کشتی گیر قهرمانی که اعتیاد را شکست داد
میثم زمانی که فقط ۱۴ سال داشت. برای اولین بار در جریان یک ماجرای عجیب، ناخواسته تریاک مصرف کرد. مدتی بعد اما، او خودش با پای خودش به سمت مواد رفت و ظرف مدت بسیار کوتاهی، آنچنان در مخدر غرق شد که تصمیم گرفت اعتیادش را ترک کند. او توضیح می دهد که چطور از تیم ملی کشتی نوجوانان بیرون آمد، معتاد شد ولی با تلاش زیاد توانست دوباره به زندگی خوب و شادش برگردد.
مجله همشهری سرنخ - میترا شکری: میثم زمانی که فقط 14 سال داشت. برای اولین بار در جریان یک ماجرای عجیب، ناخواسته تریاک مصرف کرد. مدتی بعد اما، او خودش با پای خودش به سمت مواد رفت و ظرف مدت بسیار کوتاهی، آنچنان در مخدر غرق شد که تصمیم گرفت اعتیادش را ترک کند. او توضیح می دهد که چطور از تیم ملی کشتی نوجوانان بیرون آمد، معتاد شد ولی با تلاش زیاد توانست دوباره به زندگی خوب و شادش برگردد.
ورزش حرفه ای را از چه سنی شروع کردی؟
از سال 82 شروع کردم و برای اولین بار در سال 84، در «رده نونهالان»، قهرمان کشور شدم، آن زمان 11 سالم بود. در سال 86 وارد اردوی تیم ملی نوجوانان شدم تا سال 89. سال 91 هم به واسطه مصرف مواد ورزش را رها کردم.
در خانواده شما کسی اعتیاد داشت؟
نه. هیچکس حتی سیگار هم نمی کشید. من هم خیلی اتفاقی در دام افتادم، 14 ساله بودم، دلم به شدت در می کرد، در خیابان نشسته بودم و از درد به خودم می پیچیدم. همسایه مان آمد و گفت بیا این را بخور دل دردت آرام می شود، چیزی شبیه شکلات به من داد. با ولع آن را خوردم اما تلخی اش بسیار آزاردهنده بود. برایم توضیح داد که تریاک است و دل پیچه ات را خوب می کند. آنجا برای اولین مرتبه مواد مخدر را امتحان کردم.
بعد از آن مصرفت ادامه پیدا کرد؟
نه. چون خانواده ام مصرف نداشتند. من هم کسی را نمی شناختم که بخواهم با او مصرف کنم. از طرفی فکر می کردم این ماده فقط برای دل درد تجویز می شود. تا اینکه به سن ۱۷ یا ۱۸ سالگی رسیدم. آن زمان کشتی را در سطح حرفه ای کار می کردم و عضو تیم ملی نوجوانان بودم.
آن زمان برای انجام بازی ها به شدت استرس داشتم، گاهی اوقات داروی نیروزا مصرف می کردم اما مدتی طول کشید که از داروهای نیروزا به سمت مواد مخدر کشیده شدم و آنجا پیوند من و مواد مخدر شکل گرفت.
چه موادی مصرف کردی؟
تریاک. اما نزدیک به چهارماه طول کشید که هروئین را جایگزین تریاک کردم. آن زمان با خودم می گفتم دیگران که این ماده را مصرف نمی کنند. چقدر در اشتباه هستند و می توانند به راحتی این ماده را مصرف کنند و انرژی بگیرند. چون در آن زمان بعد از مصرف، انرژی زیادی برای تمرین داشتم و در عین حال احساس می کردم که دیگر استرس ندارم اما نمی دانستم که این مواد مرا یکباره بر زمین می زند.
بعد از مصرف مواد ورزش می کردی؟
نه، این دوران زیاد طول نکشید، همان سالها بود که درس و ورزش ملی را رها کردم.
از هم دوره هایت چه کسانی اکنون در ورزش حرفه ای حضور دارند؟
بهنام احسان پور و سید احمد محمدی هم دوره های من بودند که الان خدا رو شکر هردویشان موفق هستند.
اعضای تیم متوجه اعتیادت شدند؟
نه اما قیافه ام به شکل وحشتناکی به هم ریخته بود. از دور زمزمه های این را می شنیدم که میثم چقدر قیافه اش به هم ریخته، چقدر عوض شده، چقدر عصبی است و... یک بار هم مربی ام من را به گوشه ای کشید و گفت: «چرا اینطوری شدی؟»
وقتی حس کردم اطرافیانم در باشگاه کم کم دارند متوجه اعتیاد می شوند، خودم را کنار کشیدم و دیگر ورزش نکردم، علاوه بر این از نظر جسمی هم تحلیل رفته بودم، عضلاتم به محض انجام یک تمرین به شدت آسیب می دید و کش می آمد و تمام مدت مصدوم بودم.
خانواده ات چطور؟ آنها به ماجرا شک کرده بودند؟
به شکل مستقیم به من چیزی نمی گفتند. اما هر بار که اشاره ای به این موضوع می کردند من سریع جبهه می گرفتم. نمی خواستم به قول معروف رویمان تو روی هم باز شود، مثل همه مادرها، مادرم معمولا من را گوشه ای می کشید و در خفا نصیحتم می کرد، اما پدرم در جمع شروع می کرد به صحبت کردن و دادن سرنخ هایی که من بفهمم آنها بو برده اند اما من هیچوقت زیر بار این مسئله نمی رفتم. همین انکارها باعث شد مصرف من به سرعت به روزی ۳ گرم تریاک برسد.
برای مصرف کجا می رفتی؟
خانه دوستانم. مشکلی از آن نظر نداشتم. وقتی هم پدر و مادرم نبودند در خانه مصرف می کردم و همه پنجره ها را باز می گذاشتم تا وقتی به خانه رسیدند، متوجه بوی مواد نشوند.
خانواده ات تو را طرد نکردند؟
خانواده ام چون هیچوقت با چنین موردی مواجه نشده بودند هیچ اطلاعاتی در این باره نداشتند، آنها هیچ وقت با صراحت درباره اعتیاد با من حرف نزدند، البته من هم هربار انکار می کردم، اما به نظر من خانواده ها نیستند که مصرف کننده را طرد می کنند، بلکه او خودش است که بعد از مدت کوتاهی فازش را عوض می کند.
مثلا همه خانواده می روند مهمانی، فرد معتاد در خانه می ماند، همه برای عروسی آماده می شوند، او مدام در دستشویی مشغول مصرف است، همه این ها باعث می شود فرد رفته رفته از خانواده طرد شود و خیلی وقت ها خانواده نقشی در این طردشدن ندارند.
گاهی اوقات خانواده ام برای اینکه من متوجه اشتباهاتم شوم، فیلم های عروسی چند سال قبل را می گذاشتند و به من می گفتند تو چرا اینقدر لاغر شدی؟ یکبار هم برادرم من را صدا زد و گفت: «میثم به خودت نگاه کردی؟ بدنت خم شده!» من ورزشکار بودم این رکود بدنی ام خیلی به چشم می آمد، البته زمانیکه مصرف را شروع کردم همه فکرم این بود که من این بدن و شادابی را از دست نمی دهم، در حالیکه همه این شادابی و بدن روی فرمی که داشتم وابسته به ورزش بود و زمانی که ورزش ها را رها کردم تمام این چیزها را از دست دادم.
در آن زمان کار هم می کردی؟
بله در تولیدی پدرم مشغول بودم و حقوق می گرفتم.
همیشه آدم ها به واسطه یک جرقه به سمت رهایی یا ترک کردن مواد مخدر می روند. درخصوص تو چطور این جرقه زده شد؟
مصرف مواد آدم را خسته می کند. یک نفر بعد از ۲۰ سال مصرف خسته می شود ویک نفر مثل من، بعد از دو یا سه سال، من در عرض دو سال، تریاک، هروئین و حتی تزریق مواد را تجربه کرده بودم، این مسئله باعث می شد من به شدت از خودم ناامید شوم.
من به جایی رسیده بودم که می گفتم یا درمان می شوم و زندگی تازه ای را شروع می کنم یا اگر نتوانستم آنقدر مواد می کشم تا بمیرم. من فقط با خودم مشکل داشتم. احساس می کردم از درون شکسته شده ام چون کسی را نداشتم که با او در این مورد صحبت کنم.
بعضی آدم ها زمان اعتیاد با همسرشان حرف می زنند، خیلی ها با مادرشان، بعضی ها شروع می کنند به غرزدن اما من همه چیز را توی خودم می ریختم و مدام خودم را سرزنش می کردم.
از همه بدتر این بود که من سابقه ورزش حرفه ای و ملی داشتم. وقتی به آن روزها فکر می کردم و حال آشفته خودم را می دیدم همه وجودم درد می گرفت. من خودم را از دست داده بودم و خارج از من چیزی وجود نداشت که برای زندگی کردن تلاش کند.
رفتارت هم تغییر کرده بود؟
بله خیلی عصبانی بودم. هر روز با خماری شدید از خواب بیدار می شدم و حال وحشتناکی داشتم، وارد خیابان که می شدم کلافه و بی قرار بودم، اگر یک نفر نگاه چپ به من می کرد، دعوایمان می شد.
چطور با کنگره آشنا شدی؟
آشنایی من با کنگره مهمترین اتفاق زندگی ام بود، آن ماجرا زمانی اتفاق افتاد که یکی از دوستانم که جزو مرزبانان شعبه صالحی کنگره ۶۰ بود به من گفت بیا کنگره.
البته خیلی توضیح داد که آنجا کجاست و در آنجا چه می کنند. من به دلیل مصرف بیش از حد مواد، حتی قدرت تصمیم گیری هم نداشتم و نمی دانستم الان چرا دارم همراه دوستم به کنگره می روم. با خودم گفتم هرچه بادا باد. برویم ببینیم کجاست؟ و رفتم. وقتی وارد کنگره شدم از جو مثبتی که در آنجا وجود داشت خیلی خوشم آمد، احساس کردم مشکلات جسمی و روحی ای را که در این مدت برایم بوجود آمده در اینجا می توانم حل کنم. فهمیدم چقدر دلم برای ورزش کردن تنگ شده است.
زمانی که ورزش می کردم رابطه برقرار کردن با آدمها برایم سخت نبود اما بعد از دست کشیدن از ورزش من به یک جوان منزوی تبدیل شدم که در هیچ محفلی جا نداشتم. من تعادل زندگی ام را از دست داده بودم. وقتی مواد می زدم حالم خوب بود و هروقت نمی زدم به حال مرگ می افتادم. دیگر نمی خواستم در این وضعیت بمانم.
قبل از آشنایی با کنگره هم برای ترک مواد اقدام کرده بودی؟
بله. دقیقا ۱۲ روز قبل از رفتن به کنگره برای ترک مواد اقدام کرده بودم و بعد از آن با کنگره آشنا شدم.
بالاخره تو هم مثل همه معتادانی که برای بهبودی تلاش می کنند، مجبور بودی روزی این واقعیت را به خانواده ات بگویی، زمانی که به آنها ماجرای مصرف مواد را گفتی واکنش شان چه بود؟
بعد از رفتن به کنگره دو راه بیشتر برای ادامه زندگی ام درنظر نگرفته بودم؛ یا «بمیرم» یا «درمان» شوم. وقتی وارد کنگره شدم به خانواده ام ماجرای اعتیادم را گفتم. پدرم مخالفات کرد، چون همانطور که گفتم کسی در خانواده ما با مسئله اعتیاد رو به رو نشده بود و بنابراین پدرم اطلاعاتی از کنگره نداشت. زمانی که این موضوع را با آنها مطرح کردم انگار فقط قسمت اول حرف های من را شنیدند، همان قسمتی که می گفت میثم فنا شده، میثم از بین رفته و باور اینکه ممکن است راه برگشتی داشته باشد، برای همه آن ها غیرقابل باور بود. بعد از اعتراف من، خانواده ام آنقدر عصبانی، شوکه و ناراحت بودند که به تلاش من برای رهایی فکر نمی کردند و فقط آن قسمتی را مدنظر داشتند که خلاصه اش این بود که من معتاد شده ام، اما تلاش کردم و بالاخره نجات پیدا کرد.
برای آینده ورزشی ات چه برنامه ای داری؟
در حال انجام تمرینات هستم، می خواهم با قدرت بیشتر به میادین ورزشی برگردم. حدا را شکر در سن و سال کم متوجه اشتباهم شدم و جا برای جبران آن دارم.
سوال آخر اینکه فکر می کنی اگر سمت مواد نمی رفتی الان کجا بودی؟
نمی خواهم از خودم تعریف کنم اما اگر از هم دوره هایم بپرسید بیشترشان تایید می کنند که من کارم خوب بود و به سختی تمرین می کردم، فکر می کنم اگر این اشتباه را مرتکب نشده بودم الان در ۲۲ سالگی در جایگاه بسیار بالایی در ورزش حرفه ای ایستاده بودم.
سخن آخر
بعضی از ورزشکارها به اشتباه برای قدرت بیشتر سمت مصرف مواد مخدر می روند اما دوست دارم به آن ها بگویم که بار کج هیچوقت به منزل نمی رسد و مواد مخدر در ورزش، همان بار کج است که آدم را نابود می کند. من با گوشت و پوست خودم فهمیدم که این راه غلط است و امیدوارم بقیه از زندگی من درس بگیرند و سمت مواد نروند.
تبلیغات متنی
-
شکار پهپاد پنهانکار روی عرشه ناو هواپیمابر
-
شهرآوردی برای درمان بیخوابی؛ توپچیها فینالیست شدند
-
بیانیه اتحادیه عرب درباره جنگ احتمالی در ایران
-
اینترنت هنوز به شرایط عادی بازنگشته است
-
ترامپ شبانه درباره توافق با ایران سخنرانی کرد
-
گلزن پرسپولیس، تنها نامزد مایکل برای بوندسلیگا!
-
تصویری از ملاقات وینیسیوس و کیم کارداشیان در پاریس!
-
بگذارید هنرمندان از درد مردم حرف بزنند
-
عکس توجهبرانگیز از وضعیت هماکنون آسمان ایران
-
فال روزانه چهارشنبه ۱۵ بهمن ۱۴۰۴ | فال امروز| Daily Omen
-
دعوت رسمی نتانیاهو از آذربایجان خبرساز شد
-
تصاویر تست پروازی بالگردهای Mi-۲۸ در غرب تهران
-
ستاره پرسپولیسی یاغی شد!
-
دانشمندان راز بازگشت جوانی را کشف کردند
-
توضیحات مهم وزارت خارجه درباره محل مذاکره با آمریکا
-
ترامپ شبانه درباره توافق با ایران سخنرانی کرد
-
عکس توجهبرانگیز از وضعیت هماکنون آسمان ایران
-
تصاویر تست پروازی بالگردهای Mi-۲۸ در غرب تهران
-
روسیه برای یکسره شدن توافق ایران و آمریکا بسته پیشنهادی داد
-
ارتباط ایران با پهپاد ارسالی بر فراز ناو آمریکا قطع شد
-
گزارشی از احتمال انتقال پیام رهبر انقلاب به پوتین توسط لاریجانی
-
مالزی نفتکشهای توقیفی منتسب به ایران را آزاد کرد
-
سکوت هادی چوپان درباره وقایع اخیر شکست
-
نتانیاهو پیش از آغاز مذاکرات، درباره ایران به آمریکا هشدار داد
-
پیغام کاخ سفید درباره مذاکرات بعد از تنش ساعات پیش
-
ایران با کشور همسایه وارد یک معامله عجیب شد
-
یک روایت از علت درخواست ایران برای تغییر محل مذاکره
-
پیغام تلخ علی نصیریان به مردم در تولد ۹۱ سالگیاش
-
علی شمخانی خبر داد: جنگ حتمی است
-
ناو هواپیمابر آمریکا مدعی سرنگونی یک پهپاد ایرانی شد
-
اعزام پهپادهای سپاه برای تعقیب آبراهام لینکلن
-
استعفای وکیل شاکی پرونده «پژمان جمشیدی»
-
ساعدینیا بازداشت و تمام اموال وی مصادره شد
-
پدیده دنیای مداحان در شبکه سه رونمایی شد
-
طراحی پوستر سفر کاریِ سعید جلیلی جلبتوجه کرد
-
زمان دیدار ویتکاف و عراقچی در استانبول مشخص شد
-
تصمیم جدید درباره حقوق کارکنان دولت در سال ۱۴۰۵
-
نیروهای ویژه آمریکا در دیگو گارسیا مستقر شدند
-
حامد بهداد و بهنوش طباطبایی دعوت جشنواره را پس فرستادند
-
حجت اشرفزاده همکاری با صداوسیما را متوقف کرد
-
تصاویری از آتشسوزی گسترده در غرب تهران
-
الناز شاکردوست از سینما خداحافظی کرد
-
مقام روسی: پیامهای آمریکا به ایران، اولتیماتوم هستند
-
واکنش تند پدیده استقلال به برنامه شبکه افق
-
هدف احتمالی ترامپ از «محاصره دریایی ایران» فاش شد
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل


نظر کاربران
امیدوارم لطف خداوند شامل تمام معتادین شود و به خاطر خودشان و خانواده و اجتماعشان از این بیماری نجات پیدا کنند امین
آفرین واقعا غیرت کردی .انسان نباید به سمت مواد بره ولی اگر این اشتباه را کرد با ترک مواد میتونه به همه نشان دهد که خواستن توانستن هست مثل همین آقا میثم.