۱۵۷۵۸۷۴
۵ نظر
۴۳۴۸
۵ نظر
۴۳۴۸
پ

روایت ایرنا از وضعیت پزشکی قانونی کهریزک

میان کشته شدگان، کسانی وجود دارند که حتی در جمع معترضان هم نبودند؛ مساله‌ای که در گزارش‌های میدانی هم دیده می‌شود.

ایرنا: ساختمان پزشکی قانونی کهریزک و بهشت زهرا این روزها شلوغ‌تر از روزهای عادی است؛ شناسایی و تحویل اجساد کشته‌شدگان حوادث خشونت‌بار اخیر، فرصتی را فراهم کرده تا روزنامه‌ها با تهیه و انتشار گزارش‌های میدانی، مخاطبان را از نزدیک با رنج خانواده‌های جان‌باختگان و ملت ایران همراه کنند.

2105858_925

آنچه در روزهای گذشته بر ملت ایران رفت، چنان سخت و سهمگین بوده که بازنمایی پرده‌هایی محدود از واقعیت عریان این رخدادها و پیامدهای آن هم رنجی عمیق بر جان می‌نشاند.

یکی از این پرده‌ها، صحنه سرگردانی و رنج عظیم افرادی است که این روزها با جمع کردن آخرین ذره‌های امید و نیروی جان خویش، در پزشکی قانونی و بهشت زهرا، به دنبال نام و نشانی از عزیزانشان می‌گردند؛ عزیزانی که از روزهای آخر هفته اثری از آنها نجسته‌اند.

روزنامه‌ «اعتماد» دیروز ۲۳ دی و روزنامه‌های «شرق» و «هم‌میهن» روز ۲۴ دی در گزارش‌های میدانی حال و هوای این روزهای ساختمان پزشکی قانونی در کهریزک و بهشت زهرا را به تصویر کشیده‌اند. آنچه در ادامه می‌خوانید، محورهایی برجسته از این گزارش‌ها است.

روال شناسایی اجساد کشته‌شدگان

به نوشته روزنامه اعتماد، از صبح شنبه ۲۰ دی، انتقال اجساد استان تهران به پزشکی قانونی کهریزک شروع شد. هر خانواده‌ای که یکی از عزیزانش را در شامگاه پنجشنبه و جمعه و شنبه شهرستان‌های تهران گم کرده بود، باید با یک کپی کارت ملی مفقودی به پزشکی قانونی کهریزک می‌آمد و در ساختمان اصلی، روبه‌روی مانیتور غول‌پیکری می‌ایستاد تا یک به یک چهره کشته شده‌ها از جلوی چشمش رد شود تا از میان تصویر نوجوانان و جوانانی که کشته‌شدند، بتواند بشناسد که کدام، عزیز دل خودش بوده است.

در ادامه می‌خوانیم: مردی که برای همراهی خواهرش آمده بود و جسد خواهرزاده ۲۴ ساله‌اش بین کشته شده‌های شامگاه پنجشنبه بود، می‌گفت که تا روز یکشنبه، خبری از مانیتور نبود و شوهرخواهرش برای شناسایی جسد بچه‌اش به سالن بزرگی رفته بود که ردیف به ردیف، کاور اجساد را کف زمین گذاشته بودند و یک به یک کاورها را باز کرده بود تا جسد بچه‌اش را پیدا کند.

هم میهن هم در این ارتباط نوشت: روز اول انتقال اجساد به ساختمان پزشکی قانونی، بستگان نزدیک می‌توانستند خود بدن‌ها را ببینند و از نزدیک شناسایی‌شان کنند، اما بعد تصمیم بر این شد که فقط از روی تصاویر روی مانیتور، بشود آنها را پیدا کرد؛ آن هم «اگر بشود پیدا کرد.»

راننده تاکسی می‌گوید، این روزها همه دنبال آدرس کهریزک می‌گردند؛ این از تعداد خانواده‌ها، دوستان و آشنایانی که حالا پشت آن درهای قهوه‌ای‌رنگ جمع شده‌اند، پیداست. جمعیتی با یک زمزمه زیر لب که: «کاش بازداشت شده باشد.» اما زمزمه‌ها تا می‌آید شکل و رنگ بگیرد، صدای جیغ ممتد، سکوت پیاده‌رو را برهم‌می‌زند.

میانه روز سه‌شنبه، گاهی یک‌نفر با چشمانی سرخ از گریه از در پزشکی قانونی بیرون می‌آید، گاهی یک‌نفر نامی را صدا می‌زند و بیرون می‌آید و گاهی یک‌نفر بهت‌زده و بدون پیداکردن نشانی از گمشده‌اش. آنها که گریه می‌کنند حتماً توانسته‌اند از میان تصاویری که روی مانیتور داخل پخش می‌شود، پیکر عزیزشان را شناسایی کنند.

قتل با سلاح شکاری یا چاقو؟

نحوه قتل کشته‌شدگان از محورهایی است که در میان صحبت کسانی که عزیزانشان را از دست داده‌اند جلب توجه می‌کند.

به نوشته روزنامه هم میهن، در سالن انتظار، جوانی برای خاکسپاری یکی از همسایه‌هایش آمده که دیروز شناسایی شده و در کیانشهر کشته‌شده است: «سرش را بریده بودند؛ درست مثل آنچه از داعشی‌ها شنیده بودیم؛ او دو فرزند داشت.» صدایش بین همهمه بسیار جمعیت گم می‌شود، هرازگاهی صدای گریه‌هایی بلند می‌شود که صاحب‌اش، نام کسی را صدا می‌زند، این یعنی یک‌پیکر تحویل داده شده و خانواده و دوستانش روبه‌روی در سالن تطهیر کم‌کم جمع می‌شوند.

در گزارش روزنامه شرق هم می‌خوانیم: صدای زن جوان بلندتر از بقیه به گوش می‌رسد. دایی‌اش همین دو روز پیش تیر خورد و کشته شد. خودش پرستار بیمارستان است و می‌گوید هرکس را که به بیمارستان منتقل کرده‌اند از ناحیه سر و سینه زخمی شده است. آماری از تعداد کشته‌شدگان نیست. هیچ‌کس نمی‌داند در روزهای گذشته چند نفر جانشان را از دست داده‌اند، چند نفر در صف خاک‌سپاری‌اند و چند خانواده باید هر روز صبح این مسیر را بروند و بیایند تا پیکرها را تحویل بگیرند.

روزنامه اعتماد هم در این ارتباط نوشت: سه هفته قبل، ۷ دی ماه، روزی که چند کاسب فریاد اعتراض به گرانی سر دادند هیچ نمی‌دانستند که دامن این اعتراض چنین خونین خواهد شد. مردمی هم که با کسبه همراه شده بودند چنین نمی‌خواستند. ملت هنوز نمی‌داند برای آنهایی که پشت نقاب اعتراض و همراهی با مردم، مامور انتظامی و امنیتی را آتش زدند و سر بریدند و حالا ده‌ها جنازه سوراخ شده و بدون سر در سردخانه‌های امنیتی به جا مانده، چه اسمی انتخاب کنند. قساوت از هر طرف باهر لقب، تحت پوشش هر عنوان جنایت است علیه بشریت. فرقی نمی‌کند قربانی این جنایت مامور با اسلحه قانونی باشد یا مردمی که خونشان پای ادعاهای وارداتی تلف می‌شود. به دلیل مسائل امنیتی هنوز هیچ کس نمی‌داند و شاید هرگز هم نداند که در این سه هفته و به خصوص در شامگاه پنجشنبه، جمعه و شنبه چند نفر از مردم عادی و ماموران امنیتی به دست افرادی که نقاب اعتراض بر صورت داشتند، کشته شدند اما انشای این کشتار بی‌تردید به قلم هموطن ایرانی نوشته نشد...

حال و روز کسانی که از در پزشکی قانونی بیرون می‌آیند

تفاوت حال و روز کسانی که از در پزشکی قانونی کهریزک بیرون می‌آیند هم در این گزارش‌ها مورد توجه است؛ کسانی که تصویر عزیزانشان را شناسایی کرده‌اند و کسانی که عزیزانشان را نیافته‌اند.

به نوشته روزنامه هم‌میهن، آنکه عکس صورت بی‌جان عزیزش را دیده، به رسم معمول اشک می‌ریزد و فریاد می‌زند و چنگ می‌اندازد به صورتش و آنکه هنوز عکس عزیز گمشده‌اش را که چندروزی است پیدایش نیست، روی آن مانتیورهای بزرگ سالن پزشکی قانونی کهریزک ندیده و دست خالی برگشته است، در چشم‌هایش فقط بهت و انتظار دارد؛ چیزی میان امید و ناامیدی. این فرق مادران، پدران، برادران، خواهران، دختران و پسرانی است که برای پیدا کردن گمشده‌شان به پزشکی قانونی کهریزک آمده‌اند.

روزنامه اعتماد هم نوشت: هر نفری که از ساختمان اصلی بیرون می‌آمد، اگر هنوز قامت برافراشته داشت، یا جسد عزیزانش بین تصاویر جانباخته‌ها نبود و حالا باید در محوطه بهشت‌زهرا دنبال اجساد مجهول‌الهویه می‌دوید، یا اینکه عزیزانش زنده بودند و فقط بازداشت شده بودند که این احتمال آخر، اصلا مسیر پیگیری را تغییر می‌داد و در چشم آن همه زن و مرد منتظر پشت درهای سیاه‌رنگ پزشکی قانونی کهریزک، همان‌ها که منتظر بودند نوبت‌شان برسد تا بروند و تصاویر آن مانیتور معروف را ورق بزنند، همین دلخوشی با بیرنگ‌ترین احتمال دو دو می‌زد که «کاش بازداشت شده باشن...»

مصائب شناسایی اجساد از تصویر

مصائب شناسایی اجساد از چهره‌های زخمی و خونین برای مردم از نکاتی است که در گزارش میدانی روزنامه‌ها دیده شد.

به نوشته هم‌میهن، مردی رفته داخل و آمده با یک ساعت در دستش. روز اول که اجازه می‌دادند زیپ کاورها را باز کنند و جنازه‌ها را مستقیم شناسایی کنند، او برادرزاده ۳۹ ساله‌اش را پیدا کرد، ساعتش را از دستش باز کرد و گذاشت توی جیبش. اما بعد که جنازه را تحویل دادند، چون صورتش باد کرده و چندان قابل شناسایی نبود، بقیه برادرها شک کردند و او را برگرداندند.

حالا رفته‌اند داخل و باز هم عکسش را بین عکس‌ها پیدا نکرده‌اند. آمده‌اند شاید بتوانند مجوزی بگیرند و همان جنازه قبلی را در سالن‌های تطهیر بهشت زهرا دوباره نگاه کنند. شاید این‌بار مطمئن شوند که گمشده‌شان واقعاً پیدا شده. برادرزاده او در اسلامشهر تیر خورد، جمعه شب. او هم نمی‌داند چه کسی یا چه کسانی او را هدف قرار دادند.

زن دیگری می‌آید بیرون و به برادرش می‌گوید که صورتی مشابه صورت برادرش را توانسته شناسایی کند اما چون سر و صورتش خونی است، نمی‌تواند مطمئن بگوید اوست یا نه. کدی را روی تکه‌کاغذی پاره نوشته و آن را می‌دهد به برادرش تا ببرند بهشت زهرا و بتوانند او را از نزدیک ببینند. آنها یک‌بار دیگر هم او را شناسایی کرده بودند و تا خاکسپاری هم برده بودند اما آنجا خالکوبی روی دستش را ندیدند. این شد که جنازه برگشت.

دفن و کفن رایگان کشته‌شدگان

مساله رایگان بودن هزینه دفن و کفن کشته‌شدگان هم در این روزنامه‌ها از زبان مردم مطرح شد. به نوشته روزنامه هم‌میهن، ساعت از ۱۲ ظهر که می‌گذرد، جمعیت رفته‌رفته کم می‌شود. دوستان، آشنایان و خانواده‌ها اما هنوز کنار هم و نزدیک در ورودی ایستاده‌اند، روی بنر دم در پزشکی قانونی همه‌چیز به‌ترتیب نوشته شده است؛ «ورود به پزشکی قانونی برای شناسایی فقط برای خانواده درجه‌یک و با کارت‌شناسایی فرد متوفی امکان‌پذیر است» و بعضی از همراهان خانواده‌ها شنیده‌اند که تحویل اجساد از بیمارستان به پزشکی قانونی و باقی مراحل آن، رایگان است و کسی پولی از خانواده‌ها نمی‌گیرد؛ هرچند گاهی در میان جمعیت روایتی خلاف آن هم شنیده می‌شود.

به‌هرحال دو روز پیش بابک سلحشور، معاون پزشکی و آزمایشگاهی سازمان پزشکی قانونی کشور دریافت هرگونه وجه از مردم برای معاینه مصدومان و متوفیان حوادث اخیر را رد کرد و گفت که پزشکی قانونی به‌صورت کاملاً رایگان این افراد را معاینه می‌کند و هیچ‌گونه وجهی از آنها گرفته نمی‌شود.

کشتار از میان مرم عادی

میان کشته شدگان، کسانی وجود دارند که حتی در جمع معترضان هم نبودند؛ مساله‌ای که در گزارش‌های میدانی هم دیده می‌شود.

اعتماد در این خصوص نوشت: دیروز، پسری آمده بود جسد پدرش را تحویل بگیرد و می‌گفت پدرش تعمیرکار سیستم‌های گرمایشی بوده و شامگاه پنجشنبه، کشته شده است. پسر دیگری برای شناسایی جسد مادر ۷۰ ساله‌اش آمده بود؛ مادر ۷۰ ساله‌ای که به عادت ۵۰ ساله‌اش، شامگاه جمعه برای خرید نان تازه از خانه بیرون رفت و معلوم نبود که چطور کشته شد. مادری آمده بود برای شناسایی جسد دخترش؛ دختری که مدل مزون‌های لباس و مربی ورزش بود.

«این روزنامه از زبان زنی نوشت: بچه خواهر من کشته شد. این بچه ۱۳ سالش بود. نه معترض بود، نه اغتشاش کرد. از سیاست هم هیچ چیزی نمی‌دونست. من هم نمی‌دانم. فقط می‌دونم که دیگه خواهرزاده ندارم...

روزنامه شرق هم نوشت: یکی از میان جمعیت درحالی‌که به سختی می‌تواند حرف بزند می‌گوید که از صبح روز یکشنبه تا ۹ شب در بهشت زهرا منتظر تحویل جنازه بودند اما خبری نشده است. روز گذشته هم دوباره از صبح مقابل بخش عروجیان ایستاده‌اند در انتظار. برادر همسرش در پاکدشت درحالی‌که در حال خرید از مغازه‌ای بوده با یک تیر به شانه کشته شده است: «وضعیت پزشکی قانونی کهریزک تلخ بود. به سختی توانستیم «حجت» را پیدا کنیم». «حجت» جوانی ۲۷ ساله، قرار بود هفته آینده به آلمان مهاجرت کند اما به جای دیگری رفت: «جنازه را به سختی به ما تحویل دادند. یک بار هم گفتند که موساد آنها را کشته. آخرش نفهمیدیم چه اتفاقی افتاده است». او می‌گوید که یکی از اقوامشان هم در اعتراضات کشته شده است. جنازه‌ او را هنوز تحویل نداده‌اند.

Native Ad

وب گردی

کماکل، فراتر از الکل

تولید کننده انواع ضدعفونی کننده‌های اسانس دار

مشاهده اطلاعات بیشتر

خبرفوری: کچل ها بزودی منقرض میشوند

معرفی شامپو ضد ریزش مو در برنامه زنده صدا سیما!!

سفارش محصول

محتوای حمایت شده

تبلیغات متنی

Bartarinha Native Ads

نظر کاربران

  • ناشناس

    واقعیت ها را بنویسید

  • ناشناس

    خدایا ایران و مردم ایران و نجات بده جز تو پناهی نداریم

  • ناشناس

    دردناک و تلخ

  • محمدرضا

    دیگه حالمون خوب نمیشه

  • ناشناس

    خدا یا این رنجها تا کی ؟

ارسال نظر

لطفا از نوشتن با حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.

از ارسال دیدگاه های نامرتبط با متن خبر، تکرار نظر دیگران، توهین به سایر کاربران و ارسال متن های طولانی خودداری نمایید.

لطفا نظرات بدون بی احترامی، افترا و توهین به مسئولان، اقلیت ها، قومیت ها و ... باشد و به طور کلی مغایرتی با اصول اخلاقی و قوانین کشور نداشته باشد.

در غیر این صورت، «برترین ها» مطلب مورد نظر را رد یا بنا به تشخیص خود با ممیزی منتشر خواهد کرد.

بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج