افشاگری زاغزن زنان و مردان خائن
روایت جوانی که زمان دارد و شغل ندارد، استعداد دارد و سرمایه ندارد، اما شغل خاصی دارد که با آن در این شرایط ماهانه بیش از ۱۵ میلیون تومان بدون کار یدی خاصی درآمد دارد.
رکنا: روایت جوانی که زمان دارد و شغل ندارد، استعداد دارد و سرمایه ندارد، اما شغل خاصی دارد که با آن در این شرایط ماهانه بیش از ۱۵ میلیون تومان بدون کار یدی خاصی درآمد دارد.

سریع میگویم ببخشید: آقا یک پروژه را میخواستم برایم انجام دهید، صدایش را بلندتر میکند و میگوید: خانم اگر مربوط به همسرتان است، من دیگر این پروژهها را دنبال نمیکنم، خداحافظ!!
دوباره شماره را میگیرم و میگوید: خانم گفتم که من این کار را نمیکنم، بروید مشکلتان را جای دیگر حل کنید، با خواهش و التماس از او میخواهم که قبول کند، چون باید برای دادگاه شاهد محکمه پسند داشته باشم.
قبوله خانم، ولی نرخش دوبرابر میشود، چیزی نمیگویم و قبول میکنم، در یک پارک قرار میگذاریم که پروژه را با هم مرور کنیم.
جوانی به ظاهر مرتب به من نزدیک میشود، از نگاهش متوجه میشوم که خودش است، اشاره میکنم که کنارم روی نیمکت بنشیند.
این طرف و آن طرف را نگاه میکند، عینکش را برمیدارد و میگوید: خانم ببینید، من دنبال دردسر نیستم، خیلی التماس کردید، دلم به حالتان سوخت و قبول کردم، وجدانا بیخیال این موضوع شوید.
من هم با عصبانیت جواب میدهم: مگر شما پول نمیخواهید، چرا در کار من دخالت میکنید.
میگوید: بسیار خب، من حقالزحمه یک روز را میپردازم، ولی از شما میخواهم همسرم را حتی یک لحظه هم تنها نگذارید و اگر کسی برای او مزاحمتی ایجاد کرد، به من خبر دهید، چقدر میشود؟ 500 تومان، البته ناقابله.
جواب میدهم: خب اگر بخواهم یک روز کاری انجام ندهید، چقدر میشود؟
یعنی چی خانم شما برای کار آمدهاید یا اینکه من را از کار بیکار کنید.
نه، اینطور نیست، برای شما چه فرقی میکند، دم در کوچه باشید یا اینجا! یک ساعت همینجا باشید تا پولش را بپردازم.
جواب میدهد: خب، اینجا ماندن من چه نفعی برای شما خواهد داشت؟ خانم اگر کاری ندارید من به کسب و کارم برسم، احساس میکنم دوربین مخفی است یا شما ماموری چیزی هستید؟
برایش توضیح میدهم که برای چه کاری به او زنگ زدهام و شغلم چیست و بالاخره پس از دو ساعت مخالفت برای مصاحبه حاضر میشود که با در نظر گرفتن ملاحظاتی این کار را انجام دهد و اینکه از او هیچ عکسی نگیرم و هیچ نام و نشانی منتشر نکنم!!
*چند ساله هستید و در چه رشتهای درس خواندهاید؟
من متولد سال 1371 هستم، دیپلم انسانی دارم.
*و دانشگاه؟
دانشگاه نرفتم، یعنی سال اول رشتهای که قبول شدم را دوست نداشتم؛ دیگه سال بعد شرکت نکردم و رفتم سربازی، بعدشم دیگه رفتم دنبال کسب و کار.
*کسب و کار؟ خب چه شغلی؟
ببینید، بگذارید از اولش برایتان بگویم.
من از زمانی که 13 یا 14 ساله بودم، کار میکردم، یعنی در مغازههای مختلف شاگردی میکردم. خب درآمدش هم بد نبود از این طریق خرج زندگیام را تأمین میکردم و کمک حال زندگی پدرم هم بودم.
اما وقتی دیپلم گرفتم، برایم افت داشت که وردست دیگران کار کنم، سرمایهای هم نداشتم که خودم کسب و کار ایجاد کنم، وقتی از همه جا ناامید شدم، تصمیم گرفتم به سربازی بروم تا حداقل کاری کرده باشم.
بعد از پایان خدمت سربازی ، دوباره دیدم سر نقطه اول هستم و کاری از دستم برنمیآید. شاید باورتان نشود، ولی خیلی دنبال کار رفتم اما چون سابقهای نداشتم، جایی کار پیدا نکردم.
*اما گفتید که شاغلید؟
بله، شاغلم الان برایتان توضیح میدهم. یک روز وقتی از همه جا ناامید بودم، یک آگهی دیدم که نیاز به فروشنده داشت، رفتم سراغ آن کار، وقتی صاحب فروشگاه که یک خانم بود، گفت که نیاز به فروشنده خانم دارد نه آقا. داشتم ناامید برمیگشتم که صاحب فروشگاه گفت کار بهتری برایم سراغ دارد و میتواند حقوق یک ماه را در یک هفته به من پرداخت کند، خوشحال شدم و برگشتم.
با توضیحات این خانم متوجه شدم که یک هفته شبانهروزی باید گزارش کارهایی که همسر این خانم انجام میدهد را به او بدهم.
*خب؟
بله شروع کار من از همین جا بود، در این یک هفته گزارش کار همسر این خانم را به او دادم و متوجه شدیم که همسرش زن دوم دارد و ... در نهایت کتک مفصلی از همسرش خوردم.
*و بازهم بیکار شدید؟
بله، دوباره سر خانه اول برگشتم، اما با تجربه کار اولم. همین خانم بعد از مدتی دوباره به من زنگ زد و این بار از من خواست که با یک نفر دیگر همکاری کنم، هر چند اوایل قبول نکردم، اما چون بیکار بودم قانع شدم.
این بار قرار بود کار را برای شخص دیگری انجام دهم، یعنی قضیه مربوط به یک آقا بود که دنبال نقد کردن چکش بود، اما بدهکار را پیدا نمیکرد.
*یعنی چه کار کردید؟
هیچی، کارم این بود که شب و روز دم در خانه شخص بدهکار نگهبانی دادم تا وقتی به خانه آمد به طلبکار گزارش کنم.
*و موفق شدید؟
بله موفق شدم و پول خوبی هم گیرم آمد، چون رقم چک بالا بود.
*و دوباره ادامه دادید؟
بله ادامه دادم، چون با آدم خوبی آشنا شده بودم، تقریبا هر ماه یک مورد از این پروژهها به من پیشنهاد میداد و من هم انجام میدادم. در ادامه این کار با افراد بیشتری آشنا شدم و پروژههای بیشتری قبول کردم.
*یعنی موارد مختلف بود؟
بله، یک بار یک آقا از من خواست تا «به پای» پسرش باشم، که ببینیم کجا میرود و چه کار میکند که در نهایت فهمیدیم، پسرش معتاد شده و از این بابت بسیار ناراحت شدم.
یا اینکه دوباره برایم پیش آمد که یک خانم برای همسرش به پا گذاشت، که به دادگاه بیاید و بتواند طلاقش را بگیرد. در این 5 سال از این موارد خیلی زیاد داشتم که برایشان کار انجام دادهام.
*برای من سوال است، چطور این پروژهها به شما پیشنهاد میشود؟
خب ببینید، هر شغلی قلق خاص خودش را دارد، شما وقتی وارد یک حرفه میشوید، مشتریان خود را هم پیدا میکنید. شغل ما هم نیازمند یک سری ارتباطات است، یعنی مشتریان ناخودآگاه به سراغ شما میآیند.
*شما از کارتان راضی هستید؟ فکر نمیکنید دخالت در حریم خصوصی و زندگی دیگران است؟
ببینید، رضایت معانی مختلفی دارد، شاید شغل من موقعیت اجتماعی نداشته باشد، اما درآمد خوبی دارد.
گاها افرادی ثروتمندی هستند که وقتی برای کنترل خانواده خود ندارند و از من میخواهند این کار را برایشان انجام دهم، خب انجام میدهم.
من با این کار نه حق کسی را میخورم و نه کار غیرشرعی انجام میدهم. طرف معامله با رضایت از من میخواهد کاری را انجام دهم، من هم انجام میدهم و پولم را میگیرم.
*تا به حال از انجام این کارتان ابراز پشیمانی کردهاید؟
بله، شاید شما فقط در فیلمها دیده باشید، ولی یادم هست که یکبار یک آقا که نمیخواست، خانوادهاش متوجه شوند، از یک سالمند پرستاری میکند، شبها بدون علت از خانه خارج میشد و صبحها برمیگشت.
وقتی او را تعقیب کردم، فهمیدم که برای گذران زندگیاش شبها از یک سالمند نگهداری میکند و از کارم خیلی ناراحت شدم. حتی از خود آن شخص هم به خاطر کاری که انجام داده بودم معذرتخواهی کردم و پول را به خانوادهاش برگرداندم.
*این کار شما یک نوع مچگیری است؟
نه، مچگیری نیست، من به کسانی که وقتی برای کنترل خانواده، اطرافیان و یا زیردستانشان ندارند، کمک میکنم و پولم را میگیرم، قبلا هم گفتم، افراد طبق توافق و با رضایت خودشان به من پول میدهند، پس از این بابت اصلا عذاب وجدان ندارم.
*سوژههایتان را چطور دنبال میکنید؟
خب متفاوت است، گاها شخص آنقدر پولدار است که برای رسیدن به هدف خود حتی ماشین در اختیارم میگذارد. اما گاها، ساعتها سر کوچه یا خیابان با لباس مبدل میایستم و مورد را دنبال میکنم. من برای کارم وقت میگذارم و در این مدت فوت و فن آن کاملا دستم آمده است.
*خانواده شما مشکلی با این کار ندارند؟
منظور شما از مشکل را نمیدانم، چرا باید مشکلی داشته باشند، کار من قاچاق، دزدی و یا هر چیز بدی که فکر کنید نیست. من یک پدر پیر دارم که با او زندگی میکنم، خواهر و برادرانم هم ازدواج کردهاند.
کسی کاری به کار من ندارد، همین که بزهکار نیستم و کار خلافی نمیکنم، خانواده را هم راضی میکند.
*از نظر اخلاقی کار شما مشکلی ندارد؟
من قبلا هم گفتم، اخلاق سرم میشود، آدم بیسواد و دنیا ندیده نیستم که پول زور از کسی بگیرم. شغلی نداشتم و دنبال این کار رفتم، من هم خط قرمزهای خودم را دارم.
مثلا وقتی یک آقا از من خواست که نامزدش را تعقیب کنم، این کار را نکردم، چون از نظر اخلاقی درست نبود که یک خانم را تعقیب کنم.
نظر شما درباره شغل من منفی است، چون نه جایی ثبت شده و نه کسی به لحاظ اجتماعی آن را قبول دارد. اما از نظر من یک نوع شغل ساعتی است، شما در قبال یک خدمت برای چند ساعت یا چند روز، مبلغی دریافت میکنید، کجای این کار ایراد دارد.
*میتوانم بپرسم درآمدتان در ماه چقدر است؟
درآمد ثابتی ندارم، بستگی به پروژهای دارد که قبول میکنم، ولی خب از درآمدم راضی هستم.
*یعنی چقدر؟
متغیر است، ولی حدودا ماهی 10 میلیون تومان یا گاها اگر مشتری خوبی داشته باشم تا 15 میلیون تومان یا بیشتر هم میشود.
*درست است که درآمدتان خوب است، ولی برنامهای برای آینده ندارید؟
من هم مثل بقیه به دنبال تامین آینده هستم، دوست دارم ازدواج کنم. دختر مورد علاقهام را هم انتخاب کردهام، اما میترسم بروم خواستگاری و بگویند، شغلت چیست، بگویم «به پا» قبول نکنند. به خاطر همین آنقدر کار میکنم که پولدار شوم تا آنوقت دیگر عنوان شغلم برای کسی مهم نباشد و به آنچه میخواهم برسم.
شاید برایتان عجیب باشد اما من در همین کار فهمیدم وقت چقدر ارزشمند است، خانواده چقدر مهم است، عشق و علاقه.کسانی هستند که حاضرند میلیونی هزینه کنند، ولی زمان ندارند، آنها در واقع از من زمان میخرند. همینطور خانواده که بعد از دست رفتن قدر آن را میفهمیم.
*و حرف آخر؟
با خنده میگوید: خانم برای این زمانی که وقت من را گرفتید، چقدر میدهید؟ حرفی ندارم، امیدواریم همه جوانانی که مثل من شغلی ندارند یا دارند، آینده موفقی داشته باشند.
تبلیغات متنی
-
شکار پهپاد پنهانکار روی عرشه ناو هواپیمابر
-
شهرآوردی برای درمان بیخوابی؛ توپچیها فینالیست شدند
-
بیانیه اتحادیه عرب درباره جنگ احتمالی در ایران
-
اینترنت هنوز به شرایط عادی بازنگشته است
-
ترامپ شبانه درباره توافق با ایران سخنرانی کرد
-
گلزن پرسپولیس، تنها نامزد مایکل برای بوندسلیگا!
-
تصویری از ملاقات وینیسیوس و کیم کارداشیان در پاریس!
-
بگذارید هنرمندان از درد مردم حرف بزنند
-
عکس توجهبرانگیز از وضعیت هماکنون آسمان ایران
-
فال روزانه چهارشنبه ۱۵ بهمن ۱۴۰۴ | فال امروز| Daily Omen
-
دعوت رسمی نتانیاهو از آذربایجان خبرساز شد
-
تصاویر تست پروازی بالگردهای Mi-۲۸ در غرب تهران
-
ستاره پرسپولیسی یاغی شد!
-
دانشمندان راز بازگشت جوانی را کشف کردند
-
توضیحات مهم وزارت خارجه درباره محل مذاکره با آمریکا
-
ترامپ شبانه درباره توافق با ایران سخنرانی کرد
-
عکس توجهبرانگیز از وضعیت هماکنون آسمان ایران
-
تصاویر تست پروازی بالگردهای Mi-۲۸ در غرب تهران
-
روسیه برای یکسره شدن توافق ایران و آمریکا بسته پیشنهادی داد
-
ارتباط ایران با پهپاد ارسالی بر فراز ناو آمریکا قطع شد
-
گزارشی از احتمال انتقال پیام رهبر انقلاب به پوتین توسط لاریجانی
-
مالزی نفتکشهای توقیفی منتسب به ایران را آزاد کرد
-
سکوت هادی چوپان درباره وقایع اخیر شکست
-
نتانیاهو پیش از آغاز مذاکرات، درباره ایران به آمریکا هشدار داد
-
پیغام کاخ سفید درباره مذاکرات بعد از تنش ساعات پیش
-
ایران با کشور همسایه وارد یک معامله عجیب شد
-
یک روایت از علت درخواست ایران برای تغییر محل مذاکره
-
پیغام تلخ علی نصیریان به مردم در تولد ۹۱ سالگیاش
-
علی شمخانی خبر داد: جنگ حتمی است
-
ناو هواپیمابر آمریکا مدعی سرنگونی یک پهپاد ایرانی شد
-
اعزام پهپادهای سپاه برای تعقیب آبراهام لینکلن
-
استعفای وکیل شاکی پرونده «پژمان جمشیدی»
-
ساعدینیا بازداشت و تمام اموال وی مصادره شد
-
پدیده دنیای مداحان در شبکه سه رونمایی شد
-
طراحی پوستر سفر کاریِ سعید جلیلی جلبتوجه کرد
-
زمان دیدار ویتکاف و عراقچی در استانبول مشخص شد
-
تصمیم جدید درباره حقوق کارکنان دولت در سال ۱۴۰۵
-
نیروهای ویژه آمریکا در دیگو گارسیا مستقر شدند
-
حامد بهداد و بهنوش طباطبایی دعوت جشنواره را پس فرستادند
-
حجت اشرفزاده همکاری با صداوسیما را متوقف کرد
-
تصاویری از آتشسوزی گسترده در غرب تهران
-
الناز شاکردوست از سینما خداحافظی کرد
-
مقام روسی: پیامهای آمریکا به ایران، اولتیماتوم هستند
-
واکنش تند پدیده استقلال به برنامه شبکه افق
-
هدف احتمالی ترامپ از «محاصره دریایی ایران» فاش شد
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
ارسال نظر