصرار ایران برای تغییر محل مذاکره فاش شد
-
موافقت دولت ترامپ با درخواست تازه ایران
-
بارش برف و باران تا پنجشنبه ادامه دارد
-
سوتی جنجالی صداوسیما در پخش تصاویر جنگ ۱۲ روزه
-
شمخانی: جنگ حتمی است
-
ایران رسماً وارد فاز سالمندی شد
-
بیانیه مهم کاخ سفید درباره مذاکره آمریکا با ایران
-
سردار سپاه: حمله کنند فورا پایگاههای آمریکا را میزنیم
-
آقای منوچهر هادی، معنی اعتراض را هم فهمیدیم!
-
اعزام پهپادهای سپاه برای تعقیب آبراهام لینکلن
-
استعفای وکیل شاکی پرونده «پژمان جمشیدی»
-
پدیده دنیای مداحان در شبکه سه رونمایی شد
-
ساعدینیا بازداشت و تمام اموال وی مصادره شد
-
طراحی پوستر سفر کاریِ سعید جلیلی جلبتوجه کرد
-
زمان دیدار ویتکاف و عراقچی در استانبول مشخص شد
-
تصمیم جدید درباره حقوق کارکنان دولت در سال ۱۴۰۵
-
حامد بهداد و بهنوش طباطبایی دعوت جشنواره را پس فرستادند
-
آقای منوچهر هادی، معنی اعتراض را هم فهمیدیم!
-
حجت اشرفزاده همکاری با صداوسیما را متوقف کرد
-
مقام روسی: پیامهای آمریکا به ایران، اولتیماتوم هستند
-
تصاویری از آتشسوزی گسترده در غرب تهران
-
الناز شاکردوست از سینما خداحافظی کرد
-
فراخوان برای آنفالو کردن هادی چوپان در اینستاگرام
-
واکنش تند پدیده استقلال به برنامه شبکه افق
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل





ارسال نظر