بازیگران از عزیزترین درگذشتگانشان می گویند
سراغ سوژه ای متفاوت رفتیم و با چند نفر از چهره های شناخته شده سینما و تلویزیون درباره عزیزترین فردی که در زندگی شان از دست داده اند، صحبت کردیم.
تماشا:
سراغ سوژه ای متفاوت رفتیم و با چند نفر از چهره های شناخته شده سینما و تلویزیون درباره عزیزترین فردی که در زندگی شان از دست داده اند، صحبت کردیم.
جهانگیر الماسی
در مقام انسان هر انسانی که ما را ترک می کند، متاثرکننده است اما در زندگی شخصی ام سال ها پیش فوت پدرم به شدت متاثرم کرد، تاثری که همیشه با من است. چند نفر از دوستان عزیزم را در سقوط هواپیمایی که عازم ارمنستان بود از دست دادم. چند نفر از دوستان نزدیکم هم در سانه رانندگی از دنیا رفتند. همکارهای خوبی هم در این سال ها داشتم که از دستشان دادم از خسرو (شکیبایی) نازنین تا خیلی عزیزان دیگر اما واقعیتش را بگویم در سال های اخیر کسی که از دست دادنش بیشتر از همه مرا متاثر کرده است خودم بودم.
بله، من خودم را از دست دادم. وقتی در حق جان و دلمان بد می کنیم، وقتی نمیتوانیم و نمی گذاریم آنچه باید باشیم و می خواهیم، باشیم روحمان می میرد و دلمان از دست می رود. انسان که سیب زمینی نیست که نسبت به همه چیز بی تفاوت باشد.
دلم برای یک روزهایی از خودم خیلی تنگ شده، یک روزهایی در گذشته. آن موقعی که آدم حسابی بودم. باور کنید من هرگز فکرش را نمی کردم انقلابی که روی خون شهدا بنا شد به اینجا برسد و اینگونه نظام ارزش های ما تغییر کند و ارزش های ما تبدیل به پول و مادیات و مسائل بدوی شوند. از، از دست دادن خودم متاسف و متاثرم!
پروانه معصومی
پدرم 62 سال داشت اما اینقدر سالم و سرحال بود که بیشتر از 50 سال به او نمی آمد. پیش از انقلاب بود. مادرم به خاطر بیماری قندش در بیمارستان بستری بود و پدرم در خانه تنها بود. من عازم شمال بودم. رفتم از پدرم خداحافظی کردم. گفت نری خودت را مثل ذغال بکنی. خیلی بدش می آمد آفتاب پوستمان را بسوزاند. گفتم مراقبم. پسرم، نیما فرانسه بود.
شب خواب دیدم پدر در یک جای بزرگی نشسته، جلو رفتم تا صورتش را ببوسم اما تا آمدم بغلش کنم دستش را روی سینه ام گذاشت و گفت تو مگه نمی دانی من چقدر دلم برای نیما تنگ شده چرا نیاوردی ببینمش. من دلم فرو ریخت. از خواب بیدار شدم و حس کردم پدرم فوت کرده.
به دوستانم گفتم دلم خیلی شور می زند. هر چقدر با خواهرهایم تماس گرفتم هیچ کدام تلفن منزلشان را جواب نمی دادند. راه افتادیم آمدیم تهران. منزل پدری باغی در فرحزاد بود. وارد محل که شدیم دیدم همه جا بسته است. وقتی به خانه رسیدیم و متوجه شدم پدرم فوت کرده همانجا از حال رفتم.
تا یک هفته تکلم را از دست دادم. پدر صبح همان روز از دنیا رفته بود. نمازش را خوانده بود و همه کارهایش را کرده بود. حتی کلیدگاوصندوق و دیگر چیزهای مهم را کنار رختخوابش گذاشته بود و خوابیده بود. خوابی که هیچ وقت از آن برنخواست. او مرد با ایمان و بزرگی بود.
برای همه ما بسیار عجیب و باورنکردنی بود که او چطور توانسته از لحظه رفتنش باخبر شود. البته پدر کرده بودند و جد بزرگواری داشتند که نمی خواهم نام ببرم اما ایشان و پدرشان و تقریبا همه اجدادشان به همین شکل از دنیا رفتند. مرگ پدر سخت ترین غمی بودکه در زندگی تحمل کردم. با رفتن او بزرگترین تکیه گاه زندگی ام را از دست دادم. فرقی نمی کند آدم پدر و مادر را در چه سنی از دست بدهد، هر وقت آنها بروند بچه ها یتیم می شوند.
ستاره اسکندری
هر از دست دادنی ناخوشایند است و متاسفانه در زندگی بارها طعم تلخ از دست دادن را می چشیم اما نزدیکترین و عزیزترین کسی که من تا امروز از دست داده ام مرحوم عمویم، عبدالحسین اسکندری، بود. او در سن 52 سالگی در اثر بیماری سرطان فوت کرد. عمویم گوینده رادیو و تلویزیون بود و هنوز هم خیلی از مردم او را به یاد دارند و درباره او با من صحبت می کنند.
مخصوصا یک جمله معروفی داشت که خیلی از مردم هنوز به یاد دارند و تکرار می کنند: «مرا دریاب که دل دریایی من بی تو مرداب است.» بسیاری از مجریان رادیو و تلویزیون هنوز از تکیه کلام ها و اصطلاحات عبدالحسین اسکندری استفاده می کنند.
ریما رامین فر
عزیزترین کسی که تا به امروز از دست داده ام مادر بزرگ پدری ام بوده. او سن بالایی داشت، هشتاد و خورده ای سال سنشان بود و در اثر کهولت و پیری و بیماری فوت کردند اما برای من بسیار عزیز بودند. هیچ وقت فراموشش نخواهم کرد و همیشه در قلبم زنده است.
رضا ایرانمنش
در درجه اول فوت پدرم بود که تاثیر بسیار عمیقی روی ذهن و روح من گذاشت. پدر عزیزم در سن 84 سالگی در اثر کهولت سن و ناتوانی فوت کردند و فکر می کنم از دست دادن پدر در هر سن و موقعیتی بسیار سخت است. مرگ ناصر عبداللهی خواننده محبوب و دوست داشتنی مان هم من را متاثر و منقلب کرد.
البته خسرو شکیبایی هم فوق العاده بودند و نمی توانم بگویم چقدر از مرگ او متاثر و متاسف شدم. محمد علی جهانیان، دوست و برادر عزیزم که با رفتنش من را تنها گذاشت. همه اینها و دوستان و عزیزان دیگری که دل بسته شان بودم با رفتنشان تاثیر بسزایی در زندگی ام گذاشتند. جایی در قلبم که متعلق به آنها بوده خالی مانده و هیچ وقت هیچ چیز پرنخواهد شد.
مهدی امینی خواه
شب یلدای ۲ سال پیش پدرم را از دست دادم. او ۷۷ سال داشت و در اثر بیماری آسم از دنیا رفت. هیچ کلمه ای نمی تواند میزان تاثرم برای از دست دادن پدرم را بیان کند. او عزیزترین کسی بود که من در زندگی ام از دست دادم.
آرام جعفری
پدرم، عزیزترینم، ستون زندگی و تکیه گاهم بود. تکیه گاه محکمی که وجودش سرشار از نعمت و رحمت بود، سرشار از عشق و محبت، مهربانترین مردی که در زندگی ام دیدم. هیچ کس، هیچ وقت نمی تواند جای پدرم را در قلب من بگیرد. مرحوم پدرم ۵۰ سال بیشتر نداشت. یک روز داشت من را به مدرسه می برد تا ثبت نام کند. وسط راه سکته کرد و از دنیا رفت. هیچ وقت او را فراموش نمی کنم.
عبدالرضا اکبری
هر کسی را که آدم از دست می دهد برایش عزیز است. من هم مثل همه، خیلی از نزدیکان اعضای خانواده ام، دوست، همکار و همسایه از دست داده ام و واقعا نه می خواهم و نه می توانم از آدم خاصی صحبت کنم چرا که همه آنها برای من عزیز بودند و از درگذشتشان متاسف هستم.
آهو خردمند
نمی دانم کسی که پدر و مادر و سه خواهرانش را از دست داده می تواند از عزیزتری نام ببرد؟ همه آنها برای من بسیار عزیز بودند و از دست دادن هر کدام جایی را در قلب من خالی کرد. جایی که هیچ کس و هیچ چیز نمی تواند آن را پر کند و برای درگذشت همه آنها به یک اندازه متاثر هستم. تاثری عمیق و غیرقابل توضیح.
نرگس محمدی
پدرم عزیزترین کسی بود که من در زندگی ام از دست دادم. او در ۳۹ سالگی در اثر عفونت کلیه از دنیا رفت و ما تنها ماندیم. من آن موقع ۱۵ سالم بود. طعم تلخ از دست دادن را با مرگ او چشیدم و با مرگ مادر بزرگ مادری ام دوباره تجربه کردم. مادر بزرگ عزیز و دوست داشتنی ام ۲ سال پیش در اثر سرطان معده فوت کرد، روحشان شاد.
سراغ سوژه ای متفاوت رفتیم و با چند نفر از چهره های شناخته شده سینما و تلویزیون درباره عزیزترین فردی که در زندگی شان از دست داده اند، صحبت کردیم.
جهانگیر الماسی
در مقام انسان هر انسانی که ما را ترک می کند، متاثرکننده است اما در زندگی شخصی ام سال ها پیش فوت پدرم به شدت متاثرم کرد، تاثری که همیشه با من است. چند نفر از دوستان عزیزم را در سقوط هواپیمایی که عازم ارمنستان بود از دست دادم. چند نفر از دوستان نزدیکم هم در سانه رانندگی از دنیا رفتند. همکارهای خوبی هم در این سال ها داشتم که از دستشان دادم از خسرو (شکیبایی) نازنین تا خیلی عزیزان دیگر اما واقعیتش را بگویم در سال های اخیر کسی که از دست دادنش بیشتر از همه مرا متاثر کرده است خودم بودم.
بله، من خودم را از دست دادم. وقتی در حق جان و دلمان بد می کنیم، وقتی نمیتوانیم و نمی گذاریم آنچه باید باشیم و می خواهیم، باشیم روحمان می میرد و دلمان از دست می رود. انسان که سیب زمینی نیست که نسبت به همه چیز بی تفاوت باشد.
دلم برای یک روزهایی از خودم خیلی تنگ شده، یک روزهایی در گذشته. آن موقعی که آدم حسابی بودم. باور کنید من هرگز فکرش را نمی کردم انقلابی که روی خون شهدا بنا شد به اینجا برسد و اینگونه نظام ارزش های ما تغییر کند و ارزش های ما تبدیل به پول و مادیات و مسائل بدوی شوند. از، از دست دادن خودم متاسف و متاثرم!
پروانه معصومی
پدرم 62 سال داشت اما اینقدر سالم و سرحال بود که بیشتر از 50 سال به او نمی آمد. پیش از انقلاب بود. مادرم به خاطر بیماری قندش در بیمارستان بستری بود و پدرم در خانه تنها بود. من عازم شمال بودم. رفتم از پدرم خداحافظی کردم. گفت نری خودت را مثل ذغال بکنی. خیلی بدش می آمد آفتاب پوستمان را بسوزاند. گفتم مراقبم. پسرم، نیما فرانسه بود.
شب خواب دیدم پدر در یک جای بزرگی نشسته، جلو رفتم تا صورتش را ببوسم اما تا آمدم بغلش کنم دستش را روی سینه ام گذاشت و گفت تو مگه نمی دانی من چقدر دلم برای نیما تنگ شده چرا نیاوردی ببینمش. من دلم فرو ریخت. از خواب بیدار شدم و حس کردم پدرم فوت کرده.
به دوستانم گفتم دلم خیلی شور می زند. هر چقدر با خواهرهایم تماس گرفتم هیچ کدام تلفن منزلشان را جواب نمی دادند. راه افتادیم آمدیم تهران. منزل پدری باغی در فرحزاد بود. وارد محل که شدیم دیدم همه جا بسته است. وقتی به خانه رسیدیم و متوجه شدم پدرم فوت کرده همانجا از حال رفتم.
تا یک هفته تکلم را از دست دادم. پدر صبح همان روز از دنیا رفته بود. نمازش را خوانده بود و همه کارهایش را کرده بود. حتی کلیدگاوصندوق و دیگر چیزهای مهم را کنار رختخوابش گذاشته بود و خوابیده بود. خوابی که هیچ وقت از آن برنخواست. او مرد با ایمان و بزرگی بود.
برای همه ما بسیار عجیب و باورنکردنی بود که او چطور توانسته از لحظه رفتنش باخبر شود. البته پدر کرده بودند و جد بزرگواری داشتند که نمی خواهم نام ببرم اما ایشان و پدرشان و تقریبا همه اجدادشان به همین شکل از دنیا رفتند. مرگ پدر سخت ترین غمی بودکه در زندگی تحمل کردم. با رفتن او بزرگترین تکیه گاه زندگی ام را از دست دادم. فرقی نمی کند آدم پدر و مادر را در چه سنی از دست بدهد، هر وقت آنها بروند بچه ها یتیم می شوند.
ستاره اسکندری
هر از دست دادنی ناخوشایند است و متاسفانه در زندگی بارها طعم تلخ از دست دادن را می چشیم اما نزدیکترین و عزیزترین کسی که من تا امروز از دست داده ام مرحوم عمویم، عبدالحسین اسکندری، بود. او در سن 52 سالگی در اثر بیماری سرطان فوت کرد. عمویم گوینده رادیو و تلویزیون بود و هنوز هم خیلی از مردم او را به یاد دارند و درباره او با من صحبت می کنند.
مخصوصا یک جمله معروفی داشت که خیلی از مردم هنوز به یاد دارند و تکرار می کنند: «مرا دریاب که دل دریایی من بی تو مرداب است.» بسیاری از مجریان رادیو و تلویزیون هنوز از تکیه کلام ها و اصطلاحات عبدالحسین اسکندری استفاده می کنند.
ریما رامین فر
عزیزترین کسی که تا به امروز از دست داده ام مادر بزرگ پدری ام بوده. او سن بالایی داشت، هشتاد و خورده ای سال سنشان بود و در اثر کهولت و پیری و بیماری فوت کردند اما برای من بسیار عزیز بودند. هیچ وقت فراموشش نخواهم کرد و همیشه در قلبم زنده است.
رضا ایرانمنش
در درجه اول فوت پدرم بود که تاثیر بسیار عمیقی روی ذهن و روح من گذاشت. پدر عزیزم در سن 84 سالگی در اثر کهولت سن و ناتوانی فوت کردند و فکر می کنم از دست دادن پدر در هر سن و موقعیتی بسیار سخت است. مرگ ناصر عبداللهی خواننده محبوب و دوست داشتنی مان هم من را متاثر و منقلب کرد.
البته خسرو شکیبایی هم فوق العاده بودند و نمی توانم بگویم چقدر از مرگ او متاثر و متاسف شدم. محمد علی جهانیان، دوست و برادر عزیزم که با رفتنش من را تنها گذاشت. همه اینها و دوستان و عزیزان دیگری که دل بسته شان بودم با رفتنشان تاثیر بسزایی در زندگی ام گذاشتند. جایی در قلبم که متعلق به آنها بوده خالی مانده و هیچ وقت هیچ چیز پرنخواهد شد.
مهدی امینی خواه
شب یلدای ۲ سال پیش پدرم را از دست دادم. او ۷۷ سال داشت و در اثر بیماری آسم از دنیا رفت. هیچ کلمه ای نمی تواند میزان تاثرم برای از دست دادن پدرم را بیان کند. او عزیزترین کسی بود که من در زندگی ام از دست دادم.
آرام جعفری
پدرم، عزیزترینم، ستون زندگی و تکیه گاهم بود. تکیه گاه محکمی که وجودش سرشار از نعمت و رحمت بود، سرشار از عشق و محبت، مهربانترین مردی که در زندگی ام دیدم. هیچ کس، هیچ وقت نمی تواند جای پدرم را در قلب من بگیرد. مرحوم پدرم ۵۰ سال بیشتر نداشت. یک روز داشت من را به مدرسه می برد تا ثبت نام کند. وسط راه سکته کرد و از دنیا رفت. هیچ وقت او را فراموش نمی کنم.
عبدالرضا اکبری
هر کسی را که آدم از دست می دهد برایش عزیز است. من هم مثل همه، خیلی از نزدیکان اعضای خانواده ام، دوست، همکار و همسایه از دست داده ام و واقعا نه می خواهم و نه می توانم از آدم خاصی صحبت کنم چرا که همه آنها برای من عزیز بودند و از درگذشتشان متاسف هستم.
آهو خردمند
نمی دانم کسی که پدر و مادر و سه خواهرانش را از دست داده می تواند از عزیزتری نام ببرد؟ همه آنها برای من بسیار عزیز بودند و از دست دادن هر کدام جایی را در قلب من خالی کرد. جایی که هیچ کس و هیچ چیز نمی تواند آن را پر کند و برای درگذشت همه آنها به یک اندازه متاثر هستم. تاثری عمیق و غیرقابل توضیح.
نرگس محمدی
پدرم عزیزترین کسی بود که من در زندگی ام از دست دادم. او در ۳۹ سالگی در اثر عفونت کلیه از دنیا رفت و ما تنها ماندیم. من آن موقع ۱۵ سالم بود. طعم تلخ از دست دادن را با مرگ او چشیدم و با مرگ مادر بزرگ مادری ام دوباره تجربه کردم. مادر بزرگ عزیز و دوست داشتنی ام ۲ سال پیش در اثر سرطان معده فوت کرد، روحشان شاد.
تبلیغات متنی
-
کریستیانو رونالدو ساز جدایی کوک کرد
-
این خودروی ساحلی نایاب با طراحی متفاوت دهه ۶۰ جلبتوجه کرد
-
این شخص برای مذاکره با آمریکا اختیار تام دارد
-
پای سفارت کرواسی به جام حذفی ایران باز شد
-
معاون پزشکیان: هر صلحی به منزله تسلیم نیست
-
کلینتونها مجبور به بازجویی تحت سوگند شدند
-
آمریکا و اسرائیل رزمایش مشترک برگزار میکنند
-
دیشب صورت حسین مهدویان خیلی چیزها را لو داد
-
استوری رویا جاویدنیا: اینجا حال همگی خراب است
-
استعفای وکیل شاکی پرونده «پژمان جمشیدی»
-
پزشکیان درباره مذاکره با آمریکا دستور ویژه صادر کرد
-
فرهیختگان: آمریکا میخواهد نیروهای مسلح ما را خسته کند
-
ماجرای مرموز قتل تاجر لوازم یدکی خودرو
-
ترکیب احتمالی پرسپولیس برای بازی با چادرملو
-
بعد از یاسر آسانی، بند فسخ مدافع خارجی هم رو شد!
-
این شخص برای مذاکره با آمریکا اختیار تام دارد
-
دیشب صورت حسین مهدویان خیلی چیزها را لو داد
-
استعفای وکیل شاکی پرونده «پژمان جمشیدی»
-
پزشکیان درباره مذاکره با آمریکا دستور ویژه صادر کرد
-
مهدویان: بوی کباب نیست، خر داغ میکنند!
-
امروز بارش گسترده در این مناطق رخ خواهد داد
-
ترامپ دوباره ایران را تهدید کرد!
-
گزارش محرمانه ارتش اسرائیل به آمریکا درباره ایران
-
مشاور رهبر انقلاب با لباس نظامی مقابل دوربین حاضر شد
-
پیغام مهمی که شمخانی ساعاتی پیش مخابره کرد
-
جمله خاص آقای کارگردان در جشنواره فجر پرحاشیه شد
-
یکتا ناصر بهخاطر منوچهر هادی درخواست حلالیت کرد
-
بروکسل تصمیم ایران درباره ارتش را رد کرد
-
واکنش رسمی به دیدار احمدینژاد با چهره جنجالی آمریکا
-
اقدام امنیتی برای حفاظت از تهران و پایگاه فردو
-
مداح مشهدی شعار «این آخرین نبرده» را اجرا کرد
-
یک افغانستانی صاحب جایزه بدترین خانه سال جهان شد!
-
اعزام پهپادهای سپاه برای تعقیب آبراهام لینکلن
-
خشم منوچهر هادی در جشنواره فجر: دیکتاتور هستید!
-
سفارت ایتالیا در تهران تعطیل شد
-
ادامه اعزام نیرو و تجهیزات نظامی آمریکا به منطقه
-
زمان دیدار ویتکاف و عراقچی در استانبول مشخص شد
-
پدیده دنیای مداحان در شبکه سه رونمایی شد
-
خبر مهم؛ آمریکا در حال تخلیه پایگاه العدید قطر
-
نیروهای ویژه آمریکا در دیگو گارسیا مستقر شدند
-
طراحی پوستر سفر کاریِ سعید جلیلی جلبتوجه کرد
-
تک چرخ با موتور سیکلت ۱۲ سیلندر هوندا
-
ادعای رادیو اسرائیل، زمان حمله آمریکا را لو داد
-
توسلی: از اخراج آقازادهها توسط کشورهای خارجی تشکر میکنیم
-
سارا منجزیپور: باید از فولاد باشیم تا دوام بیاوریم
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل











نظر کاربران
خدا همه رفتگان را رحمت كند.
خدا همه مرده ها و زنده ها رو بیامرزه وقرین رحمت کنه.
دمت گرم آقای جهانگیر الماسی گل گفتی
لطفا با این مزخرفات وقت مردم را نگیرید و هنر مندان را بی خود قابل ستایش نکنید به ما چه ربطی دارد که این افراد در باره مرده هایشان چه حل واحوالی را پیدا کرده اند
منم پدرم رو15روزه از دست دادم واقعامعنی حرف خانم آرام جعفری روباتمام وجودحس میکنم پدرم ستون زندگی ام بودوحالاآرزوی مرگ میکنم،درموردآقای علی ک میگه مزخرفات،هم بایدبگم مزخرف تویی ک فقط پاچه میگیری وهیچی ازدنیانمیدونی
حرف بازیگرای ک پدرشونو از دست دادند میفهمم منم پدر عزیز و مهربانم را شش ماهه ک از دست دادم الانم سخت ترین روزهایی زندگیمو دارم.....روحشون شا
سلام برای من الان بدترین اتفاق زندگیم افتاد پدرم نزدیک به یک ماهه از دست دادم دنیام تیره تاریک شده خدا همه رفتگان بیامرزه
منم روزهای سختی رو میگذرونم پدر عزیزتر از جانم را دو هفته پیش از دست دادم ۵۴ سال بیشتر نداشت سختترین و عمیق ترین زخم را در دلم احساس میکنم واقعا خیلی سخته پدرم سکته قلبی کردند ولی هیچ وقت اخرین بوسه رو که به گونه هاش زدم فراموش نمیکنم سرد سرد بود
منم روزهای سختی رو میگذرونم پدر عزیزتر از جانم را دو هفته پیش از دست دادم ۵۴ سال بیشتر نداشت سختترین و عمیق ترین زخم را در دلم احساس میکنم واقعا خیلی سخته پدرم سکته قلبی کردند ولی هیچ وقت اخرین بوسه رو که به گونه هاش زدم فراموش نمیکنم سرد سرد بود