طنز؛ این بیماری های خوشگل
۵۰۶۶۰۸
۱۹ فروردين ۱۳۹۶ - ۱۱:۱۹
۶۵۹۷ 
دقیقا از اون روزی که شامپوی دوازده آنزیم جای شامپوی خمره ای رو گرفت، بهش شک کردم. وقتی دیدم پوسترهای بَسَنتی جای خودش رو به یک گراند آریانا داد، شکم بیشتر شد.
بی قانون؛ ضمیمه طنز روزنامه قانون - علیرضا مصلحی: دقیقا از اون روزی که شامپوی دوازده آنزیم جای شامپوی خمره ای رو گرفت، بهش شک کردم. وقتی دیدم پوسترهای بَسَنتی جای خودش رو به یک گراند آریانا داد، شکم بیشتر شد. زمانی که بیسکویت مادر جاش رو به لیدی فینگر (که انسان به راستی تشخیص نمیده اسم بیسکوییته یا فحشه!) داد، دیگه تقریبا مطمئن شدم ولی ضربه اصلی رو وقتی خوردم که شنیدم عباس آقا، ملوک خانوم به جای «منزل»، «عجقم» صدا زد!

مسئله اصلی که می خوام مطرح کنم اینجاست، شما این کلمات رو یک بار بخونید: «عشق – آشیانه خالی – آمستردام – استکهلم». فکر می کنید این ها چیه؟ اگر یه «سندروم» بذارید اولشون، اسم بیماری های این دوره زمونه است! آخه اسم بیماری اینقدر سوسول؟! اینقدر نُنُر؟! این ها رو مقایسه کنید با طاعون و حصبه و تیفوس و آبله. آدم وقتی می شنوه قالب تهی می کنه.

علاوه بر اسم بیماری های جدید، تعریف و حتی درمان شون هم سوسولانه است. در تعریف سندروم عشق گفته شده: «سندروم عشق مجموعه علائم شدیدی است که پس از فروپاشی یک رابطه رمانتیک بروز می کند.» قبلا همچین فردی رو اگر بود، حسابی کتک می زدند. حالا این روزها کتکش که نمی زنند هیچ، کلی هم بهش توجه می کنند. کلی هم پول خرجش می کنند! واقعا ما داریم به کجا می ریم؟!

یعنی تصور کنید پسره خیره سر میاد خونه، میگه: «پدر! پدر! من سندروم عشق گرفتم.» بعد یه عالمه خرج روانپزشک و روانشناس می کنند. آخرش هم روزی دوازده ساعت می شینه محسن یگانه و آرمین2afm گوش میده. اگه هم خوب بشه، نهایت سه ماه دیگه با کیس بعدی همین آش و همین کاسه است. در صورتی که قدیم طرف مثل آدم می اومد خونه می گفت: «من علاوه بر طاعون و حصبه و تیفوس و آبله، از دیفتری هم رنج می برم و احساس می کنم دیگه امیدی بهم نیست.»

یه هفته می بستنش به چای نبات خوب خوب می شد. یا مثلا قطع نخاع شده بود، کریم دلاک می اومد مشت و مال می داد، قولنجش رو هم می شکوند، خوب که می شد هیچ، دو ماه بعد تو تشک کشتی کولندون و حصیرمال و پنیرتپون اجرا می کرد.

این تازه آغاز ماجراست. به این عبارات دقت کنید: «سندروم سیندرلا – سندروم زیبای خفته – سندروم آلیس در سرزمین عجایب»! یعنی الان سر به بیابون بذارم رواست. این همه خفت کافی نبود، رفتن تو کار انیمیشن و کارتون!

سندروم زیبای خفته رو این جوری تعریف کردند: «یک بیماری اختلال خواب است که در آن شخص احساس خستگی بسیار زیادی کرده و به خواب زیادی احتیاج دارد. در بیشتر موارد بیمار بین 15 تا 21 ساعت در روز را می خوابد.» قدیم همچین آدمی رو مجددا یه نصف روز کتک می زدند بعد می بستنش به تخت که یا اعتیادش رو ترک کنه یا بمیره. هر ربع ساعت هم یه لیوان آب می ریختن رو صورتش که چُرت نزنه. الان میگن: «آخی اذیتش نکنید. حیوونکی سندروم زیبای خفته داره.»

من دیگه نمی دونم چی کار کنم. یه عده میگن وقتی نمی تونی چیزی رو تغییر بدی مبارزه نکن، باهاش همراه شو و وا بده، شُل کن. نمی دونم چه قدر حرف شون درسته ولی تو این مورد خاص، کاری از دستم برنمیاد. فکر کنم بهتر باشه وا بدم. بهتره همراه بشم. در همین راستا یک سری از بیماری هایی که در آینده نزدیک کشف خواهند شد رو بهتون معرفی می کنم:

سندروم گربه شِرِک: در این بیماری که بیشتر در میان صاحب منصبان شایع است، شخص مسئول پس از وقوع یک فاجعه، توأم با ماله کشی، جوری مظلومانه به شما نگاه می کند که پس از مدتی به خر شرک تبدیل می شوید و در نهایت به این نتیجه خواهید رسید که همانا مقصر واقعی خودتان بوده اید. در مواردی دیده شده پس از این مرحله مسئول وارد فاز دوم شده و شما را به سزای اعمال تان می رساند.

سندروم سوپرمن:
در این ناهنجاری، فرد مبتلا تصویر نادرستی از قدرت و توانایی های خود دارد. مثلا در موردی خاص، شخص ادعا کرده از هوش سرشاری برخوردار است، در صورتی که وقتی در جدول سوال شده بود: «حرف ندا (دو حرفی)» خالی گذاشته و علت آن را این گونه توضیح داده است: «تا حالا با نامحرم حرف و گفتگو نداشتم. نمی دونم!»

در مثال های دیگر از این قبیل، شخص فکر می کند که در زمین فوتبال 15 نفر را پشت سر هم دریبل کرده و یا مثلا ادعا کرده... ببخشید تا همین جا کافی است. من اگر این مورد را بیان کنم ممکن است با اتحاد بین وکلای بین الملل، روزنامه بسته شود.

سندروم عموی سوباسا اوزارا:
در این بیماری شخص مبتلا در مرحله اول به صورت خیلی نرم و زیرپوستی به دیگران نزدیک می شود. در مرحله دوم طرف مقابل او را فردی خدمتگزار می پندارد در حالی که بیشتر به مهرورزی اعتقاد دارد. در مرحله آخر، بیمار نقاب از چهره بر می دارد و شاهد آنیم که فرمود: «عمودی بز بر برِ روشنش/ گسسته شد آن نامور جوشنش».

سندروم زبل خان:
این بیماری بر اصل «زبل خان اینجا، زبل خان اونجا، زبل خان همه جا» استوار است. شعار این بیماران در زندگی این است: «صحنه باز منو صدا کرد/ عشق اون دوباره ما رو هم صدا کرد». اخیرا پزشکان به این نتیجه رسیده اند که علت اصلی این بیماری، نارسایی در افق زاویه بدن است. تحقیقات جدید نشان می دهد که این افراد دارای دو ویژگی عجیب و منحصر به فرد می باشند:

1. افق زاویه بدن با استفاده از سامانه هوشمند مکان یابی و ارزش یابی، دقیقا می داند کجا قرار گیرد.

2. شخص مبتلا شاخ هر بزی را که در عملیات بالا اختلال ایجاد کند، از هم جدا می کند.
برچسب ها:
انتشار یافته: 3
در انتظار بررسی:0
Iran, Islamic Republic of
14:32 - 1396/01/19
عالی بسیار زیبا نوشته اید
Iran, Islamic Republic of
19:41 - 1396/01/19
منکه خوشم نیومد، طنزش چنگی به دل نمیزد چون در آخر مشخص شد هدفش تخریب یک شخصیت بود که همه میدونیم، جا دارد از نویسنده بپرسم "خوب که چی؟" بچاپ برترینها جان که دلم از این همه قشر مثلا فرهیخته به ستوه آمده
نام:
* نظر:
تعداد کاراکترهای مجاز: 450
قوانین ارسال نظر
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج