بازگشت امیر تاجیک به موسیقی به همراه برادرش
«امیر» و «امید» نه تنها رابطه کاری بسیار خوب و موجهی دارند؛ بلکه خون برادرانه جاری در رگ هایشان، آنها را بسیار صمیمی و مورد اعتماد و احترام هم قرار داده است.
مجله خانواده سبز - آروین حسن زاده، سعید جمالی: همانند سینما و دنای بازیگری و فیلمسازی، در موسیقی هم شاهد حضور پیوندهای کاری خانوادگی هستیم و گاه از یک خانواده و یک نام خانوادگی، دو یا حتی چند چهره وارد این فضا شده اند. در میان روابط مختلف خونی که در فضای موسیقی فعالیت می کنند، برادران فعال هم سهمی قابل توجه دارند.
شاید اگر بخواهیم به یکی از قدیمی های این عرصه و در عین حال معروف ترین و محبوب ترین شان اشاره کنیم، برادران «تاجیک» باشند. «امیر» و «امید» نه تنها رابطه کاری بسیار خوب و موجهی دارند؛ بلکه خون برادرانه جاری در رگ هایشان، آنها را بسیار صمیمی و مورد اعتماد و احترام هم قرار داده است. با آنها از بازگشت پر سروصدای شان به حیطه موسیقی آن هم با انتشار چند قطعه شنیدنی و دنیای برادرانهشان گفتیم و شنیدیم.

دنبال کارهایم هستند
امیر: متاسفانه بازخوردهایی که در سال های اخیر دیدم و فضایی که بر موسیقی ما حاکم شده بود، باعث شد تا دچار دلسردی بشوم و شاید حتی به این فکر می کردم دیگر این کار را دنبال نکنم! اما بعد متوجه شدم که مخاطبینی دارم که دنبال کارهایم هستند و مدام از من می پرسیدند چرا صحنه را خالی کرده ای؟
به همین علت با تیمی از بچه های جدید که صاحب افکار تازه در ملودی و ترانه هستند، کار را شروع کرده ایم. اگر این ملودی ها از سوی امید تایید بشود یا ترانه هایی را بپسندم، در مجموعه خودمان آن کار را تولید می کنیم. امید برادرم تمام مسئولیت کار را از ساخت، تنظیم، نظارت به آثاری که برایمان فرستاده می شود و ضبط، میکس، مستر را خود به عهده دارد.
بازگشت با ایده های جدید
امیر: به تازگی ۴ قطعه منتشر کرده ام و به اصطلاحا بازگشت تازه ای را استارت زده ام. قصدم این بود که مخاطب و بازار را محک تازه ای بزنم. با تغییراتی که انجام شد، دیدم چقدر استقبال خوبی از این کارها صورت گرفت و مردم همچنان ما را به یاد داشتند و پیگیر کارهای مان هستند، به همین علت تصمیم گرفتم به سرعت مقدمات انتشار آلبوم تازه ای را فراهم کنم.
چارچوب های کار خاص دو نفره
امید: کار «بارون» بسیار مورد استقبال واقع شد و قصد داریم باز هم کارهایی را به شکل مشترک و دو نفره اجرا کنیم. البته چارچوب های خاص خودمان را داریم و پایمان را از اعتقادات قلبی مان بیرون نمی گذاریم.
عاشقانه های عامیانه
امیر: من می خواستم با موسیقی و کلامی که انتخاب می کنم به مردم پیامی بدهم. در واقع بخشی از سبک کاری من به ایده های ذهنی و ایدئولوژی فکری ام برمی گردد. ما هم می توانستیم با چند ملودی ابتدایی شاد و ریتمیک و ترانه های عامیانه تر که فقط عشق زمینی و بین دو جنس مخالف را تداعی می کند، دل خیلی از جوان ها را به دست بیاوریم. کار ریتمیک و عاشقانه خواندن که کاری ندارد اما من به نوبه خودم در قبال جامعه مسئول هستم و نمی خواهم ادبیات نامناسبی را رایج کنم.

دفاع از خاک وطن
امیر: من جزو آدم هایی هستم که عقیده و تعصب خاصی نسبت به کشورم دارم. سال ۶۴ به جبهه رفتم چون به کشورم علاقه و تعصب داشتم. شاید به چهره ام نخورد ولی اگر همین الان هم لازم باشد از خاک وطنم دفاع می کنم. این ذات من است و نمی توانم آن را عوض کنم. در ابتدا از صفر شروع کردم و از خدا و مردم بسیار ممنون هستم که مرا به عنوان یک هنرمند پذیرفته اند. در این مسیر غرور و تمام شخصیت های بدی که ممکن بود به خودم بگیرم را کشتم چون معتقد هستم هیچ فاصله ای بین آدم ها نیست و از مردم انرژی می گیرم و خوشحال هستم که به آنها انرژی می دهم.
فضای رقابت سالم
امید: بسیاری از دوستانی که این روزها معروف شده اند و پشت سر هم کنسرت می دهند، مدیون امکاناتی هستند که در زمان ما رایج و مرسوم نبود، امکاناتی مانند پخش آهنگ در اینترنت یا پخش کلیپ در ماهواره! ما هم می توانستیم همین کارها را انجام دهیم اما این کار را نکردیم. به نظرم، رقابتی سالم است که شرایط در آن برای همه یکسان باشد.
امیر: رقابت سالم یعنی این که وقتی قرار است کنسرتی اجرا شود، نگاه منصفانه و برابری را برای همه ایجاد کنند نه فقط برای تعدادی از هنرمندان... افرادی هستند که با ایجاد فضای حجمی و نابرابر بحران درست می کنند ولی در این زمینه نباید با تمهیداتی، خوانندگان قدیمی مانند من را از نظرها دور کنند و بگویند بلیت امثال ما فروخته نمی شود، چون مخاطب نداریم! این سم پاشی ها فضای کار را ناعادلانه می کند. حتی وقتی بعد از چند سال آلبوم منتشر شد، بعد از مدتی متوجه شدم از تیراژ ۱۵۰ هزار نسخه ای کارم تنها ۴۰ هزار نسخه آن را پخش کرده اند.
موسیقی ما و موسیقی ترکیه
امیر: نمی دانم ضابطه اخذ مجوز در حال حاضر به چه شکل است؟! بسیاری از چهره هایی که الان به راحتی کنسرت می گذارند، کارهای غیرمجاز بسیاری انجام داده بودند که اصلا فکرش را هم نمی کردید که بتوانند روزی مجوز بگیرند! به نظرم ما یا شتر هستیم یا مرغ. قرار نیست شترمرغ باشیم! من نمی دانم آیا وزارت ارشاد از این وضعیت ناراضی نیست؟ اگر سازمانی به نام وزارت ارشاد وجود ندارد که هیچ اما اگر وجود دارد و این شکل کارها انجام می گیرد، به نظرم بی احترامی به این وزارتخانه است!
امید: برای ضبط یکی از کارها به ترکیه رفته بودیم که در آنجا به مورد جالبی برخورد کردم. اگر قرار باشد شما به هر سبکی در ترکیه آلبوم موسیقی منتشر کنید، طبق قانون آن کشور حتما باید بخش از فرهنگ ترکیه در کارتان باشد، یا یکی از سازهای سنتی ترکیه در اثرتان نواخته شود تا به شما مجوز انتشار بدهند. حالا اینجا برعکس است و آهنگسازها و خوانندگان ما، کارهای کاملا غیروطنی را می گیرند و فقط یک کلام فارسی روی آن می گذارند و با ظاهر و پوشش غیروطنی منتشر می کنند!
فالوئرهای اختیاری و اجباری
امیر: روزی که صفحه اینستاگرام خودم را راه اندازی کردم، برای خودم هم بسیار جالب بود که مردم همچنان من و کارهایم را دنبال می کنند. من به دنبال خرید هواداران دروغین نیستم.

حاشیه های یک بازیگر تازه کار
امیر: شاید جالب باشد بدانید که من از بازیگری و تئاتر شروع کردم و با دوستانی مانند اکبر کشن فلاح و جعفر دهقان دوست بودیم و با تعدادی از همکلاسی های خود کار تئاتر می کردیم و آقای مجید مجیدی بچه محل ما بود. کارهایی را داشتیم، چهار اجرای صحنه حرفه ای را تجربه کردم. اتفاقا در یکی از همان اجراها بود که باید می خواندم و وقتی دوستان جنس صدای من را شنیدند، پیشنهاد دادند که به سمت خوانندگی بروم. در عرصه بازیگری به نوعی به آقای ایرج قادری مدیون هستم. در فیلم «چشمان سیاه» با ایشان همکاری داشتم. فیلم دیگری را هم به نام «هشتمین روز» بازی کردم. نمی دانم چه اتفاقی افتاد که بازیگری را دنبال نکردم.
امید: اجازه بدهید من توضیح بدهم... امیر همین حالا هم پیشنهادهای بازیگری زیادی دارد اما با یک تصمیم خودخواسته وارد این کار نمی شود!
FBC یا آر پی چی ۱۲۰
امیر: جالب است که بعضی از دوستان خواننده مدعی هستند که می خواهند با ماهواره و خواننده های آن طرف آب مبارزه کنند ولی خودشان از دل همین ماهواره ها معروف شده اند، حتی فرهنگ لباس پوشیدن جوان ها را هم تغییر داده اند یا گویش های بسیار بدی را باب کرده اند! حتی بعضی از این دوستان اسم های عجیب و غربی برای خود انتخاب کرده اند. FBC یا آر پی چی ۱۲۰ و ... در بعضی از این کنسرت ها از صدای خوب خبری نیست؛ تنها مُد لباس است که ارائه می شود.
مست باش و مخروش
امیر: متاسفانه بحث ظاهربینی بسیار رایج شده است. افرادی هستند که ظاهر بسیار رنگارنگ و خوبی دارند ولی از درون تهی هستند؛ با این حال مورد احترام هستند چون خیلی ها عادت کرده اند که فقط به ظاهر توجه کنند. کسی اگر اتومبیل لوکس دارد و لباس های جذاب و گرانقیمت می پوشد بیشتر مورد توجه قرار می گیرد اما کسی که اندیشه ای در سر دارد و می فهمد ولی ظاهر ساده دارد باید در خانه گوشه نشین بماند!

به قول خواجه عبدالله انصاری: «مست باش و مخروش، گرم باش و مجوش، شکسته باش و خاموش» البته من منکر آراستگی و ظاهر خوب نیستم. لباس های خوبی گاها مُد شد اما واقعا بعضی از چیزهایی که مد می شود شایسته یک ایرانی نیست، چه برسد به یک هنرمند ایرانی! با این همه شعاری که در مورد جلوگیری از اشاعه فرهنگ غلط شرق و غرب می دهیم، اتفاقا وجود این مُدها در بین هنرمندان خودش یک تهاجم فرهنگی است. من و نسل من پای عقاید و ایدئولوژی های خود ایستادیم چون معتقد بودیم جوانی که آینده ساز این مملکت است باید تفکر و بینش درستی هم داشته باشد.
همین هستم که بودم!
امیر: شهرت باعث نشد تا من خودم را نسبت به خانواده ام یا مردم، تافته جدابافته ای بدانم. من هنوز همان امیر تاجیک ۱۰ سال پیش هستم. ۱۰ سال بعد هم اگر زنده باشم باز هم همین آدم خواهم بود. حتی در زمان پخش کار «در زیر آسمان شهر» دوره اوج کاری ام بود، باز همین امیر تاجیک بودم. در پایان از این که این فرصت برایمان از طریق شما دوستان مهربان ایجاد گردید، سپاسگزارم و به امید فرهنگی سراسر از مهر و لبریز از عشق و محبت و دور از هرگونه بدی...
شاید اگر بخواهیم به یکی از قدیمی های این عرصه و در عین حال معروف ترین و محبوب ترین شان اشاره کنیم، برادران «تاجیک» باشند. «امیر» و «امید» نه تنها رابطه کاری بسیار خوب و موجهی دارند؛ بلکه خون برادرانه جاری در رگ هایشان، آنها را بسیار صمیمی و مورد اعتماد و احترام هم قرار داده است. با آنها از بازگشت پر سروصدای شان به حیطه موسیقی آن هم با انتشار چند قطعه شنیدنی و دنیای برادرانهشان گفتیم و شنیدیم.

دنبال کارهایم هستند
امیر: متاسفانه بازخوردهایی که در سال های اخیر دیدم و فضایی که بر موسیقی ما حاکم شده بود، باعث شد تا دچار دلسردی بشوم و شاید حتی به این فکر می کردم دیگر این کار را دنبال نکنم! اما بعد متوجه شدم که مخاطبینی دارم که دنبال کارهایم هستند و مدام از من می پرسیدند چرا صحنه را خالی کرده ای؟
به همین علت با تیمی از بچه های جدید که صاحب افکار تازه در ملودی و ترانه هستند، کار را شروع کرده ایم. اگر این ملودی ها از سوی امید تایید بشود یا ترانه هایی را بپسندم، در مجموعه خودمان آن کار را تولید می کنیم. امید برادرم تمام مسئولیت کار را از ساخت، تنظیم، نظارت به آثاری که برایمان فرستاده می شود و ضبط، میکس، مستر را خود به عهده دارد.
بازگشت با ایده های جدید
امیر: به تازگی ۴ قطعه منتشر کرده ام و به اصطلاحا بازگشت تازه ای را استارت زده ام. قصدم این بود که مخاطب و بازار را محک تازه ای بزنم. با تغییراتی که انجام شد، دیدم چقدر استقبال خوبی از این کارها صورت گرفت و مردم همچنان ما را به یاد داشتند و پیگیر کارهای مان هستند، به همین علت تصمیم گرفتم به سرعت مقدمات انتشار آلبوم تازه ای را فراهم کنم.
چارچوب های کار خاص دو نفره
امید: کار «بارون» بسیار مورد استقبال واقع شد و قصد داریم باز هم کارهایی را به شکل مشترک و دو نفره اجرا کنیم. البته چارچوب های خاص خودمان را داریم و پایمان را از اعتقادات قلبی مان بیرون نمی گذاریم.
عاشقانه های عامیانه
امیر: من می خواستم با موسیقی و کلامی که انتخاب می کنم به مردم پیامی بدهم. در واقع بخشی از سبک کاری من به ایده های ذهنی و ایدئولوژی فکری ام برمی گردد. ما هم می توانستیم با چند ملودی ابتدایی شاد و ریتمیک و ترانه های عامیانه تر که فقط عشق زمینی و بین دو جنس مخالف را تداعی می کند، دل خیلی از جوان ها را به دست بیاوریم. کار ریتمیک و عاشقانه خواندن که کاری ندارد اما من به نوبه خودم در قبال جامعه مسئول هستم و نمی خواهم ادبیات نامناسبی را رایج کنم.

دفاع از خاک وطن
امیر: من جزو آدم هایی هستم که عقیده و تعصب خاصی نسبت به کشورم دارم. سال ۶۴ به جبهه رفتم چون به کشورم علاقه و تعصب داشتم. شاید به چهره ام نخورد ولی اگر همین الان هم لازم باشد از خاک وطنم دفاع می کنم. این ذات من است و نمی توانم آن را عوض کنم. در ابتدا از صفر شروع کردم و از خدا و مردم بسیار ممنون هستم که مرا به عنوان یک هنرمند پذیرفته اند. در این مسیر غرور و تمام شخصیت های بدی که ممکن بود به خودم بگیرم را کشتم چون معتقد هستم هیچ فاصله ای بین آدم ها نیست و از مردم انرژی می گیرم و خوشحال هستم که به آنها انرژی می دهم.
فضای رقابت سالم
امید: بسیاری از دوستانی که این روزها معروف شده اند و پشت سر هم کنسرت می دهند، مدیون امکاناتی هستند که در زمان ما رایج و مرسوم نبود، امکاناتی مانند پخش آهنگ در اینترنت یا پخش کلیپ در ماهواره! ما هم می توانستیم همین کارها را انجام دهیم اما این کار را نکردیم. به نظرم، رقابتی سالم است که شرایط در آن برای همه یکسان باشد.
امیر: رقابت سالم یعنی این که وقتی قرار است کنسرتی اجرا شود، نگاه منصفانه و برابری را برای همه ایجاد کنند نه فقط برای تعدادی از هنرمندان... افرادی هستند که با ایجاد فضای حجمی و نابرابر بحران درست می کنند ولی در این زمینه نباید با تمهیداتی، خوانندگان قدیمی مانند من را از نظرها دور کنند و بگویند بلیت امثال ما فروخته نمی شود، چون مخاطب نداریم! این سم پاشی ها فضای کار را ناعادلانه می کند. حتی وقتی بعد از چند سال آلبوم منتشر شد، بعد از مدتی متوجه شدم از تیراژ ۱۵۰ هزار نسخه ای کارم تنها ۴۰ هزار نسخه آن را پخش کرده اند.
موسیقی ما و موسیقی ترکیه
امیر: نمی دانم ضابطه اخذ مجوز در حال حاضر به چه شکل است؟! بسیاری از چهره هایی که الان به راحتی کنسرت می گذارند، کارهای غیرمجاز بسیاری انجام داده بودند که اصلا فکرش را هم نمی کردید که بتوانند روزی مجوز بگیرند! به نظرم ما یا شتر هستیم یا مرغ. قرار نیست شترمرغ باشیم! من نمی دانم آیا وزارت ارشاد از این وضعیت ناراضی نیست؟ اگر سازمانی به نام وزارت ارشاد وجود ندارد که هیچ اما اگر وجود دارد و این شکل کارها انجام می گیرد، به نظرم بی احترامی به این وزارتخانه است!
امید: برای ضبط یکی از کارها به ترکیه رفته بودیم که در آنجا به مورد جالبی برخورد کردم. اگر قرار باشد شما به هر سبکی در ترکیه آلبوم موسیقی منتشر کنید، طبق قانون آن کشور حتما باید بخش از فرهنگ ترکیه در کارتان باشد، یا یکی از سازهای سنتی ترکیه در اثرتان نواخته شود تا به شما مجوز انتشار بدهند. حالا اینجا برعکس است و آهنگسازها و خوانندگان ما، کارهای کاملا غیروطنی را می گیرند و فقط یک کلام فارسی روی آن می گذارند و با ظاهر و پوشش غیروطنی منتشر می کنند!
فالوئرهای اختیاری و اجباری
امیر: روزی که صفحه اینستاگرام خودم را راه اندازی کردم، برای خودم هم بسیار جالب بود که مردم همچنان من و کارهایم را دنبال می کنند. من به دنبال خرید هواداران دروغین نیستم.

حاشیه های یک بازیگر تازه کار
امیر: شاید جالب باشد بدانید که من از بازیگری و تئاتر شروع کردم و با دوستانی مانند اکبر کشن فلاح و جعفر دهقان دوست بودیم و با تعدادی از همکلاسی های خود کار تئاتر می کردیم و آقای مجید مجیدی بچه محل ما بود. کارهایی را داشتیم، چهار اجرای صحنه حرفه ای را تجربه کردم. اتفاقا در یکی از همان اجراها بود که باید می خواندم و وقتی دوستان جنس صدای من را شنیدند، پیشنهاد دادند که به سمت خوانندگی بروم. در عرصه بازیگری به نوعی به آقای ایرج قادری مدیون هستم. در فیلم «چشمان سیاه» با ایشان همکاری داشتم. فیلم دیگری را هم به نام «هشتمین روز» بازی کردم. نمی دانم چه اتفاقی افتاد که بازیگری را دنبال نکردم.
امید: اجازه بدهید من توضیح بدهم... امیر همین حالا هم پیشنهادهای بازیگری زیادی دارد اما با یک تصمیم خودخواسته وارد این کار نمی شود!
FBC یا آر پی چی ۱۲۰
امیر: جالب است که بعضی از دوستان خواننده مدعی هستند که می خواهند با ماهواره و خواننده های آن طرف آب مبارزه کنند ولی خودشان از دل همین ماهواره ها معروف شده اند، حتی فرهنگ لباس پوشیدن جوان ها را هم تغییر داده اند یا گویش های بسیار بدی را باب کرده اند! حتی بعضی از این دوستان اسم های عجیب و غربی برای خود انتخاب کرده اند. FBC یا آر پی چی ۱۲۰ و ... در بعضی از این کنسرت ها از صدای خوب خبری نیست؛ تنها مُد لباس است که ارائه می شود.
مست باش و مخروش
امیر: متاسفانه بحث ظاهربینی بسیار رایج شده است. افرادی هستند که ظاهر بسیار رنگارنگ و خوبی دارند ولی از درون تهی هستند؛ با این حال مورد احترام هستند چون خیلی ها عادت کرده اند که فقط به ظاهر توجه کنند. کسی اگر اتومبیل لوکس دارد و لباس های جذاب و گرانقیمت می پوشد بیشتر مورد توجه قرار می گیرد اما کسی که اندیشه ای در سر دارد و می فهمد ولی ظاهر ساده دارد باید در خانه گوشه نشین بماند!

به قول خواجه عبدالله انصاری: «مست باش و مخروش، گرم باش و مجوش، شکسته باش و خاموش» البته من منکر آراستگی و ظاهر خوب نیستم. لباس های خوبی گاها مُد شد اما واقعا بعضی از چیزهایی که مد می شود شایسته یک ایرانی نیست، چه برسد به یک هنرمند ایرانی! با این همه شعاری که در مورد جلوگیری از اشاعه فرهنگ غلط شرق و غرب می دهیم، اتفاقا وجود این مُدها در بین هنرمندان خودش یک تهاجم فرهنگی است. من و نسل من پای عقاید و ایدئولوژی های خود ایستادیم چون معتقد بودیم جوانی که آینده ساز این مملکت است باید تفکر و بینش درستی هم داشته باشد.
همین هستم که بودم!
امیر: شهرت باعث نشد تا من خودم را نسبت به خانواده ام یا مردم، تافته جدابافته ای بدانم. من هنوز همان امیر تاجیک ۱۰ سال پیش هستم. ۱۰ سال بعد هم اگر زنده باشم باز هم همین آدم خواهم بود. حتی در زمان پخش کار «در زیر آسمان شهر» دوره اوج کاری ام بود، باز همین امیر تاجیک بودم. در پایان از این که این فرصت برایمان از طریق شما دوستان مهربان ایجاد گردید، سپاسگزارم و به امید فرهنگی سراسر از مهر و لبریز از عشق و محبت و دور از هرگونه بدی...
تبلیغات متنی
-
پاسخ تند جواد کاظمیان به اظهارات مجری صداوسیما
-
ناوشکن آمریکایی سواحل اسرائیل را ترک کرد
-
سه برش ناب از سوگ که در سینمای ایران دیدهایم
-
پیام لیندسی گراهام به ترامپ درباره ایران
-
مجری ناشناخته، اندک آبروی صداوسیما را حراج کرد
-
تحلیل روزنامه دولت از تغییر لحن ترامپ برابر ایران
-
دنا در آستانه ورود به کانال ۲ میلیارد تومانی
-
سرنوشت احتمالی مدیر شبکه افق بعد از برکناری
-
عناوین روزنامههای ورزشی امروز
-
عناوین روزنامههای امروز
-
چتر پرندهای که شما را دنبال میکند
-
پیشنهاد جالب دانشمندان برای پیشگیری از آلزایمر
-
سرنوشت تلخ قاتلی که از قصاص گریخت
-
هافبک استقلال به سیم آخر زد: شورش را درآوردید!
-
ثابتی: قوه قضاییه باید با روحانی برخورد کند
-
سه برش ناب از سوگ که در سینمای ایران دیدهایم
-
خشم منوچهر هادی در جشنواره فجر: دیکتاتور هستید!
-
مداح مشهدی شعار «این آخرین نبرده» را اجرا کرد
-
بازیگر سریال ستایش از تلویزیون خداحافظی کرد
-
درخواست فوری برای برکناری رئیس صداوسیما
-
سفارت ایتالیا در تهران تعطیل شد
-
اطلاعیه درباره علت مرگ مشکوک دو دانشجوی پزشکی
-
ماجرای چند نام تکراری در فهرست اعلامی دولت از جانباختگان
-
پیغام جدیدی که از آمریکا به ایران مخابره شد
-
بخشی از واکنش ترامپ به صحبتهای امروز رهبر انقلاب
-
اقدام معنادار عراق با رونمایی از یک شهر موشکی
-
مهدی قایدی جلوی خنده مجری شبکه افق را گرفت
-
موج تازه برف و باران شدید در راه است
-
آغاز پروازهای شرکت هواپیمایی هلند به خاورمیانه
-
شجاع خلیلزاده امشب دوباره به صدر اخبار رفت
-
ناو هواپیمابر لینکلن دریای عمان را ترک کرد
-
کریسمسِ صداوسیمای ایران تا ابد عزادار شد
-
احکام برخی دستگیرشدگان اعتراضات اخیر صادر شد
-
یک افغانستانی صاحب جایزه بدترین خانه سال جهان شد!
-
خواننده و مجری سرشناس ترکیه درگذشت
-
دو انفجار خبرساز در اهواز و بندرعباس
-
مداح مشهدی شعار «این آخرین نبرده» را اجرا کرد
-
رزمایش مشترک ایران، روسیه و چین تکذیب شد؟
-
ورود کاروان نظامی بزرگ آمریکا به عراق
-
پیام شهاب حسینی به پدر و مادرِ ایلیا دهقانی
-
یک سامانه بارشی قوی در آستانه ورود به کشور
-
خبر فوری علی لاریجانی در رابطه با آمریکا
-
رابعه اسکویی از مردم عذرخواهی کرد
-
بازیگران در جشنواره فجر مشکیپوش شدند
-
رسانه قالیباف خواستار اخراج بازیکن استقلال شد
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
نظر کاربران
سلام آقای امیرخان تاجیک من یک هوادارپرسپولیسم بخاطربازیهای خوب توی ای چندسال گذشته ترانهی گفتم امیدوارم شما باصدای خوبتون بخوانیدتقدیم به برانکووهوادارانش اول آهنگ اسم برانکوایوانکویچ گفته بشه .ای پرسپولیس ای پرسپولیس ای پرسپولیسه قهرمان.ماگل می خوایم مابردمی خوایم تومی تونی ای قهرمان.باتک تک ستاره هات تیرخلاصوتوبزن.هرتیمی روبروتوکم میاره هی گل بزن.توتوی آسیاتکی هیچکی حریفت نمیشه.اول بشی آخربشی هوادارات کم نمیشه.ای پرسپولیس ای پرسپولیس ای پرسپولیسه قهرمان.ماگل می خوایم مابردمی خوایم تومی تونی ای قهرمان.هرکدوم ازبازیکنات یه قهرمان ملیه.باتمام وجودشون فکرشون قهرمانیه.حریف کیه؟رقیب چیه؟چندتاتیم۶تایی شدن؟پرسپولیس باهواداراش خدایی قهرمان شدن.ای پرسپولیس ای پرسپولیس ای پرسپولیسه قهرمان.ماگل می خوایم مابردمی خوایم تومی تونی ای قهرمان.اسطورهای پرسپولیس افتخارهای آسیان. علی آقایه داییه آقای گل توی جهان.ازقدیم هابخوام بگم پروین پیوس ممدخانی.یکی دوتانیستن همه می دونن توقهرمانی.ای پرسپولیس ای پرسپولیس ای پرسپولیسه قهرمان .ماگل می خوایم مابردمی خوایم تومی تونی ای قهرمان.عابدزاده تودروازه تنها عقاب آسیاست.غیرت یعنی باقری وکریمی جادوگرماست.بازیکنای امروزی غیرتومعنا می کنن.چندساله پشت سرهم جام روبالا سرمی برن.شعرازهوادارتقدیم به برانکووتمام هوادارهای میلیونی بزرگترین تیم آسیاپرسپولیس قهرمان