چطور مردم جهان شیفته سینمای «اصغر فرهادی» شده اند؟
فیلم های فرهادی درام های خانوادگی هستند که معما را در فضایی واقعی و نه خاص و جدا از جهان واقع طرح می کنند. آثار او همیشه نشانه هایی از زندگی روزمره، جزییات، حس ها و موقعیت های معمول زندگی را در خود دارند.
ماهنامه تجربه - کریم نیکونظر:
۱. فیلم ها ساخته می شوند که موثر باشند و مخاطبانشان را در تجربه های ناممکن شریک کنند. به آنها احساسی بدهند که تجربه اش نکرده اند و تک تک شان را وارد دنیا، فضا و عالمی کنند که کیفیتی فراتر از واقعیت دور و برشان دارد. اگر فیلمی تاثیر می گذارد، یعنی جهانش را درست و کامل و بی نقص ساخته است. وقتی تماشاگر از تماشای فیلمی متاثر می شود یا احساس شادی می کند یعنی آن اثر توانسته احساس او را درگیر کند. هر فیلم خوبی اول تاثیر می گذارد و بعد، تماشاگرش را گرفتار می کند: وادارش می کند که به لحظات، آدم ها، موقعیت ها، کنش ها و واکنش ها فکر کند. او را وادار می کند از خودش سوال بپرسد و درباره منطقی یا غیرمنطقی بودن رفتار شخصیت ها حرف بزند و تامل کند.
۱. فیلم ها ساخته می شوند که موثر باشند و مخاطبانشان را در تجربه های ناممکن شریک کنند. به آنها احساسی بدهند که تجربه اش نکرده اند و تک تک شان را وارد دنیا، فضا و عالمی کنند که کیفیتی فراتر از واقعیت دور و برشان دارد. اگر فیلمی تاثیر می گذارد، یعنی جهانش را درست و کامل و بی نقص ساخته است. وقتی تماشاگر از تماشای فیلمی متاثر می شود یا احساس شادی می کند یعنی آن اثر توانسته احساس او را درگیر کند. هر فیلم خوبی اول تاثیر می گذارد و بعد، تماشاگرش را گرفتار می کند: وادارش می کند که به لحظات، آدم ها، موقعیت ها، کنش ها و واکنش ها فکر کند. او را وادار می کند از خودش سوال بپرسد و درباره منطقی یا غیرمنطقی بودن رفتار شخصیت ها حرف بزند و تامل کند.
سالیانه هزاران فیلم در جهان ساخته می شوند اما تعداد کمی از آنها روی تماشاگرشان تاثیر می گذارند و تعداد کم تری هستند که تماشاگر را درگیر می کنند و به فکر وا می دارند. از آن کمتر، فیلم هایی هستند که به ظاهر قصه ای مربوط به جغرافیای مشخص و آداب و رسوم محدودی را روایت می کنند اما تمام جهان می توانند آدم های فیلم را، منطق و رفتار آنها را درک کنند. «فروشنده» از این فیلم هاست: این را ما نمی گوییم، دست کم در دو نقطه جهان، فرانسه و امریکا، منتقدان، مردم و سینماگران به آن رای داده اند نشان داده اند که قصه اش را فهمیده اند و از کیفیتش به وجد آمده اند. چه چیز فیلم های اصغر فرهادی مردم جهان را جذب می کند؟
۲. فیلم های فرهادی درام های خانوادگی هستند که معما را در فضایی واقعی و نه خاص و جدا از جهان واقع طرح می کنند. آثار او همیشه نشانه هایی از زندگی روزمره، جزییات، حس ها و موقعیت های معمول زندگی را در خود دارند. ترکیب سینمای هیچکاکی با فضاسازی نئورئالیستی اند، درام های ایبسنی با جهان بینی شرقی اند؛ ترکیبی نامتعادل از عناصری متضادند که در نهایت یک کل یک پارچه را می سازند: جذابیت فرمالیستی فیلم های او در انسجام عناصر دراماتیک با جهان بینی های متفاوت از هم است. در فیلم های او هیچ موقعیت و شخصیت استثنایی وجود ندارد، هیچ چیز خارج از فضای روزمره آدم ها نیست و همه چیز آنها را به طبقه متوسط، به مردم ساده روزگار ما وصل می کند. اما موقعیت های تراژیک این آدم ها را برابر انتخاب های ناگوار قرار می دهد.
تماشاگر در مسیر کشف معما، مدام با راه حل های اخلاقی رو به رو می شود و به کنش و واکنش شخصیت برابر این موقعیت ها به او در ارزش گذاری کمک می کند. اما فرهادی کارگردانی نسبی گراست: درباره هیچ چیز، جز نسبی گرایی، مطلق حرف نمی زند. ایدئولوژی او همین گرایش جانبدارانه امر نسبی است. بنابراین هر رویدادی در فیلم های او ممکن است تغییر ماهیت دهد، آشنایی زدایی شود و خلاف آنچه که می پنداریم عمل کند.
امر اخلاقی در آثار او به امری نسبی بدل می شود و ارزش های قطعی مورد تردید قرار می گیرند. تماشاگر در مواجهه با موقعیت ها مدام به راه حل های ثابت فکر می کند اما فرهادی با پیچ های به موقع در داستان برداشت او را به چالش می کشد. درام او روی همین نسبی گرایی بنا شده است.
3 . و این نسبی بودن به او کمک می کند تا به شکل ناخودآگاه درباره «واقعیت» و «حقیقت» حرف بزند: درباره هولناکی حقیقت و مواجهه با آن.
انتخاب هر شخصیتی آنها را در معرض این تقابل دیوانه وار قرار می دهد. اینکه شخصیت چقدر حاضر است حقیقت را بپذیرد، حاضر است تا کجا تاوان پابرجایی روی حقیقت را بدهد و تا چه اندازه می خواهد برای آن جانفشانی کند. واقعیت، امر محافظه کارانه ای است: کنار زندگی به آرامی جریان دارد و مردم عادی را قانع می کند که هیچ چیز ارزش گذشتن از آن را ندارد. چون واقعیت با زندگی روزمره پیونده خورده هر کسی ناچار است که با آن کنار بیاید؛ دروغ بگوید، پنهان کاری کند، سکوت و مدارا کند تا زندگی از جریان معمولش خارج نشود، تا شاید فاجعه ای رخ ندهد.
فیلم های فرهادی هر بار به شکلی با این ماجرا مواجه می شود: در «درباره الی...» سپیده یا باید حقیقت را به نامزد او بگوید و همه را به مخمصه بیندازد یا با دروغی مصلحتی، زندگی واقعی را دنبال کند. او «انتخاب» می کند که تن به واقعیت بدهد و حقیقت را کتمان کند.
نادر در «جدایی نادر از سیمین» به دخترش می گوید که می دانسته راضیه حامله است اما به آینده فکر کرده و این موضوع را کنار گذاشته است. ترمه در دادگاه حقیقتی را پنهان می کند چون طاقت مواجهه با پیامدش را ندارد.
در «گذشته» ماجرای گفتن حقیقت با احساس گناه همراه شده، همان طور که در «فروشنده» هم این بار گناه روی تن مرد حس می شود و زخمی که روی پایش مانده سهمگین تر از آن است که خوب بشود. فرهادی در این تقابل، مدام تردید و دودلی را پیش می کشد و موقعیتی انسانی را می سازد: اینکه «ما»ی تماشاگر تا چه حد حاضریم با انتخاب مان تاوان زندگی با حقیقت را بدهیم.
۴ . اما راه کار او چیست؟ او مدام ما را نقد می کند، «ما»ی تماشاگر در مواجهه با آثار او مدام به بن بست های اخلاقی می خوریم و فکر می کنیم که چه باید بکنیم؟ این سوال باری او مهم تر از جواب است، دست کم، جواب هر کسی متناسب با زندگی شخصی او و تجربه های زیستی اش قابل طرح است. کسی که به امر نسبی می پردازد از جواب قاطعانه هم فرار می کند. اما نکته این جاست: فیلم های فرهادی متناسب با زمانه اند و از شک و تردید مدرنیسم حرف می زنند.
بله، می توانید مدعی شوید که گذر مدرنیسم به این جا نیفتاده است ولی بنیان فکری ما، نوع مواجهه ما با اطرافیان، معیار ما برای امر اخلاقی، امر روزمره، عدالت، حقیقت و واقعیت چیزی جز همین تصور از مدرنیسم نیست. مهم نیست که ما آن را تجربه نکرده ایم و میان بر زده ایم، مهم این است که ما پیشنهادی در برابرش نداشته ایم و به قواعد آن، هر چند متضاد با روحیه مان، تن داده ایم.
برای همین فیلم های فرهادی روی طول موج همه جوامع مدرن ساخته می شود: مسائلی را مطرح می کند که در جوامع مدرن هم قابل لمس است، نکته هایی را می گوید که در همه جای غرب و شرق قابل فهم است. او درام را شرقی و بومی نمی کند (چه کسی می تواند ادعا کند که از عهده این کار بر می آید؟) به جای آن به قواعدش تن می دهد و ملزوماتش را می پذیرد.
او در گفت و گوهایش روی شباهت های «ما» و «آنها» تاکید می کند، در حالی که خود ما میزان تفاوت مان را با «آنها» می دانیم. ولی درام نویس شباهت ها را «بیشتر» می بیند و در درامش می گنجاند، چون این وجه را می پسندد. به نکاتی توجه می کند که هر دو طرف، روی آن توافق دارند، درباره ارزش های حرف می زند که هر دو گروه آن را می پسندند، از تردیدهایی می گوید که هر شهروندی در جامعه مدرن با آن درگیر است. مثلا او به اعتراف توجه می کند: در «گذشته» مدام به «ماری» و دختر او می گوید که با اعتراف بار گناهش را کم کند، در «فروشنده» اصرار دارد که پیرمرد ماجرا را بگوید و غائله را ختم کند.
در «جدایی نادر از سیمین» اینکه بین «نادر» و «راضیه» کدام یک ماجرا را شروع کردند، کدام یک راست می گویند و کدام یک مخفی کاری می کنند مهم است و اعتراف هر کدام به حقیقت بازی را به آخر می رساند. در «درباره الی...»، وَرِ دیگر اعتراف را بازگو می کند: اگر سپیده اعتراف می کرد، احساس گناهش کمتر می شد.
در «چهارشنبه سوری» هم اعتراف و نیمه غایب اش، پنهان کاری، وجود داشت و آنجا هم پنهان کار، مقصر بود. اعتراف برای کم کردن و خلاص شدن از بار سنگین معنوی یا روانی یک گناه، پدیده ای است مرسوم در غرب.
فرهادی پنهان کاری شرقی (اگر گناهی هم کردی به کسی نگو، بگذر و توبه کن) را برابر اعتراف غربی قرار می دهد و به نفع دومی، پنهان کاری را رد می کند. نگرانی او از بابت پنهان کاری برای مخاطب در همه جا، حتی همین کشور خودمان که همه رفتار و سکنات ما آمیخته به مخفی کاری است قابل درک است. او ارزشی مدرن را برابر سنتی دیرپا می گذارد و دومی را قربانی می کند، اگرچه با تیزهوشی این کار را به مخاطبش می سپارد.
۵ . اما اینها به این معنی است که اصغر فرهادی فقط با مفاهیم کار دارد؟ نکته این جاست: سینمای اصغر فرهادی متکی بر همان ساختار کلاسیک سه پرده ای درام نویسی است و تجربیاتش محدود به همین ساختار است. او مقدمه فیلم هایش را طولانی تر می کند، جزییات فراوانی را در آن می گنجاند و در بخش بعد، بی وقفه تماشاگر را برابر کارکرد جزییات بخش اول می گذارد. هسته بحرانی او تضاد منافع دو گروه سر یک موضوع است. مدام اعضای این گروه ها را به هسته بحرانی نزدیک می کند و در هر بار نزدیک شدن، بخشی از هویت آنها را بازگو می کند.
او فیلمنامه نویس قهاری است که لایه های متعددی در درام می گنجاند و در هر بخش، یکی از آنها را کنار می زند. هر لایه برداری منجر به یک دریافت تازه می شود و تماشاگر را با واقعیت تازه ای رو به رو می کند. او به شیوه رمان های کارآگاهی قصه ها را با یک معمای اصلی و اطلاعات قطره چکانی جلو می برد ولی مهارت ویژه او این است که در انتها، همه چیز را محدود به حل معما نمی کند. معما، ما را به شناخت می رساند و شناخت ما را به سوال هدایت می کند.
۶ . سوال، مهم ترین وجه سینمای فرهادی است. او تا قبل «فروشنده» هیچ جواب قاطعی به سوالات نمی داد. همیشه با توجه به نسبی گرایی جواب سوال ها را به خود مخاطبش می سپرد یا وانمود می کرد که طرف هیچ شخصیتی نیست و در ناخودآگاه اثرش این بی طرفی را نقض می کرد. ولی اصغر فرهادی در «فروشنده» صریح تر شده است، دست کم صادقانه موضع زن فیلم را ستایش می کند و با آن همدل می شود. مسخ شدن را به شخصیت دیگر نسبت می دهد و تماشاگر را با تصمیم زن همراه می کند. این مهم ترین اتفاق و تغییر است که در سینمای فرهادی رخ داده است. دست پنهان او کمی عیان شده، اگرچه مهندس اثرش به قدری دقیق و بافت آن ،چنان ریز و ماهرانه است که تماشاگر زیر آوار بی محابای فیلم می ماند.
می دانید، فرهادی در فیلم هایش منکوب کننده عمل می کند، تماشاگر هنگام تماشا چنان زیر فشار است که نمی تواند قصه را رها کند. خاصیت دارم اوست که بعد از تمام شدن، مخاطب را وادار به فکر می کند.
۷ . و همه اینها نتیجه تجربه، زیست و فهم زندگی است. سینمای فرهادی متعلق به یک جا و مکان نیست، فیلم های او واقعا متعلق به خود اوست. محصول هوش، تعمق و تامل اوست نه کلیت سینمای ایران. هر فیلمش دستاوردی فردی است، وگرنه همه این عوامل خارج از جهان فرهادی مشغول به کارند و هیچ گاه نتیجه ای چنین خیره کننده نمی سازند.
جوایز فرهادی، به خصوص اسکار، هیچ وجه نمادینی برای سینمای ایران ندارد: او برای ساخت فیلم هایش در انزوا جان می کند و نتیجه این عرق ریزی را می بیند. راستش سینمای او، ربطی به جریان معمول سینمای ما ندارد، او جدا از این سینماست. ولی چه باک، ما تماشاگر فیلم های اوییم، آثاری که از «ما» حرف می زنند؛ گاه به تندی، گاه با نقص و گاه به خوبی. ما عاشق تجربه ایم، عاشق غرق شدن در احساسات و ادراکات تازه، عاشق ورود به دنیایی که با عقل نمی شود داخل آن شد. ما در این یک چیز واقعا مثل همه مردم جهانیم.
تبلیغات متنی
-
خندههای هیستریک مجتبی محرمی جلوی تلویزیون
-
المیرا شریفیمقدم پاسخ آقای وزیر را داد
-
پای یک زن به ماجرای دستگیری مادورو باز شد!
-
دستور پزشکیان به نیروهای امنیتی درباره معترضان
-
ذخیره عابدزاده پس از سالها وارد زمین شد
-
آزمایش ماموگرافی و پاپاسمیر از دسترس زنان خارج شد
-
باورنکردنی؛ یک وعده املت ساده نیم میلیون شد!
-
لیست ۵ صندوق سرمایه گذاری که تا ۱۰۰ درصد سود می دهند!
-
سحر امامی در صداوسیما دچار دردسر شد
-
این تصاویر از آبدانان در ساعات اخیر پربازدید شد
-
شهادت مامور فراجا در ایرانشهر
-
بمبافکن B-۲۱ را فراموش کنید؛ شبحی مرگبار در راه است
-
این سکانس از مهران مدیری به واقعیت تبدیل شد!
-
دو نگاه به ماجرای برنجپاشی در افقِ کوروش آبدانان
-
پاس گل دیشب مهدویکیا که همه ایران دیدند
-
پای یک زن به ماجرای دستگیری مادورو باز شد!
-
ذخیره عابدزاده پس از سالها وارد زمین شد
-
باورنکردنی؛ یک وعده املت ساده نیم میلیون شد!
-
این تصاویر از آبدانان در ساعات اخیر پربازدید شد
-
این سکانس از مهران مدیری به واقعیت تبدیل شد!
-
دو نگاه به ماجرای برنجپاشی در افقِ کوروش آبدانان
-
پاس گل دیشب مهدویکیا که همه ایران دیدند
-
مترو در ایستگاه بازار مسافرگیری نمیکند!
-
پسلرزه اتفاقات اخیر در بیمارستانهای ایلام و سینای تهران
-
پرسپولیس، آماده انفجار بزرگ در بازار نقلوانتقالات!
-
سامانه بارشی جدید از این تاریخ وارد کشور میشود
-
کالابرگ ۷ دلاری تا خود آمریکا سوژه خنده شد!
-
صحبتهای اشکان خطیبی در ساعات اخیر جنجالی شد
-
زمان قطعی واریز سود سهام عدالت مشخص شد
-
روایت شاهدان عینی از حوادث بیمارستان امام ایلام
-
علت حادثه آتشسوزی شرکت کاله مشخص شد
-
خبر فوری؛ نیمرو برای همیشه از ایران خواهد رفت!
-
قیمت جدید یک شانه تخممرغ باعث تعجب شد
-
توییت پسر پزشکیان در ساعات اخیر خبرساز شد
-
ماجرای خبر ورود هواپیمای سوخترسان آمریکا به خاک ایران
-
ادعای شبانه درباره تصمیم نهایی ترامپ برای ایران
-
علی اردستانی اعدام شد
-
اولین تصاویر از آتشسوزی مهیب در شرکت کاله
-
استوری صریح و رک محسن تنابنده در ساعات اخیر
-
رویاپردازیهای عجیب حسن روحانی در برهه حساس کنونی!
-
تصاویر رسمی از اتفاقات امشب آبدانان ایلام
-
اولین واکنش پزشکیان به حوادث اخیر ایلام
-
گزارشی از آخرین وضعیت بازار تهران
-
نام «ایران» بر روی کلاه ترامپ جلبتوجه کرد
-
قیمت جدید و باورنکردنی مرغ و تخم مرغ اعلام شد
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
نظر کاربران
مطمئن هستید که مردم جهان شیفته شدند عوامل دیگری در کار نبوده ؟!
پاسخ ها
کاملا
دقیقا با آقای محسن موافقم. کل دنیا دارن میگن مراسم اسکار سیاسیه. اولا فروشنده و جدایی نادر از سیمین ، فقط وضع بد بخش بسیار کوچکی از جامعه ایران رو نشون میده که متاسفانه غرب در تلاشه که وضع مردم ایران و البته مسلمون ها رو به بدترین شکل ممکن جلوه کنن که این دوتا فیلم دقیقا این کار رو به نحو احسن انجام دادن. از طرف دیگه بنا بر ضرب المثلِ، دشمنِ دشمن آدم دوست آدمه، به خاطر دشمنی شون با ترامپ ،این انتخاب از ایران چندان عجیب نیست.
به نظر من که فیلمایی که آخرشون بازه خیلی جذاب نیست.من فکر می کنم جریانات دیگه ای در کاره.
چ هندونه ای دادید بغل آقای فرهادی!!!..؟ کدوم شیفتگی؟! همه ش سیاسیه....نگو ک نمیدونستی!!!!
من هنوز هم چهارشنبه سوری و شهر زیبا رو بیشتر دوست دارم