زندان رجاییشهر مکان مخوفی نبود، اما بسیار غمانگیز بود
زندان رجاییشهر در سالهایی که من آنجا حبس کشیدم، مکان مخوفی نبود، اما بندهای عادی آن بسیار غمانگیز بود.
هم میهن-زیدآبادی: زندان رجاییشهر در سالهایی که من آنجا حبس کشیدم، مکان مخوفی نبود، اما بندهای عادی آن بسیار غمانگیز بود.
بسیاری از زندانیان در زندان رجاییشهر محکوم به قصاصِنفس و در صف انتظار اعدام بودند. کافی بود طرفِ دعوای هریک از آنها، پول طناب دار را به حسابی واریز و بر اعدامِ محکوم اصرار ورزد، در آن صورت، سرنوشت محتوم فرد محکوم به قصاص، آویخته شدن به چوبۀ دار بود.
در ابتدای انتقالم به زندان رجاییشهر، حدود پنج ماه در سالن 17 آن زندان، همبند زندانیانِ اغلب محکوم به قصاص بودم. در آن دوران اعدامیها را از زندان رجاییشهر به زندان اوین منتقل و در آنجا اعدام میکردند.

یکشنبهشبها، در بندهای مختلف از طریق بلندگو نام زندانیان «اعزام به مرجع قضایی» خوانده میشد. برای زندانی محکوم به قصاص، اعلام نامش به معنای انتقال به اوین و رفتن به پای چوبۀ دار بود. از همین رو، زمانی که قرائت اسامی آغاز میشد، نفسها به شماره میافتاد، رنگ از رخسارها میپرید، دستها به لرزش میافتاد و قلبها به تکان میآمد. «پنگول» همسلولی محکوم به قصاص من، در هنگام اعلام اسامی، از شدت اضطراب ناخنهای دو دستش را چنان میجوید که گویی واقعاً قصد خوردن آنها را دارد! «حاجی» همسلولی دیگرم که از روی ظن و گمان بد، همسرش را کاردآجین کرده بود، رفتار آرامتری داشت. شاکی او فرزندانش بودند و عجلهای برای «بالاکشیدنش» نداشتند. سالهای بعد، پنگول اعدام و حاجی آزاد شد.
بازجویم به یکی از دوستان بازداشتی در اوین گفته بود که اگر همکاری نکند، او را به زندان رجاییشهر میفرستند تا زندانیان در آنجا مثل موردِ من، حسابش را برسند! تعبیر بازجو البته خیلی زشتتر و خشنتر از «به حساب رسیدن» بوده است!
زندانیان سالن ۱۷ اما محترمترین زندانیانی بودند که تا آن روز دیده بودم. آنها البته همیشه رفتار دوستانهای با یکدیگر نداشتند و اگر اختلافی بینشان پیش میآمد برای استفاده از تیزی و قمه و جاری کردن خون، تردیدی به خود راه نمیدادند. گاهی شدت خونریزی آسیبدیدگان چنان شدید میشد که تمام کف راهرو سالن را به رنگ سرخ درمیآورد. با این حال، برخوردشان با من همراه با احترام و محبت بینهایت بود. اگر یک واحد احترام میدیدند، در ازای آن، هزار واحد احترام میگذاشتند. آن یک واحد احترام دیدن اما خیلی حیاتی و مهم بود. باید ابتدا به ساکن، نوعی تواضع و بیادعایی و ادب و احترام در رفتار طرفی که به عنوان زندانی سیاسی همبند آنان شده است، مشاهده میکردند. اگر مشاهده میکردند، هزار برابر آن تواضع و ادب و احترام نشان میدادند، اما اگر مشاهده نمیکردند و یا بدتر از آن، نخوت و تفرعن و غروری نسبت به خود میدیدند، به قول مولانا: «وایِ گلرویی که جفتش شد خریف»!
خداوند را شکر که مرا قدری خوشبرخورد آفریده است! نتیجۀ این خوشرویی، احترام و محبت بسیار بود.
کوچکترین موردی از اهانت و بیاحترامی از هیچکدام از آنها در آن مدت ندیدم.
باری، میزان تراکم هر زندان یا بند، شرایط آن را طاقتفرسا یا عادی میکند. سالن 17 تراکم به نسبت مناسبی داشت و زندگی در آنجا طاقتفرسا نبود، اما سالن 16 در طبقۀ بالای آن از جهت تراکم، به جهنم شباهت داشت!
در انتهای هر سالن، فضایی عمومی به قصد غذاخوری دستهجمعی ساخته شده بود که بعد از انقلاب، کاربری آنها را تغییر داده و نام «حسینیه» بر آنها گذاشته بودند. حسینیۀ سالن ۱۷ به عنوان دارالقرآن در نظر گرفته شده بود و زندانیان سالن، موظف بودند که هر صبح به مدت چهار ساعت در آنجا به قرائت قرآن مشغول شوند. این در واقع، نوعی امتیاز برای حفظ تعادل تراکم بند بود. در سایر بندها اما حسینیه به صورت محل نگهداری صدها زندانی درآمده بود. در سالن ۱۶ این محلِ بسته و محصور، انباشته از زندانیانی شده بود که کثیف و ژنده در هم میلولیدند، به هیچکدام از امور بهداشتی اعتنایی نداشتند، انواع و اقسام مواد مخدر صنعتی را مصرف میکردند و بعضاً به کارهایی مشغول میشدند که به قول سعدی: «چنانکه افتد و دانی»!
هواخوری سالنهای 16 و 17 و 18 هم مشترک بود. این هواخوری که در بخش جنوبی بند واقع شده بود، وضعیتی فوق طاقتِ آدمی مثل مرا داشت! زندانیان بینوا و ژندهپوش، بهخصوص در فصل سرما، اخلاط سینۀ خود را در نقطه به نقطۀ آن خالی میکردند. از همین رو، قدم زدن در آن محیط بسیار دشوار و گاه تهوعآور میشد. با این وضع، روزی که رسول بداغی را از زندان اوین به سالن 17 آوردند، راستش من نگران وضعیتش شدم. او آدمی نبود که هر وضعیتی را تحمل کند. نهایتاً یک روز صبح قبل از آنکه مسئولان زندان بر سر کار خود حاضر شوند، مشاجرهای بین او و یکی از نگهبانان رخ داد. نگهبان که روحیهای دمدمیمزاج داشت، بداغی را از بند بیرون برد، با دستبد به میلهای بست، درِ سالن را قفل کرد و با باتوم چنان مورد ضرب و شتم قرار داد که مایۀ شرم تمام مسئولان زندان شد. دخالت ابتدایی من با واکنش شدید یکی از نگهبانان قدیمی روبهرو شد. چنان پرتم کرد که نزدیک بود روی پلهها نقش بر زمین شوم. وقتی رئیس بند که آدم آرام و محترمی بود، از راه رسید، از شنیدن ماجرا دچار وحشت و شوک شد. او را با چنان لحن و شدتی به باد انتقاد گرفتم که سابقه نداشت. تمام انتقادها را در سکوت شنید و مانع دخالت همکارانش برای قطع سخنان گزندهام شد. بعد از این حادثه، بداغی را بهجای دیگری منتقل کردند و از من هم خواستند که برای انتقال آماده شوم. قرار شده بود بندی مخصوص زندانیان سیاسی و امنیتی تشکیل شود. بند جدید، حسینیۀ بند کارگری بود که خود داستانی طولانی دارد. عیسی سحرخیز که در آن دوران از زندان اوین به زندان رجاییشهر منتقل شده بود، نقل میکرد که برای ترغیب مسئولان سازمان زندانها برای تفکیک زندانیان سیاسی از زندانیان عادی در زندان رجاییشهر تلاش بسیار کرده است
تبلیغات متنی
-
از گوشی پرچمدار جدید سونی رونمایی شد
-
ترامپ: نابودی نظامی ایران ادامه خواهد داشت
-
یک علت مهم و کمتر گفته شده درباره خطر ابتلا به سرطان ریه
-
عکس رنگیشده از مهمانان عروسی دختر ناصرالدین شاه
-
تصویر منتخب رویترز از حضور ترامپ در مقابل گارد تشریفات ارتش چین
-
سریعترین خودروی هیدروژنی جهان با سرعت ۵۶۰ کیلومتر
-
طعنه مهاجری به عارف در مورد اینترنت: هیچ کارهاید
-
عکس دیده نشده از آلبرت اینشتین و همسرش در ژاپن
-
قیمت روغن بیسروصدا بازهم گران شد
-
فال روزانه جمعه ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ | فال امروز| Daily Omen
-
این تصویر از عراقچی در اجلاس بریکس وایرال شد
-
تصاویر متفاوت فارس از مراسم اربعین سرلشکر موسوی
-
دعوای ایران و امارات به نشست بریکس کشید!
-
۲ رپر، سالن بسکتبال NBA را منفجر کردند!
-
ستاره محبوب تدلاسو، فوتبالیست حرفهای شد!
-
ترامپ: نابودی نظامی ایران ادامه خواهد داشت
-
قیمت روغن بیسروصدا بازهم گران شد
-
این تصویر از عراقچی در اجلاس بریکس وایرال شد
-
تصاویر متفاوت فارس از مراسم اربعین سرلشکر موسوی
-
برنامه بعدی ترامپ درباره ایران مشخص شد؟
-
دختر اکبر عبدی از حال خوب پدرش خبر داد
-
سقوط آزاد تلویزیون با همکاری جبلی، شهبازی و دوستان
-
اصغر فرهادی به همراه ایزابل هوپر به روی فرش قرمز «کن» آمد
-
زنگ خطر مالی برای استقلال به صدا درآمد
-
رفتارهای ایلان ماسک در ضیافت رسمی پکن خبرساز شد
-
نتانیاهو: در قویترین موقعیت تاریخ خود قرار داریم
-
تهدید کویت توسط عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس
-
بیسیمچیمدیا، خبر جنجالی ایران اینترنشنال را تکذیب کرد
-
امتناع عراقچی از دست دادن به خانم وزیر خارجه ویتنام
-
ادعای شبکه اسرائیلی درباره ازسرگیری جنگ علیه ایران
-
معین برای حضور ایران در جام جهانی آهنگ خواند!
-
نامه محرمانه ترامپ در ساعات اخیر صدر اخبار شد
-
صابریننیوز، لیست ترور اسرائیل را منتشر کرد
-
عجب زندگی پر از جنجالی دارید خانم گلشیفته فراهانی!
-
معین خیلی شیک و مجلسی از خجالت تاج درآمد!
-
محمد عباسی اعدام شد
-
سیگنال تازه و معناداری که امارات به ایران فرستاد
-
واکنش فوری به خبر داغ پیرامون مکرون و گلشیفته
-
بیسیمچیمدیا، خبر جنجالی ایران اینترنشنال را تکذیب کرد
-
ادعای ونس درباره گزینه نظامی ترامپ علیه ایران
-
اقدام توجهبرانگیز امارات در آستانه جنگ احتمالی
-
نخستین تصاویر از ورود ترامپ و ایلان ماسک به پکن
-
جزئیات مکالمه قالیباف با ونس در مذاکره لو رفت
-
۳ ترفند حیرتآور مستاجران تهرانی برای مقابله با تورم!
-
دردسر باورنکردنی برای تیشرتفروش مشهور اینستاگرام
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
ارسال نظر