لذت ها و مصائب جهانیان با اصغر فرهادی
روشا فارمسی_d
رستوران پارسیان_D
روشا فارمسی_d
رستوران پارسیان_D
دکتر نداف کرمانی_ fموبایل
دندانپزشکی تاج_f موبایل
روشا فارمسی_d
رستوران پارسیان_D
شیرآلات زمانی_1
لاله زار مال_1
اپیلاسیون نانا 1
ادیب_1
شیرآلات زمانی_3
اپیلاسیون نانا 3
لاله زار مال_3
ادیب_3
لاله زار مال_4
اپیلاسیون نانا 4
شیرآلات زمانی_4
ادیب_4
لاله زار مال_2
شیرآلات زمانی_2
ادیب_2
اپیلاسیون نانا 2
دکتر نداف کرمانی_ f
دندانپزشکی تاج_f
۵۸۴۳۳
۱۸ تير ۱۳۹۲ - ۱۸:۴۲
۹۲۴۷
اصغر به روایت علی، طاهر و برنیس!
سینمای اصغر فرهادی و مراحل ساخت فیلم گذشته به روایت سه ستاره فیلم علی مصفا، برنیس بژو (همسر میشل هازاناویسیوس) و طاهر رحیم.

برترین مجله اینترنتی ایران

روزنامه هفت صبح: سینمای اصغر فرهادی و مراحل ساخت فیلم گذشته به روایت سه ستاره فیلم علی مصفا، برنیس بژو (همسر میشل هازاناویسیوس) و طاهر رحیم.

برنیس بژو


- ما با یک مترجم کار می کردیم و صدای آرش به جای صدای اصغر می آمد. زمان های بسیار کمی بودکه در بحث های ما مشکلی پیش بیاید و ما واقعا به حرف های یکدیگر گوش می کردیم. این واقعا لذتبخش بود.

- برای نقش ماری (در گذشته) روی زبان بدن خیلی کار کردم و روی این موضوع که او زنی خسته است، احساس گناه می کند و آنطور که می خواسته دوستش بدارند، دوستش نداشته اند. فکر می کنم نخستین نکته برای رسیدن به نقش ماری پذیرفتن خستگی است، خستگی از زندگی، خستگی از موقعیت، خانه، قطار، بچه ها. خانه به شدت به هم ریخته است. شما در تک تک نماها این را احساس می کنید. من واقعا برای نقش زحمت کشیدم مثلا شانه ها افتاده، زانوها خم، لباس های ماری گل و گشاد است و ابدا چسبان نیست. همه با هم تلاش کردیم تا تصویری از ماری ارائه دهیم که به وضوح در تقابل با «ارتیست» و شکوه یک بازیگر باشد. برای من کار کردن روی نقش بی نظیر بود چون ماری انرژی خیلی کم دارد و من در زندگی بسیار پر انرژی هستم. اصغر بهم گفت زمانی که تست بازیگری می دادم «به صورتت دقیق شدم تا شاید بتوانم کمی تردید در آن ببینم». آزمون بازیگری با اصغر یک ساعت طول کشید. او تست گریم، مو و چند عکس گرفت.

اصغر به روایت علی، طاهر و برنیس

- یادمه در اواخر کار به اصغر گفتم «خیلی خسته شدم دیگر نمی توانم ادامه دهم. بگذار برای فردا» اصغر هم پاسخ داد «نه تو خسته ای. خستگی ات را دوست دارم. پس ادامه می دهیم!» می دانستم در مقام بازیگر دارم کار خاصی را انجام می دهم. پس به او گفتم «باشه ادامه بدیم.» گروه هم همینطوری بودند. پس از پایان فیلمبرداری همگی تحت تاثیر قرار گرفته بودیمو وقتی خداحافظی کردیم چون کار شش ماه طول کشید. چنین دوران فیلمبرداری برای فرانسه نامتعارف است.

- فرهادی به من گفت می خواهم به چهره ات دقیق شوم تا بتوانم تردید را در صورتت ببینم، فکر می کنم این کار فرهادی به دلیل دیدن فیلم هایی از من بود که در آنها کاملا نقش مثبت، شیک و شاد داشتم. فرهادی احتیاج داشت تا از من مطمئن شود می توانم بخش دیگری از وجودم را به نمایش بگذارم که تصور می کنم او به این پی برد.

- اصغر اغلب از مقوله مهاجرت حرف می زد و می گفت فرهنگ ایرانی ها خیلی با فرهنگ جامعه فرانسوی متفاوت است و اغلب ایرانی هایی که به فرانسه می آیند، در ساختن زندگی جدید با ناکامی و شکست روبرو می شوند. آنها سرخورده و افسرده می شوند و دوباره برمی گردند به خانه خودشان در ایران. من فکر می کنم شخصیت احمد هم تا اندازه کمی همین ویژگی ها را داشت.



طاهر رحیم

- زمان فیلمبرداری، قالب تهی می کردم! شب ها فقط چهار ساعت می خوابیدم. بیشتر فکر می کنم که یک آشغالم!

- اصغر، فیلم «یک پیام آور» من را دیده بود، برای همین هم به من گفت که مایل است با من کار کند. کمی بعد ما همدیگر را ملاقات کردیم و او درباره پروژه جدیدش برای من گفت. خب از آن روز خوب خیلی گذشته اما یادم هست که شروع ماجرا روایت زن و مردی بود که یک وقتی عاشق هم بودند و حالا دور افتاده بودند و ارتباطشان تنها از طریق اینترنت بود. بعد هنگام استفاده از وب کم مشکلی پیش می آید و بعد به هر حال ماجراهای دیگری در پی می آید. همه این روایت برای من جذاب بود. ما در سه هفته بعدی شروع کردیم به مرور کردن فیلم و او درباره پلات فیلم گذشته برای من گفت. او به من گفت قصد دارد این داستانی که حالا در فیلم گذشته قطعی شد و بازی کردیم را بسازد، اصغر گفت که این داستان به من نزدیکتر است. برای من جای تعجب داشت اما قبول کردم و پروژه ای که حالا هست را آغاز کردیم.

اصغر به روایت علی، طاهر و برنیس

- خیلی از چیزها در روند تمرین و ساخت فیلم «یک پیام آور» به کارگردانی ژاک اودیار با شرایط ساخت گذشته شبیه به هم بودند اما تفاوت  های اساسی هم وجود داشت. اینجا باید در طول تمرین ها تو به یک ساختمان مشخصی از شکل بازی ات می رسیدی، تمرین ها تمام مدت در جهتی بود که اصغر بتواند بازیگرانش را در شرایط انعطاف پذیری قرار بدهد و بازیهای نرمی از آنها بگیرد. این تمرین ها بود که به من کمک کردند تا شخصیتی که قرار بود نقشش را بازی کنم به خوبی درک کنم.

همین باعث می شد که با شکل فیلمبرداری و موقع بازی جلوی دوربین با آنچه کارگردان می خواست سازگار می شدم و این روش فرهادی بود که در مورد هر چیز کوچکی وسواس به خرج می دهد و جزئیات به اندازه سناریو و روابط میان شخصیت ها برایش اهمیت داشت و مهمتر از همه شاید کشف چگونگی سناریو و خود داستان بود که مرحله به مرحله برای من قابل درک می شد. همه چیز در تمرین ها به شکل واقعی شکل می گرفت، از روابط عاطفی میان شخصیت ها تا همه جزئیات باید باورپذیر می شدند. همه چیز در این پروسه خیلی بیشتر و فراتر از تجربه سینمایی بود که خوانده و بازی کرده بودم.

- یک تمرین را یادم هست اصغر از من پرسید همسرم را در چه شرایطی ملاقات کردم و از نظر ظاهری چگونه بود. تمرین بسیار جالب و غیرمنتظره ای بود و واقعا در پیشرفت کار ما تاثیر داشت.



علی مصفا


- یک ماه قبل از آغاز فیلمبرداری من هنوز برای بازی در نقش احمد به اطمینان کافی نرسیده بودم. نکته اصلی اینجا بود که من باید در این فیلم به زبان فرانسه صحبت می کردم و این یک شرط اصلی بود. هنوز هم فکر کردن به این مسئله برایم خنده دار است، چون هنوز هم فرانسه حرف زدن برایم عجیب است.

- من نمی خواهم همه چیز را درباره شخصیتی که نقشش را بازی می کنم، بدانم یا اینکه از نویسنده وکارگردان خیلی درباره او سوال کنم. جستجو کردن و به دنبال توضیح گشتن برای رفتار یک شخصیت با استفاده از گذشته او نمی تواند راه حل مناسبی برای حل کردن تناقض ها باشد. نکته اینجاست که رفتارها و حتی تناقض های رفتاری شخصیتی که قرار است نقشش را بازی کنم باید برایم قابل فهم باشد و واقعی جلوه کند.

اصغر به روایت علی، طاهر و برنیس

- این یکی از تناقض های درونی احمد است: او به این زن علاقمند است، به ماری و نکته اینجاست که با این حس و حال چگونه قادر به ترک او بوده است؟ اما این بخشی از شخصیت احمد است. به این ترتیب به نظر می رسد که احمد نماینده یک نسل از مردم ایران است؛ آدم هایی که به دیگران وشرایطشان علاقمند هستند و دوست دارند به بقیه و حل مشکلاتشان کمک کنند اما آنها یک تنش دوگانه دارند: آنها می خواهند به دیگران کمک کنند اما تا کجا و تا چه حد؟ آنها درصدد هستند اول از همه زندگی خودشان را حفظ کنند، اما چیزی که در کودکی یاد گرفته اند نوع دوستی و از خودگذشتگی است.

- «آهستگی» بخشی از من است. این واکنشی است برخاسته از محیط اطراف من اما فکر می کنم فرانسه زبانی است که در آن تندتند حرف می زنند. انگار شخصیت من در فیلم می خواست یک ناهمگونی با بازیگران دیگر داشته باشد. من به آنها تمایز داشته باشم. خب من می توانستم تندتر حرف بزنم، اما حس می کردم باید آرامتر باشم، حتی وقتی که دیالوگم را می دانستم و قادر بودم تندتر بیانش کنم هم این کار را نمی کردم.

- به نظر من ساختار قصه به شکلی است که انگار شخصیت ها همه چیز را به هم پاس می دهند و از یک جایی احمد می رود و سمیر است که باید ادامه دهد ... تلقی من این بود که شخصیت ها دارند به هم پاسکاری می کنند تا در انتها به آ« زن (زن سمیر) برسیم.
نام:
* نظر:
تعداد کاراکترهای مجاز: 450
قوانین ارسال نظر
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
گروه تولیدی نیلوفر_1
دکتر نائبی_1
سفیر بار ساقدوش_1
سفیر بار ساقدوش_3
دکتر نائبی_3
گروه تولیدی نیلوفر_3
گروه تولیدی نیلوفر_4
دکتر نائبی_4
سفیر بار ساقدوش_4
دکتر نائبی_2
گروه تولیدی نیلوفر_2
سفیر بار ساقدوش_2
دکتر صالحی_فوتر موبایل
روشا فارمسی_فوتر موبایل
قالیشویی بانو_فوترموبایل
قالیشویی ثمین_فوتر موبایل
آیلین_تزریق چربی موبایل
اورانوس_فوترموبایل2
موسسه خیریه زهرا_فوتر موبایل
فنی آتل_فوتر موبایل
کلینیک النا_فوتر موبایل
روانشناسی مرهم_ فوتر موبایل
پارسیان طب - فوتر موبایل
نیکان فارمدمهر_فوتر موبایل
رستوران باغ بهشت_فوتر موبایل
تنورستان_فوتر موبایل
دکتر آزاد خواه_فوتر موبایل
قالیشویی محتشم کاشان_فوتر موبایل
ترجمه زندگی_فوتر موبایل
تدبیرکالا_فوتر موبایل
آیلین_فوتر موبایل کاشت ابرو
رستوران پارسیان_فوتر موبایل
قالیشویی نوین_فوتر موبایل
دکتر لاجوردی_فوتر موبایل
آیلین_فوتر موبایل بلفارو
قالیشویی ادیب_فوتر موبایل
دکتر عارفی - موبایل فوتر
قالیشویی نوین_فوتر
قالیشویی ادیب_فوتر
نیکان فارمدمهر_فوتر
روشا فارمسی_فوتر
قالیشویی ثمین_فوتر
قالیشویی محتشم کاشان_فوتر
فنی آتل_فوتر
دکتر لاجوردی_فوتر
آیلین_تزریق چربی
قالیشویی بانو_فوتر
ترجمه زندگی_فوتر
موسسه خیریه زهرا_فوتر
دکتر آزاد خواه_فوتر
تدبیرکالا_فوتر
آیلین_فوتر بلفارو
رستوران باغ بهشت _فوتر
رستوران پارسیان_فوتر
روانشناسی مرهم_ فوتر
اورانوس_فوتر2
دکتر صالحی_فوتر
آیلین_فوتر کاشت ابرو
پارسیان طب - فوتر
تنورستان_فوتر
کلینیک النا_فوتر