وابستگی شدید به خانواده پس از ازدواج
۲۵۵۶۴۲
۱۰ آبان ۱۳۹۴ - ۱۲:۵۹
۳۷۶۲۵ 
وابستگی شدید یکی از همسران به خانواده را می توان یکی از مسایل بغرنج و مشکل آفرین در روابط بین فردی همسران در شروع زندگی مشترک دانست.

مجله اینترنتی برترین ها





هفته نامه سلامت - محبوبه ریاستی: وابستگی شدید یکی از همسران به خانواده را می توان یکی از مسایل بغرنج و مشکل آفرین در روابط بین فردی همسران در شروع زندگی مشترک دانست. یکی از عرصه های بروز این مشکل، آن جاست که همسران می خواهند در خصوص انتخاب مکان زندگی مشترک خود تصمیم بگیرند. آنجاست که این مساله برای آنهایی که وابستگی خانوادگی شدید دارند، پررنگ تر می شود که حتما باید جایی را برای سکونت انتخاب کنیم که به محل سکونت خانواده ام نزدیک باشد. در این مطلب با دکتر پروین ناظمی، روان شناس و مدرس دانشگاه آزاد اسلامی درباره همین موضوع گفت و گو کرده ایم.

وابستگی به خانواده در شروع زندگی مشترک

توافق درخصوص انتخاب محل سکونت در شروع زندگی مشترک چقدر اهمیت دارد و آیا اصلا باید قبل از ازدواج در این مورد صحبت کرد یا نه؟

البته! یکی از مواردی که باید حتما دختر و پسر قبل از ازدواجشان در مورد آن صحبت کنند همین موضوع است؛ اینکه پس از ازدواج می خواهند کجا و چگونه زندگی کنند و باید حتما در این مورد با یکدیگر به تفاهم برسند و حق هر 2 نفر است که در این مورد از تصمیم یکدیگر باخبر باشند چون بعضی از افراد به شدت به خانواده هایشان وابسته هستند و به همین دلیل هم باید کاملا در جریان این مساله قرار بگیرند تا بتوانند راحت تر در مورد ازدواجشان با چنین شرایطی تصمیم بگیرند.

به نظر شما فرد وابسته ای که یکدفعه و با توجه به شرایط مجبور می شود از خانواده اش دور شود و به شهر دیگری برود چگونه می تواند این مشکل را از بین ببرد؟ مثلا فردی که همسرش به خاطر مشکلات کاری مجبور می شود مدتی از آن شهر دور شود، باید چه کار کند؟


اصولا وقتی 2 نفر با یکدیگر صحبت می کنند قاعدتا آنقدر به بلوغ عاطفی رسیده اند که با همسر خود یک خانواده تشکیل بدهند. مهم ترین مساله در این مورد آن است که همسران بتوانند با یکدیگر تبادل نظر کنند و شرایط یکدیگر را بپذیرند. متاسفانه گاهی بعضی از زن ها یا مردها آنقدر به خانواده شان وابستگی دارند که فضای درون خانه را با کارهایشان متشنج می کنند و حتی ممکن است فرد به دلیل وابستگی شدید که به خانواده اش دارد پیشنهاد یک کار خوب را در شهر یا کشور دیگر از دست بدهد بنابراین باید با خودمان کنار بیاییم و سعی کنیم روحیه و استقلال خودمان را حفظ کنیم و ارتقا دهیم.

وقتی فردی پس از ازدواج به خانواده اش وابستگی شدید دارد یعنی اینکه هنوز آمادگی ازدواج نداشته  و در مورد این تصمیم مهم منطقی فکر نکرده است. باید سعی کنیم میزان سازگاری مان را با شرایط بالا ببریم.

وابستگی به خانواده در شروع زندگی مشترک

وابستگی شدید به خانواده پس از ازدواج معمولا چه حالت هایی را در فرد ایجاد می کند؟

معمولا فرد در این شرایط دچار اضطراب و استرس می شود و قدرت تصمیم گیری درستی ندارد چون هنوز آمادگی ازدواج نداشته و از روی احساسات این کار را انجام داده است در حالی که رکن اصلی زندگی این است که از خانواده خودمان جدا شویم و در زندگی مشترک و جدیدمان دلبستگی و وابستگی ایجاد کنیم. البته خانواده ریشه اصلی ماست و هرگز نباید به اعضای آن بی اعتنایی یا حذفشان کنیم اما اگر بخواهیم به خاطر آنها توجهمان را به زندگی و همسرمان کم کنیم قطعا مشکلات زیادی پیش خواهدآمد که به صلاح هیچ کس نخواهد بود.

برای فردی که با یک همسر وابسته زندگی می کند، چه راهکاری پیشنهاد می کنید؟

در وهله اول باید بگویم که در کاهش وابستگی های فرد وابسته، جر و بحث و دعوا کاملا بی فایده است و اصلا جواب نمی دهد. بهترین کار این است که با محبت و توجه بیشترمان فرد وابسته را بیش از پیش به سمت خودمان جذب کنیم و به این ترتیب احساس تنهایی و انزوا را از او بگیریم.

اینکه احساس تنهایی، وابستگی را بیشتر می کند، چقدر درست است؟

خیلی زیاد! وقتی کسی احساس تنهایی کند به آنچه که برایش مهم بوده و هست، وابسته تر می شود بنابراین همسر و فرد وابسته باید سعی کند با دادن مسئولیت هایی این حس رخوت و تنهایی را از همسر خود بگیرد و کاری کند که کنار یکدیگر احساس آرامش و امنیت کنند.

خیلی از خانم های وابسته پس از ازدواجشان سعی می کنند با حرف زدن های مکرر آن هم به شکل تلفنی رفع تنهایی کند. آیا این مساله در درازمدت مشکل ایجاد نخواهد کرد؟

قطعا این رفتارها مشکل ایجاد خواهدکرد. به همین دلیل افراد وابسته باید سعی کنند بستر زندگی خود را تثبیت کنند و نقش خود را به خوبی ایفا کنند. اگر خانم یا آقایی بخواهد تمام وقتش را صرف حرف زدن با خانواده اش کند پس اصلا را ازدواج کرده است؟ ضمن اینکه این رفتار هم صحبتی با همسر را کمرنگ می کند و در این شرایط ممکن است حتی پای نفر سومی هم به میان بیاید. چون وقتی یکی از همسران کمبود عاطفی دارد سعی می کند از راه دیگری دنبال محبت بگردد.

حرف آخر؟

والدین باید سعی کنند به فرزندانشان درست زندگی کردن را بیاموزند و کمک کنند حس وابستگی آنها کمرنگ شود. فرزند باید بداند که همیشه در قلب والدین است و هر وقت کمک بخواهد، کنارش هستند اما در درجه اول باید کنار همسرش بماند و به ایفای نقش جدیدش بپردازد و اینگونه والدین را شاد کند.

وابستگی به خانواده در شروع زندگی مشترک

مشکلات ناشی از مهاجرت پس از شروع زندگی مشترک

دکتر پرویز رزاقی، مدرس دانشگاه آزاد اسلامی:
زوج ها باید حتما قبل از ازدواجشان با یکدیگر در مورد مکان زندگی صحبت کنند تا بتوانند هر 2 کنار هم برنامه ریزی مناسبی داشته باشند. از طرفی، باید بپذیریم مهاجرت به شهرهای بزرگ مانند تهران، مشهد، شیراز و... به خودی خود اضطراب آور است و ممکن است فرد تا مدت ها نابسامانی اقتصادی داشته باشد و از این رو دچار بی ثباتی روانی شود و بخواهد از طریق رفت و آمدهای بیش از حد به شهر خود یا مکالمه های طولانی تنش خود را بیرون کند اما فردی که با چنین شخصی روبرو است باید سعی کند طرف مقابل را درک کند و به او فرصت دهد تا با شرایط جدید کار بیاید اما برخی افراد هم ناخواسته و به اجبار تن به ازدواج های این چنینی می دهند و پس از مدتی دچار بیماری هایی مثل افسردگی می شوند.

آنها در این شرایط باید با گذاشتن برنامه های تفریحی یا حتی بازدید از مکان های زیبای شهر جدید این حس بد را از خودشان دور کنند و با امید زندگی خود را ادامه دهند.

از طرفی، نقش والدین برای کم کردن وابستگی خیلی زیاد و تاثیرگذار است. خانواده ها باید سعی کنند به نوعی وابستگی بیش از حد را در فرزندانشان از بین ببرند چون اگر این کار را نکنند زندگی بچه هایشان در درازمدت آسیب خواهددید بنابراین برای رفع این مشکل باید همکاری خوبی با هم داشته باشند.
انتشار یافته: 4
در انتظار بررسی:0
Iran, Islamic Republic of
16:46 - 1396/06/28
من دقیقا همین مشکل رو با همسرم دارم، از وقتی که صبح از خونه میرم همه ش با خانواده ش صحبت میکنه، میام خونه یه دستش تلفنه، یه دستش تبلتش به خواهر و دوستاش پیام میده. سر سفره یک دستش به پیام دادنه. این رفتارش من ر پرخاشگر کرده و از هم سرد شدیم. نمی‌دونم چی بگم. حتی شب ها بهم شب بخیر میگه و یکی دو ساعت صرف چرخ زدن توی اینترنت می‌کنه. واقعا دارم ازش سرد میشم، نمی‌دونم چیکار کنم...
Iran, Islamic Republic of
10:02 - 1397/03/22
همسرم بشدت به خانواده اش وابسته است حتی بدون اجازه اونها جایی نمیره هیچ کم و کسری برای اون باقی نذاشته ام.هر کاری من برایش انجام میده اصرا به چشمش نمیاد ح فی یا نظری میدم احساس میکنه بدیشو میخوام.همیشه مزگه خانواده ام.اصرا مثل اینکه من وجود ندارم.از جانش برای اونها مایه میذاره اما خانوا ه اش در اوج بیش می پرتقع هطتند .هرچه محبت به شوهر و خانواده اش میکنم احساس میکنن وظیفه اس.به خ ا دیگه جانم به لبم رسیده.میلیونی از ما به عنوان قرض میگیرند هیچ وقت پس نمیدن.
Iran, Islamic Republic of
00:20 - 1397/04/19
منم نزدیک ۱۰ ساله باهمسر م ازدواج کردم ویک بچه ۲ ساله دارم از منزل ما تا منزل پدر ۲ تا خونه فاصله هست واین ۱۰ سال اصلا احساس نکردم که ازواج کردم همیشه یه پام اونجا یه پام خونه خودمون خیلی بهشون وابسته م ممکنه چند وقت دیگه از پیش من برن خیلی غصه میخورم ونگرانم دیوانه وافسرده شدم از طرفی هم دخترمم خیلی بهشون وابسته شده میدونم این وابستگی اشتباهه ومن باید مستقل تر بشم امیدوارم که خدا به کمک کنه وارامش بهم بده ومن بتونم راحت زندگیمو کنم خدایا کمکم کن
Iran, Islamic Republic of
00:00 - 1398/09/06
منم وابستکی شدید به خانوادم دارم حتی وقتی میرم خونه مادر شوهرم مریض و بی حال میشم اما خونه پدرم حالم خوبه و سرحال دیگه دارم دیونه میشم احساس میکنم راحت تر از اونجا جایی نیس اما وقتی بهم میگن فردا خونه مادرشوهرتی انگار عالم بسرم خراب میشه
نام:
* نظر:
تعداد کاراکترهای مجاز: 450
قوانین ارسال نظر
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج