جایگاه حیوانات آزمایشگاهی در زندگی بشر
مهندسی ژنتیکی حیوانات در سال های اخیر افزایش چشمگیری یافته است و در کنار آن اعتراضات بسیاری نسبت به اخلاقی نبودن این فناوری صورت گرفته است.
موارد استفاده از حیوانات مهندسی شده ژنتیکی بی شمارند، حیوانات با هدف درک عملکرد ژن، مدل سازی بیماری های انسانی، درک مکانیزم بیماری های انسانی، کمک به تولید دارو و یا کشت اندام های قابل پیوند به بدن انسان مورد مهندسی ژنتیکی قرار می گیرند. بیماری وارد ژن آنها می شود، پیش از تولد بیمار می شوند یا با یک اختلال مادرزادی متولد می شوند.
دانشمندان به واسطه حذف کردن یا اضافه کردن ژن ها یا ایجاد جهش در آنها و با نظارت بر سیستم زیستی که تحت تاثیر این تغییر قرار گرفته است، می توانند عملکرد هر ژن را در شرایط مختلف بررسی کنند. این شیوه زمینه ساخت مدل بیماری های انسانی را به وجود آورده است که تا پیش از این امکان ساختن شان وجود نداشت. این مدل های حیوانی منابعی ارزشمند برای درک دلیل و چگونگی پیشرفت بیماری ها در انسان و یافتن راهکاری برای وارونه ساختن فرآیند پیشرفت به شمار می روند. از این رو تا به امروز بیشترین تمرکز مهندسی ژنتیکی در پزشکی بر ایجاد مدل هایی از بیماری های آلزایمر، ALS، پارکسینون و سرطان بوده است.

تاکنون حیوانات بسیاری در جهان تحت آزمایش های ژنتیکی قرار گرفته اند و علاوه بر کمک به کشف و شناخت بیماری ها و داروهای مرتبط با آنها، به کاهش هزینه های مالی و جانی صنعت داروسازی نیز کمک کرده اند. از حیواناتی مانند گربه، سگ، اسب، خوک و شناخته شده تر از بقیه حیوانات، موش ها به طور گسترده در این نوع آزمایش ها استفاده می شوند اما از آنجا که ساختار فیزیکی و ژنتیکی میمون ها نسبت به جانوران دیگری مانند موش ها، حشرات و کرم ها به انسان شباهت بیشتری دارد، این جانداران به گزینه هایی مناسب تر برای انجام آزمایش ها و پژوهش های بیماری های انسانی و مدل سازی این بیماری ها تبدیل شده اند.
برای مثال میمون های مارموست که از گونه های جدید میمون در جهان به شمار می روند، مانند انسان در طول زندگی شن یک همسر بر می گزینند. فقط چند فرزند دارند و حین برقراری ارتباطات اجتماعی، تماس چشمی را حفظ می کنند.
میمون تراریخته مبتلا به پارکینسون
در جدیدترین نمونه از استفاده از فناوری مهندسی ژنتیکی میمون ها، پژوهشگران ژاپنی از تولد اولین میمون جهان که بیماری پارکینسون از طریق ژنتیکی به او القا شده است، خبر دادند. دیگر میمون هایی که در قالب این پروژه مطالعاتی متولد شده اند به بیماری آلزایمر القای ژنتیکی مبتلا هستند. دانشمندان دانشکده پزشکی کی یو در توکیو ژاپن با استفاده از نسخه های جهش یافته از ژنی به نام SNCA که با ابتلای انسان به پارکینسون در ارتباط است، ساختار ژنتیکی میمون های مارموست را دچار تغییر کردند. زمانی که این ژن دچار نقص باشد، پروتئینی به نام آلفا - سینوکلئین در مغز ایجاد می شود که عملکرد سلول های مغز را مختل کرده و سلول های دوپامین ساز مغز را نابود می کند. دوپامین ترکیبی شیمیایی است که برای ایجاد دستور حرکت در مغز حیاتی است.

طی سه سالی که مارموست های ژاپنی متولد به پارکینسون متولد شده اند، نشانه هایی شبیه به انسان های مبتلا به پارکینسون از خود بروز داده اند. اختلال در خواب در طول سال اول و ظهور گلبول های آلفا - سینوکلئین دار درون مغز که به اجسام لویی شهرت دارند در طول سال دوم. در سال سوم رعشه های مرتبط با پارکینسون در بدن میمون ها آغاز شد و دانشمندان برای اثبات شباهت میان این جاندار و انسان، نشان دادند رعشه های بدن میمون ها با مصرف داروی L-DOPA که برای انسان های مبتلا به پارکینسون تجویز می شود تا کمبود دوپامین در آنها را جبران سازد، تخفیف پیدا می کند.
محققان ژاپنی می گویند مطالعه آنچه در مغز انسان های مبتلا به پارکینسون رخ می دهد بسیار دشوار است، از این رو مدارهای مغزی که عامل بروز این بیماری می شوند کاملا ناشناخته باقی مانده اند. با این همه امید می رود با کمک این میمون های کوچک، بتوان آسیب های مدارهای مغزی را در هر مرحله از بیماری بررسی کرد تا شاید راهی برای تشخیص آغاز نشانه های هر مرحله کشف شده و داروهایی برای کاهش سرعت پیشرفت بیماری ساخته شود.
نخستین ها از نخستی ها
همان طور که پیش تر نیز گفته شد، چینی ها در زمینه مطالعه روی میمون هایی که روی شان مهندسی ژنتیکی انجام گرفته است، فعالیت دارند به طوری که 40 شرکت در این کشور با هدف انجام مطالعات علمی در حال تولید و پرورش 250 هزار میمون خرچنگ خوار و 40 هزار میمون رزوس هستند.

این ژن که GFP نام داشت، ژن تولید کننده فلورسنت سبزرنگ بود که البته در بدن اندی کار خاصی انجام نمی داد. هدف از قرار دادن این ژن در بدن این میمون، کنترل مکان قرارگیری ژن درون سلول های جنینی بود تا در نهایت بتوان میمون هایی با ساختار ژنتیکی خاص برای مطالعه روی بیماری های انسانی خلق کرد.
اولین میمون مهندسی شده در چین نیز سال 2008 و با هدف سرعت بخشیدن به روند درمان طیف مختلفی از بیماری ها از آلزایمر گرفته تا سرطان، متولد شد. این میمون به شیوه ای مشابه با شیوه مهندسی اندی، ژن GFP که از بدن عروس های دریایی استخراج می شوند را دریافت کرده بود. این پروژه در موسسه جانورشناسی کانمینگ و تحت نظارت آکادمی علوم چین انجام گرفت. در آن زمان چین پس از آمریکا و ژاپن سومین کشور جهان به شمار می رفت که توانسته بود فناوری مهندسی ژنتیک را روی میمون ها اجرا کند.
دستاورد بزرگ دیگر در زمینه این فناوری در سال 2014 در چین به دست آمد؛ زمانی که دانشمندان با استفاده از شیوه ای کاملا جدید توانستند DNA یک موجود زنده را برداشته و وارد بدن موجود زنده دیگری کنند. میمون های ماکاک اولین جاندارانی بودند که این شیوه روی شان آزمایش شد. در این آزمایش دانشمندان دانشگاه پزشکی نینجینگ از فرآیند ویرایش ژنتیکی به نام Crispr/Cas9 برای دست ورزی دو ژن در تخمک میمون بارور استفاده کردند و پس از آن تخمک به بدن میمونی دیگر انتقال پیدا کرد و دو میمون به نام های «نینگ نینگ» و «مینگ مین" متولد شدند.
این تکنیک به واسطه قابلیت هایی که در ویرایش ژنتیکی وجود دارد، مورد استقبال متخصصان ژنتیک در سراسر جهان قرار گرفت. محققان چینی در این آزمایش نشان دادند چگونه می توان از این تکنیک برای ایجاد میمون حامل ژن معیوب به بیماری های انسانی استفاده کرد.
میمون اوتیست
میمون مبتلا به اوتیسم نمونه دیگری از مدل سازی بیماری های انسانی در حیوانات از طریق مهندسی ژنتیکی است. میمونی که ژن مرتبط با ابتلا به بیماری اوتیسم در بدنش قرار گرفته، به شکل وسواس گونه ای طول و عرض قفس را راه می رود و آشکارا از برقراری ارتباط با همنوعانش سر باز می زند و زمانی که کسی به او زل می زند، واکنشی پر اضطراب نشان می دهد.

رنج حیوانات آزمایشگاهی
علاوه بر میمون ها و موش ها که قدیمی ترین قربانیان آزمایش های پزشکی و دارویی انسان ها به شمار می روند، دانشمندان تاکنون از بز، گاو، سگ و گربه نیز برای آزمایش فناوری مهندسی ژنتیکی استفاده کرده اند و همواره با مخالفت های بسیاری مواجه بوده اند. به ویژه که گاه و بی گاه خبرهایی مشابه خبر آزاد شدن گروهی از شامپانزه ها پس از 30 سال زندگی درون تاسیسات آزمایشگاهی دل گروه زیادی از انسان ها را به درد می آورد.
در سپتامبر سال 2011 گروهی متشکل از 38 شامپانزه که برای 30 سال درون تاسیسات آزمایشگاهی در اتریش محبوس شده بودند در یک پارک سافاری رها شدند و برای اولین بار توانستند نور خورشید را ببینند. فیلم ویدیویی از واکنش این جانداران آزمایشگاهی که مدل های آزمایش بیماری های ایدز و هپاتیت بودند، نسبت به روشنایی و هوای آزاد و طبیعت به حدی تاثیرگذار بود که این ویدیو به سرعت به پربازدیدترین ویدیوی فضای مجازی تبدیل شد و طبیعی است که اعتراض شدید گروه های مخالف استفاده از مدل های حیوانی را به دنبال داشت.

حقیقت این است که مدل های حیوانانی اگرچه پس از ابتلا به بیماری نشانه هایی مشابه نشانه های انسانی از خود بروز می دهند اما هرگز قادر نیستند تمامی زوایای زیستی بدن انسان یا یک بیماری را از خود بروز دهند. از سویی دیگر درمان هایی که روی مدل های حیوانی اثری مطلوب از خود نشان می دهند، به ندرت اثری مشابه را روی انسان ها بر جای می گذارند.
محدودیت های دیگر استفاده از مدل های حیوانی مانند هزینه بالا، موانع اخلاقی و زمان زیادی که برای ایجاد مدل حیوانی به آن نیاز است باعث شده تا سلول های بنیادی به ویژه نوعی خاص از آنها که به «سلول های پرتوان القایی» یا IPS ها شهرت یافته اند، به جانشینی پذیرفتنی برای حیوانات تبدیل شوند؛ اگرچه این موارد هنوز نتوانسته اند به طور کامل به توقف آزمایش های حیوانی بینجامند. این سلول ها از برنامه ریزی دوباره سلول های مختلف بدن مانند سلول های پوست به دست می آیند و قابلیت تبدیل شدن به هر نوع سلول دیگر را دارند.
علاوه بر محدودیت های علمی که مدل های حیوانی در مطالعات پزشکی و زیستی به دنبال دارند، مسائل اخلاقی مانند دردی که حیوانات حین انجام آزمایش ها متحمل می شوند، تعداد زیاد حیواناتی که برای به سرانجام رسیدن یک آزمایش قربانی می شوند و به طور کلی مختل شدن رفاه و آسایش حیواناتی که قربانی این آزمایش ها می شوند نیز از انتقاداتی است که در کشورهای مختلف جهان به آزمایش های حیوانی وارد می شود.
ارسال نظر