نقشه عجیب برای گرفتن حضانت فرزند هوو
قالیشویی بانو_هدر
رستوران پارسیان_D
قالیشویی بانو_هدر
رستوران پارسیان_D
ایرانیان - F داخلی موبایل111
کلینیک زیبایی پارسیس_f موبایل
قالیشویی بانو_هدر
رستوران پارسیان_D
پارسیس - f تبلت
دکتر استرکی_1
استخدام_1
کتاب لند_1
اپیلاسیون نانا 1
استخدام_3
کتاب لند_3
اپیلاسیون نانا 3
دکتر استرکی_3
استخدام_4
کتاب لند_4
دکتر استرکی_4
اپیلاسیون نانا 4
استخدام_2
دکتر استرکی_2
اپیلاسیون نانا 2
کتاب لند_2
ایرانیان - F داخلی1111
کلینیک زیبایی پارسیس_f
۱۱۵۶۳۱۹
۰۳ مهر ۱۴۰۰ - ۰۷:۵۳
۲۹۰۷
مدتی بعد از آن که در ازدواج اولم شکست خوردم، در حالی با یکی از آشنایان پدرم ازدواج کردم که 30 سال از من بزرگ تر و متاهل بود اما مدتی بعد به نقشه شوهرم برای ازدواج پی بردم...

خراسان: مدتی بعد از آن که در ازدواج اولم شکست خوردم، در حالی با یکی از آشنایان پدرم ازدواج کردم که 30 سال از من بزرگ تر و متاهل بود اما مدتی بعد به نقشه شوهرم برای ازدواج پی بردم...

این ها بخشی از اظهارات زن 28 ساله ای است که مدعی بود هوو با همدستی فرزندانش او را هدف ضرب و جرح و توهین و فحاشی قرار داده اند. این زن جوان که تقاضای معرفی به پزشکی قانونی را داشت، درباره سرگذشت خود به کارشناس اجتماعی کلانتری سپاد مشهد گفت: پدرو مادرم تا مقطع ابتدایی تحصیل کرده بودند به همین دلیل پدرم شغل مناسبی نداشت و با کارگری هزینه های زندگی را تامین می کرد و مادرم نیز خانه دار بود.

با وجود این من تا مقطع راهنمایی به تحصیل ادامه دادم ولی به امید داشتن یک زندگی رویایی درس و مدرسه را رها کردم و به انتظار خواستگار مناسب نشستم، چرا که من از زیبایی ظاهری خاصی برخوردار بودم و همه اطرافیانم از این زیبایی در شگفت بودند و همواره به تعریف و تمجید از من می پرداختند به همین دلیل خود را دختری کامل می پنداشتم و با کوله باری از غرور جوانی در آرزوی خوشبختی بودم.

خیلی زود پای خواستگاران زیادی به منزلمان باز شد و من از میان آن ها به «سیروس» دل باختم و پای سفره عقد نشستم با این تصور که در کنار او خوشبخت می شوم ولی خیلی زود دریافتم «سیروس» جوانی معتاد است و به خاطر زیبایی ظاهری عاشق من شده بود. دیگر تحمل زندگی با او روز به روز برایم دشوارتر می شد.

با آن که دخترم هنوز شیرخواره بود و به مهر پدری نیاز داشت، تصمیم به طلاق گرفتم و از سیروس جدا شدم. 18 سال بیشتر نداشتم که به همراه دخترم به خانه پدرم بازگشتم. حالا که کاخ آرزوهایم فروریخته بود، شغلی در بیرون از منزل برای خودم دست و پا کردم تا از نظر مالی نیازی به پدر کارگرم نداشته باشم.

در این شرایط دوباره خواستگاران دیگری زنگ منزلمان را به صدا درآوردند ولی هیچ کدام شرایط ایده آل مرا نداشتند چرا که به خاطر یک ازدواج ناموفق این بار با تفکر و عاقلانه تصمیم می گرفتم. با وجود این، دوباره تسلیم اصرارهای پدرم برای ازدواج با مردی شدم که 30 سال از من بزرگ تر و متاهل بود.

او که با پدرم آشنایی نزدیکی داشت و مردی ثروتمند بود، ادعا می کرد قصد دارد همسرش را طلاق بدهد چرا که او فقط به پول می اندیشد و هیچ حس عاطفی و محبتی در زندگی مشترک ندارد. خلاصه در حالی با «سجاد» ازدواج کردم که هوویم و فرزندانش بارها مرا هدف توهین و فحاشی قرار دادند ولی من به خاطر زندگی ام چاره ای جز تحمل نداشتم.

از سوی دیگر با آن که همسرم مردی ثروتمند بود اما در تامین مایحتاج زندگی کوتاهی می کرد تا این که یک سال بعد پسرم به دنیا آمد و من برای تامین هزینه های زندگی مجبور شدم در بیرون از خانه کار کنم اما درآمدم بسیار اندک بود تا جایی که روزی صاحبخانه به خاطر نپرداختن اجاره منزل و قبوض آب و برق و گاز حکم تخلیه گرفت و اسباب و اثاثیه ام را بیرون ریخت.

این درحالی بود که همسرم بعد از به دنیا آمدن پسرم سراغ همسر اولش رفته بود و به من بی مهری می کرد. به هر طریقی بود خانه دیگری اجاره کردم ولی «سجاد» دیگر سراغی از من نمی گرفت و تنها پسرم را به منزل هوویم می برد. وقتی با اعتراض من روبه رو شد از من خواست تا در طبقه پایین منزل هوویم زندگی کنم که اجاره منزل ندهم. آن جا بود که فهمیدم همسرم به خاطر آن که فرزند پسر نداشته با من ازدواج کرده است!

چرا که همه فرزندان هوویم دختر بودند و او پسر دوست داشت! حالا دیگر چاره ای جز پذیرفتن پیشنهاد او نداشتم اما وقتی برای فراهم آوردن مقدمات به منزل هوویم رفتم او ناگهان با یک نقشه قبلی و با همدستی دخترانش بر سر من آوار شدند و مرا هدف ضرب و جرح قرار دادند. آن ها می خواستند با توسل به زور از من دست خطی بگیرند که حضانت پسرم را به آن ها واگذار کنم و بعد هم سجاد بتواند به راحتی مرا طلاق بدهد و... .

شایان ذکر است، با صدور دستوری از سوی سرگرد جعفر عامری (رئیس کلانتری سپاد مشهد) رسیدگی کارشناسی به پرونده این زن جوان، به مشاوران زبده دایره مددکاری اجتماعی کلانتری سپرده شد.

ماجرای واقعی با همکاری پلیس پیشگیری خراسان رضوی

برچسب ها:
انتشار یافته: 3
در انتظار بررسی:14
Iran (Islamic Republic of)
09:38 - 1400/07/03
تو که در ازدواج اول شکست خوردی حداقل دوباره تن به یک ازدواج احمقانه تر نمیدادی
Iran (Islamic Republic of)
10:08 - 1400/07/03
آدم عاقل از یک سوراخ دوبار گزیده نمیشه! وقتی به عشق شوهر ترک تحصیل کنی از اینا بهتر گیرت نمیاد.. زیبایی خاصت به چه درد خورد؟؟
Iran (Islamic Republic of)
16:50 - 1400/07/03
بدشانس بینوا خدا کمکت. کنه
نام:
* نظر:
تعداد کاراکترهای مجاز: 450
قوانین ارسال نظر
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
بهمن پور_داخلی1
تاپ لپتاپ_1
شیرآلات زمانی_1
شیرآلات زمانی_3
تاپ لپتاپ_3
بهمن پور_داخلی3
تاپ لپتاپ_4
شیرآلات زمانی_4
بهمن پور_داخلی4
شیرآلات زمانی_2
تاپ لپتاپ_2
بهمن پور_داخلی2
شفا_فوترموبایل
آیلین_فوتر موبایل بلفارو
پارسیس_فوتر موبایل ساختمان
قالیشویی نوین_فوتر موبایل
موسسه خیریه زهرا_فوتر موبایل
آیلین_فوتر موبایل کاشت ابرو
شاخه نبات_ فوتر موبایل
کلینیک فرشته_فوتر موبایل
رستوران باغ بهشت_فوتر موبایل
رستوران پارسیان_فوتر موبایل
فنی آتل_فوتر موبایل
دکتر عارفی - موبایل فوتر
قالیشویی ادیب_فوتر موبایل
قالیشویی محتشم کاشان_فوتر موبایل
آیلین_تزریق چربی موبایل
قالیشویی بانو_فوترموبایل2
کیان برنا_فوتر موبایل
تدبیرکالا_فوتر موبایل
شاخه نبات_ فوتر
آیلین_تزریق چربی
کلینیک فرشته_فوتر
قالیشویی بانو_فوتر2
آیلین_فوتر بلفارو
پارسیس_فوتر ساختمان
قالیشویی ادیب_فوتر
رستوران پارسیان_فوتر
موسسه خیریه زهرا_فوتر
دکتر عارفی - فوتر
رستوران باغ بهشت _فوتر
قالیشویی محتشم کاشان_فوتر
تدبیرکالا_فوتر
شفا_فوتر
آیلین_فوتر کاشت ابرو
فنی آتل_فوتر
کیان برنا_فوتر
قالیشویی نوین_فوتر