۱۶۰۷۶۰۶
۱ نظر
۵۴۷
۱ نظر
۵۴۷
پ

محاکمه مردی که همسرش را تا سرحد مرگ کتک زد

اواخر سال ۱۴۰۳ گزارش یک درگیری خونین به مأموران اورژانس و پلیس اعلام شد. با حضور امدادگران و مأموران و بررسی‌های اولیه، زن ۳۸ ساله‌ای که بشدت دچار جراحت شده بود به بیمارستان منتقل شد و همسرش نادر ۴۳ ساله به عنوان ضارب در محل دستگیر شد.

روزنامه ایران نوشت: اواخر سال ۱۴۰۳ گزارش یک درگیری خونین به مأموران اورژانس و پلیس اعلام شد. با حضور امدادگران و مأموران و بررسی‌های اولیه، زن ۳۸ ساله‌ای که بشدت دچار جراحت شده بود به بیمارستان منتقل شد و همسرش نادر ۴۳ ساله به عنوان ضارب در محل دستگیر شد.

images

نادر در تحقیقات اولیه اعتراف کرد که به خاطر اختلاف با همسرش او را مورد جراحت قرار داده بود.

پس از چند روز زن جوان به طرز معجزه‌آسایی زنده ماند و بعد از بهبودی نسبی ترخیص شد. وی بلافاصله دو شکایت علیه همسرش ثبت کرد؛ او ابتدا درخواست طلاق داد و سپس دادخواستی برای اشد مجازات و دیه مطرح کرد. پرونده طلاق برای رسیدگی به دادگاه خانواده ارسال و پرونده دوم نیز به شعبه هشتم دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد.

در دادگاه چه گذشت؟

در ابتدای جلسه شاکی به جایگاه رفت و در شرح ماجرا گفت: «ما دو دختر 8 و 3 ساله داریم. شوهرم خیاط بود و از چند ماه قبل بیکار شده بود. روزها تا دیروقت خواب بود و دغدغه‌ای هم نداشت. روز حادثه دختر بزرگم مدرسه بود و دختر کوچکم در اتاق بازی می‌کرد که سراغ همسرم رفتم و او را بیدار کردم. ابتدا غرولند کرد که می‌خواهد بخوابد اما من به او اعتراض کردم که فکری به حال این زندگی بکن و دنبال کار و درآمد باش، دیگر چیزی برای خوردن نداریم اما ناگهان نادر با عصبانیت از رختخواب بلند شد و شروع به داد و فریاد کرد و در یک لحظه از روی میز یک کارد میوه‌خوری برداشت و ضربات متعددی به بدنم زد، وقتی دسته چاقو شکست من از دستش فرار کردم، بعد سراغ شیشه قلیان رفت و با آن ضرباتی به من زد که شیشه هم شکست. بعد هم قیچی خیاطی را برداشت و ضرباتی هم با آن زد، من که فکر می‌کردم دیگر زنده نمی‌مانم از خانه فرار کردم و به خیابان دویدم. همسایه‌ها دور ما جمع شده بودند و نادر با صدای بلند می‌گفت زنم است کسی دخالت نکند. ابتدا کسی جلو نیامد اما وقتی دیدند او مرا با مشت و لگد می‌زند او را گرفتند و به اورژانس و پلیس اطلاع دادند.»

شاکی افزود: «پس از آن من به بیمارستان منتقل شدم و به طور معجزه‌آسایی نجات پیدا کردم. حالا هم درخواست طلاق داده‌ام و هم خواستار اشد مجازات برای او و دریافت دیه هستم.»

قاضی به متهم گفت: «نمی‌خواهی از همسرت عذرخواهی و طلب بخشش کنی، شاید رضایت بدهد.»

متهم جواب داد: «نه. من کاری نکرده‌ام که بخواهم از همسرم عذرخواهی کنم.»

قاضی گفت: «باید به دست و پایش بیفتی تا شاید تو را ببخشد. تو آنقدر به همسرت ضربه زدی که باید علاوه بر دیه سنگین زندان هم بروی، به همین خاطر به نفعت است که بتوانی رضایتش را جلب کنی.»

متهم گفت: «موضوع آنطور که همسرم می‌گوید نیست، من بیکار بودم اما مشکل مالی حادی هم نداشتیم با این حال او همیشه غر می‌زد. آن روز هم به من فحاشی کرد و من هم او را زدم. حالا هم اگر رضایت داد که حاضرم دوباره برگردم و با او زندگی کنم. اگر هم رضایت نداد دیگر با او زندگی نخواهم کرد.»

با پایان جلسه قضات برای صدور رأی وارد شور شدند.

محتوای حمایت شده

تبلیغات متنی

نظر کاربران

  • ناشناس

    ضمن محکوم کردن رفتار جنایتکارانه این مرد، بعضی زن ها هم با غرغر کردن، دیگر توانی برای مرد باقی نمی گذارند. بعضی زن ها فکر می کنند می توانند مردها را عوض کنند. در حالی که خودشان اگر حمایت مرد نباشد، قادر به اداره زندگی شان نیستند.

ارسال نظر

لطفا از نوشتن با حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.

از ارسال دیدگاه های نامرتبط با متن خبر، تکرار نظر دیگران، توهین به سایر کاربران و ارسال متن های طولانی خودداری نمایید.

لطفا نظرات بدون بی احترامی، افترا و توهین به مسئولان، اقلیت ها، قومیت ها و ... باشد و به طور کلی مغایرتی با اصول اخلاقی و قوانین کشور نداشته باشد.

در غیر این صورت، «برترین ها» مطلب مورد نظر را رد یا بنا به تشخیص خود با ممیزی منتشر خواهد کرد.

بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج