تحلیل زیدآبادی از مواضع سینوسی ترامپ
احمد زیدآبادی در یادداشتی درباره رفتارهای ترامپ نوشت: وضعیت ابهامآمیزی که بر دور دوم مذاکرات ایران و آمریکا حاکم شده، مردم را دچار تشویش کرده است.
احمد زیدآبادی در یادداشتی درباره رفتارهای ترامپ نوشت: وضعیت ابهامآمیزی که بر دور دوم مذاکرات ایران و آمریکا حاکم شده، مردم را دچار تشویش کرده است.

در واقع ابهام را به طور مشخص ترامپ ایجاد میکند. حرفهایش یک در میان، امیدواری نسبت به دستیابی به توافق و تهدید به تخریب زیربناهای انرژی در ایران است.
در صحنهٔ عملی نیز همین وضعیت جریان دارد. از یک سو گفته میشود که هیئت مذاکرهکنندهٔ آمریکایی به رهبری جی دی ونس عازم اسلامآباد شده است و در همان حال، رسانهها از ارسال انبوه تجهیزات نظامی آمریکا به منطقه خبر میدهند.
اصلاً روشن نیست ترامپ چه هدفی را در این مرحله از بحران دنبال میکند. پریشانگوییهای او در بارهٔ انسداد تنگهٔ هرمز بیش از هر موضوع دیگری سرگیجهآور است.
او از یک طرف مدعی است که آمریکا تنگهٔ هرمز را مسدود کرده است، اما همزمان ایجاد محدودیت برای تردد کشتیها در این تنگه را نقض آشکار آتشبس از سوی ایران میداند و در عین حال، از این موضوع ابراز خوشحالی میکند و میگوید طرف ایرانی با ایجاد محدودیت در تردد کشتیها، عملاً به آمریکا کمک میکند!
تصمیمگیری درست در برابر این مواضع متناقض واقعاً دشوار است.
در این میات آنچه از دادههای قابل اتکاء برداشت میشود، ناراحتی و نگرانی ترامپ از فروافتادن در یک جنگ فرسایشی در خاورمیانه است. جنگ فرسایشی هم خلاف استراتژی امنیت ملی دولت ترامپ و هم در بین رأیدهندگان آمریکایی بینهایت نامحبوب است.
از این رو فرسایشی شدن جنگ، به احتمال بسیار زیاد، موقعیت حزب جمهوریخواه در انتخابات میاندورهای کنگره در ماه نوامبر را به خطر میاندازد.
با این حال، ترامپ همچنان به بمباران تأسیسات انرژی و پلهای ارتباطی ایران در صورت عدم دستیابی به توافق تهدید میکند!
چنین بمبارانی بدون تردید کل منطقه را بیثبات میکند و مثل باتلاقی آمریکا را به درون خود فرومیکشد به گونهای که تا سالیان دراز در خاورمیانه اسیر میشود.
آیا ترامپ از این واقعیت بیاطلاع است؟ یا از تهدید به عنوان ابزاری برای امتیازطلبی در پشت میز مذاکره استفاده میکند؟ و یا اینکه باند تبهکار نتانیاهو بار دیگر او را نسبت به موفقیت سناریویی پنهان و مرموز و محیرالعقول در ایران اغوا کردهاند؟
با توجه به مزاج دمدمی ترامپ هیچ چیز روشن نیست.
با این همه، منافع ایران در این بحران کاملاً مشخص است. ایرانیان خواستار دستیابی به صلح و امنیت پایدار و رفع تحریمها برای بازسازی و توسعهٔ کشور خود هستند و هر بده-بستانی که این دو موضوع را تضمین کند، از نظر اکثریت قریب به اتفاق آنان موجه است.
بنابراین مذاکرهکنندگان ایرانی لازم است حرکت خود را بر مبنای این قطبنما تنظیم کنند و از چرخشهای ناشی از موجهای ناگهانی به شدت بپرهیزند.
ارسال نظر