پزشک جوان به دادگاه رفت تا همسرش را به خاطر سکوت همیشگی اش طلاق دهد
طلاق عجیب به خاطر حرف نزدن زن!
«خسته شده ام، من و همسرم دو نقطه مقابل هم هستیم. اصلا هیچ جور به هم نمی آییم. من آدم شوخ و شادی هستیم و اهل تفریح و گردش، برعکس همسرم، زنی است آرام، ساکت و افسرده که خیلی وقت ها به زور می توانم یک کلمه حرف از دهان او بیرون بکشم.»
«خسته شده ام، من و همسرم دو نقطه مقابل هم هستیم. اصلا هیچ جور به هم نمی آییم. من آدم شوخ و شادی هستیم و اهل تفریح و گردش، برعکس همسرم، زنی است آرام، ساکت و افسرده که خیلی وقت ها به زور می توانم یک کلمه حرف از دهان او بیرون بکشم.»
اشکان اینها را به قاضی عموزادی، رئیس شعبه ۲۶۸ دادگاه خانواده می گوید و بعد ادامه می دهد: «شاید باورتان نشود اما هرچه از همسرم می پرسم، او با حرکت سر جوابم را می دهد و هر وقت هم که مجبور به حرف زدن می شود، خیلی خلاصه صحبت می کند و با جملات کوتاه جوابم را می دهد. دیگر نمی توانم این وضع را تحمل کنم. همسرم با خنده قهر است و تحمل این زندگی را برای من دشوار کرده. برای همین می خواهم از او جدا شوم.» قاضی درحالی که به حرف های مرد جوان گوش می کند، پرونده اش را ورق می زند و بعد از اشکان می خواهد ماجرای زندگی اش را از اول برای او تعریف کند.
نجابت یا سکوت؟
مرد جوان برمی گردد به چند سال قبل و می گوید: «همان سالی که دیپلم گرفتم در رشته پزشکی قبول شدم. وارد دانشگاه که شدم، زمزمه اینکه باید هرچه زودتر ازدواج کنم را از طرف خانواده شنیدم. در این میان عمه ام اصرار داشت که با دختر او ازدواج کنم. ملیحه دخترعمه ام بود و من ۸ سال از او کوچکتر بودم؛ اما تفاوت سنی برای من زیاد مهم نبود. تنها مشکل من این بود که فکر می کردم الان وقت مناسبی برای اینکه تشکیل خانواده بدهم نیست و ترجیح می دادم چند سال بعد ازدواج کنم. وقتی عمه ام با جواب من رو به رو شد، چاره ای جز سکوت نداشت و منتظر ماند تا درسم را تمام کنم. این بود که چند سالی به بهانه درس ماجرای ازدواج را به عقب انداختم و به درس خواندن ادامه دادم. اما با تما شدن درسم، اصرارهای عمه ام از سر گرفته شد و او مدام از ازدواج من و ملیحه صحبت می کرد. ملیحه خیلی آرام و متین بود و من همیشه سکوتش را به حساب نجابتش می گذاشتم. از طرفی ازا ین اخلاقش خوشم می آمد و به همین دلیل در برابر خواسته عمه ام بیش از این مقاومت نکردم و قبول کردم که با ملیحه ازدواج کنم. یک ماه بعد اشکان با ملیحه ازدواج کرد و زندگی آنها شروع شد. زندگی ای که با تمام آرامی، بعد از مدتی به یک طوفان تبدیل شد و تلاش های اشکان و همسرش برای نجات آن بی نتیجه ماند.
زندگی بی روح
اشکان می گوید: «همسرم خیلی کم حرف می زد. اوایل احساس می کردم که بعد از مدتی خجالت را کنار می گذارد و آن طور که من دوست دارم رفتار می کند. اما تصورات من فقط یک خیال بود. چراکه برخلاف تصور من سکوت ملیحه به خاطر خجالت کشیدن نبود. بلکه او کلا آدم کم حرفی بود و ترجیح می داد بیشتر وقتش را در سکوت بگذراند. در این مدت هرچه سعی کردم با او همصحبت شوم، او با جواب هایی کوتاه، گفت و گو را پایان می داد. من مردی بانشاط و پرهیاهو هستمن و سرم درد می کند برای تفریح و مهمانی اما برخلاف من، همسرم به سکوت، تنهایی و آرامش اهمیت می داد و حتی حوصله حرف زدن هم نداشت.» او ادامه می دهد: «یک روز در مطبم نشسته بودم و داشتم به مشکلم فکر می کردم که تصمیم جدیدی گرفتم. با خودم گفتم من دکتر هستم و بیماری های مردم را مداوا می کنم و حالا بهتر است کمی وقت هم برای همسرم بگذارم. به همین دلیل از فردای آن روز برنامه مسافرت و دید و بازدید از دوستان و فامیل را ریختم و هرشب با ملیحه به یک جا می رفتیم اما بازهم بی فایده بود، او با خودش عهد کرده بود که هرگز نخندد. رفته رفته به جای اینکه من بتوانم در همسرم تاثیر بگذارم و اخلاقش را عوض کنم، تاثیر رفتار او را در خودم احساس کردم و فهمیدم که من هم دارم کم کم به یک مرد ساکت و آرام تبدیل می شوم. برای همین تصمیم گرفتم به این زندگی پایان دهم و این بود که راهی دادگاه خانواده شدم.»
غیبت
حرف های پزشک جوان و درخواست طلاقش کافی بود تا قاضی عموزادی زن جوان را به دادسرا فرا بخواند. او می خواست حرف های این زن را هم بشنود و انگیزه این زن را از سکوت طولانی اش بفهمد اما زن جوان برخلاف تصور قاضی به دادگاه نیامد و به هیچ یک از احضاریه ها توجهی نکرد. چند روز بعد اشکان بار دیگر به دادگاه مراجعه کرد و به قاضی گفت: «زمانی که ملیحه احضاریه دادگاه را دید، آن را به کناری گذاشت و دوباره سکوت کرد. او اصلا هیچ توجهی به احضاریه نکرد. با او صحبت کردم و ماجرا را گرفتم. از زندگی بی روحمان حرف زدم و از اینکه دوست داردم صدای شادی و خنده اش را در خانه بشنوم. اما همه اینها بی فایده بود. ملیحه فقط گوش کرد و بعد به من گفت هر کاری دوست داری انجام بده. همسرم حتی حاضر نیست به دادگاه بیاید و از زندگی چندساله مان دفاع کند. قاضی وقتی دید که ایجاد صلح و سازش برای زوج جوان بی فایده است و ملیحه حاضر نیست برای دفاع به دادگاه بیاید با طلاق زوج جوان موافقت کرد.»
منبع: مجله سرنخ
اشکان اینها را به قاضی عموزادی، رئیس شعبه ۲۶۸ دادگاه خانواده می گوید و بعد ادامه می دهد: «شاید باورتان نشود اما هرچه از همسرم می پرسم، او با حرکت سر جوابم را می دهد و هر وقت هم که مجبور به حرف زدن می شود، خیلی خلاصه صحبت می کند و با جملات کوتاه جوابم را می دهد. دیگر نمی توانم این وضع را تحمل کنم. همسرم با خنده قهر است و تحمل این زندگی را برای من دشوار کرده. برای همین می خواهم از او جدا شوم.» قاضی درحالی که به حرف های مرد جوان گوش می کند، پرونده اش را ورق می زند و بعد از اشکان می خواهد ماجرای زندگی اش را از اول برای او تعریف کند.
نجابت یا سکوت؟
مرد جوان برمی گردد به چند سال قبل و می گوید: «همان سالی که دیپلم گرفتم در رشته پزشکی قبول شدم. وارد دانشگاه که شدم، زمزمه اینکه باید هرچه زودتر ازدواج کنم را از طرف خانواده شنیدم. در این میان عمه ام اصرار داشت که با دختر او ازدواج کنم. ملیحه دخترعمه ام بود و من ۸ سال از او کوچکتر بودم؛ اما تفاوت سنی برای من زیاد مهم نبود. تنها مشکل من این بود که فکر می کردم الان وقت مناسبی برای اینکه تشکیل خانواده بدهم نیست و ترجیح می دادم چند سال بعد ازدواج کنم. وقتی عمه ام با جواب من رو به رو شد، چاره ای جز سکوت نداشت و منتظر ماند تا درسم را تمام کنم. این بود که چند سالی به بهانه درس ماجرای ازدواج را به عقب انداختم و به درس خواندن ادامه دادم. اما با تما شدن درسم، اصرارهای عمه ام از سر گرفته شد و او مدام از ازدواج من و ملیحه صحبت می کرد. ملیحه خیلی آرام و متین بود و من همیشه سکوتش را به حساب نجابتش می گذاشتم. از طرفی ازا ین اخلاقش خوشم می آمد و به همین دلیل در برابر خواسته عمه ام بیش از این مقاومت نکردم و قبول کردم که با ملیحه ازدواج کنم. یک ماه بعد اشکان با ملیحه ازدواج کرد و زندگی آنها شروع شد. زندگی ای که با تمام آرامی، بعد از مدتی به یک طوفان تبدیل شد و تلاش های اشکان و همسرش برای نجات آن بی نتیجه ماند.
زندگی بی روح
اشکان می گوید: «همسرم خیلی کم حرف می زد. اوایل احساس می کردم که بعد از مدتی خجالت را کنار می گذارد و آن طور که من دوست دارم رفتار می کند. اما تصورات من فقط یک خیال بود. چراکه برخلاف تصور من سکوت ملیحه به خاطر خجالت کشیدن نبود. بلکه او کلا آدم کم حرفی بود و ترجیح می داد بیشتر وقتش را در سکوت بگذراند. در این مدت هرچه سعی کردم با او همصحبت شوم، او با جواب هایی کوتاه، گفت و گو را پایان می داد. من مردی بانشاط و پرهیاهو هستمن و سرم درد می کند برای تفریح و مهمانی اما برخلاف من، همسرم به سکوت، تنهایی و آرامش اهمیت می داد و حتی حوصله حرف زدن هم نداشت.» او ادامه می دهد: «یک روز در مطبم نشسته بودم و داشتم به مشکلم فکر می کردم که تصمیم جدیدی گرفتم. با خودم گفتم من دکتر هستم و بیماری های مردم را مداوا می کنم و حالا بهتر است کمی وقت هم برای همسرم بگذارم. به همین دلیل از فردای آن روز برنامه مسافرت و دید و بازدید از دوستان و فامیل را ریختم و هرشب با ملیحه به یک جا می رفتیم اما بازهم بی فایده بود، او با خودش عهد کرده بود که هرگز نخندد. رفته رفته به جای اینکه من بتوانم در همسرم تاثیر بگذارم و اخلاقش را عوض کنم، تاثیر رفتار او را در خودم احساس کردم و فهمیدم که من هم دارم کم کم به یک مرد ساکت و آرام تبدیل می شوم. برای همین تصمیم گرفتم به این زندگی پایان دهم و این بود که راهی دادگاه خانواده شدم.»
غیبت
حرف های پزشک جوان و درخواست طلاقش کافی بود تا قاضی عموزادی زن جوان را به دادسرا فرا بخواند. او می خواست حرف های این زن را هم بشنود و انگیزه این زن را از سکوت طولانی اش بفهمد اما زن جوان برخلاف تصور قاضی به دادگاه نیامد و به هیچ یک از احضاریه ها توجهی نکرد. چند روز بعد اشکان بار دیگر به دادگاه مراجعه کرد و به قاضی گفت: «زمانی که ملیحه احضاریه دادگاه را دید، آن را به کناری گذاشت و دوباره سکوت کرد. او اصلا هیچ توجهی به احضاریه نکرد. با او صحبت کردم و ماجرا را گرفتم. از زندگی بی روحمان حرف زدم و از اینکه دوست داردم صدای شادی و خنده اش را در خانه بشنوم. اما همه اینها بی فایده بود. ملیحه فقط گوش کرد و بعد به من گفت هر کاری دوست داری انجام بده. همسرم حتی حاضر نیست به دادگاه بیاید و از زندگی چندساله مان دفاع کند. قاضی وقتی دید که ایجاد صلح و سازش برای زوج جوان بی فایده است و ملیحه حاضر نیست برای دفاع به دادگاه بیاید با طلاق زوج جوان موافقت کرد.»
منبع: مجله سرنخ
تبلیغات متنی
-
آخرین خرید زمستانی پرسپولیس مشخص شد
-
پزشکیان برای مذاکره با آمریکا شرط گذاشت
-
۵ پایگاه هوایی بزرگ آمریکا در سال ۲۰۲۶
-
کشف ۵۱ دستگاه گیرنده ماهواره استارلینک در مرز بانه
-
کالاس: منطقه نیاز به جنگ جدید ندارد
-
لاوروف: آماده ایفای نقش درباره موضوع هستهای هستیم
-
ریزش شدید طلا و بیتکوین در بازار جهانی
-
واکنش قالیباف به تهدید آمریکا علیه رهبر انقلاب
-
رکوردزنی قیمت نفت در پی افزایش نگرانیها در خاورمیانه
-
بحران، دستپختی که تاجرنیا برای استقلال به جا گذاشت
-
قالیباف: هیچکدام از کشورهای منطقه با جنگ موافق نیستند
-
تفسیر خطرناک وزیرخارجه آمریکا درباره آرایش اطراف ایران
-
رقص هادی چوپان در تلویزیون حاشیهساز شد
-
ستاد کل نیروهای مسلح بیانیه داد
-
واکنش فوری ایران به اقدام خبرساز اتحادیه اروپا
-
پزشکیان برای مذاکره با آمریکا شرط گذاشت
-
ریزش شدید طلا و بیتکوین در بازار جهانی
-
واکنش قالیباف به تهدید آمریکا علیه رهبر انقلاب
-
رقص هادی چوپان در تلویزیون حاشیهساز شد
-
ستاد کل نیروهای مسلح بیانیه داد
-
واکنش فوری ایران به اقدام خبرساز اتحادیه اروپا
-
اتحادیه اروپا سپاه را در فهرست سازمان تروریستی قرار داد
-
زمان اجرای مرحله دوم طرح کالابرگ اعلام شد
-
سفیر آلمان به وزارت خارجه احضار شد
-
ادعای اسرائیل: ترامپ به دنبال توافق با ایران است
-
رسایی: در ترکیه خبری نیست، خر داغ میکنند!
-
اتحادیه اروپا وزیر کشور را تحریم کرد
-
چند نکته توجهبرانگیز درباره اقدامات اخیر ترامپ
-
زمستان واقعی به این استانها هجوم میآورد
-
جلسه مشکوک آمریکا با عربستان و اسرائیل درباره ایران
-
فرمانده سپاه: نزدیک ناو آمریکا شدیم و آنها ندیدند
-
سلاح ویژه ایران برای مقابله با ناو آبراهام لینکلن
-
رئیسزاده، درباره حکم قضایی پزشکان در حوادث اخیر توضیح داد
-
زمان پرداخت «عیدی» بازنشستگان اعلام شد
-
بنسلمان به پزشکیان تضمین داد
-
روزنامه اطلاعات: حضور ناوهای آمریکا نمایشی است
-
خبر فوری درباره احتمال اقدام پیشدستانه ایران علیه آمریکا
-
صابرین نیوز: آغاز احتمالی محاصره دریایی ایران از شنبه
-
مردم این ۲۰ استان منتظر بارش شدید برف و باران باشند
-
علت اصلی لغو حمله آمریکا به ایران فاش شد
-
کارزار ذخیره برف در افغانستان خبرساز شد
-
پیغام روسیه به آمریکا درباره مذاکره با ایران
-
خانه لیلا فروهر و فردین که در قلب یک ایران است
-
از بین بردن جای زخم بخیه جراحی | بررسی بهترین روشهای علمی و پزشکی
-
زیدآبادی: این همه فشار روانی برای ساکت کردن یک نگاه متفاوت برای چیست؟
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل

ارسال نظر