فریدون فروغی دوبار مُرد
« فریدون فروغی برای دومین بار میمیرد. نخستین بار وقتی مُرد که نتوانست بخواند و دومین بار وقتی مُرد که میخواست بخواند. فریدون را فراموشی و خاموشی کشت.» این جمله را شهیار قنبری - ترانهسرا و آهنگساز - درباره مرگ فریدون فروغی گفته است
ایسنا: « فریدون فروغی برای دومین بار میمیرد. نخستین بار وقتی مُرد که نتوانست بخواند و دومین بار وقتی مُرد که میخواست بخواند. فریدون را فراموشی و خاموشی کشت.»
این جمله را شهیار قنبری - ترانهسرا و آهنگساز - درباره مرگ فریدون فروغی گفته است؛ خواننده پاپ مشهوری که ۱۳ سال پیش و در روز ۱۳ مهر از دنیا رفت.
فریدون متولد سال ۱۳۲۹ در محله سلسبیل تهران است. او موسیقی را بدون داشتن استاد و با توجه به علاقهای که به موسیقی راک، بخصوص آثار ریچارلز داشت، با تمرین میآموخت.
او درسن ۱۶سالگی، با همراهی گروهی نوازنده، موسیقی را بهصورت جدی شروع میکند و در مکانهای مختلف به اجرای ترانهها و آهنگهای غربی معروف آن روزگار و به خصوص موسیقی بلوز میپردازد و این داستان سن ۱۸سالگی ادامه مییابد.
در این دوران است که پس از یک شکست عشقی مدتی از موسیقی دست میکشد اما پس از مدتی کوتاه کنارهگیری از فضای موسیقی، سال ۱۳۴۸ صاحب کلوپ «کازابای شیراز» از فروغی و همراهانش برای اجرا در آن مکان دعوت میکند.
این موضوع مقدمهای است که فروغی در اواخر دهه چهل، به خواننده بلندآوازه کلوپهای شبانه تهران قدیم تبدیل شود. البته کلوپهایی که مخاطبانش خواهان شنیدن موسیقی متفاوت بودند نه موسیقی کابارهیی.
درسال ۱۳۵۰، خسرو هریتاش، کارگردان فیلم «آدمک»، در تلاش برای پیدا کردن خوانندهای تازهنفس بود که فریدون فروغی به او معرفی میشود و با یکبار زمزمه کردن ترانهها، هریتاش متوجه میشود که شخصی را که به دنبالش بوده، یافته است. در نتیجه، فروغی دو ترانه به نامهای «آدمک» و «پروانه من» را با موسیقی تورج شعبانخانی واشعار لعبت والا، برای فیلم هریتاش اجرا میکند.
پس از اکران فیلم، این دو ترانه گل میکند و بر سر زبانها میافتد و فریدون فروغی به شهرت میرسد. گرچه در آن زمان به او خرده میگرفتند که سبک فرهاد را تقلید میکند اما همین باعث شد تا دیگر زیر سایه نام خواننده محبوبش ریچارلز قرار نگیرد.
وی که رفتهرفته به هنرمند باتجربهای تبدیل میشد، اقدام به جمعآوری آثار خود میکند و اولین آلبوم خود را با نام «زندون دل» به بازار عرضه میکند. دومین آلبومش را با نام «یاران» در سال ۵۴ به بازار عرضه میکند و در همین سال به علت اجرای ترانه «سال قحطی» از طرف حکومت شاهنشاهی به مدت دو سال از فعالیت منع میشود.
درسال ۵۶ پس از اعلام مصلحتی فضای باز سیاسی، فروغی بعد از دو سال ممنوعیت کاری سومین آلبوم خود را با نام «سال قحطی» به بازار عرضه میکند؛ درحالیکه در بهمن ماه همین سال، پدرش در اثر بیماری ذاتالریه از دنیا میرود.
درسال ۵۸ یعنی بعد از انقلاب اسلامی، فروغی در ایران میماند و کنسرت اجرا میکند. درسال ۱۳۵۹، فروغی ترانه «یار دبستانی» را برای فیلم «از فریاد تا ترور» به کارگردانی منصور تهرانی اجرا میکند که در تیتراژ فیلم استفاده میشود. در حالی که هنوز هیچ منع رسمی برای فعالیت فروغی اعلام نشده بود، به تهرانی خبر میدهند که باید صدای فروغی را از تیتراژ فیلمش حذف کند. در نتیجه جمشید جم خواندن این ترانه را به عهده میگیرد. در همین زمان است که زمزمههایی در مورد ممنوعیت فعالیت فروغی شنیده میشود.
فروغی در سال ۶۰ چند ترانه خود را همراه با چند ترانه از کوروش یغمایی در آلبومی با عنوان «سُل» جای میدهد و طی سالهای ۶۰ و ۶۱ آهنگ چهارقسمتی «چرا نه؟» را میسازد و اجرا میکند. در همین سالهاست که فعالیت او عملا ممنوع میشود. در سال ۶۵ سفر به دوبی، فروغی را تا پای پیوستن به هنرمندان دور از وطن پیش برد اما پیشنهادهای تهیهکنندگان آن سوی آب او را به رفتن راضی نکرد.
در اسفندماه سال ۷۷ موفق به برگزاری کنسرتی در تالار حافظ دانشگاه کیش شد. پس از ۴ روز برگزاری کنسرت در کیش، به تهران آمد. علیرغم درخواستهایی که از شهرستانهای دیگر برای برگزاری کنسرت داده شد، با برگزاری آن در شهرستانهای دیگر موافقت نشد و فروغی در تابستان ۷۸ و پاییز ۷۹ دوباره به کیش بازگشت و به اجرای برنامه در یک هتل پرداخت.
در فروردین سال ۷۹ به پیشنهاد حمیدرضا آشتیانیپور(کارگردان) و به امید اخذ مجوز، «میتراود مهتاب» را با شعری از نیما یوشیج برای فیلم «دختری بهنام تندر» خواند اما شرایط تغییری نکرد. گرچه ترانه فروغی در انتهای فیلم در جشنواره فجر پخش شد. پیش از این هم کیومرث پوراحمد اقدام کرده و نتوانسته بود مجوز حضور او را بهعنوان بازیگر برای پروژه فیلم «گل یخ» (که داستان آن درباره زندگی یک خواننده محکوم به سکوت بود) بگیرد.
سرانجام فریدون فروغی در روز جمعه، سیزدهم مهرماه ۱۳۸۰ در منزلش در تهرانپارس درگذشت. او را در روستای قرقرک اشتهارد کرج در کنار برکهای کوچک، در سایه کوهی بزرگ و در آرامشی که سالها انتظارش را میکشید، به خاک سپردند.
او رفت و این پرسش برای همیشهی تاریخ باقی ماند که چرا چنین خوانندهای با چنان ویژگیهای موسیقایی نتوانست در مملکت خود اثر هنری ارایه کند. این پرسش وقتی جدیتر میشود که به آثاری اجرا شده و رسما منتشر شده در قبل و بعد از تلاشها و اجراهای او نگاهی میاندازیم!
این جمله را شهیار قنبری - ترانهسرا و آهنگساز - درباره مرگ فریدون فروغی گفته است؛ خواننده پاپ مشهوری که ۱۳ سال پیش و در روز ۱۳ مهر از دنیا رفت.
فریدون متولد سال ۱۳۲۹ در محله سلسبیل تهران است. او موسیقی را بدون داشتن استاد و با توجه به علاقهای که به موسیقی راک، بخصوص آثار ریچارلز داشت، با تمرین میآموخت.
او درسن ۱۶سالگی، با همراهی گروهی نوازنده، موسیقی را بهصورت جدی شروع میکند و در مکانهای مختلف به اجرای ترانهها و آهنگهای غربی معروف آن روزگار و به خصوص موسیقی بلوز میپردازد و این داستان سن ۱۸سالگی ادامه مییابد.
در این دوران است که پس از یک شکست عشقی مدتی از موسیقی دست میکشد اما پس از مدتی کوتاه کنارهگیری از فضای موسیقی، سال ۱۳۴۸ صاحب کلوپ «کازابای شیراز» از فروغی و همراهانش برای اجرا در آن مکان دعوت میکند.
این موضوع مقدمهای است که فروغی در اواخر دهه چهل، به خواننده بلندآوازه کلوپهای شبانه تهران قدیم تبدیل شود. البته کلوپهایی که مخاطبانش خواهان شنیدن موسیقی متفاوت بودند نه موسیقی کابارهیی.
درسال ۱۳۵۰، خسرو هریتاش، کارگردان فیلم «آدمک»، در تلاش برای پیدا کردن خوانندهای تازهنفس بود که فریدون فروغی به او معرفی میشود و با یکبار زمزمه کردن ترانهها، هریتاش متوجه میشود که شخصی را که به دنبالش بوده، یافته است. در نتیجه، فروغی دو ترانه به نامهای «آدمک» و «پروانه من» را با موسیقی تورج شعبانخانی واشعار لعبت والا، برای فیلم هریتاش اجرا میکند.
پس از اکران فیلم، این دو ترانه گل میکند و بر سر زبانها میافتد و فریدون فروغی به شهرت میرسد. گرچه در آن زمان به او خرده میگرفتند که سبک فرهاد را تقلید میکند اما همین باعث شد تا دیگر زیر سایه نام خواننده محبوبش ریچارلز قرار نگیرد.
وی که رفتهرفته به هنرمند باتجربهای تبدیل میشد، اقدام به جمعآوری آثار خود میکند و اولین آلبوم خود را با نام «زندون دل» به بازار عرضه میکند. دومین آلبومش را با نام «یاران» در سال ۵۴ به بازار عرضه میکند و در همین سال به علت اجرای ترانه «سال قحطی» از طرف حکومت شاهنشاهی به مدت دو سال از فعالیت منع میشود.
درسال ۵۶ پس از اعلام مصلحتی فضای باز سیاسی، فروغی بعد از دو سال ممنوعیت کاری سومین آلبوم خود را با نام «سال قحطی» به بازار عرضه میکند؛ درحالیکه در بهمن ماه همین سال، پدرش در اثر بیماری ذاتالریه از دنیا میرود.
درسال ۵۸ یعنی بعد از انقلاب اسلامی، فروغی در ایران میماند و کنسرت اجرا میکند. درسال ۱۳۵۹، فروغی ترانه «یار دبستانی» را برای فیلم «از فریاد تا ترور» به کارگردانی منصور تهرانی اجرا میکند که در تیتراژ فیلم استفاده میشود. در حالی که هنوز هیچ منع رسمی برای فعالیت فروغی اعلام نشده بود، به تهرانی خبر میدهند که باید صدای فروغی را از تیتراژ فیلمش حذف کند. در نتیجه جمشید جم خواندن این ترانه را به عهده میگیرد. در همین زمان است که زمزمههایی در مورد ممنوعیت فعالیت فروغی شنیده میشود.
فروغی در سال ۶۰ چند ترانه خود را همراه با چند ترانه از کوروش یغمایی در آلبومی با عنوان «سُل» جای میدهد و طی سالهای ۶۰ و ۶۱ آهنگ چهارقسمتی «چرا نه؟» را میسازد و اجرا میکند. در همین سالهاست که فعالیت او عملا ممنوع میشود. در سال ۶۵ سفر به دوبی، فروغی را تا پای پیوستن به هنرمندان دور از وطن پیش برد اما پیشنهادهای تهیهکنندگان آن سوی آب او را به رفتن راضی نکرد.
در اسفندماه سال ۷۷ موفق به برگزاری کنسرتی در تالار حافظ دانشگاه کیش شد. پس از ۴ روز برگزاری کنسرت در کیش، به تهران آمد. علیرغم درخواستهایی که از شهرستانهای دیگر برای برگزاری کنسرت داده شد، با برگزاری آن در شهرستانهای دیگر موافقت نشد و فروغی در تابستان ۷۸ و پاییز ۷۹ دوباره به کیش بازگشت و به اجرای برنامه در یک هتل پرداخت.
در فروردین سال ۷۹ به پیشنهاد حمیدرضا آشتیانیپور(کارگردان) و به امید اخذ مجوز، «میتراود مهتاب» را با شعری از نیما یوشیج برای فیلم «دختری بهنام تندر» خواند اما شرایط تغییری نکرد. گرچه ترانه فروغی در انتهای فیلم در جشنواره فجر پخش شد. پیش از این هم کیومرث پوراحمد اقدام کرده و نتوانسته بود مجوز حضور او را بهعنوان بازیگر برای پروژه فیلم «گل یخ» (که داستان آن درباره زندگی یک خواننده محکوم به سکوت بود) بگیرد.
سرانجام فریدون فروغی در روز جمعه، سیزدهم مهرماه ۱۳۸۰ در منزلش در تهرانپارس درگذشت. او را در روستای قرقرک اشتهارد کرج در کنار برکهای کوچک، در سایه کوهی بزرگ و در آرامشی که سالها انتظارش را میکشید، به خاک سپردند.
او رفت و این پرسش برای همیشهی تاریخ باقی ماند که چرا چنین خوانندهای با چنان ویژگیهای موسیقایی نتوانست در مملکت خود اثر هنری ارایه کند. این پرسش وقتی جدیتر میشود که به آثاری اجرا شده و رسما منتشر شده در قبل و بعد از تلاشها و اجراهای او نگاهی میاندازیم!
تبلیغات متنی
-
انفجار عظیم در خیابان والاستریت منهتنِ نیویورک
-
زمان و مدت حمله احتمالی آمریکا به ایران مشخص شد
-
شعار ویژه تجمعات درباره استان چهاردهم ایران
-
خودکشی یک جنگزده در هتل لاله بحثبرانگیز شد
-
قهر گوگل با سایتهای ایرانی جدیتر شد
-
افشاگری درباره تصمیم ترامپ برای حمله به ایران
-
نسخه دو کابین جنگنده سوخو ۵۷ روسیه لو رفت
-
ملیپوشی که اسیر خشم بیپایان قلعهنویی شد
-
جمهوری اسلامی: کشورهای غیرمتخاصم را تحریک نکنید
-
رونمایی از ماکت مجسمه رهبر شهید در صداوسیما
-
اگر شوهرتان زیاد قهر میکند، منتکشی نکنید
-
روشن: علی پروین، پله ایران است
-
عاقبت چوپانی که پایگاه اسرائیل در عراق را لو داد
-
این استان، امروز تعطیل شد
-
چرا وقتی خجالت میکشیم صورتمان سرخ میشود؟
-
زمان و مدت حمله احتمالی آمریکا به ایران مشخص شد
-
خودکشی یک جنگزده در هتل لاله بحثبرانگیز شد
-
افشاگری درباره تصمیم ترامپ برای حمله به ایران
-
ادعای نیویورکتایمز درباره طرح آمریکا برای رهبری ایران
-
حکم اعدام قاتل الهه حسیننژاد اجرا شد
-
سنای آمریکا قطعنامه پایان جنگ ایران را تصویب کرد
-
عراقچی برای آغاز جنگ با آمریکا اعلام آمادگی کرد
-
مهدی طارمی بالاخره یاد رفیق قدیمی خودش افتاد
-
پایان حسرت ۲۲ ساله آرسنالیها پای تلویزیون
-
چرخش معنادار چین علیه اقدام جنگی ایران
-
آتشبس ایران و آمریکا در آستانه فروپاشی قرار گرفت
-
دهمین فرزند مادر ۴۱ ساله به دنیا آمد
-
کنایه یک مداح به امام جمعه رشت درباره حجاب
-
صداوسیما از سفر احتمالی عراقچی به نیویورک شاکی شد
-
قاتل الهه حسینزاده در آستانه قصاص
-
گزارش تصویری پرحرفوحدیث ایرنا ادیت شد
-
غیرمنتظرهترین سانسور تاریخ صداوسیما رقم خورد
-
ترامپ تاریخ حمله به ایران را مشخص کرد
-
چرخش معنادار چین علیه اقدام جنگی ایران
-
سنای آمریکا قطعنامه پایان جنگ ایران را تصویب کرد
-
توضیح درباره وضعیت سلامت چهره رهبر انقلاب
-
سه فرضیه پررنگ درباره تعویق حمله آمریکا به ایران
-
تنها تصاویر منتشرشده از پگاه آهنگرانی در کن
-
حکم شلاق برای پژمان جمشیدی صادر شد؟!
-
گزارش اکسیوس از آخرین تحولات میان ایران و آمریکا
-
یک سریال ایرانی در حد غافلگیرکنندهای جذاب شده است
-
آغاز طرح بنزینی جدید در تهران
-
زیرنویس فوری شبکه خبر بعد از تصمیم امشب ترامپ
-
لفظ باورنکردنی یک رسانه برای اشکان خطیبی
-
خبر جدید یک منبع آگاه درباره گره بزرگ در مذاکرات
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
نظر کاربران
روحش و یادش گرامی
من که عاشق صدا و ترانه های این خواننده عزیزمون هستم
خیلی عاشقانه است . و همه لحظات نوجوانی من رو پر کرده بود.
روحت شاد .
چون آدمك زنجير بر دست و پايم
از پنجه تقدير من كي رهايم
فريدون خواست كه در غربت و در خلوت خودش بمونه و با درخواستش براي تدفين در قرقرك خودش رو به طبيعت بسپاره.
اما بعضي ها با شكوندن سنگ قبر اين بزرگوار خلوتش رو بهم ميزنن.
روحت شاد
من نيازم تو رو هر روز ديدنت