وقتی لاغر شدن به قیمت آبرو تمام میشود!
بعد از دو بار زایمان، اندامم حسابی به هم ریخته بود و از حضور در جمع فامیل، دوستان و میهمانیها خجالت میکشیدم. تا اینکه در فضای مجازی ازطریق زنی ناشناس، با فردی آشنا شدم که خودش را جراح زیبایی معرفی کرده بود.
ایران نوشت: بعد از دو بار زایمان، اندامم حسابی به هم ریخته بود و از حضور در جمع فامیل، دوستان و میهمانیها خجالت میکشیدم. تا اینکه در فضای مجازی ازطریق زنی ناشناس، با فردی آشنا شدم که خودش را جراح زیبایی معرفی کرده بود. بعد هم عکسهایم را برایش فرستادم. اما افسوس که حالا به جای رژیم لاغری آبرویم به خطر افتاده است.چراکه تازه فهمیدهام او یک شیاد بوده است.
«ایران» با این مقدمه نوشت: مهری پریشاناحوال بود و به خاطر وزن زیاد، نفسنفس زنان خود را به اتاق مشاوره رساند. انگار از چیزی هراس داشت. اطرافش را به دقت نگاه کرد و وقتی مطمئن شد کسی در اتاق نیست اشکریزان گفت: «پدرم مخالف درس خواندن دخترهایش بود. به همین دلیل من را مانند خواهرهایم در ۱۹ سالگی شوهر داد. همسر و زندگیام را خیلی دوست داشتم. چند ماه بعد از ازدواج باردار شدم و به فاصله کوتاهی خدا دو فرزند به ما داد. آنقدر درگیر زندگی و بزرگ کردن بچهها بودم که خودم را فراموش کرده بودم. وقتی به خودم آمدم متوجه شدم مانند یک زن سن و سالدار چاق شدهام. هیچ لباسی به من نمیآمد و همیشه برای اینکه بتوانم هیکل بدقوارهام را بپوشانم مجبور بودم لباس گشاد بپوشم و حسرت خوشاندامی را داشته باشم. اما هیچ کاری نمیتوانستم انجام بدهم. چند سالی به همین وضعیت گذشت. وقتی بچهها بزرگتر شدند، وقتم آزادتر شد و به باشگاه رفتم. آنجا با چندین نفر آشنا شدم و ارتباطم با آنها بیشتر شد. راستش همیشه در رفت و آمدها خجالت میکشیدم چون نمیتوانستم مثل بقیه اندامی مناسب داشته باشم و لباسهای مورد علاقهام را بپوشم و این موضوع هر روز اعتماد به نفسم را کمتر میکرد. نمیخواستم بیش از این از آنها کم بیاورم به همین دلیل شوهرم را مجبور کردم گوشی مدل بالا برایم بخرد تا بتوانم مثل دوستانم در گروههای تلگرامی عضو شوم که ای کاش هرگز این کار را نکرده بودم ... .»
زن جوان که سعی میکرد جلوی اشکهایش را بگیرد کمی مکث کرد و ادامه داد: «همه چیز بعد از خریدن گوشی لعنتی و ارتباط اینترنتی شروع شد. من به واسطه دوستانم در گروههای زیادی عضو شدم و در یکی از این گروهها با زنی به نام «شهلا» آشنا شدم. اوایل ارتباطمان در حد رد و بدل کردن پیامهای معمولی بود اما کمی بعد طوری با من ارتباط گرفت که ناخواسته به او اعتماد کردم. برای آشنایی بیشتر، عکسهایش را برایم فرستاد و من هم چند عکس برایش فرستادم. شهلا وقتی عکسهایم را دید طوری واکنش نشان داد که همان یک ذره اعتماد به نفسم را هم از دست دادم. او حسابی به وزنم گیر داده بود. خیلی ناراحت بودم و احساس حقارت میکردم. سر بحث باز شده بود و او راهکارهای مختلفی را برای کاهش وزنم میداد اما من همه آن راهها را رفته بودم. وقتی این موضوع را با او درمیان گذاشتم ناگهان ادعا کرد پزشکی را میشناسد که توصیههای کاهش وزن و تناسب اندام را اینترنتی انجام میدهد و اگر بخواهم میتواند ما را با هم آشنا کند. من که فکر میکردم میتوانم به همین راحتی از دست این اضافهوزن لعنتی خلاص شوم با شور و شوق بسیار آدرس تلگرام آن دکتر را گرفتم.»
مهری وقتی به این قسمت داستانش رسید سری به تأسف تکان داد و گفت: «بدون اینکه با کسی مشورت کنم آدرس تلگرام آقای دکتر قلابی را وارد کردم و با ورود به صفحه شخصی او مشکلم را گفتم و با التماس و خواهش خواستم کمکم کند. او هم بلافاصله باارسال پاسخی قول داد که با توصیههایش در کمترین زمان به وزن ایده آل میرسم. پس از توافق برسر قیمت، به اصطلاح درمانام شروع شد. آن دکتر قلابی پس از اینکه مشخصات ظاهریام را پرسید از من خواست از قسمتهای مختلف بدنم عکس بگیرم و برایش بفرستم تا بتواند توصیههای دقیق تری ارائه کند. من هم بدون فکر همان کار را کردم و عکسها را فرستادم. وقتی عکسها ارسال شد پیامی برایم آمد که هنوز تن و بدنم از یادآوری محتوایش میلرزد. تازه آنجا بود که فهمیدم در دام چه شیادانی افتادهام. آن آقای مثلا دکتر، عکسها را به همراه پیامی برای خودم فرستاد و نوشت اگر ۱۵ میلیون تومان به حسابش واریز نکنم عکسها را در شبکههای اجتماعی منتشر میکند و... . نمیدانستم باید چه کار کنم. اگر عکسها منتشر میشد آبروی خودم و خانوادهام بر باد میرفت. به همین دلیل بلافاصله به طلافروشی رفتم و بازهم بدون مشورت مقداری از طلاهایم را فروختم و پول را به حساب آن شیاد واریز کردم. فکر میکردم همه چیز تمام شده و او دیگر مزاحم زندگیام نمیشود اما سه هفته بعد از آن روز لعنتی، پیام تهدیدآمیز دیگری از دکتر قلابی دریافت کردم که ۱۵ میلیون تومان دیگر خواسته بود. حالا درمانده شدهام و نمیدانم چه کنم. حتی میترسم به همسرم در این باره چیزی بگویم. من سالها با آبرو زندگی کردهام. خواهش میکنم کمکم کنید.»
مشاوران مرکز پلیس اصفهان پس از شنیدن اظهارات این زن، او را برای شناسایی کلاهبردار تلگرامی به پلیس فتا معرفی کردند و همزمان کارشناسان با ارائه برنامه خاص رفتاری برای بالا بردن اعتماد به نفس این زن اقداماتی را انجام دادند.
کارشناس مرکز مشاوره در اینباره گفت: «با توجه به اینکه این زن در سن پایین ازدواج کرده همیشه در محیط خانه بوده و با توجه به تربیت فرزندان امکان ارتباط اجتماعی و تحصیلات را نداشته در نتیجه باعث شده آگاهیهای او در محیط بیرون و تجزیه و تحلیل اجتماعیاش کاهش یابد. این زن برای وارد شدن به جامعه و زندگی متفاوت با گذشته دوستان مناسبی را انتخاب نکرده که همین امر باعث بزهدیدگی او شده است. از طرفی او تواناییهای خود را باور نداشته و اضافه وزنش باعث حقارتش شده است. همین موضوع هم او را در دام شیادان انداخته و طعمه اخاذی آنها کرده است.»
این کارشناس مشاوره و مسائل خانواده ادامه داد: «همان طور که در این پرونده مشاهده شد این زن به دلیل نداشتن آگاهی و آموزش صحیح درباره فضای مجازی، در گروههای نامناسب عضو و قربانی شده است. او برای اینکه بتواند کمبودهای زندگیاش را جبران کند براحتی به افراد ناشناس اعتماد کرده و در دام آنها افتاده است. امیدواریم داستان این شخص عبرتی برای دیگران بوده و با هشیاری بیشتر شهروندان، زمینه سوءاستفاده این گونه کلاهبرداران مجازی از بین برود.»
«ایران» با این مقدمه نوشت: مهری پریشاناحوال بود و به خاطر وزن زیاد، نفسنفس زنان خود را به اتاق مشاوره رساند. انگار از چیزی هراس داشت. اطرافش را به دقت نگاه کرد و وقتی مطمئن شد کسی در اتاق نیست اشکریزان گفت: «پدرم مخالف درس خواندن دخترهایش بود. به همین دلیل من را مانند خواهرهایم در ۱۹ سالگی شوهر داد. همسر و زندگیام را خیلی دوست داشتم. چند ماه بعد از ازدواج باردار شدم و به فاصله کوتاهی خدا دو فرزند به ما داد. آنقدر درگیر زندگی و بزرگ کردن بچهها بودم که خودم را فراموش کرده بودم. وقتی به خودم آمدم متوجه شدم مانند یک زن سن و سالدار چاق شدهام. هیچ لباسی به من نمیآمد و همیشه برای اینکه بتوانم هیکل بدقوارهام را بپوشانم مجبور بودم لباس گشاد بپوشم و حسرت خوشاندامی را داشته باشم. اما هیچ کاری نمیتوانستم انجام بدهم. چند سالی به همین وضعیت گذشت. وقتی بچهها بزرگتر شدند، وقتم آزادتر شد و به باشگاه رفتم. آنجا با چندین نفر آشنا شدم و ارتباطم با آنها بیشتر شد. راستش همیشه در رفت و آمدها خجالت میکشیدم چون نمیتوانستم مثل بقیه اندامی مناسب داشته باشم و لباسهای مورد علاقهام را بپوشم و این موضوع هر روز اعتماد به نفسم را کمتر میکرد. نمیخواستم بیش از این از آنها کم بیاورم به همین دلیل شوهرم را مجبور کردم گوشی مدل بالا برایم بخرد تا بتوانم مثل دوستانم در گروههای تلگرامی عضو شوم که ای کاش هرگز این کار را نکرده بودم ... .»
زن جوان که سعی میکرد جلوی اشکهایش را بگیرد کمی مکث کرد و ادامه داد: «همه چیز بعد از خریدن گوشی لعنتی و ارتباط اینترنتی شروع شد. من به واسطه دوستانم در گروههای زیادی عضو شدم و در یکی از این گروهها با زنی به نام «شهلا» آشنا شدم. اوایل ارتباطمان در حد رد و بدل کردن پیامهای معمولی بود اما کمی بعد طوری با من ارتباط گرفت که ناخواسته به او اعتماد کردم. برای آشنایی بیشتر، عکسهایش را برایم فرستاد و من هم چند عکس برایش فرستادم. شهلا وقتی عکسهایم را دید طوری واکنش نشان داد که همان یک ذره اعتماد به نفسم را هم از دست دادم. او حسابی به وزنم گیر داده بود. خیلی ناراحت بودم و احساس حقارت میکردم. سر بحث باز شده بود و او راهکارهای مختلفی را برای کاهش وزنم میداد اما من همه آن راهها را رفته بودم. وقتی این موضوع را با او درمیان گذاشتم ناگهان ادعا کرد پزشکی را میشناسد که توصیههای کاهش وزن و تناسب اندام را اینترنتی انجام میدهد و اگر بخواهم میتواند ما را با هم آشنا کند. من که فکر میکردم میتوانم به همین راحتی از دست این اضافهوزن لعنتی خلاص شوم با شور و شوق بسیار آدرس تلگرام آن دکتر را گرفتم.»
مهری وقتی به این قسمت داستانش رسید سری به تأسف تکان داد و گفت: «بدون اینکه با کسی مشورت کنم آدرس تلگرام آقای دکتر قلابی را وارد کردم و با ورود به صفحه شخصی او مشکلم را گفتم و با التماس و خواهش خواستم کمکم کند. او هم بلافاصله باارسال پاسخی قول داد که با توصیههایش در کمترین زمان به وزن ایده آل میرسم. پس از توافق برسر قیمت، به اصطلاح درمانام شروع شد. آن دکتر قلابی پس از اینکه مشخصات ظاهریام را پرسید از من خواست از قسمتهای مختلف بدنم عکس بگیرم و برایش بفرستم تا بتواند توصیههای دقیق تری ارائه کند. من هم بدون فکر همان کار را کردم و عکسها را فرستادم. وقتی عکسها ارسال شد پیامی برایم آمد که هنوز تن و بدنم از یادآوری محتوایش میلرزد. تازه آنجا بود که فهمیدم در دام چه شیادانی افتادهام. آن آقای مثلا دکتر، عکسها را به همراه پیامی برای خودم فرستاد و نوشت اگر ۱۵ میلیون تومان به حسابش واریز نکنم عکسها را در شبکههای اجتماعی منتشر میکند و... . نمیدانستم باید چه کار کنم. اگر عکسها منتشر میشد آبروی خودم و خانوادهام بر باد میرفت. به همین دلیل بلافاصله به طلافروشی رفتم و بازهم بدون مشورت مقداری از طلاهایم را فروختم و پول را به حساب آن شیاد واریز کردم. فکر میکردم همه چیز تمام شده و او دیگر مزاحم زندگیام نمیشود اما سه هفته بعد از آن روز لعنتی، پیام تهدیدآمیز دیگری از دکتر قلابی دریافت کردم که ۱۵ میلیون تومان دیگر خواسته بود. حالا درمانده شدهام و نمیدانم چه کنم. حتی میترسم به همسرم در این باره چیزی بگویم. من سالها با آبرو زندگی کردهام. خواهش میکنم کمکم کنید.»
مشاوران مرکز پلیس اصفهان پس از شنیدن اظهارات این زن، او را برای شناسایی کلاهبردار تلگرامی به پلیس فتا معرفی کردند و همزمان کارشناسان با ارائه برنامه خاص رفتاری برای بالا بردن اعتماد به نفس این زن اقداماتی را انجام دادند.
کارشناس مرکز مشاوره در اینباره گفت: «با توجه به اینکه این زن در سن پایین ازدواج کرده همیشه در محیط خانه بوده و با توجه به تربیت فرزندان امکان ارتباط اجتماعی و تحصیلات را نداشته در نتیجه باعث شده آگاهیهای او در محیط بیرون و تجزیه و تحلیل اجتماعیاش کاهش یابد. این زن برای وارد شدن به جامعه و زندگی متفاوت با گذشته دوستان مناسبی را انتخاب نکرده که همین امر باعث بزهدیدگی او شده است. از طرفی او تواناییهای خود را باور نداشته و اضافه وزنش باعث حقارتش شده است. همین موضوع هم او را در دام شیادان انداخته و طعمه اخاذی آنها کرده است.»
این کارشناس مشاوره و مسائل خانواده ادامه داد: «همان طور که در این پرونده مشاهده شد این زن به دلیل نداشتن آگاهی و آموزش صحیح درباره فضای مجازی، در گروههای نامناسب عضو و قربانی شده است. او برای اینکه بتواند کمبودهای زندگیاش را جبران کند براحتی به افراد ناشناس اعتماد کرده و در دام آنها افتاده است. امیدواریم داستان این شخص عبرتی برای دیگران بوده و با هشیاری بیشتر شهروندان، زمینه سوءاستفاده این گونه کلاهبرداران مجازی از بین برود.»
تبلیغات متنی
-
زمان قطعی واریز سود سهام عدالت مشخص شد
-
سرعت اینترنت یخ زد؛ فیلترشکنها از کار افتادند
-
یک توصیه ساده برای بهبود کیفیت خواب و گردش خون
-
روایت شاهدان عینی از حوادث بیمارستان امام ایلام
-
طرز تهیه لاته با دستگاه اسپرسو در خانه!
-
اعتراض عابدزاده به گرانیها؛ این شرایط حق مردم نیست
-
دیشب وزیر در صداوسیما حرف زد، امروز دستش رو شد!
-
نظرات معاون جدید بانک مرکزی، مردم را ترساند
-
کیروش در آستانه حضور در جام جهانی با یک تیم جدید
-
یک اسم آشنا باعث سانسور علی دایی شده است
-
۱۸ عکس خاص از حیاتوحش که کاربران را شگفتزده کرد
-
قیمت جدید و رسمی مرغ اعلام شد
-
اوسمار، خارجی محبوب استقلالیها را نخواست
-
انتقاد پسر پزشکیان از صداوسیما: اپوزیسیون نیستی
-
روایت یک شاهد عینی از اتفاقات غافلگیرکننده بازار تهران
-
زمان قطعی واریز سود سهام عدالت مشخص شد
-
روایت شاهدان عینی از حوادث بیمارستان امام ایلام
-
اعتراض عابدزاده به گرانیها؛ این شرایط حق مردم نیست
-
دیشب وزیر در صداوسیما حرف زد، امروز دستش رو شد!
-
نظرات معاون جدید بانک مرکزی، مردم را ترساند
-
یک اسم آشنا باعث سانسور علی دایی شده است
-
قیمت جدید و رسمی مرغ اعلام شد
-
روایت یک شاهد عینی از اتفاقات غافلگیرکننده بازار تهران
-
آ مثل آبدانان که در ۴۸ ساعت اخیر تیتر یک شد
-
نماینده تهران، دولت را به داروغه ناتینگهام تشبیه کرد!
-
رای عدم کفایت پزشکیان توسط برخی کاربران صادر شد!
-
کاربر ایرانی، ایلان ماسک را در توئیتر بلاک کرد!
-
علی اردستانی اعدام شد
-
اعزام زیردریایی اتمی روسیه به نزدیکی ونزوئلا
-
استقرار ناگهانی تیپ ۱۰۱ هوابرد آمریکا در اربیل
-
روغن با یک قیمت جدید و عجیب به بازار آمد
-
علت حادثه آتشسوزی شرکت کاله مشخص شد
-
خبر فوری؛ نیمرو برای همیشه از ایران خواهد رفت!
-
قیمت جدید یک شانه تخممرغ باعث تعجب شد
-
توییت پسر پزشکیان در ساعات اخیر خبرساز شد
-
ملکشاهی و بیمارستان امام در صدر اخبار این ساعات
-
ماجرای خبر ورود هواپیمای سوخترسان آمریکا به خاک ایران
-
ادعای شبانه درباره تصمیم نهایی ترامپ برای ایران
-
اولین تصاویر از آتشسوزی مهیب در شرکت کاله
-
رویاپردازیهای عجیب حسن روحانی در برهه حساس کنونی!
-
استوری صریح و رک محسن تنابنده در ساعات اخیر
-
علی اردستانی اعدام شد
-
گزارشی از آخرین وضعیت بازار تهران
-
نام «ایران» بر روی کلاه ترامپ جلبتوجه کرد
-
تصاویر رسمی از اتفاقات امشب آبدانان ایلام
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
نظر کاربران
ادموقتی متن و میخونه حس میکنه با بچه 4 ساله طرفه والا بچه های الان به نوعی باهوش تر از ایشون هستند.کی عکس تن و بدنشو میده تو تلگرام دست یه ادمی که نمیشناسه......والا با پاهات میری تو مطب و اطمینان نمیشه کرد.....دنیای مجازی که جای اعتماد اصلا نیست......
تنها چیزی که ازفضای مجازی یاد گرفتیم خیانت به همدیگه و کلاهبرداری
ایکاش این فضای مجازی نبود تا زندگیها گرمتر و تداوم داشته باشه
کم عقلی کرد.اماخداریشه این آشغالهاروخشک کنه ک باناموس مردم بازی میکنند.امااسن خانماچ طوراعتمادکردتوفضای مجازی عکس بفرسته.شرمنده یه زن وشوهرهم بعضی مواقع خجالت میکشن جلوهم لباس عوض کنندچه برسه عکس... خدانابودکنداین فضای مجازی روک باعث ویرانی زندگی هاشده است.
سالارخان تو اگه از شبکه های اجتماعی میترسی میتونی خودت و عیالت نیایید.تو همون دوره ۵۰سال پیش زندگی کنی واست بهتره
سادگی هم تا این حد!!!!!!
مردم قد و وزن رو میگن برنامه غذایی میگیرن دیگه چه معنی داره از قسمت های مختلف بدن عکس بگیری خدایا خودت ظهور کن
والا ما ک سن و سال کم داریم و چند سالی هم هست تو اینترنت و فضای مجازی هستیم ی بارش هم ن اعتماد کردیم ن دم ب تله دادیم آدم باید خودش قرص و محکم و دانا باشه اونوقت احدی نمیتونه باج بگیره و سو استفاده کنه
اخه خر تا کی کدوم ادم احمقد پا میشه عکسهای بدن لختشو دست یه مشت شیاد بده من اگه جای شوهر این زن بودم ادبش میکرزم میکشتمش که دیگه از این کارا نکنه
یعنی یه پزشک نبود شما بری مطبش؟ خدا همه مارو از تو راه راست نگه دار
تابلو زن داره دروغ میگه بگو خودم عکسا رو دادم دیگه