طنز؛ قضيه مورچه كارگر و گنجشك تحريمگر
متال تهران _ d
رستوران پارسیان_D
متال تهران _ d
رستوران پارسیان_D
کلینیک زیبایی پارسیس_f موبایل
متال تهران _ d
رستوران پارسیان_D
پارسیس - f تبلت
دکتر استرکی_1
دکتر ولدخانی_1
اپیلاسیون نانا 1
دکتر استرکی_3
اپیلاسیون نانا 3
دکتر ولدخانی_3
دکتر استرکی_4
اپیلاسیون نانا 4
دکتر ولدخانی_4
دکتر استرکی_2
دکتر ولدخانی_2
اپیلاسیون نانا 2
کلینیک زیبایی پارسیس_f
۵۱۷۶۵۶
۰۲ ارديبهشت ۱۳۹۶ - ۱۰:۰۵
۷۱۷۳
يكى بود، يكى نبود. گنجشكى بود كه زانوى كاركردن نداشت و دستش به زانوى خودش نبود. مورچه‌اى هم همسايه گنجشكه بود كه مرض كار داشت. گنجشكه به مورچه گفت: چقدر زور مي‌زنى تو زندگي؟ ولش كن بابا.
 
يكى بود، يكى نبود. گنجشكى بود كه زانوى كاركردن نداشت و دستش به زانوى خودش نبود. مورچه‌اى هم همسايه گنجشكه بود كه مرض كار داشت. گنجشكه به مورچه گفت: چقدر زور مي‌زنى تو زندگي؟ ولش كن بابا.
مورچه گفت: فردا كه زمستون شد، مي‌بينمت.
گنجشك گفت: زمستون هم بشه شهرداري گرمخانه زده ما ميريم اونجا.
مورچه گفت: تو نمي‌خواي براي تغيير تلاش كني؟
گنجشك گفت: نه. مسئوليت كارها با مسئولينه.
مورچه گفت: پس حق نداري غر بزني از فردا كه چرا وضع اينه. گنجشك گفت: من اگه غر نزنم پس چطوري اينستاگرام و فيس‌بوك و سخنرانيم رو پر كنم؟
مورچه گفت: راه‌حل تو در كل چيه؟
گنجشك گفت: مردم تلاش نكنند تا دولت دستش تو پوست گردو بمونه و ضايع شه.
مورچه گفت: بعد چى ميشه؟
گنجشك گفت: وضع از اين بهتر ميشه و مردم مجبور ميشن بروند توى گرمخانه كه به‌نفعشونه.
مورچه گفت: چطوري؟
گنجشك گفت: اين‌طوري كه جامعه يكدست ميشه.
مورچه گفت: خودت چي؟
گنجشك گفت: چون من متفاوت هستم، برمي‌گردم برج عاج، طبقه نودوششم، پلاك ٣ زندگي مي‌كنم و چندتا پست اينترنتى جديد ميذارم.
مورچه گفت: پس من متقاعد شدم. ببين من واسه خونم مشتري اومده. خونه‌رو ميدم به اون، خودم ميرم يه جايي كه از تو دور باشه. اوكي؟
گنجشك گفت: بدبخت سازشكار. حالا كي جاي تو مياد؟ مورچه گفت: خانواده موريانه‌ها.
گنجشك گفت: بهتر. اون‌ها مرد عملند و مثل تو سازشكار نيستند.
بيخ قضيه
زمستان شد و چون از انتخابات گذشته بود گرمخانه‌ها را بسته بودند. گنجشك خسته و گشنه و سرمازده برگشت به درختش، كليد انداخت در را باز كند كه ديد يك يادداشت روي در است: ما كارمان را كرديم. خودت خواستى. امضا: خانواده موريانه‌ها. گنجشك در را باز كرد و رفت توي خانه و تلويزيون را روشن كرد كه يكهو درخت كه از تو پوسيده شده بود، فروريخت. گنجشك زنگ زد به مورچه، مورچه بهش گفت: اون‌وقت كه جيك‌جيك مستونت بود، فكر زمستونت نبود؟ گنجشك گفت: نه.
مورچه گفت: نگمه. و گوشي را گذاشت.
برچسب ها:
مطالب مرتبط
نام:
* نظر:
تعداد کاراکترهای مجاز: 450
قوانین ارسال نظر
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
سفیر بار ساقدوش_1
شیرآلات زمانی_1
استخدام_1
سفیر بار ساقدوش_3
استخدام_3
شیرآلات زمانی_3
استخدام_4
شیرآلات زمانی_4
سفیر بار ساقدوش_4
شیرآلات زمانی_2
سفیر بار ساقدوش_2
استخدام_2
شاخه نبات_ فوتر موبایل
قالیشویی نوین_فوتر موبایل
رستوران پارسیان_فوتر موبایل
کلینیک النا_فوتر موبایل
دکتر عارفی - موبایل فوتر
قالیشویی محتشم کاشان_فوتر موبایل
آیلین_فوتر موبایل کاشت ابرو
فنی آتل_فوتر موبایل
قالیشویی ادیب_فوتر موبایل
پارسیس_فوتر موبایل ساختمان
موسسه خیریه زهرا_فوتر موبایل
آیلین_فوتر موبایل بلفارو
رستوران باغ بهشت_فوتر موبایل
کیان برنا_فوتر موبایل
کلینیک فرشته_فوتر موبایل
شفا_فوترموبایل
آیلین_تزریق چربی موبایل
تدبیرکالا_فوتر موبایل
آیلین_فوتر بلفارو
رستوران باغ بهشت _فوتر
رستوران پارسیان_فوتر
کیان برنا_فوتر
آیلین_فوتر کاشت ابرو
کلینیک النا_فوتر
کلینیک فرشته_فوتر
تدبیرکالا_فوتر
قالیشویی محتشم کاشان_فوتر
شفا_فوتر
دکتر عارفی - فوتر
پارسیس_فوتر ساختمان
فنی آتل_فوتر
موسسه خیریه زهرا_فوتر
قالیشویی نوین_فوتر
قالیشویی ادیب_فوتر
آیلین_تزریق چربی
شاخه نبات_ فوتر