وقتی شهریار یک راننده تاکسی را دوبار سورپرایز کرد!
علی دایی علاوه بر اینکه در دنیای فوتبال صاحب عناوین زیادی است، در خارج از مستطیل سبز هم همواره کار خیر انجام داده و موردتوجه مردم است.
خبرورزشی: علی دایی در یک ماه اخیر بارها سیبل حملات قرار گرفته است؛ موضوعی که در نظرسنجی خبرورزشی مشخص شد نتیجهای جز افزایش محبوبیت علی دایی نزد مردم نداشته است.
حالا علی عالی، روزنامهنگار ورزشی در اینستاگرام خود خاطره جالبی از علی دایی نقل کرده که خواندنش خالی از لطف نیست.
یکی از دوستان علی دایی خاطره جالبی تعریف میکرد: من با علی دایی بههمراه یکی از دوستان دیگر محل تمرین پرسپولیس را ترک کردیم. سوار ماشینِ علیآقا شدیم تا در راه پیاده شویم و به خانه برگردیم. در ترافیک گرفتار شدیم، علیآقا داشت تلفن صحبت میکرد. سمت راستم، چشمم به یک تاکسی افتاد. پیکان مدلِ قدیم و تقریبا داغون. چیزی که توجهم رو جلب کرد عکسهای علی دایی و عبارتهایی بود که با استیکر در مدح علیآقا روی آن تاکسی نصب شده بود. گفتم: «حاجعلی اجازه بده این تاکسی یه کم بره جلو» دیدیم که عکسهای علی دایی روی شیشه عقب نقش بسته. علیآقا به من گفت برو بگو بایسته و باهاش صحبت کن ببین جریان چیه! دستور علیآقا را اجابت کردم و به سمت تاکسی رفتم. دیدم مردی مسن سوار آن است، با او خوشوبش کردم. دایی هم کمی دورتر از ما نظارهگر بود. با آن مرد صحبت کردم گفتم این همه عکس دایی برای چیه؟ گفت من علی دایی را ندیدم اما جانم را فداش میکنم. گفتم چرا؟ گفت در زندان کچویی فردیس برای مبلغ ٨میلیون تومان دو سال در زندان بودم و هیچوقت توانش را نداشتم پرداخت کنم. از زندان صدایم زدند گفتند فردا آزادی. دم دمای سال جدید بود. گفتم شوخی میکنید! گفتند یک فرد خیر بدهی تو را صاف کرده! در پوستم نمیگنجیدم و تا فردای آن روز نخوابیدم. از مسئول زندان شنیدم آن فرد خیر من و ۴۹ زندانی دیگر را آزاد کرده بود. پرسوجو کردم و فهمیدم علی دایی بدهی همه ما را پرداخت کرد. هر چه خواهش تمنا کردم که او را ببینم، نشد. بارها به محل باشگاه آمدم راهم ندادند. علی دایی جانم را بخواهد به پایش میزیزم چون چیزی ندارم جز این تاکسی فکسنی. شماره تلفنش را گرفتم و قول دادم علی دایی را ببیند.
مو به تنم سیخ شد. من که اکثر اوقات با شهریار بودم خبر نداشتم. ماجرا را برای علیآقا تعریف کردم. باور کنید گونههایش قرمز شد و اشک در چشمانش جمع شد و گفت خدایا شکر. چند روزی گذشت و علی آقا با من تماس گرفت گفت فردا ظهر با آن مرد در دفتر من قرار بگذارم. فردای آن ظهر به دفتر بیمه علیآقا رفتیم. آن مرد با یک دستهگل و یک جعبه شیرینی منتظر من بود. به دفتر رفتیم و با علیآقا ملاقات کردیم. آن مرد گریه میکرد و مدام میگفت «آقا نوکرتم آقا بذار دستتو ببوسم» علیآقا آن مرد را نشاند با او کمی گفتوگو کرد و در آخر به آن مرد گفت تو مرد قدرشناسی هستی و من برای تو هدیهای دارم. علیآقا باز هم ما را شگفتزده کرد و یک دستگاه تاکسی سمند صفر برای آن مرد خریده بود و به او گفت از این به بعد روی این ماشین کار کن.
تبلیغات متنی
-
این بازیکن باعث سکته استقلال شد
-
این مرغ خوشمزه را با این دستور ویژه درست کنید!
-
تیپ دهه شصتی خانم گزارشگر صداوسیما در سفر به عمان
-
آمریکا به دو کشور همسایه ایران سلاح نظامی داد
-
دختر خوبِ سریالهای صداوسیما ناگهان ناپدید شد!
-
شوک به تیم ملی؛ دوپینگ یک ملیپوش مثبت شد
-
رکورد ۵۰ ساله گرما امروز در تهران شکسته شد
-
اقدام زیبا و تاثیرگذار یک باشگاه پس از وقایع دیماه
-
لاریجانی به اصرار پوتین با ترامپ تماس تصویری گرفت!
-
یک اتفاق بیسابقه جشنواره فجر را شوکهکرد!
-
خلاصه بازی استقلال ۰ - الحسین اردن ۱
-
صدف اسپهبدی تولدش را با تم عزاداری برگزار کرد!
-
شکست ناباورانه، صعود استقلال را دشوار کرد
-
اندیشیدن در زمانه بحران حتی با تخفیف!
-
شهرداری در کنار سازه تاریخی تهران ترشیفروشی راه انداخت
-
تیپ دهه شصتی خانم گزارشگر صداوسیما در سفر به عمان
-
آمریکا به دو کشور همسایه ایران سلاح نظامی داد
-
رکورد ۵۰ ساله گرما امروز در تهران شکسته شد
-
لاریجانی به اصرار پوتین با ترامپ تماس تصویری گرفت!
-
یک اتفاق بیسابقه جشنواره فجر را شوکهکرد!
-
شکست ناباورانه، صعود استقلال را دشوار کرد
-
زبان بدن عارف در جشنواره فجر جلبتوجه کرد
-
لاریجانی به آمریکا در عمان پیغام فرستاد
-
اولین آمار از میزان خسارت بازار رشت
-
استقرار سامانههای تاد در مناطق اطراف ایران
-
تصاویری از دیدار لاریجانی و یک مقام یمنی در عمان
-
پیشنهاد جنجالی برای تغییر ملیت مهدی قایدی!
-
نامزد جایزه پوشکاش از ایران در حوادث دیماه جان باخت
-
پفک ایرانی؛ خوراکی معمولی که آنسوی مرزها لاکچری شد
-
روایت نگرانکننده از بازداشت پرستاران در حوادث اخیر
-
رضا عطاران و مریلا زارعی در جشنواره فجر غیب شدند
-
نفس بازغی: برای خوب شدن حالم، هیچ تلاشی نمیکنم
-
صابرین نیوز: سورپرایز جدید نظامی در راه است
-
مقدمات مهاجرت دائمی کامران نجفزاده را فراهم کنید
-
امیرحسین فتحی: قسمتی از من برای همیشه مُرد
-
گلزار، سینا مهراد و هادی حجازیفر ماموران صداوسیما شدند
-
اهدای ماکت جنگنده J-۲۰ به فرمانده ارشد ایرانی
-
گزارش شبکه الجزیرة از موشک خرمشهر-۴
-
خبر فوری معاون ترامپ درباره مذاکره با ایران
-
خانم بازیگر سریال گاندو در جشنواره فجر رخنمایی کرد
-
ادعای شبکه ۱۵ اسرائیل درباره پیام آمریکا به ایران
-
نفیسه روشن: روزی ۲۳ ساعت گریه میکنم
-
حضور بازیگر پدر سالار در جشنواره فجر به چشم آمد
-
سپاه از پیغام ترامپ درباره جنگ خبر داد
-
لحظه تحویل سال ۱۴۰۵ چه ساعتی است؟
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
نظر کاربران
دورد بر شرف اقای دای ای کاش اونها که پول دارن مثل اقای دای بودن خدا بیشتر بهش بده