ویسواوا شیمبورسکا؛ «موتسارت شعر»
ویسواوا شیمبورسکا، ۹۴ سال پیش در خانوادهای روشنفکر در لهستان زاده شد، با گرفتن جوایز نقدی از پدر خود در کودکی به سرودن شعر روی آورد و هنگامی که از دنیا رفت، به آن اندازه از درک رسیده بود که بگوید "هیچ چیز نمیدانم."
برترین ها: ویسواوا شیمبورسکا، ۹۴ سال پیش در خانوادهای روشنفکر در لهستان زاده شد، با گرفتن جوایز نقدی از پدر خود در کودکی به سرودن شعر روی آورد و هنگامی که از دنیا رفت، به آن اندازه از درک رسیده بود که بگوید "هیچ چیز نمیدانم."
ویسواوا شیمبورسکا، تا هنگامی که به قول خود، جهان در سال ۱۹۹۶ "با او برخورد کرد" و جایزهی نوبل ادبیات به او تعلق گرفت، شاعرهای کاملا ناشناخته بود. او تا آن هنگام، بیش از چند مجموعهی شعر، از جمله نخستین کتابش با عنوان "به این دلیل زندگی میکنیم" که در سال ۱۹۵۲ منتشر شد، به چاپ نرسانده بود.
ویسواوا شیمبورسکا، تا هنگامی که به قول خود، جهان در سال ۱۹۹۶ "با او برخورد کرد" و جایزهی نوبل ادبیات به او تعلق گرفت، شاعرهای کاملا ناشناخته بود. او تا آن هنگام، بیش از چند مجموعهی شعر، از جمله نخستین کتابش با عنوان "به این دلیل زندگی میکنیم" که در سال ۱۹۵۲ منتشر شد، به چاپ نرسانده بود.

مخالفان اهدای نوبل به این شاعرهی "شوخ طبع و گوشهگیر"، ادعا کردند که تمامی آثار شیمبورسکا تا آن زمان، بیش از دویست قطعه نبوده است. داوران کمیتهی ادبی نوبل سوئد، ولی با اهدای این جایزه به ویسواوا شیمبورسکا نشان دادند که بیشتر به کیفیت اهمیت میدهند تا کمیت. به نظر این داوران، این شاعره لهستانی "موتسارت شعر" بود؛ هنرمندی که میتوانست ظرافتهای زبانی را با "شور و هیجانهای بتهوونی" در هم بیامیزد.
"حرف زیاد"
دلیل کمشمار بودن آثار شیمبورسکا ـ دستکم تا هنگام دریافت جایزهی نوبل ـ به شیوهی نگارش و نحوهی سرودن شعر از نگاه او برمیگردد. مشهور است که این شاعرهی سخت کوش، شعرهایی که روز پیش "پخته و قابل چاپ" تشخیص میداده، یک روز بعد پاره میکرده و به سطل کاغذهای باطله میسپرده.
او در نخستین گفتوگویی خود پس از دریافت جایزهی نوبل با شبکهی سراسری تلویزیون لهستان گفت: «واقعا زیاد حرف میزنیم. همه در حال حرف زدنند. بیش از حد نیاز. همه فکر میکنند چیزی برای گفتن دارند. حال آن که حرف با ارزش در یک قرن، شاید بیش از دو یا سه بار پیش نیاید. من خودم، آدم پر حرفی نیستم. دوست دارم پیش از آن که در مورد چیزی ابراز عقیده کنم، یکی دو روز دربارهی آن بیندیشم. دلم میخواهد حرفم ارزش دو روز فکر کردن را داشته باشد.»

شاید به همین دلیل، ویسواوا شیمبورسکا، در تمام طول زندگی خود تنها به تفکر دربارهی شعر و سرودن آن بسنده کرد و از انجام مصاحبه و گفتوگو با رسانهها سر باز زد. در یکی از نادر مصاحبههایی که از شیمبورسکا به جا مانده (با نشریهی گاردین، در سال ۲۰۰۰) از تمایل رسانهها برای گفتوگو با خود ابراز شگفتی کرده و گفته است: «اصلا نمیفهمم چرا مردم مایلند با من مصاحبه کنند. در چند سال گذشته، بیشتر از هر فعلی، از فعل "نمیدانم" استفاده کردهام. به سنی رسیدهام که باید از نظر آگاهی آدم جاافتادهای باشم. اما واقعیت این است که هیچ چیز نمیدانم. به نظر من بیشتر خرابکاریها و افتضاحات بشری را آدمهایی به بار آوردهاند که فکر کردهاند، چیزی میدانند.»
حدود سه دهه پیش از این ابراز عقیده، شیمبورسکا، شعر تکاندهندهای با مضمون "نادانی" سرود که به رویدادهای هولناک دههی هفتاد آن زمان میپرداخت. این شعر با عنوان "ویتنام" منتشر شده است:
ویتنام
«زن، اسمت چیست؟» «نمیدانم.»
«چند سال داری؟ اهل کجایی؟» «نمیدانم.»
«چرا این گودال را کندهای؟» «نمیدانم.»
«چند وقت است که پنهان شدهای؟» «نمیدانم.»
«چرا انگشتم را گاز گرفتی؟» «نمیدانم.»
«نمیدانی که ما آزارت نخواهیم داد؟» «نمیدانم.»
«کدام طرفی هستی؟» «نمیدانم.»
«زمان جنگ است، باید انتخاب کنی.» «نمیدانم.»
«هنوز دهکدهات پابرجاست؟» «نمیدانم»
«اینها بچههای تو اَند؟» «آری.»
سیاست و شعر
ویسواوا شیمبورسکا، با وجود سرودن چند شعر "سیاسی"، از جمله در ستایش لنین، شاعری سیاسی نبود. در واقع او در سال ۱۹۶۶ از مبارزه به معنای ویژهی فعالیتهای روزمره برای این سیاست و بر ضد آن سیاست دست شسته بود؛ در آغاز جوانی "برای نجات بشریت" به عضویت "حزب کارگران متحد" لهستان در آمده بود، ولی پس از چندی سرخورده از این حزب کناره گرفت و به فعالیتهای ادبی پرداخت؛ از جمله همکاری با مجلهی ادبی "زندگی ادبی" تا سال ۱۹۸۱.
سیاست و شعر
ویسواوا شیمبورسکا، با وجود سرودن چند شعر "سیاسی"، از جمله در ستایش لنین، شاعری سیاسی نبود. در واقع او در سال ۱۹۶۶ از مبارزه به معنای ویژهی فعالیتهای روزمره برای این سیاست و بر ضد آن سیاست دست شسته بود؛ در آغاز جوانی "برای نجات بشریت" به عضویت "حزب کارگران متحد" لهستان در آمده بود، ولی پس از چندی سرخورده از این حزب کناره گرفت و به فعالیتهای ادبی پرداخت؛ از جمله همکاری با مجلهی ادبی "زندگی ادبی" تا سال ۱۹۸۱.

شیمبورسکا، دربارهی این برهه از زندگی خود میگوید: «من واقعا میخواستم بشریت را نجات بدهم. اما راهم اشتباه بود. فهمیدم که نباید عاشق بشریت بود. البته میتوان آدمها را دوست داشت. عشق نه، بلکه دوست داشتن. من عاشق بشریت نیستم. ولی تک تک آدمها را دوست دارم. سعی می کنم آنها را بفهمم، اما نمیتوانم راه رستگاری را نشانشان بدهم. درس بسیار سختی بود. تجربهی دوران جوانی. با اعتقاد کامل آن کار را کردم.»
شعر و شعر
ویسواوا شیمبورسکا، سرودن شعر را از اوان کودکی آغاز کرد، به گفتهی خود از ۵ سالگی. علاقه به شعر را پدر روشنفکر و کتابخوانش، با "تشویقهای مادی" در او شکوفا کرد: «از پنج سالگی نوشتن شعر را شروع کردم. اگر شعری مینوشتم (شعر کودک) که پدرم خوشش میآمد، سراغ جیبش میرفت و به من پول میداد. دقیقا نمیدانم چقدر، ولی از نظر من خیلی زیاد بود.»
شعر برای این شاعرهی نوگرا، نوعی "معاملهی روحی" بود: «درمیانگذاشتن احساسات شخصی با آدمهای ناشناس، تا حدی شبیه به فروختن روح است». اشعار او با آن که "سرد و گاهی هم توصیفی است"، با این حال، از آنجا که از تجربه و حسی گروهی مایه میگیرد، بر دل مینشیند: «به نظر من احساسات، کنجکاویها و واکنشهای آدمهای روی زمین، نسبت به شادی و غم شبیه به هم است. من هم در اشعارم از همین شباهتها بهره میگیرم.»

با اینحال تفسیر دنیایی که ویسواوا شیمبورسکا میبیند و تصویر میکند، ویژهی او ست؛ دنیایی که باید تغییر کند، ولی شاعر کوششی در دگرگون کردن آن نشان نمیدهد. او عاشق زیباییهاست، از دیدن پلیدیها رنج میبرد، ولی اغلب به "شرح ماجرا" بسنده میکند، نفرت و جنایت و شکِوه و شکایت را در لا به لای واژهها و تصاویری طنزآلود، پنهان میسازد:
«بعد از هر جنگی
کسی باید ریخت و پاش ها را جمع کند.
نظم و نظام
خود به خود بر قرار نمیشود.
کسی باید آوارها را از جادهها کنار بزند
تا ماشینهای پر از جسد
عبور کنند.»
اغلب آثار ویسواوا شیمبورسکا، به بیشتر زبانهای دنیا، از جمله زبان فارسی منتشر شده است: "آدمها روی پل"، با برگردان مارک اسموژنسکی و شهرام شیدایی (شعر یادشده در بالا از همین مجموعه انتخاب شده) و "عکسی از یازده سپتامبر": گزیدهی اشعار ویسواوا شیمبورسکا، به ترجمهی نوویسکا و ایونا دولتشاهی.
ویسواوا شیمبورسکا، روز اول فوریه سال ۲۰۱۲ در اثر سرطان ريه در شهر کراکو درگذشت.
تبلیغات متنی
-
بازیگر زن مشهور درگذشت
-
انتشار اسناد جدید از ردپای ترامپ در پروندۀ اپستین
-
عوارض زیاد نشستن پشت میز
-
پیشبینی درباره زمان حمله احتمالی ترامپ به ایران
-
اقدام آمریکا علیه فرمانده سپاه گیلان
-
عکس دیدار مقام آمریکایی با حامی ایران در عراق
-
احتمال موافقت سختِ تهران با پیشنهاد ترامپ!
-
اتحادیه اروپا نهاد وابسته به صداوسیما را تحریم کرد
-
اصرار مدیرعامل ایران خودرو بر افزایش چند باره قیمت
-
قتل جوان معتاد با لگد در کمپ ترک اعتیاد
-
حمله هوایی شدید اسرائیل به لبنان
-
اضافه شدن نام کشتیگیران ایران در تورنمنت کرواسی
-
ادعای عجیب درباره مکان اورانیوم غنیشده ایران
-
عزاداری خانم بازیگر مشهور برای روزهای اخیر
-
برای فردا سقوط سنگین طلا پیشبینی شد!
-
پیشبینی درباره زمان حمله احتمالی ترامپ به ایران
-
احتمال موافقت سختِ تهران با پیشنهاد ترامپ!
-
اتحادیه اروپا نهاد وابسته به صداوسیما را تحریم کرد
-
ادعای عجیب درباره مکان اورانیوم غنیشده ایران
-
برای فردا سقوط سنگین طلا پیشبینی شد!
-
پیام فوری نماینده رهبر انقلاب درباره شرایط جنگ
-
رقم قرارداد خرید جدید پرسپولیس فاش شد
-
۹ نکته و یک جمعبندی درمورد ایران، ترامپ و آنچه در پیش است
-
ژیلا صادقی پیچ اینستاگرامش را بست!
-
پاسخ ترامپ به تکرار سناریوی ونزوئلا در ایران
-
علی لاریجانی با پوتین در روسیه جلسه گذاشت
-
ترامپ امشب از یک تصمیم جدید درباره ایران خبر داد
-
وضعیت تعطیلی مدارس تهران، شنبه ۱۱ بهمن
-
پایان سکوت حسن روحانی با یک جمله معنادار
-
آمریکا، بابک زنجانی و شش مقام سپاه را تحریم کرد
-
اعزام ناوشکنهای چین به آبهای اطراف ایران
-
سلاح ویژه ایران برای مقابله با ناو آبراهام لینکلن
-
کارزار ذخیره برف در افغانستان خبرساز شد
-
پیغام روسیه به آمریکا درباره مذاکره با ایران
-
هواپیمای دولتی ایران راهی مسکو شد
-
در ساعات اخیر مهدی قایدی در صدر چهرههای پربحث است
-
صابرین نیوز: ادعاهای کارشناس شبکه افق مضحک است!
-
بازیکن خارجی استقلال آماده پخش زنده جنگ ایران و آمریکا شد!
-
تاییدنشده؛ شرط آمریکا برای انصراف از اقدام نظامی!
-
خودروی نظامی ارتش چین وارد ایران شد
-
نرخ دلار و قیمت طلا غیرقابل تصور شد
-
چهره «طلا جفرودی» سریال سوجان در ۴۰ سالگی
-
در ساعات اخیر احتمال حمله آمریکا به ایران کاهش یافت
-
رضا رویگری در حال گریم شدن در پشتصحنه مختارنامه
-
عراقچی در ترکیه سیگنال رسمی مذاکره داد
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
ارسال نظر