مادر قاتل آتنا: اسماعیل، کل طایفه را بدبخت کرد
۵۸۵۲۳۳
۲۹ مرداد ۱۳۹۶ - ۱۷:۵۲
۲۵۱۹۶
وقتی وارد خانه مادر اسماعیل می شوم، دو تن از پسرانش را هم آنجا می بینم. یکی دیگر هم که مرا همراهی می کرد. مادرشان هم گوشه‌ای از پذیرایی نشسته است. چادری مشکی در سر دارد و چشمانی گریان. بعد از سلام و علیک با اشاره به نان تازه ای که یکی از پسرانش خریده، تعارف می کند تا از آن نان میل کنم و سپس بدون هر مقدمه و طرح سوالی، شروع به حرف زدن می کند.
وقتی وارد خانه مادر اسماعیل می شوم، دو تن از پسرانش را هم آنجا می بینم. یکی دیگر هم که مرا همراهی می کرد. مادرشان هم گوشه‌ای از پذیرایی نشسته است. چادری مشکی در سر دارد و چشمانی گریان. بعد از سلام و علیک با اشاره به نان تازه ای که یکی از پسرانش خریده، تعارف می کند تا از آن نان میل کنم و سپس بدون هر مقدمه و طرح سوالی، شروع به حرف زدن می کند.

من چند روز پیش برای خرید نان به نانوایی رفتم. با خودم گفتم که تا کی باید دیگران برایم نان بگیرند؟ تا کی باید در خانه مخفی بشوم و بیرون نروم. با خودم گفتم خدایا من چرا این‌طور شدم. ناخودآگاه گریه‌ام گرفت. من به چنین عذابی دچار شدم. در حالی که همان موقع که آتنا گم شده بود، من هم مثل بقیه مردم به خانه آن‌ها می رفتم و قرآن می خواندم تا آتنا پیدا شود.
 
دستم را بالا می بردم و می گفتم خدایا کمک کن هر شخص، بچه را برده است برگرداند و مادر آن بچه خوشحال شود؛ نگو که قرار بوده خودم بدبخت شوم. من مخفیانه گریه می کنم ولی مادر آتنا راحت گریه می کند. البته من هم همیشه اول برای آتنا گریه می کنم ، بعد از آن هم برای سرنوشت خودم و به‌خاطر گناه بچه خودم. این مشکل و وضع فعلی من است.

مادر! شما چطور از موضوع اطلاع پیدا کردید؟

عروس من گفت که پیش اسماعیل می روم . من هم گفتم که اگر ملاقات هست من را هم ببرید. بعد که برگشتند به من گفتند که جنازه را پیدا کرده اند و به دولت اطلاع داده‌اند. بالاخره اسماعیل بچه‌ام هست و اگر بگویم براي او گریه نمی کنم دروغ گفته ام، ولی باید دنبال يك خرابه و جای دور افتاده و به دور از چشم مردم باشم تا بتوانم برای بچه ام گریه کنم. نمی دانم او چرا این کار فجیع را کرد.

در این مدتی که شما اسماعیل را بزرگ کردید و بعد از آنکه او به سرخانه و زندگی خود رفت، با شما چطور رفتار می کرد؟

خدا شاهد است یک‌بار به من بی‌احترامی نکرده است. یک بار به من زهر مار نگفته است. روی حرف من حرف نزده است. من به خدا می گویم: خدایا کاش به من بدی می‌کرد، کاش به من فحش داده بود ولی این‌کار را نکرده بود.سه تا هم بچه دارد و مانده‌ام که اگر فردا اعدام شود این بچه‌هایش یتیم می‌شوند. نمی‌دانم مریض است، چیست که چنین کرده است؟نمی دانم چه بلایی است که به ما وارد شده است.

(برای آرام کردن مادر قاتل می‌گویم) حاج خانم معمولا فرزندان بزرگ دردسرساز می شوند. من هم بچه بزرگ خانواده ام و دردسرم برای مادرم بیشتر از بقیه برادرانم است.

نه اسماعیل دردسری برای من نداشت. دردسرش همین ماجرا شد که ما را بدبخت کرد. وگرنه یک‌بار به من حرف بدی نزد.اما الان طوری شدم که حتی می‌ترسم گریه کنم. خانواده آتنا و همه من‌را می شناسند. خیلی به من احترام می‌گذاشتند. ولی بعد از این ماجرا دیگر می‌ترسم به آن‌ها سربزنم.
 
وقتی که خبر گم شدن بچه، همه جا پخش شد، من هم مثل بقیه رفتم ولی الان دیگر می‌ترسم نزدیک خانه ایشان بروم. الان با خودم می گویم که نکند خانواده آتنا بگویند من چیزی می دانستم و برای جمع کردن اطلاعات به منزل آن‌ها می رفتم. خدایا این چه بلایی بود سرمن آمد.

حاج خانم ،شما مادر هستید. قاعدتا باید ته قلب‌تان این باشد که بچه‌تان از اعدام رهایی یابد؟ درست است؟

به‌خاطر بچه‌هايش وگرنه خب گناه کرده است. من که نمی‌توانم از گناهش چشم‌پوشی کنم. ولی به من هیچ بدی نکرده و این بچه‌ها هم مدام جلوی چشم‌هايم هستند و فکر آینده این‌ها هستم. خانمش و این سه بچه‌ای که دارند. الان گاهی پسرانم می‌آیند و می‌گویند مادر مردم به ما به چشم بد نگاه می‌کنند و من دلم کباب می‌شود.
 
درست است که گاهی اسماعیل درگیری‌هایی داشت و به زندان و بازداشت می‌رفت ولی من مدام به بچه‌هایم می‌گفتم از او بد نگوييد و احترامش را نگه دارید، ولی الان می بینم که خب بچه کشته است. کاری کرده که اصلا هیچ دفاعی ندارد. نمی‌دانم عقل نداشته یا این بدبختی رو پیشونی‌اش نوشته شده بود. نمی‌دانم. ببینید این‌قدر بدبخت و سیاه‌بخته که هم بچه را کشته و هم برده جنازه را در خانه خودش گذاشته است.
 
من دیگر چه می‌توانم بگویم به این کار؟ نه خودش و بلکه کل خانواده و طایفه را بدبخت کرده است. من را پیش همه مردم خجالت‌زده کرده است. گاهی می‌گویم، شاید این امتحان الهی است. شاید خدا می خواهد من را با این بدبختی امتحان کند.

من به زن و بچه های او امید می دهم که عیب ندارد، نگران نباشید، زندگی ادامه دارد، ولی واقعیتش این است که در تنهایی خودم مدام اشک می ریزم. گاهی با خودم می گویم خدا عقل پسرم را گرفته است . بعد گلایه می‌کنم از خدا و می‌گویم ، کاش به جای اینکه عقل او را می گرفت، جانش را گرفته بود، تا این بلا را سر آن بچه نیاورده بود. کاش می مرد و نمی توانست به بچه آسیبی برساند.
مطالب مرتبط
انتشار یافته: 27
در انتظار بررسی:0
Iran, Islamic Republic of
18:18 - 1396/05/29
ای کاش
پاسخ ها
ساینا
Iran, Islamic Republic of
۰۹:۴۷ - ۱۳۹۶/۰۵/۳۰
مصاحبه سراسر دروغ
این اقا قبلن ازدواج کرده بوده با مشکل مشابه جدا شده مگه میشه مادر بیخبر باشه
Iran, Islamic Republic of
18:22 - 1396/05/29
شما ظاهرا بچه های شرور مثل اسماعیل خان زیاد پرورش دادید بانو. هرچه بچه میشود از تربیت و لقمه پدر و مادر است.
پاسخ ها
بدون نام
Iran, Islamic Republic of
۱۲:۴۷ - ۱۳۹۶/۰۵/۳۰
انقدر راحت در مورد چیزی که کوچکترین اطلاعی ازش ندارید، قضاوت نکنید!
Iran, Islamic Republic of
18:59 - 1396/05/29
افعی میزاییدی بهتر این فرزند ناخلف بود
Iran, Islamic Republic of
20:19 - 1396/05/29
مادربهت حق میدم میدونم که چه زجری میکشیدومیدونم که پسرت گناه بزرگی مواجعه شده اماواقعاشماوخانواده اش بی گناه پای این خطامیسوزیداشکم دراومدامابه شماوخانواده اش وهمچنین خانواده آتنادعامیکنم ....
Iran, Islamic Republic of
20:24 - 1396/05/29
درسته این هم مادره و گناه داره .ولی پسرش سابقه داره .چندین بار تا حالا جرم انجام داده ولی مجازات نشده .برای همین وقیح تر شد و این جنایت را به راحتی انجام داد .دیگه بخشیدن این به اصطلاح آدم به صلاح جامعه نیست و باید اعدام بشه
Iran, Islamic Republic of
20:35 - 1396/05/29
موقع تربیتش میخاستی فکرکنی درست است تو هم مادری ولی پسرنو تمام مردم ایران را داغدار کرده وببایدبه سزای خود برسد
Iran, Islamic Republic of
20:54 - 1396/05/29
مادر ، قاتل طوری از اون تعریف میکنه که انکار پسرش اولین جرم کوچکش است .مردی که قبلا یک بار زن طلاق داد چندین بار پایش به کلانتری افتاد و اطرافبان به دیده خوب نکاه نمیکردند
ولی یک هچنبن ادم به اون از گل بالاتر هم نگفته چه خوب گند کاری پسرش ماله کشی مینکه
Iran, Islamic Republic of
23:25 - 1396/05/29
تف به شرف نداشته اش ، که به خاطر یه لحظه هوا ی نفس شیطانی ، خانواده های زیادی رو از هم پاشید و داغدار کرد ... خدا لعنتش کنه
پاسخ ها
پسر16ساله مهربون
Iran, Islamic Republic of
۲۰:۴۲ - ۱۳۹۶/۰۵/۳۱
یه نادانی کرده الانم حتما پشیمونه مادرشم داره عذاب میگشه مسولان ببخشیدش بزارین بازم زندگی دوباره داشته باشه گناه داره خوب یه کاریه که شده تو قران فقط قصاص نیومده عفو بخشش هم اومده ببخشینش گناه داره نادانی کرده
Iran, Islamic Republic of
23:31 - 1396/05/29
خداوند به هر دو خانواده صبر بدهد .
Iran, Islamic Republic of
23:41 - 1396/05/29
مادرش هم مثل خودش ببین چطور راحبش حرف میزنه اون شیطان بود غیر ممکنه ادم خوبی باشه داره دروغ میگه
Iran, Islamic Republic of
23:54 - 1396/05/29
خدا برا هیچ مادری نیاره.زن و بچه ها و خانواده اش باید یک عمر چوب این نامرد بی وجدان را بخورن
Iran, Islamic Republic of
23:55 - 1396/05/29
اقای خبرنگار چرا مادرش را ناراحت میکنی مادر مادراست مقام مادر را نگه داربد
Iran, Islamic Republic of
00:22 - 1396/05/30
جالبه این خانم هنوز انتظار داره پسر نجسش برگرده خونه تف به روی هر چه ادم کثیف و پلید
Iran, Islamic Republic of
01:17 - 1396/05/30
بنده خدا مادرش هیچ تقصیری ندارد،به طور مثال،اصلاخودم را مثال بزنم من وقتی از خانه بیرون میروم پدر و مادرم چه خبری از کارهای من دارند فقط آنچه درتوانشان هست مرانصیحت میکنند که مواظب خودم وکارهایم باشم،خداوند همه را به راه راست هدایت کند انشاالاه
Iran, Islamic Republic of
02:28 - 1396/05/30
خدا لعنتش کنه که باعث آبروت شد آون بدبخت ها هم حق دارند وشما هم حق داری این انسانی نیست که مادر پیر نتونسته بره بیرون نون بخره ماها مرده پرستیم خدا لعنت کنه کسی را که این مواد را به ایران میاره هر چی قتل وجنایت میخونیم همشون مواد مخدر میکشیدن خدا کمکت کنه از این شهر برید تا حداقل داغ آون خانواده هم کهنه بشه وگرنه تا روزیکه آنها وشما هستید تموم نمیشه وگرنه پسرت که به درک واصل میشه گمان نمیکنم حتی تو قبرستان هم بزارن خاک بشه ترک ها متعصب هستن
Iran, Islamic Republic of
02:49 - 1396/05/30
خوب منظورتان ازاین مصاحبه خاص چیست؟ ترحم ودلسوزی بخاطر زن وسه فرزندش؟ این مصاحبه گزینشی وازروی اراده ای خاص تهیه شده است وضمنا چرا نویسنده دایه دلسوزتر از مادر خودش ونشریه اش را معرفی ننموده است تا ملت منتقم اردبیل وایران جوابش را بدهند نهایت پستی ورذالت است که باگرفتن پول ورانت پاروی وجدان رسانه ای نهاده تابمقصودتان برسید ضمنا این مطلب را برای الی نهایت ارسال خواهم نمود تاملت ایران وخوانتدگان بدانند سایت بدترینها علاوه بر سانسور اظهارات بینندگان پاروی وجدان خبری هم میگذارد وبجای دردل مادر آتنا پای دردل مادر جنایتکار اسماعیل قاتل نشسته وجهت مسایل مالی وبرانگیختن حس ترحم ودلسوزی نقشه شوم خاصی را طی طریق خبری میکنند ضمنا مدیرسایت بدترینها این اظهارات امشب را هم سانسور کن تا بامدرک وسند معتبر بدلیل عدم نشر نظریات مردمی درفضای مجازی رسوایتان نمایم منتظر اقدام سانسورتان هستم
Iran, Islamic Republic of
03:01 - 1396/05/30
اصلا این قضیه آتنا رو رها نکنید.بعد هم بروید سراغ دوستان بچگی قاتل و سپس دوباره برگردید از دخترخاله و پسرعمه آتنا مصاحبه بگیرید حالا حالا ها جا داره از مردم کلیک و اشک و لعنت بگیرید! از مادر دزدان بنیتا و زن قاتل ارّه ای هم غافل نشوید!
Iran, Islamic Republic of
08:15 - 1396/05/30
جالبه اصلا نمیگه قبلا قبلا ادم کشته
خدا اتنا رو بیامرزد طفل معصوم چندمین قربانی این جنایتکاره!!!!!!!
بمیره بهتر از اینه بالا سر بچه هاش باشه
Iran, Islamic Republic of
09:07 - 1396/05/30
هشتصد تا بچه ردیف کردی همین میشه دیگه - لابد اینقد سرت گرم بچه های قدو نیم قدت بوده که از این غافل شدی- بعدم بچه ی شما فقط قتل نکرده ها! کارای دیگه هم کرده! قبلن هم موردایی داشته! اونا ک قطعا از بی فکری و تربیت غلط شماس دیگه. به بچه ت یاد میدادی کثافت کاری نکنه - به دختر بچه ی 7ساله نظر کثیف نداشته باشه!
مادرا! بسراتون اگه بیمارن و شما قطعا اگه حواستون باشه علایمو میبینید ببرید بستریشون کنید. دلسوزی بی مورد و مخفی کاری این میشه نتیجش.
پاسخ ها
بدون نام
Iran, Islamic Republic of
۱۲:۴۸ - ۱۳۹۶/۰۵/۳۰
نهایت سنگدلی!
تمام تربیت توی خانواده نیست، قسمت زیادیش هم توی جامعه است
خانواده که کنترل تمام و کمال روی بچه نداره
بدون نام
Iran, Islamic Republic of
۲۰:۰۱ - ۱۳۹۶/۰۵/۳۰
تنهایی بچه دار شده؟ پدر نقش نداشته؟! اصلا انحراف چنسی ژنتیکیه و کاریش نمیشه کرد .باز طبق معمول هر چی کاسه کوزه ست خورد کنید سر مادر
Iran, Islamic Republic of
10:43 - 1396/05/30
هم خدارامیخواخد و هم خرمارا....نمیگه برین اعدام کنین همچین پسری به درد جامعه نمیخوره اگر من خدای نکرده به جای اون مادر بودم میگفتم اولین روز اعدام کنین ...
نام:
* نظر:
تعداد کاراکترهای مجاز: 450
قوانین ارسال نظر
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج