مردی که ۷ سال با اشتباه پزشکان ایدزی بود!
تصور کنید برای یک آزمایش ساده خون به یک مرکز معتبر مراجعه کردهاید و روزی که برای گرفتن جواب میروید، پزشک صدایتان کند و بگوید: «میشه چند لحظه خصوصی با شما صحبت کنم؟»
خبرگزاری فارس: تصور کنید برای یک آزمایش ساده خون به یک مرکز معتبر مراجعه کردهاید و روزی که برای گرفتن جواب میروید، پزشک صدایتان کند و بگوید: «میشه چند لحظه خصوصی با شما صحبت کنم؟»
و این جمله زنگ هشداری را در شما به صدا در میآورد؛ شما پاسخ میدهید: «چطور؟ اتفاقی افتاده؟»
و پزشک میگوید: «نه فقط چند لحظه؛ باید مسئله مهمی را با شما درمیان بگذارم.»
وارد اتاق میشوی، گروهی از پزشکان برای مشاوره با شما دور تا دور میز مستطیل بزرگی نشستهاند.
در حالی که همه با چشم تو را دنبال میکنند، یکی از پزشکان نزدیکتر میآید و با دست به صندلی اشاره میکند و میگوید: «خواهش می کنم بنشینید.»
و تو در حالی که ضربان قلبت از رفتارهای غیر عادی تیم پزشکی به شماره افتاده است، بی آنکه سئوالی بپرسی بیاختیار روی صندلی مینشینی.
پزشکی که در بالای میز نشسته است شروع به صحبت میکند و میگوید: «متاهل هستید؟» و شما پاسخ می دهید: «بله سه تا بچه دارم.» و پزشک ادامه می دهد به پرسیدن سئوالات مختلف که تو دلیل هیچ کدامشان را نمیدانی و فقط پاسخ میدهی.
زیر چشمی حواست به بقیه پزشکان هست که با خودکار روی کاغذ چیزهایی را می نویسند و گاهی در گوشی حرفهایی را رد و بدل می کنند.
اما یک سئوال تلنگری به شما میزند، پزشک میپرسد: «همسر و فرزندانتان سالم هستند و بیماری خاصی ندارند؟» و شما پاسخ میدهید: «نه تا به امروز که چیزی نبوده است.»
بالاخره سؤال ها تمام می شود و پزشکان شروع به مشورت با هم میکنند و تو هنوز در بهت رفتارها و پرسشها به سر میبری.
بعد از چند لحظه صحبتشان تمام میشود و همه نگاه ها به سوی تو می چرخد؛ یکی از پزشکان دوباره شروع به صحبت می کند: «شما مبتلا به HIV+ هستید.» شما که انگار ضربه محکمی به سرتان وارد شده، نفستان بند میآید و ضربان قلبتان کندتر میشود.
یکی دیگر از پزشکان ادامه می دهد: «به هر حال باید این مطلب را به شما بگوییم، البته این پایان زندگی نیست و شما میتوانید مثل همه به طور عادی به زندگیتان ادامه دهید و...» و شما انگار که صداها دور شود دیگر چیزی نمیشنوید و اتاق دور سرتان شروع به چرخیدن میکند و از حال میروید.
ایدز دارید!
این شاید بدترین خبری باشد که میشود بهشما داد. اینکه ایدز دارید و باید بقیه زندگیتان را با بیماری سر کنید که هر روز ممکن است جانتان را بگیرد. تازه باید مراقب همه چیز باشید، همسر و فرزندان و اطرافیان هم که جای خود، باید جواب همه را بدهید و در آخر تنهایی، اینکه همه سعی میکنند از یک بیمار مبتلا به ایدز دوری کنند و کم کم تنهایی تنها همدم بسیاری از بیماران میشود.
همین نا امیدی باعث میشود که کار و زندگی را هم کنار بگذارید و خلاصه این بیماری میتواند زندگیتان را به کل تباه کند.
حال اگر این خبری که به شما داده اند دروغ باشد چه؟ اینکه هفت سال به خاطر بیماری ایدز تحت نظر پزشک و کلینیکهای مخصوص مبتلایان باشید و بعد از هفت سال به شما بگوید یک اشتباه در آزمایش رخ داده است و شما سالمید!
در نگاه اول شاید خوشحال شوید، ولی تکلیف خانواده و همسر و فرزندان و اطرافیان و زندگی عادی و آرامی که از محروم بودید چه؟ چطور می خواهید روزهایی را که با کابوس ایدز سر کردهاید جبران کنید؟ جوانی و سلامت و کار و شغل از دست رفتهتان چه میشود؟ آروزها و...
مردی که ۷ سال با اشتباه پزشکان ایدزی بود!
و این جمله زنگ هشداری را در شما به صدا در میآورد؛ شما پاسخ میدهید: «چطور؟ اتفاقی افتاده؟»
و پزشک میگوید: «نه فقط چند لحظه؛ باید مسئله مهمی را با شما درمیان بگذارم.»
وارد اتاق میشوی، گروهی از پزشکان برای مشاوره با شما دور تا دور میز مستطیل بزرگی نشستهاند.
در حالی که همه با چشم تو را دنبال میکنند، یکی از پزشکان نزدیکتر میآید و با دست به صندلی اشاره میکند و میگوید: «خواهش می کنم بنشینید.»
و تو در حالی که ضربان قلبت از رفتارهای غیر عادی تیم پزشکی به شماره افتاده است، بی آنکه سئوالی بپرسی بیاختیار روی صندلی مینشینی.
پزشکی که در بالای میز نشسته است شروع به صحبت میکند و میگوید: «متاهل هستید؟» و شما پاسخ می دهید: «بله سه تا بچه دارم.» و پزشک ادامه می دهد به پرسیدن سئوالات مختلف که تو دلیل هیچ کدامشان را نمیدانی و فقط پاسخ میدهی.
زیر چشمی حواست به بقیه پزشکان هست که با خودکار روی کاغذ چیزهایی را می نویسند و گاهی در گوشی حرفهایی را رد و بدل می کنند.
اما یک سئوال تلنگری به شما میزند، پزشک میپرسد: «همسر و فرزندانتان سالم هستند و بیماری خاصی ندارند؟» و شما پاسخ میدهید: «نه تا به امروز که چیزی نبوده است.»
بالاخره سؤال ها تمام می شود و پزشکان شروع به مشورت با هم میکنند و تو هنوز در بهت رفتارها و پرسشها به سر میبری.
بعد از چند لحظه صحبتشان تمام میشود و همه نگاه ها به سوی تو می چرخد؛ یکی از پزشکان دوباره شروع به صحبت می کند: «شما مبتلا به HIV+ هستید.» شما که انگار ضربه محکمی به سرتان وارد شده، نفستان بند میآید و ضربان قلبتان کندتر میشود.
یکی دیگر از پزشکان ادامه می دهد: «به هر حال باید این مطلب را به شما بگوییم، البته این پایان زندگی نیست و شما میتوانید مثل همه به طور عادی به زندگیتان ادامه دهید و...» و شما انگار که صداها دور شود دیگر چیزی نمیشنوید و اتاق دور سرتان شروع به چرخیدن میکند و از حال میروید.
ایدز دارید!
این شاید بدترین خبری باشد که میشود بهشما داد. اینکه ایدز دارید و باید بقیه زندگیتان را با بیماری سر کنید که هر روز ممکن است جانتان را بگیرد. تازه باید مراقب همه چیز باشید، همسر و فرزندان و اطرافیان هم که جای خود، باید جواب همه را بدهید و در آخر تنهایی، اینکه همه سعی میکنند از یک بیمار مبتلا به ایدز دوری کنند و کم کم تنهایی تنها همدم بسیاری از بیماران میشود.
همین نا امیدی باعث میشود که کار و زندگی را هم کنار بگذارید و خلاصه این بیماری میتواند زندگیتان را به کل تباه کند.
حال اگر این خبری که به شما داده اند دروغ باشد چه؟ اینکه هفت سال به خاطر بیماری ایدز تحت نظر پزشک و کلینیکهای مخصوص مبتلایان باشید و بعد از هفت سال به شما بگوید یک اشتباه در آزمایش رخ داده است و شما سالمید!
در نگاه اول شاید خوشحال شوید، ولی تکلیف خانواده و همسر و فرزندان و اطرافیان و زندگی عادی و آرامی که از محروم بودید چه؟ چطور می خواهید روزهایی را که با کابوس ایدز سر کردهاید جبران کنید؟ جوانی و سلامت و کار و شغل از دست رفتهتان چه میشود؟ آروزها و...
مردی که ۷ سال با اشتباه پزشکان ایدزی بود!
داستانی که واقعیت دارد
این مطلب شاید بیشتر شبیه به یک داستان تخیلی به نظر برسد، ولی عین واقعیت است، مردی که ۷ سال از زندگی شیرینش را با سایه سیاه بیماری HIV سر کرده است و امروز با حضور در خبرگزاری فارس روایت تلخ زندگیاش را برای ما میگوید.
این مرد که حالا موهایش سفید است و دهه پنجم زندگی اش رو به پایان است با ظاهری خسته به بیان شرح اتفاقات افتاده پرداخت و گفت: «۵۹ ساله متأهل و دارای سه فرزند هستم. سال ۸۵ یکی از دوستانم که اعتیاد داشت و بدحال بود را به بیمارستان رساندم و وی را برای آزمایش HIV به آزمایشگاه بردند و بعد از اینکه مشخص شد جواب آزمایشش مثبت و مبتلا به ایدز است بیمارستان از من نیز خواست این آزمایش را انجام دهم. ابتدا به انجام این آزمایش تمایلی نشان ندادم زیرا برایم عجیب بود که فقط با انتقال یک شخص معتاد مبتلا به HIV، من نیز به این بیماری مبتلا شده باشم اما در پی تأکید بیمارستان، آزمایش را انجام داده و در کمال ناباوری با جواب مثبت آزمایشم روبهرو شدم.»
وی ادامه داد: «بعد از شنیدن جواب آزمایش دچار بهت و حیرت و شوک روحی بزرگی شده و احتمال اشتباه را در آزمایش دادم اما مسئولین بیمارستان با تأکید و گفتن اینکه احتمال خطا در آزمایش انتقال خون وجود ندارد مرا از نتیجه آزمایش مطمئن کردند و من نیز با باور اینکه دچار بیماری HIV هستم رفته رفته مسیر زندگیام تغییر یافت.»
وی افزود: «بعد از گذشت یک ماه از این موضوع به توصیه یکی از پزشکان در یکی از آزمایشگاههای بیرون از بیمارستان امام خمینی مجدداً این آزمایش را تکرار کردم و با جواب منفی آن روبهرو شدم. بیمارستان امام خمینی جواب آزمایشگاه بیرون را با این دلیل که شما در بیمارستان، آزمایش انتقال خون را دادهاید و احتمال خطا در این آزمایش وجود ندارد مجدداً من را مطمئن کرد که به این ویروس مبتلا هستم و باید تحت مراقبتهای ویژه قرار بگیرم.»
وی گفت: «۷ سال از این موضوع گذشت و به دلیل باور این بیماری زندگیام دستخوش اتفاقات ناگوار زیادی شد، خانوادهام مرا ترک کرده و وارد شدن همه فشارهای روانی زیاد سبب شد سکته قلبی کنم و در بیمارستان بستری شوم؛ و در کمال ناباوری آزمایشهای قبل از آنژیوی قلبم منفی بود و ۲ باری که به عمل آنژیو احتیاج پیدا کردم و در هر دو بار آزمایش کلی قبل از عمل، جواب آزمایش HIV را منفی اعلام کردند.»
وی اظهار کرد: «این بار با یقین به اینکه بیمارستان اول در آزمایشات خود دچار اشتباه شده به بیمارستان مراجعه کرده و اتفاقات افتاده را شرح دادم. این بار کلینیک با استفاده از کیتهای آمریکایی و گرفتن آزمایشهای استانداردتر اعلام کرد که جواب منفی است.»
وی افزود: «با توجه به اینکه ابتدا این بیمارستان به من این بیماری را اعلام کرد و با توجه به ۷ سالی که تحتنظر بودم و هر بار با اطمینان خاطر به من میگفتند که احتمال خطا در آزمایش انتقال خون وجود ندارد و من نیز با توجه به همه حرفهای بیمارستان و تأکیدات آنها فشارهای زیادی را تحمل کردم و مسیر زندگیام دگرگون شد، به نظام پزشکی شکایت بردم. پرونده من به کمیسیون پزشکی ارجاع داده شد و در آنجا اعلام کردند مسئول فنی وقت بیمارستان مقصر است و باید ۳۰ درصد به شما خسارت بپردازد.»
وی گفت: «اما روند معرفی مسئول فنی توسط بیمارستان نیز سه سال به طول انجامید و هر دفعه به بهانهای این کار انجام نمیگرفت تا اینکه سرانجام با عوض شدن قاضی پرونده مرا به وزارت بهداشت و درمان برای دریافت اسم مسئول فنی ارجاع داد و به این صورت بود که مسئول فنی وقت بیمارستان مشخص شد و در حال حاضر نیز منتظر جواب قطعی کمیسیون هستیم.»
تبلیغات متنی
-
هادی چوپان به اینستاگرام برگشت!
-
چهره حسن شماعیزاده در ۸۲ سالگی
-
خودروی سرکرده گروهک کومله هدف قرار گرفت
-
یک واکنش به شایعه مکالمه تلفنی لاریجانی با ترامپ
-
از اول گفته بودم ساپینتو شارلاتان است
-
کنایه تند زیدآبادی به شمسالواعظین: دولت را رها کن
-
عناوین روزنامههای ورزشی امروز
-
عناوین روزنامههای امروز
-
چرا هرچه سن بالاتر میرود، زمان سریعتر میگذرد؟
-
تیپ و چهره «قربان» سریال سوجان در ۲۱ سالگی
-
سرقت مسلحانه دندانپزشک قلابی با خواستگاری
-
لغو سهمیه تردد رایگان در محدوده آلودگی هوای تهران
-
با نحسترین ورزشگاه برای فوتبال ایران آشنا شوید
-
ضرغامی: ۷۰ درصد معترضان ۱۸ تا ۳۰ سالهاند
-
ناو ۱۸۶ متری روس که در ساحل ایران پهلو گرفت
-
یک واکنش به شایعه مکالمه تلفنی لاریجانی با ترامپ
-
روسیه درباره حمله آمریکا به ایران هشدار داد
-
ادعای فاکس نیوز درباره دستور نظامی ترامپ علیه ایران
-
سرنوشت آسیایی استقلال برای سپاهان هم تکرار شد
-
عکس توجهبرانگیز از وضعیت هماکنون آسمان ایران
-
تصاویر تلخ از یادبود آیدا حیدری در دانشگاه علومپزشکی
-
وال استریت: ایران دیروز خواسته اصلی آمریکا را رد کرد
-
کاخ سفید درباره ایران: فاصله همچنان وجود دارد
-
صداوسیما، سلبریتیها را مقصر وقایع اخیر دانست
-
اولین پیغام رسمی ترامپ بعد از مذاکرات ژنو
-
روز اول ماه رمضان در ایران مشخص شد
-
مذاکرات محرمانه روبیو برای تغییر قدرت در یک کشور خاص
-
اقدام جدید آمریکا علیه خانواده مقامات ایران
-
ماجرای تماسهای فشرده رهبران منطقه با ترامپ
-
آمریکا برای توافق با ایران جدول زمانی تعیین کرد!
-
کپی عصر جدید و نسخه فیک ماه عسل از فردا در صداوسیما
-
شش فروند آواکس به مقصد خاورمیانه به پرواز درآمدند
-
پایان مذاکرات امروز ایران و آمریکا در ژنو
-
اقدام معنادار ایران در تنگه هرمز همزمان با مذاکرات
-
مزارهای بدون سنگ؛ روایتی از چهلم نگین و مجید
-
زیپ شلوار عراقچی مساله برخی رسانهها شد
-
استوری خبرساز بازیگر پایتخت بعد از حضور در جشنواره
-
الیزابت سریال پایتخت از منزل شیکش رونمایی کرد
-
بازیگر نقش سوجان در پشت صحنه سریال «رحیل»
-
ساعت آغاز دور دوم مذاکرات اعلام شد
-
پایان گرمای بهاری با کاهش محسوس دما از فردا
-
اولین خبر رسمی از نتیجه مذاکرات امروز
-
عراقچی از ایران برای ویتکاف سوغاتی برد!
-
«طلا و ناصر» سریال سوجان در پشت صحنه «صبح آخرین روز»
-
خانم بازیگر، مجری تلویزیون شد
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
نظر کاربران
این اتفاق برا منم افتاد . همراه برادرم رفتم سازمان انتقال خون و خون دادم .کارت اهدا برادرم اومد ولی برا من نرسید.شنیده بودم کسایی که مشکل داره خونشون کارت اهدا براشون نمیاد.نگران به انتقال خون مراجعه کردم .کد ملی رو که دادم بنده خدایی که پشت سیستم بود گفت که منتظر بمونم . تلفنی چند لحظه با کسی صحبت کرد و به من گفت که دکتر ... که رییس انتقال خون شهرمون هست میخواد باهام حرف بزنه. دنیا رو سرم خراب شد . وارد اتاق دکتر که شدم کلی مقدمه چینی کرد از اینکه دستگاهها خیلی حساسن و ... حرفش رو قطع کردم و گفتم دکتر هپاتیت یا HIVمثبتم گفت متاسفانه HIVمثبتید.
دنیا رو سرم خراب شد . از حال رفتم و افتادم رو صندلی (. از شدت هیجان و استرس هر چه دکتر اصرار کرد بشینم قبول نکرده بودم).دردسرتون ندم ریر بار ازمایش مجدد نرفتم و تا یکسال هیچی به هیچ کس نگفتم . از رابطه با همسرم پرهیز میکردم و کارمون به جاهای باریک کشید.تا اینکه مسئله ای باعث شد امیدواربشم . خانمم با توجه به شغلش هر سال چکاب کامل میشه و بهمن ماه همون سال که نتیجه ازمایشات رو ازش پرسیدم و گفت همه چی خوبه .جرات پیدا کردم و دوباره ازمایش دادم و عجب ۲۴ساعت وحشتناکی بود . و خدا رو شکر جواب منفی بود.دوباره هم آزمایش دادم بازم منفی.
نمیدونم چرا انتقال خون منو اچ آی وی مثبت اعلام کرد.
............صدای مارا از ...میشنوید واقعا ننگ براون مسئول که زندگی یه بنده خدارو ازبین برد حالا همه اینا به کنار 30درصد خسارت، عمر رفته اون آدمو برمیگردونه؟
با ی اشتباه و سهل انگاری ک متاسفانه همیشه در پرسنل بیمارستانها و ...دیده میشود زنگی ی بنده خدارو سیاه کردن..............
یعنی من اگه جای این بنده خدا بودم همه اون پزشکا و کسایی که آزمایش کردن رو به رگبار میبستم.خداییش باید یه سری از اساتید پزشکی دانشگاه های کشورهای پیشرفته رو بیارن از پزشکان ما ازمون صلاحیت بگیرن شرط میبندم نصف پزشکان ایرانی مردود میشن.
لطفا نظر من رو بدون سانسور چاپ کنید حقیقت رو گفتم
فک نمیکنید تیتیرایی که میزنید مشکل داره؟ کلا سو گرایی خاصی تو مطالبتون نسبت به پزشکان هست
مثل اون تیتری که واسه بازیگر هانم فیلم معمای شاه زدید که تو حراحی مرده بعدش معلوم شد اصلا جراحی در کار نبوده و تقریبا مرده رسیده بیمارستان
آزمایش مثبت رو به هرکس نشون بدید میگه مثبته و این رو دستگاه های آزمایشگاه مشخص میکنن نه پزشک
ضمن اینکه کسی رو به زور آزمایش نمیفرستن
ضمن اینکه این آقا نتیجه انتقال خون رو برده پیش پزشک که ربطی به آزمایش زورکی نداره
کسی رو هم زورکی و برای آزمایش خون سازمان انتقال خون نمیفرستن صرف انتقال یک بیمار ایدزی!!!!!
این از ابهامات مطلب اونم از تیتری که زدید
پس خودتون قبل نوشتن خبر کمی ذهنتون رو درگیر کنید و فکر کنید و بیش از این جنجال تو حامعه ایجاد نکنید
مسئول فنی آزمایشگاه هم پزشک نیست
موفق باشید!!!!
اگر آزمايشگاه اشتباه کرده چه ربطی به پزشكان داره؟
مسئول آزمايشگاه باید جوابگو باشه
آقا چرا هر اتفاقی میفته پای پزشک در میانه؟ بابا پزشک بدبخت چه گناهی کرده ؟ آزمایشگاه اشتباه کرده،شاید دستگاه خراب بوده و جواب مثبت نوشته،پزشک فقط مسول خواندن آزمایشه،بیچاره پزشک.آزمایشگاه اشتباه نوشته مثبت
وقتی نظارت کامل نباشه همین میشه
یکی از دوستای خودم حین تحصیل در یکی از رشته های علوم انسانی
در یک داروخانه شبانه روزی به مردم دارو میداد بدون اینکه تخصصش رو داشته باشه
.سابقه نشان داده ایران تو هیچ کاری هیچ وقت موفق نیس..............