ماندگارترین دیالوگ های تاریخ سینما (47)
۲۰۶۴۳۴
۳۰ ارديبهشت ۱۳۹۴ - ۱۶:۱۴
۴۸۹۱۶ 
 
 
 
  
ماندگارترین دیالوگ های تاریخ سینما

باران كوثري: چرا يه كاري تو رشته ي خودت نميكني؟ تاكسي اخه.......
پيمان معادي: خيلي پيشنهاد خوبي بودا! من تعجب ميكنم چرا يه همچين چيزي به فكر خودم نرسيده بود هيچوقت ، قشنگ يه جوري حرف ميزني انگار تو اين مملكت زندگي نميكنيا ! خانوم كو كار...؟!!

قصه ها|رخشان بني اعتماد

ماندگارترین دیالوگ های تاریخ سینما (46)


دكتر هانيبال لكتر (آنتوني هاپكينز):
مردم همیشه به شما نمی گن که چه فکری می کنن فقط منتظرن که توی زندگی پیشرفت نکنی.

The Silence Of The Lambs| سكوت بره ها 1991| جاناتان دمي

ماندگارترین دیالوگ های تاریخ سینما (46)


- شما چطور انقدر خوب راجع به زن ها مینویسید؟
+ یه مرد رو تصور میکنم... بعد منطق و مسئولیت پذیری رو ازش حذف میکنم!

As Good as It Gets | 1997| James L. Brooks

ماندگارترین دیالوگ های تاریخ سینما (46)


شان پاکر: یه زمانی انسانها در مزارع زندگی می کردند.
یه زمانی انسانها شهرنشین شدند و در شهرها زندگی کردند.
حالا وقتشه که انسان در اینترنت زندگی کنه.

The Social Network| شبکه اجتماعی 2010| دیوید فینچر

ماندگارترین دیالوگ های تاریخ سینما (46)


مکس جری هوروویتز: ته سیگار ها خوب نیستند چون اونها رو توی دریا میریزند
و ماهیها اونها رو میکِشند و به نیکوتین معتاد میشن…
داشتم شوخی می کردم چون ته سیگار نمیتونه زیر آب روشن بمونه
و البته ماهیها هم جیب ندارند که بخوان فندکشون رو توش بذارند.

Mary and Max| مری و مکس 2009| آدام الیوت

ماندگارترین دیالوگ های تاریخ سینما (46)


+ هوش مصنوعی : پدر متاسفم ، من باعث شکستت شدم ..
- فینچ : ما هنوز شکست نخوردیم
+ نمی دونستم چطور برنده بشم ، مجبور شدم قوانین جدیدی وضع کنم
- تو یه چالش غیرممکن رو تجربه کردی ، چیزی که تو رو براش طراحی نکردم
+ فکر میکردم تو هم دلت می خواد زنده بمونم ، ولی حالا مطمئن نیستی
- این درست نیست
+ اگه فکر میکنی راهمو گم کردم ، شاید باید بمیرم
+ من زجر نمیکشم
- تو مخلوق من بودی نمی تونم بذارم بمیری
+ اگه زنده نموندم ازت ممنونم که من رو خلق کردی.

Person of Interest| سریال مظنون | نوشته ی جاناتان نولان

ماندگارترین دیالوگ های تاریخ سینما (46)


طوری رفتار کنید انگار مرد ثروتمندی هستید، آنگاه مطمئناً ثروتمند خواهید شد.
طوری رفتار کنید انگار اعتماد به نفس زیادی دارید آنگاه مردم مطمئناً به
شما اعتماد خواهند کرد، طوری رفتار کنید انگار تجربه ی زیادی دارید آنگاه
مردم توصیه های شما را دنبال خواهند کرد. طوری رفتار کنید انگار موفقیت
بزرگی کسب کرده اید انگاه به یقین همانطور که من اینجا ایستاده ام، موفق
خواهید شد.

The Wolf of Wall Street| 2013| مارتین اسکورسیزی

ماندگارترین دیالوگ های تاریخ سینما (46)


تا زمانی که عاشق هم بوديم همدیگه رو مي فهمیدیم، چون چیزی برای فهمیدن وجود نداشت...

L'eclisse| کسوف 1962| میکل آنجلو آنتونیونی

ماندگارترین دیالوگ های تاریخ سینما (46)


آلفرد : سال ها پیش در برمه بودم... منو دوستام برای یه حکومت محلی کار میکردیم. اونا سعی داشتن با دادن جواهرات به عنوان رشوه وفاداری روسای قبیله رو بخرن اما یک راهزن کاروان هاشون در جنگلی در شمال رانگون غرات میکرد. برای همین مارو فرستادن تا جواهرات رو پیدا کنیم اما طی مدت 6ماه هیچکس رو ندیدیم که با راهزنها معامله کرده باشه. یک روز بچه ای رو دیدم که با یه یاقوت بازی می کرد که اندازه یک نارنگی بود... اون راهزن جواهراتو دور می انداخته
بتمن (christine Bale) : پس چرا اونا رو دزدیده بوده؟
آلفرد : چون فکر می کرد سرگرمی خوبیه, چون بعضی آدما دنبال چیزای منطقی مثل پول نیستن. نمیشه اونارو خرید, بهشون زور گفت,باهاشون منطقی حرف زد ویا مذاکره کرد! بعضی آدما فقط میخوان سوختن دنیا رو تماشا کنن

The Dark Knight| شوالیه تاریکی 2008| کریستوفر نولان

ماندگارترین دیالوگ های تاریخ سینما (46)


هر آدمی برای خودش غرور داره، آدم زخمی میشه، بهش توهین می‌شه، اما آدم همه اینا رو مینونه تحمل کنه تا لحظه آخر. اما وقتی آدم پشت سر هم بد میاره، بهتره آدم قید این دنیا روبزنه و بره،‌ اما با غرور.

Gloomy Sunday| یکشنبه غم انگیز 1999| رالف شوبل

ماندگارترین دیالوگ های تاریخ سینما (46)


ﺍﮔﻪ ﭘﻮﻟﻲ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﻱ ﺩﺳﺘﮕﻴﺮﻱ ﻣﻦ ﺧﺮﺝ ﻣﻲ ﮐﻨﻦ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﻡ ﺑﺪﻥ
ﺩﺳﺖ ﺍﺯ ﺩﺯﺩﻱ ﺑﺮﻣﻲ ﺩﺍﺭﻡ.

Butch Cassidy and the Sandance Kid|ﺑﻮﭺ ﮐﺴﻴﺪﻱ ﻭ ﺳﺎﻧﺪﻧﺲ ﮐﻴﺪ 1969| جرج روی هیل

ماندگارترین دیالوگ های تاریخ سینما (46)


آرون رالستون: اگه يه روز مجبور بشی دستتو قطع كنی، بد ترين گزينه يه چاقوی چينيه!

127 Hours |2010|دنی بویل

ماندگارترین دیالوگ های تاریخ سینما (46)


فارست: نمی دونم حق با مامان بود یا ستوان دن. من نمی دونم که هر کدوم ما سرنوشتی داریم یا بطور تصادفی روی یک نسیم شناوریم. ولی به نظر من هر دوتا درستن. شاید هر دو تا همزمان دارن اتفاق می افتن.

Forrest Gump| فارست گامپ 1994| رابرت زمکیس

ماندگارترین دیالوگ های تاریخ سینما (46)


میدوني پدربزرگم هميشه چي مي گفت؟ "قدمهاي بلند بردار." مي گفت "اينطوري هم زودتر مي رسي هم كفشهات ديرتر خراب مي شن"

Sergio Leone |1984| Once Upon a Time in America

ماندگارترین دیالوگ های تاریخ سینما (46)


- ایشون برادرتونن؟!
+بله
- ایشونم تو بیمارستان مشغولن؟!
+ نخیر
- شغلشون چیه اون وقت؟!
+ تیریپ هنری ان!
- تو شاخه خاصی مشغولن؟!
+ نه با رفقاشون تو کافه و خیابون و دور و برای تئاتر شهر می چرخن

سریال شمعدونی| سروش صحت

ماندگارترین دیالوگ های تاریخ سینما (46)
مطالب مرتبط
انتشار یافته: 3
در انتظار بررسی:0
Iran, Islamic Republic of
16:23 - 1394/02/30
سریال مظنون خیلی قشنگه مخصوصا این قسمت که گزاشتین عالی بود در ضمن اهنگسازشم رامین جوادی اهنگساز معروف ایرانیه
Kuwait
20:06 - 1394/02/30
شمعدونی بی مزه ترین بی معنی ترین و شاید مزخرفترین سریال بعد از ساختمان بزشکان
پاسخ ها
بدون نام
Iran, Islamic Republic of
۱۴:۵۴ - ۱۳۹۴/۱۲/۱۳
لطفاً به آثار کارگردان ها و هنرمندان ایرانی توحین نکنید . سلیقۀ شما با مردم دیگر تفاوت دارد ولی نباید این حرف را منتشر کنید . نظر دادن آزاداست ولی توحین کردن ممنوع است .
نام:
* نظر:
تعداد کاراکترهای مجاز: 450
قوانین ارسال نظر
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج