فقط یک روز تا نوروز ۱۴۰۵؛ و ما معجزه را منتظریم
سالی که گذشت، برای بسیاری از ما تکرار دردناک همین زخمها بود. زخمهایی که بمب و گلوله بر جانمان به جا گذاشتند. حالا اما نوروز مرهم است.
روزنامه پیام ما: بهار در چند قدمی است. امسال اما انتظار بهار شکل دیگری دارد. ما دیگر آن آدمهایی که یک سال قبل چشم به راه بهار بودیم، نیستیم. ما سالی را پشت سر گذاشتیم پر از داغ و درد، پر از تلخی و رنج، پر از آتش و گلوله. حالا اما چیزی به نورزو نمانده است. همان آیین باشکوهی که یاریگر ایرانیان در تمام تاریخ پرفرازونشیب این سرزمین بوده، ما امروز در حالی به استقبال نوروز میرویم که بیش از همیشه به عناصر زندگی بخش این آیین نیاز داریم. در روزهایی که عزیزان بسیاری دیگر در کنار ما نیستند. در روزهایی که بسیاری از همشهریان ما خانهای ندارند در پس بمبارانهای بیامان. روزهایی که بسیاری زخمیاند؛ زخمی بمب و گلوله. سالی که گذشت، برای بسیاری از ما تکرار دردناک همین زخمها بود. زخمهایی که بمب و گلوله بر جانمان به جا گذاشتند. حالا اما نوروز مرهم است. مرهم تمام زخمهای تاریخ ما. نوروز قرار است تسکین ما باشد و یاریمان کند برای گذر از این رنجهای بیامان. گذری که ما را پختهتر آبدیدهتر و بزرگتر و همراهتر میکند. نوروز مبارک.

نوروز، درخشانترین پاسخ به رنجهای ویرانگر است
ملتها در مقاطع مختلف پاسخی به بحرانها میدهند که گاهی بهصورت آیین، تجلی و ظهور پیدا میکند. نوروز آیین بزرگی است که ایرانیان آن را برای مواجهه با مسائل و چالشها و بحرانها و فاجعهها آفریدند. نوروز از آغاز، آیینی بود که به ایرانیان کمک میکرد بتوانند بر شر، ظلمت و تباهی فائق آیند. پاسخ جمعی، فرهنگی و تاریخی است به رها شدن از ابتذال و هر آنچه مغایر و مخالف زندگی و در تضاد با هستی است. از این زاویه اگر نگاه کنیم، نوروز هرگز برای تولید هیجان، ایجاد خلسه، بیتفاوتی، کرختی و سستی و یا واکنشی انفعالی به جهان نبوده است.
بنیان نوروز را باید بر این اساس درک کرد که انسان تنیده در رنج است. رنج مرگ، بیماری، خشکسالی، قحطی، جنگ و رنجهای دیگری که انسان را در طول حیات چند ده هزار سالهاش عذاب داده است. نوروز یکی از درخشانترین پاسخهای جمعی انسان به رنجهای ویرانگر است.
نوروز را اگرچه با شادی، هدیه، بخشش، نو شدن طبیعت و اعتدال بهاری، نو شدن زندگی و لباس و کلام تعریف میکنیم؛ در بطن و متن معنایی نوروز، تمام این نوشدنها راهبرد فرهنگی جمعی و تاریخی ماست؛ تا بتوانیم در مواجهه با فاجعهها و رنجهای پایانناپذیری که در ساختار هستی وجود دارد و لاجرم بر انسان تحمیل میشود، راهی برای تابآوری، مقاومت و رهایی پیدا کنیم.
نوروز آنگونهکه ابوریحان بیرونی در شاهکارش «آثار الباقیه» شرح میدهد و من نیز در کتاب «نوروز نو» آن را به تفصیل آوردهام، همواره برای ایرانیان نماد گشایش و گشودگی بوده است. گشایشی که ابوریحان بیرونی -نابغه بیبدیل تاریخ و تاریخنگاری و گاهشماری- از آن سخن میگوید، نوعی گرهگشایی است. گرههای ریز و درشتی که برای تکتک ما یا برای جمع و جامعه ایجاد شده است.
حکیم عمر خیام هم در «نوروزنامه» همین نکته را بیان میکند. خیام معتقد است ایرانیان نوروز را برای ارتقا و بهبود زندگی و مواجهه با چالشهای ریز و درشت آن، ابداع کردهاند. خیام یکی از برجستهترین قهرمانان نوروز است؛ کسی که توانست از راه مطالعات شگفت علمی و نجومی، روز اول فروردین را بهعنوان نوروز تثبیت کند. سلطان جلالالدین ملکشاه سلجوقی برپایه رأی و نظر خیام، فرمان داد از سال ۴۶۷ قمری در تمام گاهشماری ایران و دفاتر رسمی دیوانی، روز اول فروردین به نام نوروز ثبت شود. پیش از این تاریخ، نوروز در طول سال سیار بود و در فصلها و روزهای متفاوت سال قرار میگرفت.
هزار سال از آن روز که خیام نوروز را تثبیت کرد، میگذرد. در این هزار سال بارها و بارها نوروز مقارن با جنگ، سیل، زلزله، خشکسالی و قحطی، وبا و بیماریهای فراگیر بوده است. اما شگفتا در تمام این قرون هیچگاه نوروز تعطیل نشده است. جنگها آمدند، قحطیها شکل گرفتند، بیماریها فراگیر شدند، اما نوروز برای ایرانیان همواره پیامآور امید بوده است.
نوروز در تمام این قرون بارها و بارها در سختترین لحظات تاریخ تکرار شد. اما هیچگاه تعطیل نشد. حتی در سال ۱۲۸۷ شمسی، زمانی که مردم ایران برای مشروطیت قیام کرده بودند؛ مشروطهخواهان اعلام کردند نوروز بهعنوان راهبردی برای فشار بر شاه مستبد قاجار، یعنی محمدعلی شاه، تحریم خواهد شد؛ اما این تحریم هم بهمعنای آن نبود که نوروز نیاید. نوروز آمد. بیان اینکه ما نوروز را تحریم خواهیم کرد، راهبردی برای پیشبرد اهداف مربوط به ساختن جامعه بود.
نوروز در ایران و سراسر کشورهای دیگری که نوروز را گرامی میدارند، همواره راه را هموار میکرد تا مردم گامی به پیش بردارند. از تیرگی و تباهی نهراسند. قوی باشند. باهم و کنار هم باشند. صدای هم شوند. دلهایشان گرم باشد. چشمهایشان پرنور باشد. افقهای دور را ببینند. نهراسند. نوروز همواره در تاریخ، نمود شجاعت و بزرگی و شکوه انسانی نوروزیان بوده است.
نوروز، فضایی جمعی است که انرژی عاطفی عظیمی از آن فوران میکند. آتشفشان نور، امید، صلح، سرزندگی و زندگی است. در همیشه تاریخ چون خورشیدی پرنور این سرزمین اهورایی را روشن کرده است.
در نوروز ۱۴۰۵ جنگ، سایه شوم خود را بر این سرزمین انداخته است. همانطورکه هنگام هجوم اعراب، مغولان و متفقین، جنگ سایه شومی بر این سرزمین انداخت. اما نوروز در همان سالها هم خورشید تابانی شدند تا مردم ایرانزمین دست در دست هم متحد و منسجم، تمرین مهر، امید، صلح، آشتی و تمرین زندگی کنند. نوروز معجزه تاریخی نوروزیان است. عصای موسای این سرزمین و شقالقمر تاریخ ماست.
نوروز زنان ما را که بازیگران بزرگ تاریخ هستند، به شیران غرانی تبدیل میکند که با انرژی عاطفی، حس مراقبت و مادرانگی، خلاقیت وجودی و نفس گرم، آغوشهای باز و خانههای پاکیزه، با محبت بیانتهایشان، مادران نوروز میشوند. نوروز در تکتک سلولهای زنان ایرانی چون خورشیدی تابان، پرتوی از مهر، مراقبت، دوستی، صلح، امید، زیبایی و خلاقیت را میتاباند.
نوروز بازیگران بزرگی دارد. کودکان، بازیگران نوروزند. آنها با خندههایشان، هدیههایی که میگیرند، با شادی و شکفتن، با نو شدن و بالیدن به بزرگانی تبدیل میشوند که صحنه حیات انسانی را پر از انرژی میکنند. کودکان در خانه و خانواده، در خیابان و محله، در گوشهگوشه زندگی، با آمدن نوروز نیروهای قدرتمندی میشوند که گویی هرکدام شعاع وجودی بزرگی پیدا میکنند. با لباسهای نو و چشمانی پر از امید، فریاد میزنند تا منِ کودک هستم، خدای عالمیان به ما امید دارد. به من نگاه کن، من تا هستم، امید هست و زندگی جاری است.
نوروز نیروی عظیم فرودستان است. آنها که داغ دیدهاند. آنها که از دست دادهاند. آنها که چیزی ندارند. نوروز آنها را بازیگران صحنه پرمهر خانهها، خانوادهها و مردمان ایران زمین میکند. ما به سراغشان میرویم. در آغوش میگیریمشان. مهر میورزیم. دلهایمان برایشان میتپد و به یادشان میآوریم.
فقیران. بیماران. آسیبدیدگان. داغداران. آنها ناگهان در نوروز بازیگران بزرگی میشوند. آنها که در روزهای طولانی سال به حاشیه رانده شده یا طرد شده بودند، با آمدن نوروز به صحنه میآیند. دیده میشوند. بازیگران مهر میشوند. نوروز بر آنها میتابد. فضایی از عشق، مراقبت و زیبایی را در ارتباط با فرودستان خلق میشود.
نوروز بازیگران بزرگی دارد. از دنیا رفتگان هم بازیگران بزرگ صحنه پرشکوه نوروز هستند. آرامستانها در نوروز از چهارشنبهای که مردمان روح رفتگان را به یاد میآورند تا لحظه باشکوه تحویل سال که دعاها خوانده میشوند و دستها به آسمان میرود، پر از نور میشوند. مادربزرگها و پدربزرگهایی که رفتهاند، شهیدانی که پرواز کردهاند و همه آنها که جسمشان در کنار ما نیست، روحشان در نوروز دوباره زنده میشود و به خانههای ما میآیند. خاطراتشان، عکسها و فیلمهایشان، سخن و پندشان، تجاربشان همه با آمدن نوروز دوباره زنده میشود. آنها در نوروز مرده نیستند، زندهاند و در کنار ما هستند.
روحهایی که قرنها پیش از میان ما رفتهاند هم بازیگران عظیم نوروز هستند. نوروزیان با آمدن نوروز آنها را صدا میزنند و ندایشان را میشنوند. با آمدن نوروز از فردوسی بزرگ، خیام، ابوریحان، ابنسینا تا شاعران بزرگی چون حافظ و سعدی و نظامی و شعرای معاصر اخوان و سایه و شاملو و فروغ فرخزاد و سیمین بهبهانی و نویسندگان بزرگ، سخن، صدا، ندا و نوای نیرویخش نوروزیشان در دلهای ما زنده میشوند. این بازیگران بزرگ را در نوروز به صحنه میآوریم تا شکوهی عظیم از قدرت انسان، زیبایی، سازندگی، مهر و مادرانگی؛ از قدرت شکوه اخلاق و معنویت؛ از قدرت و توانایی بیانتهای خلاقیت بشر و از قدرت صلح و امید و آشتی به نمایش بگذاریم.
نوروز نیرومندترین سلاح ایرانی و انسان نوروزی است. بازدارندهترین نیروی عظیم تاریخی ماست که مانع از ویرانی میشود و حتی ویرانهها را آباد میکند و دلهای غمزده را توانمند. ایستادن در برابر رنج، مرگ و فاجعه را یاد میدهد.
نوروز هیچگاه تعطیل نمیشود. بلکه هر سال میآید تا پیام بزرگ انسان را پیام روحهای رهاییبخش را در جهان منتشر کند. نوروز فریاد شادی انسان شکوهمندی است که هرگز شکست نمیخورد. نوروز هرگز ماتم نمیگیرد. هرگز تمام نمیشود. میآید تا مرهمی بر زخمها باشد. تا نشانهای از پایانناپذیری انسان باشد.
نوروز سرجمع فضایل بزرگ انسانیِ انسان ایرانی است. مگر میشود خورشید را خاموش کرد؟ هرگز! نوروز خورشید معنایی است که هرگز خاموش نمیشود. هرگز به پایان نمیرسد. نوروز نماد آغاز است. آغاز نو شدن. نماد ظرفیت بیانتهای ذهن انسان است؛ ذهنی که همواره میتواند آغاز شود.
نوروز نماد آغاز شدن است و نوروز ۱۴۰۵ آغاز تاریخ دیگری در این سرزمین. نوروز بار دیگر پیام توانمندی و شکوه است. پیام اینکه ما میتوانیم آغاز شویم. ما پایان نمیپذیریم. نوروز میآید تا به ما نشان دهد که میتوانیم. ما را توانمند میسازد. ما را بالنده و باشکوه میکند. نوروز آمده است تا نماد پیروزی نور بر ظلمت، خیر بر شر و زیبایی بر زشتی باشد. نوروز ۱۴۰۵ اگرچه در فضایی میآید که دلهای بسیاری از ما غمزده است. ابرهای تیره شر و تباهی بر این سرزمین سایه افکنده است. اما قدرت نوروز بر جنگندهها غالب است. نوروز فراتر از نیروهای زمینی و توانمندتر از تمام تسلیحات جنگی است.
بنیان نوروز بر نیروهای عظیم و بیانتهای هستی و انسان است. بهار، قدرت بیانتهای هستی را به نمایش میگذارد. وقتی درختان میتوانند شکوفا شوند. چشمهها میتوانند دوباره جاری شوند. انسان هم میتواند شکوفا شود و بیافریند. نوروز پیوند خلاقه انسان و طبیعت است. نوروز فضایی باشکوه از آفرینش است و در لحظه اعتدال بهاری خود را برای ما عیان و عریان میکند. اعتدال در کنار نو شدن، عالیترین و آشکارترین معنای نهفته در هستی نوروز است. نوروز جشن است، نه هیجان. عاطفههای مثبت انسان است. پیروزی بر خشمها، نفرتها، کینهها، دشمنیها و پیروزی بر پلشتیهاست. با آمدن نوروز در اعتدال بهاری، ما اعتدال را به یاد میآوریم و تمرین میکنیم.
بشر نمیتواند نوروز را کنار بگذارد؛ چراکه گرانبهاترین میراث معنایی جهان بشریت است. کوه نوری است از تمام فضلیتها و زیباییهایی که بشر میتواند آن را تصور کند. نوروز را زنان که نمادهای زندگی و آفرینش و نمادهای مراقبت و پاکی هستند، نمایندگی میکنند. نوروز را کودکان که نماد معصومیت و امید و شکوفایی و نماد آغاز کردن هستند، نمایندگی میکنند. مگر میشود نوروز بیاید و ما نیاییم. ما میآییم همراه با نوروز.
ارسال نظر