علی مسعودی: مجازی باز نیستم!
علی مسعودی، فیلمنامه نویسی که با خندوانه چهره شد، از اتفاقا و ماجراهایش در فضای مجازی می گوید.
هفته نامه همشهری جوان: بعضی آدم ها اینقدر دلنشین و گیرا حرف می زنند که می شود با خیال راحت ساعت ها پای حرف هایشان نشست؛ بدون اینکه خمیازه ای بکشی یا با گوشه برآمده ناخن ات بازی کنی. علی مسعودی از این دست آدم هاست که در بیشتر موارد حرف های شیرین و دلنشینی دارد اما حرف که از تکنولوژی بزنی با همان سادگی مثال زدنی اش اعتراف می کند که خیلی اهل آپدیت شدن با فناوری روز نیست.

با این حال باز هم تصویر شیرینی از دنیای ذهنی اش ارائه می دهد؛ دنیایی که به شدت پاک و بی ریاست. مسعودی یا همان مشهدی خودمان تا قبل از اجراهایش در برنامه خنداننده برتر، خیلی درگیر اتفاقات فضای مجازی نبود ولی به محض اینکه شیرینی شهرت زیر دندانش مزه می کند، اتفاقات عجیب و غریب فضای مجازی کامش را تلخ می کند. قبل از پروسه عکاسی و ساخت داب اسمش اختصاصی علی مشهدی برای همشهری جوان، چای قندپهلو را ردیف کردیم و با خیال راحت پای حرف هایش نشستیم.
روزی چند ساعت توی فضای مجازی هستی؟
- مدام نه، ولی تایمی را برای این کار می گذارم؛ مثلا صبح یک بار، شب هم یک بار اینستاگرام را چک می کنم. هر بار در حد سه چهار دقیقه ولی از تلکرام بیشتر استفاده می کنم چون مورد مصرفش کاری است.
موج های مجازی مثل داب اسمش را پیگیری می کنی و خبر داری در شبکه های اجتماعی چه اتفاقاتی می افتد؟
- نه، یک ذره با تکنولوژی مشکل دارم. دیر یاد می گیرم. می ترسم قاتی کنم و مثلا یک چیزی که نباید را یک جایی بفرستم. از این توهم ها زیاد دارم. ما سراسر گاف هستیم دیگر. (می خندد) مثلا همین تلگرام را هم فقط در همین حد یاد گرفتم که چک کنم و پست بگذارم. توی تلگرام یک گروهی داریم که مدیرش امیر نوری است.
امیر جعفری و مجید صالحی و بقیه هم هستند. من یک بار حواسم نبود یک غریبه را وارد گروه کردم. خودم کپ کردم. بهش گفتم آقا اشتباهی وارد شدی، خواهش می کنم برو بیرون. گروه داشت از هم می پاشید چون حرف ها کاملا خصوصی بود.
اینستاگرام چطور؟ خودتان عکس و فیلم در آن می گذارید؟
- من فقط بلدم عکس بگذارم، آن هم با ترس و لرز که یک وقت اشتباه نفرستم. (می خندد)
معمولا عکس های تان چقدر لایک می خورد؟
- بیشترین اش ۲۳ هزارتا لایک گرفت.
بعد از خندوانه خیلی زیاد شد؟
- بله، دقیقا بهمن ماه پارسال زمان پیش تولید سریال «آقا و خانم سنگی» بود که حسین سلیمانی برایم اینستاگرام باز کرد. من این گوشی را تازه گرفته بودم. بعد حسین آمد و گفت بیا اینستا، من گفتم چی هست؟ یک ساعت توضیح داد. بعد مهدی ماهانی آمد و توضیحاتش را تکمیل کرد.

دقیقا تا شبی که برنامه من و مجید صالحی پخش شد، کلا ۲ هزار فالوئر بیشتر نداشتم. اوایل دیده ای آدم ذوق و شوق دارد و فکر می کند چه خبر است؟ آن شب ظرف ۲۴ ساعت مثلا ۲ هزار نفر به فالوئرهایم اضافه شد. این ادامه داشت، اوجش زمان مسابقه بود. الان فکر کنم ۱۳۶ هزارتاست.
اینکه یکدفعه تا این حد مشهور شدی اینقدر عادی است؟
- من الان ۴۴ سالم شده. شاید اگر یک جوان ۲۲ ساله بودم، خیلی برایم هیجان داشت. سال هاست با تمام این بچه هایی که سوپر استار هستند، رفاقت دارم. از مجید صالحی گرفته تا رضا عطاران و جواد رضویان. با همه اینها خاطره دارم. با هم این طرف و آن طرف رفته ایم و لطف مردم را به این بچه ها دیده ام. مهمترین بخش این است که این ماجرا یک انتهایی دارد. آدم نباید جوگیر شود و خودش را گم کند. اتفاق خاصی نیفتاده، فقط یک برنامه اجرا کرده ام.
سخت نبود این همه مدت که کار می کردی و دیده نمی شدی؟
- نه، برایم مهم نبود و به این مسئله اصلا فکر نکرده بودم. من با همه چیز زندگی حال می کنم. هر قدر مشهورتر بشوی، دردسرت بیشتر می شود. الان هم برایم هیچ فرقی نکرده. هر جایی بخواهم بروم یا پیاده می روم یا با مترو و بی آرتی.
این شهرت یکهویی در خیابان اذیتت نمی کند؟
- نه، وظیفه من بوده. مردم ۲۰ دقیقه وقت می گذارند کار من را می بینند. «یا مکن یا پیل بانان دوستی، یا بنا کن خانه ای درخور پیل» من یا نباید می رفتم یا وقتی که رفتم باید به عواقب و تبعاتش هم فکر می کردم. پذیرفتم وقتی که از خانه می آیم بیرون، دیگر باید همه مشکلاتم را فراموش کنم و حالا آن ۲۰ دقیقه نیم ساعتی که قرار است در خیابان باشم، احتمال دارد یک ساعت طول بکشد.
هر کس می آید، من باید برایش وقت بگذارم. اگر سوالی دارد، عکسی می خواهد بگیرد. باید وقت بگذارم چون دلش می شکند. من روی صفحه تلویزیون آمدم یک چیزی از خودم نشان دادم و طرف یک ارتباط عاطفی با من برقرار کرده. باید حواسم باشد دلش نشکند. یک عکس گرفتن نهایتا دو دقیقه وقت می گیرد.

پیش نیامده وقتی حالت خوب نیست یا عصبانی هستی، چنین توقعی داشته باشند؟
- چرا پیش آمده. اگر ۲۳ ساله بودم شاید اذیت می شدم ولی الان نه؛ مثلا در فرودگاه واقعا داشت دیرم می شد. باید از مردم خواهش کنم. نباید دستوری بگویم که من پرواز دارم. گفتم دمت گرم، بگذار بروم دیرم شده، یعنی همین را هم باید حواسم باشد که چطوری با مردم برخورد کنم چون آن لحظه طرف جای من نیست، ممکن است دلش بشکند و ناراحت شود.
در فضای مجازی چطور؟ آنجا اگر کسی حرفی بزند، جواب می دهی؟
- بله، مثلا در دایرکت پیام زیاد می گذارند. بعضی وقت ها که می بینم بعضی ها حال شان خراب است و یک چیزی گفته اند، جواب می دهم؛ مثلا یک بار یکی ۲۰ تا پیغام در دایرکت گذاشته بود که من ندیده بودم. بعد زده بود: «تو خیلی آدم مغروری هستی. فکر نمی کردم اینطوری باشی.» جواب دادم به خدا من هم کار دارم، خودت را بگذار جای من.
شما تنها کسی نیستی که پیغام می دهی. خیلی ها هستند مثل شما بزرگوارند و لطف دارند. من اگر بخواهم جواب تک تک این آدم ها را بدهم، دیگر نه به کارم می رسم نه زندگی ام. بعد خودش جواب داد که بله، ببخشید. حق با شماست. سعی کردم جواب کسانی را که ناراحت شده اند، بدهم و دلجویی کنم.
جواب فحاشی های مجازی را هم می دهی؟
- شب آخر که برنامه پخش شد، اجرای ژوله و غفوریان بود. من از ساعت ۱۰ صبح رفته بودم سر لوکیشن. آدم خسته می شود دیگر. ده و نیم شب هم پرواز داشتم. وقتی بچه ها اجرا کردند، رامبد پرسید اجرای کدام را بیشتر دوست داشتی؟ من گفتم از دست ژوله خندیدم ولی یک بخش هایی از اجرای مهران - که در پخش حذف شد - خیلی بامزه بود. موقع اجرای مهران واقعا می خواستم روی زمین غلت بخورم.
بعد آمدم اینستا دیدم یکسری دارند می گویند: «حسود! خجالت بکش.»
آن شب یک مقدار ناراحت شدم. همانجا جواب دادم که بی انصافی نکنید و متاسفم برای یک عده. نمی دانم چرا اسم مسابقه که می آمد، یکدفعه یک چیزهایی می گفتند که آدم تعجب می کرد. (می خندد) من معتقدم اینستا مثل خانه ام می ماند و هر کس آمد، قدمش روی چشم هایم.
اوایل وقتی کسی حرف بدی می زد، می گفتم «داداش خودتو عشقه، ولش کن این بازی ها رو». خیلی هایشان می گفتند آقا ببخشید شرمنده. اما از یک جایی به بعد اینقدر این مسئله زیاد شد که تصمیم گرفتم دیگر این کار را نکنم.
نقد کردن خوب است، اشکال ندارد ولی یک عده می آمدند یک فحش هایی می دادند که واقعا آدم را آزار می داد. با خودم گفتم کسی که اینقدر شعورش پایین است، در خانه من نباشد بهتر است دیگر. همه شان را بلاک کردم. فکر کنم کلا ۵۰ نفر را بلاک کردم.

در دنیای واقعی هم چنین اتفاقاتی می افتد؟
- نه، همه خوب و خوش هستند، در دنیای واقعی همه لطف داشتند. مردم ایران مهربانند.
قبل از دربی هم که در استادیوم بازی داشتی و حسابی تشویق شدی.
- بله. راستش را بخواهی من نه پرسپولیسی هستم و نه استقلالی. در یک سنی باید طرفدار این دو تیم بشوی. شاید باورت نشود. من تا سال ۷۸ نمی دانستم که دو تیم به اسم استقلال و پرسپولیس وجود دارند (خنده) یعنی اینقدر پرت بودم.
یعنی این همه روزنامه می خواندی و تلویزیون می دیدی، حرفی از استقلال و پرسپولیس نشنیده بودی؟
- نه، ببین من عاشق ورزش های انفرادی هستم؛ یعنی عاشق بوکس، کاراته، تکواندو، کشتی؛ مثلا استان خراسان یک تیم بوکس داشت. اول از شهرستان ها می آمدند در مشهد مسابقه می دادند، بعد تیم استان خراسان می رفت مسابقه می داد. اینجوری بود. من همیشه در این ذهنیت بودم. فکر می کردم فوتبال هم همینجوری است. استان خراسان یک تیمی دارد، هر استان یک تیم فوتبالی دارد و می آیند مسابقه می دهند، بعد هم می گفتم خب تیم ملی است دیگر. (خنده)

با این حال باز هم تصویر شیرینی از دنیای ذهنی اش ارائه می دهد؛ دنیایی که به شدت پاک و بی ریاست. مسعودی یا همان مشهدی خودمان تا قبل از اجراهایش در برنامه خنداننده برتر، خیلی درگیر اتفاقات فضای مجازی نبود ولی به محض اینکه شیرینی شهرت زیر دندانش مزه می کند، اتفاقات عجیب و غریب فضای مجازی کامش را تلخ می کند. قبل از پروسه عکاسی و ساخت داب اسمش اختصاصی علی مشهدی برای همشهری جوان، چای قندپهلو را ردیف کردیم و با خیال راحت پای حرف هایش نشستیم.
روزی چند ساعت توی فضای مجازی هستی؟
- مدام نه، ولی تایمی را برای این کار می گذارم؛ مثلا صبح یک بار، شب هم یک بار اینستاگرام را چک می کنم. هر بار در حد سه چهار دقیقه ولی از تلکرام بیشتر استفاده می کنم چون مورد مصرفش کاری است.
موج های مجازی مثل داب اسمش را پیگیری می کنی و خبر داری در شبکه های اجتماعی چه اتفاقاتی می افتد؟
- نه، یک ذره با تکنولوژی مشکل دارم. دیر یاد می گیرم. می ترسم قاتی کنم و مثلا یک چیزی که نباید را یک جایی بفرستم. از این توهم ها زیاد دارم. ما سراسر گاف هستیم دیگر. (می خندد) مثلا همین تلگرام را هم فقط در همین حد یاد گرفتم که چک کنم و پست بگذارم. توی تلگرام یک گروهی داریم که مدیرش امیر نوری است.
امیر جعفری و مجید صالحی و بقیه هم هستند. من یک بار حواسم نبود یک غریبه را وارد گروه کردم. خودم کپ کردم. بهش گفتم آقا اشتباهی وارد شدی، خواهش می کنم برو بیرون. گروه داشت از هم می پاشید چون حرف ها کاملا خصوصی بود.
اینستاگرام چطور؟ خودتان عکس و فیلم در آن می گذارید؟
- من فقط بلدم عکس بگذارم، آن هم با ترس و لرز که یک وقت اشتباه نفرستم. (می خندد)
معمولا عکس های تان چقدر لایک می خورد؟
- بیشترین اش ۲۳ هزارتا لایک گرفت.
بعد از خندوانه خیلی زیاد شد؟
- بله، دقیقا بهمن ماه پارسال زمان پیش تولید سریال «آقا و خانم سنگی» بود که حسین سلیمانی برایم اینستاگرام باز کرد. من این گوشی را تازه گرفته بودم. بعد حسین آمد و گفت بیا اینستا، من گفتم چی هست؟ یک ساعت توضیح داد. بعد مهدی ماهانی آمد و توضیحاتش را تکمیل کرد.

دقیقا تا شبی که برنامه من و مجید صالحی پخش شد، کلا ۲ هزار فالوئر بیشتر نداشتم. اوایل دیده ای آدم ذوق و شوق دارد و فکر می کند چه خبر است؟ آن شب ظرف ۲۴ ساعت مثلا ۲ هزار نفر به فالوئرهایم اضافه شد. این ادامه داشت، اوجش زمان مسابقه بود. الان فکر کنم ۱۳۶ هزارتاست.
اینکه یکدفعه تا این حد مشهور شدی اینقدر عادی است؟
- من الان ۴۴ سالم شده. شاید اگر یک جوان ۲۲ ساله بودم، خیلی برایم هیجان داشت. سال هاست با تمام این بچه هایی که سوپر استار هستند، رفاقت دارم. از مجید صالحی گرفته تا رضا عطاران و جواد رضویان. با همه اینها خاطره دارم. با هم این طرف و آن طرف رفته ایم و لطف مردم را به این بچه ها دیده ام. مهمترین بخش این است که این ماجرا یک انتهایی دارد. آدم نباید جوگیر شود و خودش را گم کند. اتفاق خاصی نیفتاده، فقط یک برنامه اجرا کرده ام.
سخت نبود این همه مدت که کار می کردی و دیده نمی شدی؟
- نه، برایم مهم نبود و به این مسئله اصلا فکر نکرده بودم. من با همه چیز زندگی حال می کنم. هر قدر مشهورتر بشوی، دردسرت بیشتر می شود. الان هم برایم هیچ فرقی نکرده. هر جایی بخواهم بروم یا پیاده می روم یا با مترو و بی آرتی.
این شهرت یکهویی در خیابان اذیتت نمی کند؟
- نه، وظیفه من بوده. مردم ۲۰ دقیقه وقت می گذارند کار من را می بینند. «یا مکن یا پیل بانان دوستی، یا بنا کن خانه ای درخور پیل» من یا نباید می رفتم یا وقتی که رفتم باید به عواقب و تبعاتش هم فکر می کردم. پذیرفتم وقتی که از خانه می آیم بیرون، دیگر باید همه مشکلاتم را فراموش کنم و حالا آن ۲۰ دقیقه نیم ساعتی که قرار است در خیابان باشم، احتمال دارد یک ساعت طول بکشد.
هر کس می آید، من باید برایش وقت بگذارم. اگر سوالی دارد، عکسی می خواهد بگیرد. باید وقت بگذارم چون دلش می شکند. من روی صفحه تلویزیون آمدم یک چیزی از خودم نشان دادم و طرف یک ارتباط عاطفی با من برقرار کرده. باید حواسم باشد دلش نشکند. یک عکس گرفتن نهایتا دو دقیقه وقت می گیرد.

پیش نیامده وقتی حالت خوب نیست یا عصبانی هستی، چنین توقعی داشته باشند؟
- چرا پیش آمده. اگر ۲۳ ساله بودم شاید اذیت می شدم ولی الان نه؛ مثلا در فرودگاه واقعا داشت دیرم می شد. باید از مردم خواهش کنم. نباید دستوری بگویم که من پرواز دارم. گفتم دمت گرم، بگذار بروم دیرم شده، یعنی همین را هم باید حواسم باشد که چطوری با مردم برخورد کنم چون آن لحظه طرف جای من نیست، ممکن است دلش بشکند و ناراحت شود.
در فضای مجازی چطور؟ آنجا اگر کسی حرفی بزند، جواب می دهی؟
- بله، مثلا در دایرکت پیام زیاد می گذارند. بعضی وقت ها که می بینم بعضی ها حال شان خراب است و یک چیزی گفته اند، جواب می دهم؛ مثلا یک بار یکی ۲۰ تا پیغام در دایرکت گذاشته بود که من ندیده بودم. بعد زده بود: «تو خیلی آدم مغروری هستی. فکر نمی کردم اینطوری باشی.» جواب دادم به خدا من هم کار دارم، خودت را بگذار جای من.
شما تنها کسی نیستی که پیغام می دهی. خیلی ها هستند مثل شما بزرگوارند و لطف دارند. من اگر بخواهم جواب تک تک این آدم ها را بدهم، دیگر نه به کارم می رسم نه زندگی ام. بعد خودش جواب داد که بله، ببخشید. حق با شماست. سعی کردم جواب کسانی را که ناراحت شده اند، بدهم و دلجویی کنم.
جواب فحاشی های مجازی را هم می دهی؟
- شب آخر که برنامه پخش شد، اجرای ژوله و غفوریان بود. من از ساعت ۱۰ صبح رفته بودم سر لوکیشن. آدم خسته می شود دیگر. ده و نیم شب هم پرواز داشتم. وقتی بچه ها اجرا کردند، رامبد پرسید اجرای کدام را بیشتر دوست داشتی؟ من گفتم از دست ژوله خندیدم ولی یک بخش هایی از اجرای مهران - که در پخش حذف شد - خیلی بامزه بود. موقع اجرای مهران واقعا می خواستم روی زمین غلت بخورم.
بعد آمدم اینستا دیدم یکسری دارند می گویند: «حسود! خجالت بکش.»
آن شب یک مقدار ناراحت شدم. همانجا جواب دادم که بی انصافی نکنید و متاسفم برای یک عده. نمی دانم چرا اسم مسابقه که می آمد، یکدفعه یک چیزهایی می گفتند که آدم تعجب می کرد. (می خندد) من معتقدم اینستا مثل خانه ام می ماند و هر کس آمد، قدمش روی چشم هایم.
اوایل وقتی کسی حرف بدی می زد، می گفتم «داداش خودتو عشقه، ولش کن این بازی ها رو». خیلی هایشان می گفتند آقا ببخشید شرمنده. اما از یک جایی به بعد اینقدر این مسئله زیاد شد که تصمیم گرفتم دیگر این کار را نکنم.
نقد کردن خوب است، اشکال ندارد ولی یک عده می آمدند یک فحش هایی می دادند که واقعا آدم را آزار می داد. با خودم گفتم کسی که اینقدر شعورش پایین است، در خانه من نباشد بهتر است دیگر. همه شان را بلاک کردم. فکر کنم کلا ۵۰ نفر را بلاک کردم.

در دنیای واقعی هم چنین اتفاقاتی می افتد؟
- نه، همه خوب و خوش هستند، در دنیای واقعی همه لطف داشتند. مردم ایران مهربانند.
قبل از دربی هم که در استادیوم بازی داشتی و حسابی تشویق شدی.
- بله. راستش را بخواهی من نه پرسپولیسی هستم و نه استقلالی. در یک سنی باید طرفدار این دو تیم بشوی. شاید باورت نشود. من تا سال ۷۸ نمی دانستم که دو تیم به اسم استقلال و پرسپولیس وجود دارند (خنده) یعنی اینقدر پرت بودم.
یعنی این همه روزنامه می خواندی و تلویزیون می دیدی، حرفی از استقلال و پرسپولیس نشنیده بودی؟
- نه، ببین من عاشق ورزش های انفرادی هستم؛ یعنی عاشق بوکس، کاراته، تکواندو، کشتی؛ مثلا استان خراسان یک تیم بوکس داشت. اول از شهرستان ها می آمدند در مشهد مسابقه می دادند، بعد تیم استان خراسان می رفت مسابقه می داد. اینجوری بود. من همیشه در این ذهنیت بودم. فکر می کردم فوتبال هم همینجوری است. استان خراسان یک تیمی دارد، هر استان یک تیم فوتبالی دارد و می آیند مسابقه می دهند، بعد هم می گفتم خب تیم ملی است دیگر. (خنده)
تبلیغات متنی
-
کنارهگیری زهرا علیزاده از تیم ملی در پی اتفاقات اخیر
-
حرفهای عجیب عضو ۸۴ ساله شورای شهر تهران
-
پیشنهاد اعدام بازداشتیها در صورت حمله آمریکا
-
بیتکوین دوباره در ۲۴ ساعت گذشته سقوط کرد
-
رای نهایی استیناف، جدول لیگ را بههم ریخت!
-
چند ایرانی که ساعات اخیر را دربست مال خود کردند
-
عضو هیئترئیسه مجلس از دنیای تصورات روحانی پرده برداشت
-
ریزش سنگ و بهمن مسافران این جاده را تهدید میکند
-
پیام واضح بهاره هدایت به میرحسین موسوی
-
آتش سوزی در خیابان خیام تهران
-
بهنام یخچالی قید تیم ملی را زد؛ نمیتوانم به غم مردم بیتفاوت باشم
-
این شرکت خودرویی هم محصولاتش را گران کرد
-
زلزله شدید صبحگاهی عسلویه را لرزاند
-
رویترز: فرستاده ترامپ به عراق، برکنار شد
-
حرکت زشت و زننده مجری شبکه افقِ صداوسیما
-
کنارهگیری زهرا علیزاده از تیم ملی در پی اتفاقات اخیر
-
حرفهای عجیب عضو ۸۴ ساله شورای شهر تهران
-
بیتکوین دوباره در ۲۴ ساعت گذشته سقوط کرد
-
رای نهایی استیناف، جدول لیگ را بههم ریخت!
-
چند ایرانی که ساعات اخیر را دربست مال خود کردند
-
پیام واضح بهاره هدایت به میرحسین موسوی
-
بهنام یخچالی قید تیم ملی را زد؛ نمیتوانم به غم مردم بیتفاوت باشم
-
حرکت زشت و زننده مجری شبکه افقِ صداوسیما
-
خبر مربوط به عقبنشینی لینکلن کار ایرانیها بود!
-
خودش و دخترش؛ خانوادهای که خیلی در خبرها حضور دارند
-
پیشبینی هوای تهران طی ۲ روز آینده
-
ترامپ چارچوب توافق احتمالی با ایران را اعلام کرد
-
برای آنها که در عزای عزیزانشان خستگیناپذیر میرقصند
-
یک ترانه از داریوش که پس از ۴۰ سال محبوب شد
-
ورود کاروان نظامی بزرگ آمریکا به عراق
-
کریسمسِ صداوسیمای ایران تا ابد عزادار شد
-
احکام برخی دستگیرشدگان اعتراضات اخیر صادر شد
-
ناو هواپیمابر لینکلن دریای عمان را ترک کرد
-
صابرین نیوز: ادعاهای کارشناس شبکه افق مضحک است!
-
در ساعات اخیر مهدی قایدی در صدر چهرههای پربحث است
-
نعمیه نظامدوست: دلم میخواهد بمیرم
-
بازیکن خارجی استقلال آماده پخش زنده جنگ ایران و آمریکا شد!
-
تاییدنشده؛ شرط آمریکا برای انصراف از اقدام نظامی!
-
دو انفجار خبرساز در اهواز و بندرعباس
-
ترامپ امشب از یک تصمیم جدید درباره ایران خبر داد
-
رزمایش مشترک ایران، روسیه و چین تکذیب شد؟
-
در ساعات اخیر احتمال حمله آمریکا به ایران کاهش یافت
-
پرواز پهپاد شناسایی ایران بر فراز خلیج فارس
-
وضعیت تعطیلی مدارس تهران، شنبه ۱۱ بهمن
-
موضع عربستان درباره جنگ با ایران ۱۸۰ درجه تغییر کرد
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
ارسال نظر