روایت دردناک سیزدهبدر ناهید و اشکان در بییک کرج
ناهید و پسرش اشکان که طعم خوش خانهدار شدن را تازه چشیده بودند؛ تنها نمونهای از هزاران هزار قربانی این جنگ هستند. مردم آسیبدیده در این ۴۰روز، هریک داستانی ناگفته دارند؛ زندگیها و آرزوهایی که با خاکستر آمیخته شده و زیر آوار مدفون شدهاند.
برترینها: ناهید و پسرش اشکان که طعم خوش خانهدار شدن را تازه چشیده بودند؛ تنها نمونهای از هزاران هزار قربانی این جنگ هستند. مردم آسیبدیده در این ۴۰روز، هریک داستانی ناگفته دارند؛ زندگیها و آرزوهایی که با خاکستر آمیخته شده و زیر آوار مدفون شدهاند. در ادامه گزارش «خبرآنلاین» از روز حمله به پل بی یک کرج را میخوانید:

ناهید امیری و پسرش، اشکان بیاتی آن روز از خانهشان در نزدیکی پلB1، سوار ماشینی شدند که به تازگی خریده بودند و دنبال سایهساری از درختان جاده چالوس برای نشستن و برگزاری رسم سیزده به در میگشتند که بمبافکنها، آنها را برای همیشه از هم جدا کردند. ناهید سالها پیش و اشکان چند وقت قبل از همسرانشان جدا شده و باهم زندگی میکردند؛ یک زندگی دو نفره جمع و جور. روز سیزدهم فروردین۱۴۰۵، آخرین روزی بود که آنها باهم گذراندند. آن روز آنها خانه یکی از اقوامشان دعوت بودند اما با خود گفته بودند برای ده دقیقه هم شده، باید رسم سیزده به در را به جا بیاورند و نحسی آن را در کنند.
طولی نکشید که ناهیدِ خانهدار، بساط تفریح را جمع کرد؛ یک زیرانداز، فلاسک چای و کمی آجیل و میوه. ماشین نو که همین چندروز پیش خریده بودند و در کوچه منتظرشان بود، آخرین جایی بود که مادر و پسر کنار هم بودند. در جادهای نزدیک باغهای ابتدای چالوس، اشکان هنوز در حال رانندگی بود که بمب اول از راه رسید، پل B1 را شکافت و در ادامه به چند ماشین جلوتر از ماشین آنها خورد. ناهید و اشکان راه پس و پیش نداشتند. پیاده شدند تا ببینند چه بلایی سر سرنشینان آن خودروها آمده. رفتند و دیدند. ماشین جلویی آنها با فاصله چندمتر از بین رفته و هر سه نفری که در آن بودند، کشته شده بودند. دیدن آنها، سرعتشان را بیشتر کرد. دویدند و باز در ماشین پناه گرفتند. وحشت اما سرِ رفتن نداشت. ماشین جدید «Alarm Security» میداد و حرکت نمیکرد.

آنها هنوز با همه گزینه های ماشین نو آشنا نبودند و حالا نمیدانستند باید در برابر این اخطار امنیتی که احتمالا به دلیل انفجار اول روشن شده بود، چه کنند. هرچه بیشتر تلاش کردند، بیفایده بود. در آن ثانیههای وحشت چه گذشت؟ اشکان برای به یاد آوردنش توان زیادی میخواهد که حالا ندارد. فقط میداند در حال تلاش برای حرکت دادن ماشین و فرار از آن انفجارها و همه اینها در ترافیک زیاد آن روز بود که بمبهای بعدی از آسمان آمدند. حملههای بعدی، حوالی ساعت ۵/۵ عصر از راه رسیدند و با حداقل چهار بمب، پلی را که به بلندترین پل خاورمیانه معروف بود، شکافتند و عصر جمعه سیزدهم فروردین را با همه سالها متفاوت کردند. اینها همه در حالی که نیروهای امدادی بعد از حمله ساعت دو، به منطقه آمده بودند و براساس گفتههای شاهدان عینی و مجروحان، هنوز تعداد زیادی مجروح و جانباخته روی زمین مانده بودند. آن روز کشتهشدگان سه دسته بودند: مسافران عبوری، ساکنان خانههای اطراف پل و افرادی که برای گذراندن سیزدهبهدر مناطق اطراف رفته بودند.
ناهید جزء دسته اول بود و با حمله دوم، در دم کشته و عمر ۵۰سالهاش جلوی چشم پسرش تمام شد؛ با بدنی تکهتکه که هر عضوش گوشهای افتاده بود؛ دستها یک طرف، پاها یک طرف و صورتی که شکافته شده بود. آخرین تصویری که اشکان از مادرش به یاد دارد، همین تکههاست. او حالا روی تخت بیمارستان، با دستها و پاهای به شدت آسیب دیده مینشیند و به یاد میآورد. ناهید امیری و پسرش، اشکان بیاتی اهل کرمانشاه بودند. ناهید در روستای کندوله کرمانشاه به دنیا آمد، بزرگ شد و نحسی مرگ در روز سیزدهم فروردین ۱۴۰۵، در حالی که در راه رفتن برای رسیدن به باغ و آبی برای در کردن «نحسی سیزده» بود، گریبانش را گرفت. ناهید امیری، یکی از چهار زنی بود که آن روز قربانی موشکها شد و یک نفر از کل ۱۳نفری که آن روز کشته شدند. اشکان هم یکی از ۹۵مجروحی است که آن روز به بیمارستان برده شدند. ساکنان مناطق اطراف این پل میگویند آن روز حدود پنج ساعت آب و برق نداشتند، خانه های زیادی در مناطق باغستان و عظیمیه کرج آسیب دیدند و وحشت آن روز هنوز دست از سرشان برنداشته است.
پل بی۱ (B۱)در منطقه و رودخانه بیلقان، روی ابتدای جاده چالوس(بلوار جانبازان) و رودخانه کرج ساخته شد. این پل حدود چهار کیلومتری شهر کرج و نزدیک منطقه عظیمیه است، با هزار و ۵۰ متر طول و ۱۳۶ متر ارتفاع. این پل پس از آغاز به کار دوباره آزادراهی که بعدها به نام شهید سلیمانی شناخته شد، ساخته شد؛ در سال ۱۴۰۲ و پس از آنکه از سال ۱۳۹۵ و افتتاح این آزادراه، پروژه ساخت متوقف شده بود. این آزادراه که به عنوان کنارگذر شمالی کرج هم شناخته میشود، با ۲۱ پل و ۶۳ آب رو به طول ۱۸ کیلومتر است و از انتهای غربی آزادراه شهید همت-کرج آغاز و در محدوده کمالشهر کرج به آزادراه کرج-قزوین وصل میشود. پل بی۱ بلندترین پل این پروژه و پایههایش در درهها و رودخانههای کرج است.
نظر کاربران
خیلی ناراحت کننده بود . خدا به بازماندگان صبر بده
خدا رحمتشون کنه خیلی ناراحت کننده بود
از روی پل میرفتن؟
وسط جنگ مراسم 13 چیه
از زندگی و شرایط آدمها در این چهل روز میشه چهل هزار جلد کتاب نوشت
آمریکا حمله به پل بی ۱ رو عمدا روز سیزده بدر انجام داد که بیشترین ضربه رو به مردم بزنه خدا نابودش کنه ان شاالله
چقدر پل زیبایپی هست البته فکر کنم بشه بازسازیش کرد ،
کی وسط جنگ میره ۱۳بدر
لعنت به باعث و بانی این جنگ
چقدر درد آور