قاتل منشي آموزشگاه در يك قدمي چوبه دار
تمایل به رابطه با زن متاهل منجر به قتل شد
مردي كه متهم است شش سال قبل منشي يك آموزشگاه را به قتل رسانده با تاييد حكم قصاص از سوي ديوان عالي كشور يك قدم ديگر به مرگ نزديك شد.
مردي كه متهم است شش سال قبل منشي يك آموزشگاه را به قتل رسانده با تاييد حكم قصاص از سوي ديوان عالي كشور يك قدم ديگر به مرگ نزديك شد.
مدير يك آموزشگاه كامپيوتر در كرج ۲۴ فروردين سال ۸۴ به ماموران خبر داد سميه منشي جوان اين آموزشگاه كشته شده است. زماني كه ماموران به محل رسيدند جسد زن ۲۴ساله را ديدند كه در كف سالن آموزشگاه رها شده بود.
بررسيهاي اوليه نشان ميداد سميه با فردي درگير شده و احتمالا قصد مقاومت داشته اما در نهايت مغلوب شده، ضمن اينكه خراشهاي روي دست او نشان ميداد النگو و دستبند هم از دست او خارج شده است. به دستور بازپرس جنايي وقت جسد به پزشكي قانوني انتقال يافت و تحقيقات آغاز شد. پليس در ابتدا خانواده سميه را مورد بازجويي قرار داد.
مادر اين زن جوان گفت يك سال است دخترش ازدواج كرده و با شوهرش زندگي ميكند. او همچنين گفت نميداند چه كسي دخترش را به قتل رسانده است. با توجه به وضعيت زندگي سميه ماموران به شوهر او مظنون شدند و مدتي هم او را در بازداشت نگه داشتند اما مدركي عليه اين مرد به دست نيامد. او به ماموران گفت روز حادثه در محل كارش بود و اصلا نميداند چرا زنش كشته شده است.
با توجه به اينكه مدارك موجود نشان ميداد اين مرد بيگناه است بنابراين آزاد شد. چند ماه بعد مدير آموزشگاه به ماموران گفت مردي به نام حميد كه كنار آموزشگاه زيرپله دارد چندين بار در مورد سرنوشت پرونده سميه از او سوال پرسيده است و به نظر ميرسد اين مرد چيزي ميداند. وقتي ماموران از حميد تحقيق كردند اين مرد منكر داشتن هرگونه اطلاعاتي در اين خصوص شد. او گفت من هيچكس را نديدم و نميدانم چه كسي او را كشته است. حميد گفت:
من هر روز صبح زيرپلهام را باز ميكنم و سميه را هم ميديدم كه وارد آموزشگاه ميشد اما ديگر از چيزي خبر ندارم. هرچند حميد آزاد شد، نوع رفتار و گفتههايش نشان ميداد چيزي را از ماموران پنهان ميكند. به همين دليل ماموران به صورت نامحسوس او را زيرنظر گرفتند و عاقبت وي بعد از چندين بار بازجويي به قتل اعتراف كرد و گفت: مدتي بود سميه را تحت نظر داشتم و ميدانستم او زودتر از هركس ديگري وارد آموزشگاه ميشود.
يك ساعت بعد از سميه مدير آموزشگاه ميآمد و بعد هم شاگردان وارد ميشدند. بنابراين حدود يك ساعت سميه در آموزشگاه تنها بود. او از وقتي ازدواج كرده بود ديگر به من اعتنا نداشت. من از سميه خوشم ميآمد. روز حادثه وارد آموزشگاه شدم. سميه از من پرسيد چه ميخواهي. ميخواستم با او رابطه داشته باشم به همين دليل هم وقتي تنها بود وارد آموزشگاه شدم. سميه وقتي متوجه نيت من شد با فحاشي خواست بيرون بروم اما من ماندم.
به سمت سميه حمله كردم و او آنقدر مقاومت كرد كه نتوانستم او را مورد آزار قرار دهم. اما كنترل خودم را از دست دادم و او را به زمين زدم و با كابل كامپيوتر زن جوان را خفه كردم. وقتي از مرگش مطمئن شدم جسد را همانجا رها كردم و هرچه پول و طلا داشت برداشتم. ماموران توانستند چند قطعه از طلاهاي سميه را در زيرپله حميد پيدا كنند و اين مرد صحنه قتل را نيز بازسازي كرد. با شكايت مطرحشده از سوي اوليايدم و صدور كيفرخواست پرونده براي محاكمه به شعبه ۸۰ دادگاه كيفري كرج فرستاده شد. مرد جوان وقتي براي دفاع از خود در برابر اتهام قتل در جايگاه حاضر شد، ادعا كرد آنچه در مورد قتل سميه گفته دروغ است. حميد گفت:
من را در اداره آگاهي تحت فشار قرار دادند و آنقدر من در اين اداره ماندم كه براي خلاص شدن تصميم گرفتم اعتراف دروغين كنم. اين مرد در مورد طلاهايي كه از زيرپلهاش پيدا شده است، گفت: من اين طلاها را بعد از قتل پيدا كردم. وقتي مدير آموزشگاه بيرون آمد و فرياد زد من بالا رفتم و ديدم طلا روي زمين افتاده و آن را برداشتم اما در قتل هيچ نقشي نداشتم. او در مورد اينكه چطور صحنه قتل را بازسازي كرد و حرفهايي را زد كه با واقعيت منطبق بود، گفت:
من اين حرفها را زدم چون در اداره آگاهي به من القا كردند، خودم اصلا در اينباره چيزي نميدانستم البته صحنه قتل را ديده بودم اما اينكه نحوه قتل چطور بود را در اداره آگاهي متوجه شدم. دفاعيات اين مرد كارساز نبود و هيات قضات اين مرد را به قصاص محكوم كردند اما حميد و وكيل مدافعش به رأي صادره اعتراض و هيات قضات ديوان عالي كشور ايراداتي را به پرونده وارد و درخواست كردند. شاهداني كه در اين پرونده حضور داشتند نيز مورد تحقيق قرار گرفتند.
با برطرف شدن ايرادات وارده يك بار ديگر حميد مورد محاكمه قرار گرفت و دوباره حرفهاي خود را تكرار كرد اما قضات باز هم او را مجرم شناختند و به قصاص محكوم كردند. در حاليكه خانواده سميه به قصاص قاتل فرزندشان تاكيد ميكردند حميد يك بار ديگر به رأي اعتراض كرد و شعبه ۱۱ ديوان عالي كشور حكم صادره را مورد بررسي قرار داد. حميد در نامهاي كه به ديوان عالي كشور نوشت اعلام كرد:
من مدتها در اداره آگاهي بازجويي ميشدم و براي اينكه از آنجا بيرون بيايم اعتراف كردم، ضمن اينكه اعترافات را نوشتند و من امضا كردم و خودم چيزي ننوشتم. من هيچ ارتباطي با سميه نداشتم و بيگناه هستم. اين نوشتهها مورد قبول قضات قرار نگرفت و رأي قصاص تاييد شد. به اين ترتيب بعد از شش سال حميد براي مجازات در فهرست شعبه اجراي احكام دادسراي جنايي كرج قرار گرفت.
منبع: شرق
مدير يك آموزشگاه كامپيوتر در كرج ۲۴ فروردين سال ۸۴ به ماموران خبر داد سميه منشي جوان اين آموزشگاه كشته شده است. زماني كه ماموران به محل رسيدند جسد زن ۲۴ساله را ديدند كه در كف سالن آموزشگاه رها شده بود.
بررسيهاي اوليه نشان ميداد سميه با فردي درگير شده و احتمالا قصد مقاومت داشته اما در نهايت مغلوب شده، ضمن اينكه خراشهاي روي دست او نشان ميداد النگو و دستبند هم از دست او خارج شده است. به دستور بازپرس جنايي وقت جسد به پزشكي قانوني انتقال يافت و تحقيقات آغاز شد. پليس در ابتدا خانواده سميه را مورد بازجويي قرار داد.
مادر اين زن جوان گفت يك سال است دخترش ازدواج كرده و با شوهرش زندگي ميكند. او همچنين گفت نميداند چه كسي دخترش را به قتل رسانده است. با توجه به وضعيت زندگي سميه ماموران به شوهر او مظنون شدند و مدتي هم او را در بازداشت نگه داشتند اما مدركي عليه اين مرد به دست نيامد. او به ماموران گفت روز حادثه در محل كارش بود و اصلا نميداند چرا زنش كشته شده است.
با توجه به اينكه مدارك موجود نشان ميداد اين مرد بيگناه است بنابراين آزاد شد. چند ماه بعد مدير آموزشگاه به ماموران گفت مردي به نام حميد كه كنار آموزشگاه زيرپله دارد چندين بار در مورد سرنوشت پرونده سميه از او سوال پرسيده است و به نظر ميرسد اين مرد چيزي ميداند. وقتي ماموران از حميد تحقيق كردند اين مرد منكر داشتن هرگونه اطلاعاتي در اين خصوص شد. او گفت من هيچكس را نديدم و نميدانم چه كسي او را كشته است. حميد گفت:
من هر روز صبح زيرپلهام را باز ميكنم و سميه را هم ميديدم كه وارد آموزشگاه ميشد اما ديگر از چيزي خبر ندارم. هرچند حميد آزاد شد، نوع رفتار و گفتههايش نشان ميداد چيزي را از ماموران پنهان ميكند. به همين دليل ماموران به صورت نامحسوس او را زيرنظر گرفتند و عاقبت وي بعد از چندين بار بازجويي به قتل اعتراف كرد و گفت: مدتي بود سميه را تحت نظر داشتم و ميدانستم او زودتر از هركس ديگري وارد آموزشگاه ميشود.
يك ساعت بعد از سميه مدير آموزشگاه ميآمد و بعد هم شاگردان وارد ميشدند. بنابراين حدود يك ساعت سميه در آموزشگاه تنها بود. او از وقتي ازدواج كرده بود ديگر به من اعتنا نداشت. من از سميه خوشم ميآمد. روز حادثه وارد آموزشگاه شدم. سميه از من پرسيد چه ميخواهي. ميخواستم با او رابطه داشته باشم به همين دليل هم وقتي تنها بود وارد آموزشگاه شدم. سميه وقتي متوجه نيت من شد با فحاشي خواست بيرون بروم اما من ماندم.
به سمت سميه حمله كردم و او آنقدر مقاومت كرد كه نتوانستم او را مورد آزار قرار دهم. اما كنترل خودم را از دست دادم و او را به زمين زدم و با كابل كامپيوتر زن جوان را خفه كردم. وقتي از مرگش مطمئن شدم جسد را همانجا رها كردم و هرچه پول و طلا داشت برداشتم. ماموران توانستند چند قطعه از طلاهاي سميه را در زيرپله حميد پيدا كنند و اين مرد صحنه قتل را نيز بازسازي كرد. با شكايت مطرحشده از سوي اوليايدم و صدور كيفرخواست پرونده براي محاكمه به شعبه ۸۰ دادگاه كيفري كرج فرستاده شد. مرد جوان وقتي براي دفاع از خود در برابر اتهام قتل در جايگاه حاضر شد، ادعا كرد آنچه در مورد قتل سميه گفته دروغ است. حميد گفت:
من را در اداره آگاهي تحت فشار قرار دادند و آنقدر من در اين اداره ماندم كه براي خلاص شدن تصميم گرفتم اعتراف دروغين كنم. اين مرد در مورد طلاهايي كه از زيرپلهاش پيدا شده است، گفت: من اين طلاها را بعد از قتل پيدا كردم. وقتي مدير آموزشگاه بيرون آمد و فرياد زد من بالا رفتم و ديدم طلا روي زمين افتاده و آن را برداشتم اما در قتل هيچ نقشي نداشتم. او در مورد اينكه چطور صحنه قتل را بازسازي كرد و حرفهايي را زد كه با واقعيت منطبق بود، گفت:
من اين حرفها را زدم چون در اداره آگاهي به من القا كردند، خودم اصلا در اينباره چيزي نميدانستم البته صحنه قتل را ديده بودم اما اينكه نحوه قتل چطور بود را در اداره آگاهي متوجه شدم. دفاعيات اين مرد كارساز نبود و هيات قضات اين مرد را به قصاص محكوم كردند اما حميد و وكيل مدافعش به رأي صادره اعتراض و هيات قضات ديوان عالي كشور ايراداتي را به پرونده وارد و درخواست كردند. شاهداني كه در اين پرونده حضور داشتند نيز مورد تحقيق قرار گرفتند.
با برطرف شدن ايرادات وارده يك بار ديگر حميد مورد محاكمه قرار گرفت و دوباره حرفهاي خود را تكرار كرد اما قضات باز هم او را مجرم شناختند و به قصاص محكوم كردند. در حاليكه خانواده سميه به قصاص قاتل فرزندشان تاكيد ميكردند حميد يك بار ديگر به رأي اعتراض كرد و شعبه ۱۱ ديوان عالي كشور حكم صادره را مورد بررسي قرار داد. حميد در نامهاي كه به ديوان عالي كشور نوشت اعلام كرد:
من مدتها در اداره آگاهي بازجويي ميشدم و براي اينكه از آنجا بيرون بيايم اعتراف كردم، ضمن اينكه اعترافات را نوشتند و من امضا كردم و خودم چيزي ننوشتم. من هيچ ارتباطي با سميه نداشتم و بيگناه هستم. اين نوشتهها مورد قبول قضات قرار نگرفت و رأي قصاص تاييد شد. به اين ترتيب بعد از شش سال حميد براي مجازات در فهرست شعبه اجراي احكام دادسراي جنايي كرج قرار گرفت.
منبع: شرق
باز نشر: مجله اینترنتی Bartarinha.ir
تبلیغات متنی
-
روایت جعفرزاده ایمنآبادی از بدشانسیهای پزشکیان
-
روایت نماینده نزدیک به زاکانی از پیششرطهای ایران برای مذاکره
-
این سکانس از وحشی در حال دست به دست شدن است
-
الناز شاکردوست و سروش یک طرف؛ هادی چوپان هم آن طرف!
-
ماجرای خواستگاری رفتن خسرو شکیبایی
-
چند نکته درباره شکل و محتوای مذاکرات احتمالی ایران و آمریکا
-
خوشحالترین نسخه گوگوش، شاد و خندان در هشت سالگی
-
پشتپرده اصرار ایران برای تغییر محل مذاکره فاش شد
-
موافقت دولت ترامپ با درخواست تازه ایران
-
بارش برف و باران تا پنجشنبه ادامه دارد
-
امروز ۱۵ بهمن این افراد برای خرید کالابرگ مراجعه کنند
-
سوتی جنجالی صداوسیما در پخش تصاویر جنگ ۱۲ روزه
-
شمخانی: جنگ حتمی است
-
ملاقات دیوید بکام با دشمن امباپه در قطر
-
ایران رسماً وارد فاز سالمندی شد
-
این سکانس از وحشی در حال دست به دست شدن است
-
الناز شاکردوست و سروش یک طرف؛ هادی چوپان هم آن طرف!
-
پشتپرده اصرار ایران برای تغییر محل مذاکره فاش شد
-
موافقت دولت ترامپ با درخواست تازه ایران
-
بارش برف و باران تا پنجشنبه ادامه دارد
-
سوتی جنجالی صداوسیما در پخش تصاویر جنگ ۱۲ روزه
-
شمخانی: جنگ حتمی است
-
ایران رسماً وارد فاز سالمندی شد
-
بیانیه مهم کاخ سفید درباره مذاکره آمریکا با ایران
-
سردار سپاه: حمله کنند فورا پایگاههای آمریکا را میزنیم
-
آقای منوچهر هادی، معنی اعتراض را هم فهمیدیم!
-
ترامپ شبانه درباره توافق با ایران سخنرانی کرد
-
عکس توجهبرانگیز از وضعیت هماکنون آسمان ایران
-
تصاویر تست پروازی بالگردهای Mi-۲۸ در غرب تهران
-
روسیه برای یکسره شدن توافق ایران و آمریکا بسته پیشنهادی داد
-
اعزام پهپادهای سپاه برای تعقیب آبراهام لینکلن
-
استعفای وکیل شاکی پرونده «پژمان جمشیدی»
-
ساعدینیا بازداشت و تمام اموال وی مصادره شد
-
پدیده دنیای مداحان در شبکه سه رونمایی شد
-
طراحی پوستر سفر کاریِ سعید جلیلی جلبتوجه کرد
-
زمان دیدار ویتکاف و عراقچی در استانبول مشخص شد
-
تصمیم جدید درباره حقوق کارکنان دولت در سال ۱۴۰۵
-
حامد بهداد و بهنوش طباطبایی دعوت جشنواره را پس فرستادند
-
حجت اشرفزاده همکاری با صداوسیما را متوقف کرد
-
مقام روسی: پیامهای آمریکا به ایران، اولتیماتوم هستند
-
تصاویری از آتشسوزی گسترده در غرب تهران
-
الناز شاکردوست از سینما خداحافظی کرد
-
واکنش تند پدیده استقلال به برنامه شبکه افق
-
هدف احتمالی ترامپ از «محاصره دریایی ایران» فاش شد
-
فراخوان برای آنفالو کردن هادی چوپان در اینستاگرام
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل

نظر کاربران
chera bazi az aghayun fekr mikonand age chizi ya kasiro dost dashte bashand bayad maleshon beshe
Edamesh konid in angalhara.
khobesh beshe adamesh konid