جنایت خیابانی پسر دانشجو بر سر هیچ
پسر دانشجویی به خاطر نشستن روی صندلی اتوبوس دست به قتل زد و فراری شد.
پسر دانشجویی به خاطر نشستن روی صندلی اتوبوس دست به قتل زد و فراری شد.
شامگاه چهارشنبه هفته پیش ماموران کلانتری جوادیه به نزدیکی پایانه جنوب رفتند تا درباره یک نزاع خونین تحقیق کنند. فردی از طریق مرکز فوریتهای پلیسی ۱۱۰ وقوع این درگیری را به ماموران گزارش داده و گفته بود در جریان دعوا، یک پسر جوان به شدت زخمی شده است و خونریزی دارد.
ماموران وقتی به محل رسیدند، خود را در برابر پیکر بیجان جوان ۱۸ سالهای دیدند. دو پسر دیگر نیز بالای سر جسد ایستاده بودند. آنها خودشان را از دوستان مقتول معرفی و هویت قربانی را ناصر اعلام کردند. پس از گزارش این قتل به بازپرس کشیک جنایی به دستور او تیمی از کارآگاهان ویژه مبارزه با قتل پلیس آگاهی تحقیق در این رابطه را بر عهده گرفتند آنها بعد از انتقال جسد به پزشکی قانونی به بازجویی از دوستان ناصر پرداختند.
یکی از آنها که پسری ۲۰ساله به نام «حمید» است، گفت: «من و دوست دیگرم حسن ساکن تهران هستیم، اما در دانشگاه سمنان درس میخوانیم و دو نفری آخر هفتهها با هم به تهران برمیگردیم این هفته هم طبق معمول به ترمینال سمنان رفتیم تا سوار اتوبوس شویم در آنجا بر سر نشستن روی صندلی با سه پسر جوان درگیری پیدا کردیم آنها هم در دانشگاه ما درس میخواندند و ساکن تهران بودند در ترمینال ما کمی با هم جر و بحث کردیم، اما با دخالت دیگران دعوا تمام شد.»
این جوان ادامه داد: «در طول راه چندبار بین ما درگیری به وجود آمد و حتی تا آستانه کتککاری هم پیش رفتیم اما هر دفعه بقیه مسافران دخالت و ما را از هم جدا کردند. به نزدیکی تهران که رسیدیم من با ناصر که از دوستان صمیمیمان بود تماس گرفتم و موضوع را به او اطلاع دادم و گفتم میخواهم درس ادب به این سه پسر بدهم او هم قبول کرد به ما کمک کند.
ناصر به ترمینال جنوب آمد و وقتی از اتوبوس پیاده شدیم، سه نفری آنها را تعقیب کردیم و در بیرون از ترمینال در نزدیکی مجتمع قضایی بعثت با هم درگیر شدیم. دعوا خیلی زود بالا گرفت و در این اثنا یکی از آن دانشجویان چاقویی را از جیبش بیرون کشید و با آن ضربهای به ناصر زد و بعد هر سه فرار کردند.»
کارآگاهان بعد از روشن شدن جزییات این نزاع خونین تلاش خود را برای شناسایی سه دانشجوی فراری آغاز کردند و به هویت آنها پی بردند. بنابر این گزارش، متهمان هنوز دستگیر نشدهاند و تحقیقات برای بهدام انداختن آنها ادامه دارد.
منبع: شرق
شامگاه چهارشنبه هفته پیش ماموران کلانتری جوادیه به نزدیکی پایانه جنوب رفتند تا درباره یک نزاع خونین تحقیق کنند. فردی از طریق مرکز فوریتهای پلیسی ۱۱۰ وقوع این درگیری را به ماموران گزارش داده و گفته بود در جریان دعوا، یک پسر جوان به شدت زخمی شده است و خونریزی دارد.
ماموران وقتی به محل رسیدند، خود را در برابر پیکر بیجان جوان ۱۸ سالهای دیدند. دو پسر دیگر نیز بالای سر جسد ایستاده بودند. آنها خودشان را از دوستان مقتول معرفی و هویت قربانی را ناصر اعلام کردند. پس از گزارش این قتل به بازپرس کشیک جنایی به دستور او تیمی از کارآگاهان ویژه مبارزه با قتل پلیس آگاهی تحقیق در این رابطه را بر عهده گرفتند آنها بعد از انتقال جسد به پزشکی قانونی به بازجویی از دوستان ناصر پرداختند.
یکی از آنها که پسری ۲۰ساله به نام «حمید» است، گفت: «من و دوست دیگرم حسن ساکن تهران هستیم، اما در دانشگاه سمنان درس میخوانیم و دو نفری آخر هفتهها با هم به تهران برمیگردیم این هفته هم طبق معمول به ترمینال سمنان رفتیم تا سوار اتوبوس شویم در آنجا بر سر نشستن روی صندلی با سه پسر جوان درگیری پیدا کردیم آنها هم در دانشگاه ما درس میخواندند و ساکن تهران بودند در ترمینال ما کمی با هم جر و بحث کردیم، اما با دخالت دیگران دعوا تمام شد.»
این جوان ادامه داد: «در طول راه چندبار بین ما درگیری به وجود آمد و حتی تا آستانه کتککاری هم پیش رفتیم اما هر دفعه بقیه مسافران دخالت و ما را از هم جدا کردند. به نزدیکی تهران که رسیدیم من با ناصر که از دوستان صمیمیمان بود تماس گرفتم و موضوع را به او اطلاع دادم و گفتم میخواهم درس ادب به این سه پسر بدهم او هم قبول کرد به ما کمک کند.
ناصر به ترمینال جنوب آمد و وقتی از اتوبوس پیاده شدیم، سه نفری آنها را تعقیب کردیم و در بیرون از ترمینال در نزدیکی مجتمع قضایی بعثت با هم درگیر شدیم. دعوا خیلی زود بالا گرفت و در این اثنا یکی از آن دانشجویان چاقویی را از جیبش بیرون کشید و با آن ضربهای به ناصر زد و بعد هر سه فرار کردند.»
کارآگاهان بعد از روشن شدن جزییات این نزاع خونین تلاش خود را برای شناسایی سه دانشجوی فراری آغاز کردند و به هویت آنها پی بردند. بنابر این گزارش، متهمان هنوز دستگیر نشدهاند و تحقیقات برای بهدام انداختن آنها ادامه دارد.
منبع: شرق
باز نشر: مجله اینترنتی Bartarinha.ir
تبلیغات متنی
-
آیا عدد ۷۲ روی ناو آبراهام لینکلن یک کد سری است؟
-
آقایان مخالف اینترنت! دیگ خشم مردم را جوش نیاورید
-
انتخاب اول خریداران کالابرگ مشخص شد
-
ترامپ: میخواهم پوتین جنگ را تمام کند
-
لحظه اصابت صاعقه به زمین در ایلام
-
ادعای رسانه عبری درباره محور دیدار ویتکاف و نتانیاهو
-
عادی شدن سیگار کشیدن دختران نوجوان جلوی مدرسه
-
حضور پلنگ در حیاط خانه یک روستایی
-
حمله رسایی به معاون پزشکیان قبل از شروع مذاکرات
-
ترافیک پرحجم در محور هراز به دلیل بارش سنگین برف
-
کلکل نمادین پهپادهای ایران و آمریکا در فلایترادار
-
هوای تهران به لطف بارش باران پاک شد
-
روایت جعفرزاده ایمنآبادی از بدشانسیهای پزشکیان
-
روایت نماینده نزدیک به زاکانی از پیششرطهای ایران برای مذاکره
-
این سکانس از وحشی در حال دست به دست شدن است
-
کلکل نمادین پهپادهای ایران و آمریکا در فلایترادار
-
این سکانس از وحشی در حال دست به دست شدن است
-
الناز شاکردوست و سروش یک طرف؛ هادی چوپان هم آن طرف!
-
پشتپرده اصرار ایران برای تغییر محل مذاکره فاش شد
-
موافقت دولت ترامپ با درخواست تازه ایران
-
بارش برف و باران تا پنجشنبه ادامه دارد
-
سوتی جنجالی صداوسیما در پخش تصاویر جنگ ۱۲ روزه
-
شمخانی: جنگ حتمی است
-
ایران رسماً وارد فاز سالمندی شد
-
بیانیه مهم کاخ سفید درباره مذاکره آمریکا با ایران
-
سردار سپاه: حمله کنند فورا پایگاههای آمریکا را میزنیم
-
آقای منوچهر هادی، معنی اعتراض را هم فهمیدیم!
-
ترامپ شبانه درباره توافق با ایران سخنرانی کرد
-
عکس توجهبرانگیز از وضعیت هماکنون آسمان ایران
-
تصاویر تست پروازی بالگردهای Mi-۲۸ در غرب تهران
-
اعزام پهپادهای سپاه برای تعقیب آبراهام لینکلن
-
استعفای وکیل شاکی پرونده «پژمان جمشیدی»
-
ساعدینیا بازداشت و تمام اموال وی مصادره شد
-
پدیده دنیای مداحان در شبکه سه رونمایی شد
-
طراحی پوستر سفر کاریِ سعید جلیلی جلبتوجه کرد
-
زمان دیدار ویتکاف و عراقچی در استانبول مشخص شد
-
تصمیم جدید درباره حقوق کارکنان دولت در سال ۱۴۰۵
-
حامد بهداد و بهنوش طباطبایی دعوت جشنواره را پس فرستادند
-
حجت اشرفزاده همکاری با صداوسیما را متوقف کرد
-
مقام روسی: پیامهای آمریکا به ایران، اولتیماتوم هستند
-
تصاویری از آتشسوزی گسترده در غرب تهران
-
الناز شاکردوست از سینما خداحافظی کرد
-
آقای منوچهر هادی، معنی اعتراض را هم فهمیدیم!
-
واکنش تند پدیده استقلال به برنامه شبکه افق
-
فراخوان برای آنفالو کردن هادی چوپان در اینستاگرام
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل

نظر کاربران
خام تو سرتون کنن که سر یه جای نشستن با هم دعوا نکنید
دانشجو و چاقو؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ناشناس جون بحث،صندلی و جا نیست.
بحث اون غرور و توقع کاذبه که اینطوری بروز میده.
مثلا آقا جوونه،غرور داره،نمیخواد زیر بار حرف یکی هم سن و سال خودش بره.
این میشه که گردن کلفتی میکنن و آخرش هم............
کاش به جای اون غرور که جلوی چشماشون رو میگیره،عقلشونو به کار بندازن
پاسخ ها
از نکته اصلی داستان منحرف شدین
اون بنده خدا ناصر که تو اصل دعوا نبوده به دعوت دوستش اومده
زرتم چاقو رو اون خورده خدا بیامرزش
جوانان عزیز،کمی خویشتن دار باشید و آرامش خود را حفظ
کنید.بخاطر هیچ،پدر و مادر خود را عزادار نکنید.
ببخشید که کامنتم نصیحتی شد،آخه دلم برای خانواده مقتول و قاتل سوخت.
پاسخ ها
مجید جان سلام علیکم خوب هستید شما ناراحت نباشید بهشان خواهم گفت نقطه. اخه نوکرتم گوش ما جوونا از این نصیحتا پر شده دیگه خودمون خودمونو نصیحت نکنیم بابا.به فکر راه چاره باشیم تا بقول مرمر خانم غرور کاذبو نابود کنیم اگه با نصیحت چیز درست میشد تا حالا شده بود
حرف همه درست اماپیش قضاوت نبایدکردپاش بیوفته بدترازاونامیشیم
گذشت و کوتاه آمدن یکی ، حتی در صورت شکسته شدن غرور جلوی این قتلها رو خیلی راحت میگیره ، اما افسوس ...
اسمش ناصرنیستو علی.وحالاهم مرده فقظ غرور کزب داشته.همسایه ما بود
به خاط اینکه جلوی هم کم نیارن و خودشون و به هم اثبات کنن که من برترم چیزی جز داغدار کردن یک خانواده نیست
بهتر نیست ما در بهتر و خوب بودن خودمون و اثبات کنیم نه دعوا و قد بازی ؟؟؟؟؟؟؟