شوهرم بساط اعتیاد را مقابل فرزندم پهن میکرد
روزی که پای سفره عقد نشستم و با «بهروز» ازدواج کردم، درباره توهمات وحشتناک معتادان موادمخدر صنعتی مطالبی شنیده بودم و می دانستم که این گونه افراد رفتارهای عجیبی دارند اما هیچ گاه تصور نمی کردم که روزی با جوانی معتاد ازدواج کنم و ...
خراسان: روزی که پای سفره عقد نشستم و با «بهروز» ازدواج کردم، درباره توهمات وحشتناک معتادان موادمخدر صنعتی مطالبی شنیده بودم و می دانستم که این گونه افراد رفتارهای عجیبی دارند اما هیچ گاه تصور نمی کردم که روزی با جوانی معتاد ازدواج کنم و ...
زن ۴۰ساله در حالی که دستان کودکی را در دستش می فشرد و مدعی بود دیگر نمی تواند به زندگی خفت بار با یک معتاد توهمی ادامه دهد، درباره سرگذشت پر فراز و نشیب خود به مشاور و مددکار اجتماعی کلانتری میرزا کوچک خان مشهد گفت:
فرزند چهارم از یک خانواده هفت نفره هستم که در مشهد به دنیا آمدم و از همان دوران کودکی تاکنون در کوی طلاب زندگی می کنم اما سرگذشت تلخ و روزگار سیاه من از سومین بهار زندگی ام در حالی آغاز شد که مادر بیمارم از دنیا رفت و من که از معنای مرگ چیزی نمی دانستم، لباس سیاه بر تن کردم و از مهر مادری محروم شدم. به همین دلیل هم هیچ تصور ذهنی از مادرم ندارم. در این شرایط تا کلاس پنجم ابتدایی درس خواندم ولی چون هیچ علاقه ای به درس و مدرسه نداشتم، در همان مقطع ابتدایی ترک تحصیل کردم و به دنبال هنر خیاطی رفتم.
بزرگ تر که شدم تازه فهمیدم پدرم نیز بیماری سرطان دارد و به مصرف موادمخدر سنتی آلوده است. او که ابتدا کاهش دردهای ناشی از بیماری را بهانه ای برای مصرف تریاک قرار می داد، مدتی بعد از مرگ مادرم اعتیادش را کنار گذاشت و تا روزی که از دنیا رفت لب به موادمخدر نزد. هنگام مرگ پدرم، من دختری جوان بودم و به عنوان استادکار در یکی از کارگاه های تولیدی دوخت مانتو و لباس های مجلسی زنانه کار می کردم.
اگرچه بعد از مرگ پدرم بسیار تنها شده بودم و احساس یتیمی می کردم اما دختری ۲۳ساله بودم و این بار به خوبی حقیقت مرگ را درک می کردم. به همین دلیل همواره با دیگر دوستانم در کارگاه به گفت وگو می پرداختم و خودم را با کار مشغول می کردم تا این که ۱۰سال قبل مادر یکی از دوستانم که در کارگاه خیاطی همکار بودیم، نزد من آمد و نظرم را درباره ازدواج پرسید.
وقتی با پاسخ مثبت من رو به رو شد، جوانی اهل شمال را معرفی کرد که برای کار به مشهد آمده بود و به عنوان نگهبان در یک پروژه ساختمانی متعلق به یکی از بستگان آن ها کار می کرد. روز خواستگاری پدر و مادر بهروز به بهانه فصل شالیکاری در مراسم حضور نداشتند و تنها مادر دوستم به همراه صاحبکار بهروز به خواستگاری ام آمدند و من در حالی که هیچ شناختی از او نداشتم، تنها با اعتماد به حرف های مادر دوستم پای سفره عقد نشستم و زندگی مشترکم را شروع کردم.
اگرچه از همان روزهای اول زندگی مشترک رفتارهای نامتعارفی از همسرم می دیدم اما این گونه حرکات و برخوردهای او را جدی نمی گرفتم . مدتی بعد رفتارهای بهروز به حدی عجیب شد که با هر مشاجره بی اهمیتی از کوره در می رفت و به شدت خشمگین می شد تا جایی که یک بار سماور آب جوش را به سمت من پرت کرد که خوشبختانه به خیر گذشت یا گاهی چنان بدبینی و سوءظن وجودش را فرا می گرفت که اجازه نمی داد از مقابل چشمانش دور شوم.
بالاخره وقتی درگیری و ناسازگاری های ما به اوج خود رسید، ناگهان همسرم در میان فریادها شبی اعتراف کرد که به موادمخدر صنعتی آلوده است و قبل از ازدواج با من کریستال مصرف می کرده. آن جا بود که پی به رفتارهای عجیب و غریب و خطرناکش بردم و همه تلاشم را به کار گرفتم تا اعتیادش را ترک کند اما نه تنها تلاش هایم بی فایده بود بلکه او استعمال شیشه را نیز به موادمخدر مصرفی اش اضافه کرد و مقابل چشمان پسر ۸ساله ام بساط اعتیادش را پهن می کرد.
از دیدن این وضعیت بسیار نگران بودم و زجر می کشیدم تا حدی که دیگر در عالم توهم تهمت های زشت و زننده به من می زد و من با مشاهده این رفتارهای خطرناک احساس ناامنی می کردم. به گونه ای که حتی بسیاری از شب ها چشم بر هم نمی گذاشتم و می ترسیدم که در همان عالم توهم بلایی بر سرم بیاورد.
حالا زندگی مشترک من به آخر خط رسیده است و دیگر نمی توانم با این شرایط زیر یک سقف با بهروز زندگی کنم. اکنون نه تنها خودم امنیت جانی ندارم بلکه بسیار نگران آینده پسرم هستم و قصد دارم از بهروز جدا شوم و سرپرستی پسرم را نیز به عهده بگیرم تا خود و فرزندم را از این زندگی خفت بار نجات بدهم و ...
شایان ذکر است، با صدور دستوری از سوی سرهنگ علی عبدی (رئیس کلانتری میرزا کوچک خان) پرونده این زن جوان برای بررسی های کارشناسی و انجام امور مشاوره ای به کارشناسان زبده دایره مددکاری اجتماعی سپرده شد.
ماجرای واقعی با همکاری پلیس پیشگیری خراسان رضوی
تبلیغات متنی
-
مرزهای خاکی کشور می توانند جایگزین هرمز شوند؟
-
شاهکاری برای پنج نسل؛ «بزن تار» پنجاه ساله شد
-
دو سناریوی محتمل دولت برای کالابرگ سال ۱۴۰۵
-
لبنیات دوباره گران شد
-
انتقاد سخنگوی وزارت امور خارجه از رفتارهای امارات
-
سوال یک خبرنگار از بقائی: چرا عقبنشینی نمیکنید؟
-
افزایش مبلغ کالابرگ به تعویق افتاد
-
خدمه کشتی توسکا امروز راهی ایران میشوند
-
پیام جدید آمریکا به اسرائیل درباره آتشبس
-
واکنش وزارت خارجه به عملیات آمریکا در تنگه هرمز
-
پست جدید ترامپ: همه برگهای برنده دست من است
-
ویدیوی منتشره فارس از سه اعدامی امروز در مشهد
-
یادداشت روزنامه ایران درباره علت افزایش قیمت خودرو
-
واکنش محمد مرندی به طرح تازه ترامپ در تنگه هرمز
-
مداحی محمدحسین پویانفر در چهلم شهیدان لاریجانی
-
دو سناریوی محتمل دولت برای کالابرگ سال ۱۴۰۵
-
انتقاد سخنگوی وزارت امور خارجه از رفتارهای امارات
-
ویدیوی منتشره فارس از سه اعدامی امروز در مشهد
-
واکنش فرمانده قرارگاه خاتم به تحولات اخیر تنگه هرمز
-
بازگشت ناگهانی و پرحجم به موضوع حجاب مشکوک است
-
تصادف زنجیرهای در اتوبان قم - کاشان با ۲۷ مجروح
-
برشهایی از جشن قهرمانی دیشب اینتریها
-
ایران تصمیم تازه ترامپ درباره تنگه هرمز را تحمل میکند؟
-
خبر جدید آمریکا درباره کشتی ایرانی توقیف شده
-
مهدی رسولی، محمدرضا میری و ابراهیم دولتآبادی اعدام شدند
-
یک اصلاحطلب این روزها محبوب صداوسیما شده است
-
پیام مشکوک ترامپ درباره پروژه آزادی در تنگه هرمز!
-
مثل افتادن در قعر یک چاه عمیق؛ مردم بیاینترنت ایران
-
ادعای مسدودسازی داراییهای ایران توسط کشورهای عربی
-
پایان یک گروگانگیری عجیب در سراوان بعد از ۱۲ روز
-
انتقاد شدید یک رسانه به اتفاقات ساحل کیش
-
فوری؛ ادعای خطرناک نتانیاهو درباره ایران
-
خبر قرارگاه خاتمالانبیا درباره احتمال جنگ مجدد
-
ماجرای خبر عجیب جدایی شارجه از امارات!
-
خبر ناامیدکننده امیرحسین ثابتی درباره اینترنت!
-
اظهارات ترامپ درباره ایران ۱۸۰درجه تغییر کرد!
-
حرکت عجیب مجری، روی آنتن زنده صدا و سیما!
-
خودروی لاکچری یک راننده اسنپ در تهران سوژه شد
-
اسامی و تصاویر ۱۴ تن از شهدای دیروز زنجان
-
پیام مشکوک ترامپ درباره پروژه آزادی در تنگه هرمز!
-
تورم در ایران حتی برای فلافل هم جانشین پیدا کرد!
-
واریز حقوق بازنشستگان تامین اجتماعی با رقم اضافه
-
اقدام خودسرانه شهرداری تهران خبرساز شد
-
آقای تاج، خسته نباشی اما کسی حرفهایت را باور نکرد!
-
عکاس مشهور کافههای تهران، خانهنشین شد!
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
نظر کاربران
متاسفم
خیلی تاسف باره واقعا دل آدم به درد میاید
جای تاسف داره