رامین پرچمی از حوادث ۸۸ و دستگیری اش می گوید
جالبترین بخش گفتوگوی رامین پرچمی آنجاست که درباره چگونگی ماجرای دستگیریاش در حواشی انتخابات ۸۸ سخن گفته و ادعا میکند که ناخواسته دستگیر شده است.
وب سایت سینما ژورنال: رامین پرچمی سال دوم تحصیل بازیگری تئاتر در دانشگاه آزاد، برای بازی در سریال «در پناه تو» انتخاب شد و بازی در همین سریال بود که نه فقط وی که تقریبا تمامی بازیگران آن از حسن جوهرچی تا لعیا زنگنه و پارسا پیروزفر را به جایگاهی رساند که تا سالها پیشنهادات مختلف بازیگری داشتند.
پرچمی بعد از «در پناه تو» تجربه همکاری با کارگردانانی مختلف را تجربه کرد؛ از مسعود کیمیایی در «ضیافت» و داریوش مهرجویی در «مهمان مامان» تا مسعود ده نمکی در «اخراجیها ۲».
پرچمی که سابقه سردبیری مجلهای به نام «نقشآفرینان» را هم داشته و در آن مجله با همسرش شکوه جیرودی همکاری میکرد در سالهای اخیر به واسطه دستگیریاش در حوادث پس از انتخابات ۸۸ در کانون اخبار قرار داشت. سال ۸۹ دستگیر شد، تا اواخر ۹۰ در زندان بود و اسفند ۹۰ آزاد شد اما این خبر را رسانهای نکرد تا مرداد ۹۱.
پرچمی در این چهار سال بعد از آزادی هم کمتر پیش آمده که تن به گفتوگوهای تفصیلی بدهد اما دستاندرکاران مجله «تماشاگران امروز» با ذکاوت تمام یک گفتوگوی مفصل و البته پرحرف و حدیث را با وی ترتیب دادهاند.
اگر چراغ، قرمز نبود دستگیر نمیشدم
جالبترین بخش گفتوگوی رامین پرچمی آنجاست که درباره چگونگی ماجرای دستگیریاش در حواشی انتخابات ۸۸ سخن گفته و ادعا میکند که ناخواسته دستگیر شده است.
پرچمی میگوید: گوشی دستم بود و داشتم عکس میگرفتم. سوار موتور بودم و سگم هم روی موتور بود. دیدم یک عده مردم ایستادهاند و دارند شعار میدهند. چراغ هم قرمز بود و شاید اگر سبز بود من رد میشدم و هیچ کدام از این اتفاقات نمیافتاد.
یک چاقو در جیبم بود و برای آن متهم شدم به خرابکاری
وی ادامه میدهد: ایستادم و اصلا فکر نکردم عکسگرفتن از آن فضا کار اشتباهی است. حتی به این فکر نکردم که کارم اشتباه است. حتی همان جا یک نفر دستبند سبز به من داد و گفت این را ببند و من هم بستم و همین یک نکته منفی برایم شد. یک چاقو هم در جیبم بود که برای آن هم اتهام اقدام به خرابکاری خوردم.
آنقدر نگران سگم بودم که به گریه افتادم
پرچمی میافزاید: حتی وقتی دستگیر شدم تمام مشکل سگم بود که آن را به یک درخت در چهارراه ولیعصر بستند. یعنی من همین طور با خنده داشتم میرفتم که یک نفر آمد و گفت بیا اینجا. دستم را گرفت و مرا سوار ماشین کرد. من با خودم گفتم لابد مرا شناخته و میخواهد نصیحت کند اما یکباره دیدم سر مرا فشار داد پایین و یک اسلحه هم گذاشت و گاز ماشین را گرفتند و رفتند.
من فقط نگران سگم بودم و آنقدر گریه کردم که خودش شماره یکی از دوستانم را گرفت و به او آدرس داد که برو و سگ را بردار. تازه بعد از اینکه رسیدیم مرا شناختند و گفتند شما چرا و بعد کمکم داستان زیاد شد که مگر میشود بدون قصد و نیت این کار را کرده باشی.
به آنها که دستگیرم کردند حق میدهم
وی خاطرنشان میکند: الان که فکر میکنم یک بخشی به آنها حق میدهم چون همان شب بیبیسی اعلام میکند که فلانی دستگیر شد و فردایش یک نفر امضایی که از من گرفته بود را روی سایت میگذارد که از اتفاق من هم جوگیر شده و یک شعر انقلابی نوشته بودم.
در اوین مدعیان آزادی اندیشه را آدمهایی متعصب دیدم
پرچمی درباره روزهای حضور در زندان اوین میگوید: من با آدمهایی که آنجا بودم تضاد پیدا کردم. دوستان سینماییام این طرف و آن طرف برایم کاری انجام دادند اما آنها با آن همه ادعا ... .
وی در توضیح نگاه آدمهای همبندش میافزاید: کمکهایی که برخی افراد و سیاسیون در آنجا میکردند برای این بود که در سایت بنویسند. یعنی اگر کاری هم میخواستند بکنند هدف بهرهبرداری تبلیغاتی بود ضمن اینکه من در همان جا بسیاری از دوستان مدعی آزادی اندیشه را دیدم که اتفاقا خیلی هم متعصب بودند.
پرچمی درباره خط قرمزهای همبندانش در زندان بیان میکند: مثلا در اوین گفتند بیا برنامه فرهنگی راه بینداز و فیلم نشان بده. مثلا میخواستم فیلم «نفوذی» را نشان دهم میگفتند نه این به سازمان مجاهدین توهین کرده است. خب در مملکت اسلامی فیلم به سازمان مجاهدین توهین کرده و شما ناراحتید؟ تازه توهین هم نکرده بود.
طرف می توانست یک سند برای حل مشکل من بگذارد اما این کار را هم نکرد
پرچمی ادامه میدهد: مثلا آقای فلانی که خیلی هم کلهگنده است میتوانست یک سند برای مشکل دیگر من بگذارد و برود در بوق و کرنا هم کند اما این کار را هم برای من نکردند.
بعد از آزادی شش ماه در لاهیجان بودم
این بازیگر درباره روزهای آزادی از زندان میگوید: حدودا شش ماه در همان سال ۹۱ برای اینکه خودم را یک مقدار جمع و جور کنم و از این فضاها دور باشم به کیانشهر لاهیجان رفتم.
وی ادامه میدهد: بعد که به تهران برگشتم با زمانی که در شمال بودم خیلی فرق نکرد. تنها بودم و با هیچکس ارتباطی نگرفتم.
جرم من اقدام علیه امنیت ملی بود
پرچمی پیرامون شایعات مبنی بر اتهامش به قاچاق مواد مخدر بیان میکند: جرم من اقدام علیه امنیت ملی بود.
اگر من هم جای امین حیایی بودم در «قلادههای طلا» بازی میکردم
رامین پرچمی که اخیرا برای بازی در فیلمی سیاسی به نام «فیلسوفهای احمق» قرارداد بسته است، در جایی از این گفتوگو میگوید: شنیدهام امین حیایی را برای بازی در «قلادههای طلا» اذیت کردهاند اما واقعا فکر نمیکنم به خاطر بازی در یک فیلم چنین رفتاری با یک هنرمند درست باشد.
وی در پاسخ به این سوال که اگر تو جای حیایی بودی در «قلادههای طلا» بازی میکردی، اظهار میکند: شاید اگر بگویم بله، باور نکنید.
گذران زندگی با ارث پدری
پرچمی که به دلیل مشکلات سیاسی مدتی ممنوعالکار بوده است، درباره گذران زندگی در دوران ممنوعالکاری خود میگوید: بخشی از امور زندگی را با ارث پدری گذراندم و بخشی را هم واقعا نمیدانم چطور گذشت.
وصلت با آن خانواده این امکان را فراهم کرد که مجله داشته باشم
رامین پرچمی که سالها سردبیری مجله «نقشآفرینان» را بر عهده داشت، درباره کار در آن مجله میگوید: کار بیشتر خانوادگی و رفاقتی بود. چند نفر دوست بودیم که میخواستیم مجله در بیاوریم. پدر همسرم هم حمایت میکرد و چاپخانه داشت. اصلا وصلت با آن خانواده این امکان را برایم فراهم کرد که بتوانم مجله داشته باشم.
دختر لعیا زنگنه که در بغلم بود الان بزرگ شده است
پرچمی درباره دوری چندسالهاش از وادی سینما و بازگشت خود بیان میکند: در آن مدت سراغ کسی نمیرفتم و طبیعتا کسی هم سراغ من نمیآمد. خیلی از دوستان سابق را در همین مدت اخیر دیدهام. با لعیا زنگنه بعد از ۲۰ سال دو هفته قبل صحبت کردم. آن زمان بچهاش کوچک بود و در بغل من اما الان همان بچه دخترخانمی شده که او را با یک غریبه اشتباه میگیرم.
اگر آن طرف میرفتم یکی مثل اندی میشدم یا داوود بهبودی
وی که اخیرا با خواندن یک قطعه در کانون توجه قرار گرفته درباره ماجرای خوانندگیاش هم میگوید: کلا مثل بازیگری خواندن هم برایم جذابیت داشت. همیشه دوست داشتم آواز بخوانم و کنسرت برگزار کنم. مطمئن باشید اگر یک روز آن طرف میرفتم وارد بخش سیاسی VOA نمیشدم؛ یکی مثل اندی یا حتی داوود بهبودی میشدم.
پارسا پیروزفر باید یک جمله را ۳۰ بار تمرین میکرد و من بدون تمرین بازی میکردم
رامین پرچمی درباره پارسا پیروزفر همبازیاش در سریال «در پناه تو« و فیلم «ضیافت» توصیف جالبی دارد. وی میگوید: من و پارسا دو قطب کاملا مخالفیم. پارسا اهل مصاحبه نیست و من خودم مصاحبهکنندهام. پارسا اهل هیچ مهمانی نیست و من، نه. در «ضیافت» او یک جمله را باید ۳۰ بار تمرین میکرد ولی من بدون تمرین جلوی دوربین میرفتم.
پرچمی بعد از «در پناه تو» تجربه همکاری با کارگردانانی مختلف را تجربه کرد؛ از مسعود کیمیایی در «ضیافت» و داریوش مهرجویی در «مهمان مامان» تا مسعود ده نمکی در «اخراجیها ۲».
پرچمی که سابقه سردبیری مجلهای به نام «نقشآفرینان» را هم داشته و در آن مجله با همسرش شکوه جیرودی همکاری میکرد در سالهای اخیر به واسطه دستگیریاش در حوادث پس از انتخابات ۸۸ در کانون اخبار قرار داشت. سال ۸۹ دستگیر شد، تا اواخر ۹۰ در زندان بود و اسفند ۹۰ آزاد شد اما این خبر را رسانهای نکرد تا مرداد ۹۱.
پرچمی در این چهار سال بعد از آزادی هم کمتر پیش آمده که تن به گفتوگوهای تفصیلی بدهد اما دستاندرکاران مجله «تماشاگران امروز» با ذکاوت تمام یک گفتوگوی مفصل و البته پرحرف و حدیث را با وی ترتیب دادهاند.
اگر چراغ، قرمز نبود دستگیر نمیشدم
جالبترین بخش گفتوگوی رامین پرچمی آنجاست که درباره چگونگی ماجرای دستگیریاش در حواشی انتخابات ۸۸ سخن گفته و ادعا میکند که ناخواسته دستگیر شده است.
پرچمی میگوید: گوشی دستم بود و داشتم عکس میگرفتم. سوار موتور بودم و سگم هم روی موتور بود. دیدم یک عده مردم ایستادهاند و دارند شعار میدهند. چراغ هم قرمز بود و شاید اگر سبز بود من رد میشدم و هیچ کدام از این اتفاقات نمیافتاد.
یک چاقو در جیبم بود و برای آن متهم شدم به خرابکاری
وی ادامه میدهد: ایستادم و اصلا فکر نکردم عکسگرفتن از آن فضا کار اشتباهی است. حتی به این فکر نکردم که کارم اشتباه است. حتی همان جا یک نفر دستبند سبز به من داد و گفت این را ببند و من هم بستم و همین یک نکته منفی برایم شد. یک چاقو هم در جیبم بود که برای آن هم اتهام اقدام به خرابکاری خوردم.
آنقدر نگران سگم بودم که به گریه افتادم
پرچمی میافزاید: حتی وقتی دستگیر شدم تمام مشکل سگم بود که آن را به یک درخت در چهارراه ولیعصر بستند. یعنی من همین طور با خنده داشتم میرفتم که یک نفر آمد و گفت بیا اینجا. دستم را گرفت و مرا سوار ماشین کرد. من با خودم گفتم لابد مرا شناخته و میخواهد نصیحت کند اما یکباره دیدم سر مرا فشار داد پایین و یک اسلحه هم گذاشت و گاز ماشین را گرفتند و رفتند.
من فقط نگران سگم بودم و آنقدر گریه کردم که خودش شماره یکی از دوستانم را گرفت و به او آدرس داد که برو و سگ را بردار. تازه بعد از اینکه رسیدیم مرا شناختند و گفتند شما چرا و بعد کمکم داستان زیاد شد که مگر میشود بدون قصد و نیت این کار را کرده باشی.
به آنها که دستگیرم کردند حق میدهم
وی خاطرنشان میکند: الان که فکر میکنم یک بخشی به آنها حق میدهم چون همان شب بیبیسی اعلام میکند که فلانی دستگیر شد و فردایش یک نفر امضایی که از من گرفته بود را روی سایت میگذارد که از اتفاق من هم جوگیر شده و یک شعر انقلابی نوشته بودم.
در اوین مدعیان آزادی اندیشه را آدمهایی متعصب دیدم
پرچمی درباره روزهای حضور در زندان اوین میگوید: من با آدمهایی که آنجا بودم تضاد پیدا کردم. دوستان سینماییام این طرف و آن طرف برایم کاری انجام دادند اما آنها با آن همه ادعا ... .
وی در توضیح نگاه آدمهای همبندش میافزاید: کمکهایی که برخی افراد و سیاسیون در آنجا میکردند برای این بود که در سایت بنویسند. یعنی اگر کاری هم میخواستند بکنند هدف بهرهبرداری تبلیغاتی بود ضمن اینکه من در همان جا بسیاری از دوستان مدعی آزادی اندیشه را دیدم که اتفاقا خیلی هم متعصب بودند.
پرچمی درباره خط قرمزهای همبندانش در زندان بیان میکند: مثلا در اوین گفتند بیا برنامه فرهنگی راه بینداز و فیلم نشان بده. مثلا میخواستم فیلم «نفوذی» را نشان دهم میگفتند نه این به سازمان مجاهدین توهین کرده است. خب در مملکت اسلامی فیلم به سازمان مجاهدین توهین کرده و شما ناراحتید؟ تازه توهین هم نکرده بود.
طرف می توانست یک سند برای حل مشکل من بگذارد اما این کار را هم نکرد
پرچمی ادامه میدهد: مثلا آقای فلانی که خیلی هم کلهگنده است میتوانست یک سند برای مشکل دیگر من بگذارد و برود در بوق و کرنا هم کند اما این کار را هم برای من نکردند.
بعد از آزادی شش ماه در لاهیجان بودم
این بازیگر درباره روزهای آزادی از زندان میگوید: حدودا شش ماه در همان سال ۹۱ برای اینکه خودم را یک مقدار جمع و جور کنم و از این فضاها دور باشم به کیانشهر لاهیجان رفتم.
وی ادامه میدهد: بعد که به تهران برگشتم با زمانی که در شمال بودم خیلی فرق نکرد. تنها بودم و با هیچکس ارتباطی نگرفتم.
جرم من اقدام علیه امنیت ملی بود
پرچمی پیرامون شایعات مبنی بر اتهامش به قاچاق مواد مخدر بیان میکند: جرم من اقدام علیه امنیت ملی بود.
اگر من هم جای امین حیایی بودم در «قلادههای طلا» بازی میکردم
رامین پرچمی که اخیرا برای بازی در فیلمی سیاسی به نام «فیلسوفهای احمق» قرارداد بسته است، در جایی از این گفتوگو میگوید: شنیدهام امین حیایی را برای بازی در «قلادههای طلا» اذیت کردهاند اما واقعا فکر نمیکنم به خاطر بازی در یک فیلم چنین رفتاری با یک هنرمند درست باشد.
وی در پاسخ به این سوال که اگر تو جای حیایی بودی در «قلادههای طلا» بازی میکردی، اظهار میکند: شاید اگر بگویم بله، باور نکنید.
گذران زندگی با ارث پدری
پرچمی که به دلیل مشکلات سیاسی مدتی ممنوعالکار بوده است، درباره گذران زندگی در دوران ممنوعالکاری خود میگوید: بخشی از امور زندگی را با ارث پدری گذراندم و بخشی را هم واقعا نمیدانم چطور گذشت.
وصلت با آن خانواده این امکان را فراهم کرد که مجله داشته باشم
رامین پرچمی که سالها سردبیری مجله «نقشآفرینان» را بر عهده داشت، درباره کار در آن مجله میگوید: کار بیشتر خانوادگی و رفاقتی بود. چند نفر دوست بودیم که میخواستیم مجله در بیاوریم. پدر همسرم هم حمایت میکرد و چاپخانه داشت. اصلا وصلت با آن خانواده این امکان را برایم فراهم کرد که بتوانم مجله داشته باشم.
دختر لعیا زنگنه که در بغلم بود الان بزرگ شده است
پرچمی درباره دوری چندسالهاش از وادی سینما و بازگشت خود بیان میکند: در آن مدت سراغ کسی نمیرفتم و طبیعتا کسی هم سراغ من نمیآمد. خیلی از دوستان سابق را در همین مدت اخیر دیدهام. با لعیا زنگنه بعد از ۲۰ سال دو هفته قبل صحبت کردم. آن زمان بچهاش کوچک بود و در بغل من اما الان همان بچه دخترخانمی شده که او را با یک غریبه اشتباه میگیرم.
اگر آن طرف میرفتم یکی مثل اندی میشدم یا داوود بهبودی
وی که اخیرا با خواندن یک قطعه در کانون توجه قرار گرفته درباره ماجرای خوانندگیاش هم میگوید: کلا مثل بازیگری خواندن هم برایم جذابیت داشت. همیشه دوست داشتم آواز بخوانم و کنسرت برگزار کنم. مطمئن باشید اگر یک روز آن طرف میرفتم وارد بخش سیاسی VOA نمیشدم؛ یکی مثل اندی یا حتی داوود بهبودی میشدم.
پارسا پیروزفر باید یک جمله را ۳۰ بار تمرین میکرد و من بدون تمرین بازی میکردم
رامین پرچمی درباره پارسا پیروزفر همبازیاش در سریال «در پناه تو« و فیلم «ضیافت» توصیف جالبی دارد. وی میگوید: من و پارسا دو قطب کاملا مخالفیم. پارسا اهل مصاحبه نیست و من خودم مصاحبهکنندهام. پارسا اهل هیچ مهمانی نیست و من، نه. در «ضیافت» او یک جمله را باید ۳۰ بار تمرین میکرد ولی من بدون تمرین جلوی دوربین میرفتم.
تبلیغات متنی
-
موسویان: شانس توافق با مذاکره مستقیم بیشتر است
-
آیا طلا در آستانه رکورد تاریخی جدید است؟
-
چهره جوان «ریما رامینفر» در ۳۱ سالگی و در اولین فیلمش
-
دو واریزی مهم برای یارانهبگیران در بهمنماه
-
محل میزبانی تراکتور از السد مشخص شد
-
توئیت جنجالی رئیسجمهور کلمبیا درباره ترامپ
-
وضعیت نگرانکننده سدهای تهران در میانه زمستان
-
ترامپ: جمعه بیواسطه با ایران مذاکره میکنیم!
-
تصویری از «صدام حسین» در یک اجلاس ضد مصری در بغداد
-
کافهای که با عشق ساخته شده بود، در آتش سوخت
-
ویتکاف از اسرائیل وارد ابوظبی شد
-
مطهری: ایران و آمریکا به توافقات اولیه رسیدهاند
-
عطسه محسن یگانه وسط اجرای آهنگ در کنسرت!
-
جزئیات کامل آرایش دریایی آمریکا در آبهای جنوب
-
اولین تصویر از جسد سیف الاسلام قذافی
-
ترامپ: جمعه بیواسطه با ایران مذاکره میکنیم!
-
مطهری: ایران و آمریکا به توافقات اولیه رسیدهاند
-
اولین تصویر از جسد سیف الاسلام قذافی
-
فریدونشهر اصفهان زیر بارش برف دفن شد
-
ویتکاف و نتانیاهو ۳ ساعت فقط درباره ایران حرف زدند
-
کنایه سنگین رسایی به معاون پزشکیان درباره صلح
-
کلکل نمادین پهپادهای ایران و آمریکا در فلایترادار
-
این سکانس از وحشی در حال دست به دست شدن است
-
الناز شاکردوست و سروش یک طرف؛ هادی چوپان هم آن طرف!
-
پشتپرده اصرار ایران برای تغییر محل مذاکره فاش شد
-
موافقت دولت ترامپ با درخواست تازه ایران
-
بارش برف و باران تا پنجشنبه ادامه دارد
-
سوتی جنجالی صداوسیما در پخش تصاویر جنگ ۱۲ روزه
-
شمخانی: جنگ حتمی است
-
ایران رسماً وارد فاز سالمندی شد
-
استعفای وکیل شاکی پرونده «پژمان جمشیدی»
-
پدیده دنیای مداحان در شبکه سه رونمایی شد
-
ساعدینیا بازداشت و تمام اموال وی مصادره شد
-
طراحی پوستر سفر کاریِ سعید جلیلی جلبتوجه کرد
-
تصمیم جدید درباره حقوق کارکنان دولت در سال ۱۴۰۵
-
زمان دیدار ویتکاف و عراقچی در استانبول مشخص شد
-
حامد بهداد و بهنوش طباطبایی دعوت جشنواره را پس فرستادند
-
آقای منوچهر هادی، معنی اعتراض را هم فهمیدیم!
-
مقام روسی: پیامهای آمریکا به ایران، اولتیماتوم هستند
-
حجت اشرفزاده همکاری با صداوسیما را متوقف کرد
-
تصاویری از آتشسوزی گسترده در غرب تهران
-
فراخوان برای آنفالو کردن هادی چوپان در اینستاگرام
-
الناز ملک: برای احترام به یکی از جانباختگان در جشنواره حاضر شدم!
-
الناز شاکردوست از سینما خداحافظی کرد
-
واکنش تند پدیده استقلال به برنامه شبکه افق
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل




نظر کاربران
دوستش داشتم قبلا ... الان دیگه نه
الان خودت رو تطهير كردي؟!
بيچاره كلن عوض شده!!....خدا كمكش كنه.
دوستش داشتم قبلا ... الان دیگه نه
آدم ها ظرفیت های مختلفی دارند .از چرخنده تا پرچمی ...هیچ وقت از آدم ها قهرمان نسازیم تا توی ذوق مون نخوره .
با کدوم منطق سیاسی و استراتژیک شما فتنه 88 رو حادثه نامیده اید؟؟؟؟؟
مرد اونه که اگر اشتباهی کرد پاش وایسه نه زیرش بزنه درکل کانفورمیست شدن خوب نیست به کشور خیانت کردید شماها بر علیه ولایت شعار دادید دونستید نمیشه کاری کرد جهتتون دوباره عوض شد چه احمقی میتونه حرفای تو رو باور کنه
در مورد ادما قضاوت نکنیم
بری تو اوین مطمئن باش آدم میای بیرون خیلی از کسا نمیفهمن محرومیت از خدمات اجتماعی یعنی چه ایران طلاست