۱۶۱۸۳۴۷
۱ نظر
۳۰۹
۱ نظر
۳۰۹
پ

چرا هیچ‌کس در کاخ سفید به ترامپ «نه» نمی‌گوید؟

این گزارش، کاخ سفید دوره دوم ترامپ را حلقه‌ای متکی بر وفاداری شخصی، تمجید و اطلاعات مطلوب توصیف می‌کند؛ شرایطی که ممکن است مخالفت کارشناسی و اصلاح تصمیم‌های اشتباه را کاهش دهد. تمرکز بر رضایت رئیس‌جمهور می‌تواند شکاف میان تصویر سیاسی مورد انتظار ترامپ و واقعیت جامعه را افزایش دهد.

فرارو: مالی جانگفست، تحلیلگر ارشد مسائل بین الملل در روزنامه نیویورک تایمز نوشت: کاخ سفید در دوره دوم ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ بیش از آنکه شبیه یک ساختار پیچیده و چندلایه حکمرانی باشد، به یک حلقه بسته اجتماعی شباهت پیدا کرده است؛ حلقه‌ای که در آن وفاداری شخصی، تمجید از رئیس‌جمهور و انعکاس اخبار و نظرسنجی‌های مطلوب، ظاهراً بیش از تخصص و ارائه مشاوره‌های مستقل اهمیت پیدا کرده است. این وضعیت می‌تواند به یکی از عوامل تضعیف قدرت سیاسی ترامپ تبدیل شود.

کاخ سفید به یک «گروه محبوب‌ها» تبدیل شده است

مقاله با استفاده از فضای فیلم «دختران بدجنس» و نمونه‌هایی از فرهنگ دبیرستانی، ساختار سیاسی اطراف ترامپ را به گروهی از دانش‌آموزان محبوب تشبیه می‌کند که همه برای جلب رضایت فردی قدرتمند با یکدیگر رقابت دارند. در این تصویر، ترامپ در مرکز حلقه قرار گرفته و اعضای دولت برای حفظ جایگاه خود تلاش می‌کنند آنچه را که رئیس‌جمهور می‌خواهد بشنود، به او بگویند.

images (3)

نمونه‌های متعددی نیز برای نشان دادن این فضای شخصی و نمایشی مطرح می‌شود. اعضای کابینه کفش‌های مشابهی می‌پوشند که ترامپ به آنها هدیه داده است و برخی از چهره‌های نزدیک به دولت نیز در رژیم غذایی موسوم به «رژیم زنده» از الگوی غذایی مشابهی پیروی می‌کنند. در همین حال، ناتالی هارپ، از دستیاران مورد علاقه ترامپ، اخبار مثبت و نتایج نظرسنجی‌های مطلوب را در اختیار رئیس‌جمهور قرار می‌دهد؛ رفتاری که مقاله آن را به نقش یکی از شخصیت‌های «دختران بدجنس» در انتقال شایعات و اخبار مورد علاقه رهبر گروه تشبیه می‌کند.

وفاداری شخصی؛ معیار مهم‌تر از تخصص

در ساختارهای سنتی کاخ سفید، رقابت میان گروه‌های مختلف قدرت می‌توانست باعث شود تصمیم‌های مهم در فرآیندهای اداری و سیاسی بررسی، اصلاح یا حتی متوقف شوند. مقاله به اختلافات تاریخی میان الکساندر همیلتون و توماس جفرسون در دولت جورج واشنگتن و همچنین رقابت میان حلقه‌های مختلف در دولت جو بایدن اشاره می‌کند تا نشان دهد وجود مراکز متعدد قدرت الزاماً نقطه ضعف نیست و می‌تواند مانعی در برابر تصمیم‌های شتاب‌زده باشد.

اما درباره دولت ترامپ، تصویری متفاوت ارائه می‌شود. انتخاب برخی اعضای کابینه، بیش از آنکه بر سابقه تخصصی و توانایی مدیریتی متمرکز باشد، ظاهراً تحت تأثیر میزان حضور رسانه‌ای و توانایی نامزدها در جلب توجه ترامپ قرار داشته است. مقاله می‌گوید نامزدهای احتمالی حتی با توجه به حضورهای تلویزیونی و میزان جذابیت رسانه‌ای‌شان مورد ارزیابی قرار گرفته‌اند. در چنین شرایطی، پس از ورود افراد به دولت، مسئله اصلی می‌تواند حفظ رضایت رئیس‌جمهور باشد؛ نه الزاماً ارائه توصیه‌ای که از نظر کارشناسی برای کشور مناسب‌تر است.

وقتی هیچ‌کس دیگر به رئیس‌جمهور «نه» نمی‌گوید

یکی از مهم‌ترین نگرانی‌های مطرح‌شده در مقاله، کاهش توان اطرافیان ترامپ برای مخالفت با تصمیم‌های اوست. بر اساس گزارشی از «آکسیوس»، برخی از نزدیکان رئیس‌جمهور دیگر تلاش نمی‌کنند مانع انجام تصمیم‌های او شوند، زیرا به این نتیجه رسیده‌اند که مخالفت با رئیس‌جمهور فایده‌ای ندارد و در نهایت «او رئیس است.»

در چنین محیطی، افرادی که از چارچوب مورد انتظار ترامپ خارج شوند، ممکن است جایگاه خود را از دست بدهند. مقاله به چهره‌هایی مانند پام باندی، کریستی نوم و مارجوری تیلور گرین اشاره می‌کند که زمانی در حلقه نزدیکان جریان ترامپ قرار داشتند اما بعدها از مرکز این حلقه فاصله گرفتند.

ترامپ؛ گرفتار تصویری که اطرافیانش برای او ساخته‌اند؟

مقاله در ادامه به مجموعه‌ای از اظهارات و اقدامات جنجالی ترامپ درباره وضعیت اقتصادی آمریکا، هزینه‌های زندگی، ساخت تالار بزرگ در کاخ سفید، طرح‌های مربوط به طاق پیروزی و تغییرات در مرکز هنرهای نمایشی جان اف. کندی اشاره می‌کند.

در همین چارچوب، ادعا می‌شود ترامپ به دلیل دریافت مداوم اطلاعات مثبت از اطرافیانش، ممکن است فاصله فزاینده‌ای میان تصور خود از محبوبیتش و وضعیت واقعی سیاسی ایجاد کرده باشد. مقاله همچنین به انتقادهای مکرر او از نظرسنجی‌ها، نگرانی درباره شرایط اقتصادی و کاهش حمایت برخی گروه‌های رأی‌دهنده از جمهوری‌خواهان اشاره می‌کند. در بخش دیگری نیز به ممنوعیت حضور برخی خبرنگاران رسانه‌های منتقد در کاخ سفید پرداخته شده و این اقدام در چارچوب حساسیت ترامپ نسبت به پوشش منفی رسانه‌ای تفسیر می‌شود.

نقطه ضعف ترامپ شاید خودِ حلقه اطراف او باشد

در نهایت، مقاله استدلال می‌کند که قدرت سیاسی ترامپ تا حد زیادی به توانایی او در شکل دادن به روایت‌های عمومی و مدیریت افکار عمومی وابسته بوده است؛ اما اگر رئیس‌جمهور بیش از اندازه در محیطی بسته از افراد وفادار و تمجیدکننده قرار گیرد، همین قدرت می‌تواند تضعیف شود.

تشبیه پایانی مقاله به فیلم «دختران بدجنس» نیز بر همین اساس است: شخصیت اصلی زمانی قدرت خود را از دست می‌دهد که حمایت اطرافیان و جایگاه اجتماعی‌اش را از دست می‌دهد. در مورد ترامپ نیز مسئله اصلی نه صرفاً مخالفت سیاسی رقبایش، بلکه احتمال افزایش شکاف میان واقعیت‌های سیاسی و تصویری است که حلقه نزدیکانش به او منتقل می‌کنند.

در پایان، مقاله به انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا به‌عنوان یکی از عرصه‌هایی اشاره می‌کند که می‌تواند میزان توانایی مخالفان ترامپ برای مقابله سیاسی با او را مشخص کند. هم‌زمان، جمهوری‌خواهان نیز در صورت افزایش هزینه‌های سیاسی سیاست‌های دولت ممکن است با مسئله دشواری میان وفاداری به ترامپ و حفظ منافع انتخاباتی خود روبه‌رو شوند. پیام اصلی مقاله این است که برای یک رئیس‌جمهور، حلقه‌ای که همیشه تأیید می‌کند می‌تواند در نهایت به جای منبع قدرت، به نقطه آسیب‌پذیری تبدیل شود.

کرمی که این روزها کلی تو فضای مجازی سر و صدا کرده! حتما ببین

خرید محصول

محتوای حمایت شده

تبلیغات متنی

نظر کاربران

ارسال نظر

لطفا از نوشتن با حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.

از ارسال دیدگاه های نامرتبط با متن خبر، تکرار نظر دیگران، توهین به سایر کاربران و ارسال متن های طولانی خودداری نمایید.

لطفا نظرات بدون بی احترامی، افترا و توهین به مسئولان، اقلیت ها، قومیت ها و ... باشد و به طور کلی مغایرتی با اصول اخلاقی و قوانین کشور نداشته باشد.

در غیر این صورت، «برترین ها» مطلب مورد نظر را رد یا بنا به تشخیص خود با ممیزی منتشر خواهد کرد.

بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج