۱۵۷۸۱۶۱
۱۸۳
۱۸۳
پ

شیوع سندروم «جست‌وجوی بی‌حاصل» در عصر اینترنت

قطع دسترسی به موتورهای جست‌وجو، با از کار انداختن حافظه کمکی انسان، جامعه را دچار اضطراب، کاهش بهره‌وری و پذیرش شایعات به جای حقیقت می‌کند؛ موضوعی که منجر به پدیده «سندروم جست‌وجوی بی‌حاصل» و «فراموشی دیجیتال» می‌شود.

خبرآنلاین: در سال‌های اخیر و با افزایش استفاده افراد از اینترنت، تدریجاً به نسلی تبدیل شده‌ایم که «ندانستن» را تاب نمی‌آورد. در این زمانه، فاصله بین زمان سؤال و رسیدن به جواب باید حداقل باشد. موتورهای جست‌وجو ذهن ما را عادت داده‌اند تا جواب هر سوالی را در کوتاه‌ترین زمان ممکن در اختیار داشته باشیم، اما وقتی این ابزارها در دسترس نیستند یا ما را به جواب نمی‌رسانند، خلأیی ایجاد می‌شود که فقط کمبود اطلاعات نیست؛ بلکه اضطرابِ ندانستن است.

سندروم جست‌وجوی بی‌حاصل چیست؟

«سندروم جست‌وجوی بی‌حاصل» حالتی است که فرد یا جامعه، در نبود منبع معتبر اطلاعات، همچنان در حال جست‌وجو است؛ اما نه برای حقیقت، بلکه برای به دست آوردن اولین پاسخ در دسترس؛ در این وضعیت، کیفیت پاسخ اهمیتی ندارد و مهم این است که چیزی گفته و شنیده شود و سکوتِ ندانستن شکسته شود.

عدم دسترسی به موتورهای جست‌وجو، وضعیتی است که در آن دسترسی به حافظه کمکی قطع می‌شود و جامعه در سردرگمی اطلاعاتی عمیقی فرو می‌رود. در شرایطی که گوگل در دسترس نباشد و در صورت در دسترس بودن هم کاربران را به جواب‌های مدنظر نرساند، انسان، مرجع را حذف نمی‌کند، بلکه آن را عوض می‌کند. در نتیجه گروه‌های خانوادگی و محلی، آشناها و تجربه‌های شخصیِ غیرقابل‌راستی‌آزمایی، جای آن را پر می‌کنند.

 برون‌سپاری حافظه؛ وقتی مغز دوم خاموش می‌شود

 در علوم شناختی، مفهومی به نام «اثر گوگل» (The Google Effect) وجود دارد که می‌گوید: «ما تمایل داریم اطلاعاتی که به راحتی به صورت آنلاین پیدا می‌شوند را فراموش کنیم. در واقع، مغز ما به جای ذخیره خودِ «اطلاعات»، «مسیر دسترسی» به آن اطلاعات را ذخیره می‌کند.»

وقتی اینترنت بین‌المللی قطع می‌شود، در واقع بخشی از هیپوکامپ (مرکز حافظه) ما از کار می‌افتد. ما نام داروها، نحوه تنظیم یک قرارداد ساده، یا حتی فرمول‌های پایه ریاضی را از یاد می‌بریم؛ چون تا قبل از این می‌دانستیم که گوگل دم دست ماست؛ حالا با تایپ کردن هر سؤال در کادر سرچ و عدم دست یابی به جواب مدنظر، ضربه روانی کوچکی به ما وارد می‌شود. این تکرارِ «جست‌وجوی بی‌حاصل» در طول روز، منجر به نوعی استیصال و کاهش اعتمادبه‌نفس برای حل مسائل ساده زندگی می‌شود.

مطالعات نشان داده‌اند که وقتی می‌دانیم اطلاعات در اینترنت قابل دسترسی است، کمتر تمایل به حفظ آن در ذهن داریم و درعوض به یادآوری اینکه از کجا آن را پیدا کنیم متکی می‌شویم. این پدیده به نام اثر گوگل (Google Effect) یا فراموشی دیجیتال شناخته می‌شود.

مثلاً وقتی از شما می‌پرسند یک تاریخ یا فرمول را به خاطر بیاورید، معمولاً بهتر به خاطر می‌آورید که در کجا سرچ کنید تا خودِ آن تاریخ!

این بدین معناست که حافظه جمعی که زمانی وابسته به کتاب‌ها، فرهنگ شفاهی یا تجربه افراد بود، حالا وابسته به دسترسی به اینترنت شده است. وقتی این دسترسی قطع شود، این حافظه مثل زنجیره‌ای که یک حلقه‌اش پاره شده، کارایی‌اش را از دست می‌دهد.

1

در نبود منابع قابل جست‌وجو، مردم دنبال پاسخ می‌گردند اما چون جواب معتبر سریع نیست، معمولاً:

- از کسانی می‌پرسند که احتمالاً شنیده‌اند

-  در گروه‌های خانوادگی به جست‌وجوی حدس و گمان می‌پردازند

- شایعاتی شکل می‌گیرد که گویا شواهد درست پشتش هست اما واقعیت ندارد

این دقیقاً همان چیزی است که وقتی مرجع متمرکز و قابل اعتباری وجود نداشته باشد، حافظه جمعی پراکنده و پر از خطا می‌شود. چراکه گوگل برای ما صرفاً یک موتور جست‌وجو نیست؛ بلکه یک «قاضیِ حقیقت» است. در حالت عادی می‌توانستیم برای صحت سنجی هر شایعه‌ای، با یک جست‌وجوی ساده در ویکی‌پدیا یا خبرگزاری‌ها وارد عمل شویم؛ اما در نبود آن مرجعیتِ حقیقت از دیتابیس‌های علمی به «گروه‌های خانوادگی» و «نقل‌قول‌های شفاهی» تغییر مکان داده و در چنین شرایطی است که اطلاعات نادرست مثل ویروس پخش می‌شوند.

از شایعات مربوط به کمبود برخی مواد گرفته تا نسخه‌های عجیب‌وغریب طب سنتی برای بیماری‌ها. این وضعیت، جامعه را به دوران پیش از عصر روشنگری پرتاب کرده است.

فروپاشی مهارت «حل مسئله» در نسل زد و آلفا

نسل‌های جدیدتر، یادگیری را بر پایه «آزمون و خطا» و «جست‌وجوی لحظه‌ای» بنا کرده‌اند. آن‌ها با تماشای ویدیوهای ۵ دقیقه‌ای در یوتیوب، پیچیده‌ترین مشکلات نرم‌افزاری یا فنی را حل می‌کنند.

قطع ارتباط با جهان، این نسل را با یک خلاء مهارتی بزرگ روبرو می‌کند؛ تعمیرکاری که نقشه مدار یک دستگاه جدید را در گوگل پیدا می‌کرد، کدنویسی که داده‌هایش را از اینترنت می‌یافت و خیلی از افراد دیگر، فلج می‌شوند. این تخریب مهارت حل مسئله، باعث می‌شود تا بهره‌وری افراد به شدت سقوط کند.

عدم دسترسی به اینترنت، لایه‌های عمیق وابستگی ما به تکنولوژی را عریان می‌کند. برای مقابله با تخریب حافظه جمعی در این دوران، باید به بازسازی «شبکه‌های اعتماد محلی» روی بیاوریم.

- احیای تفکر نقادانه: در نبود گوگل، باید دوباره به مغز خود یاد بدهیم که هر حرفی را بدون سند نپذیرد.

- مستندسازی آفلاین: یاد بگیریم که اطلاعات حیاتی (مسائل پزشکی، بانکی و فنی) را به صورت آفلاین و فیزیکی ذخیره کنیم تا بتوانیم درمواقع حساس ومهم به آنها رجوع نمائیم.

-  بازگشت به کتاب: شاید زمان آن رسیده که دوباره به قفسه‌های گردگرفته کتابخانه‌ها نگاهی بیندازیم.

در شرایطی که دسترسی گوگل و لینک‌های مرتبط به آن برایمان مقدور نباشد، بزرگ‌ترین خطر قطع اینترنت، نه نبودِ اطلاعات، بلکه تن دادن به «جهلِ سازمان‌یافته» و پذیرش اخبار غیرموثق به جای حقیقت است. ما باید یاد بگیریم حتی در تاریکی دیجیتال، شمعِ پرسشگری را روشن نگه داریم.

Native Ad

وب گردی

خبرفوری: کچل ها بزودی منقرض میشوند

معرفی شامپو ضد ریزش مو در برنامه زنده صدا سیما!!

سفارش محصول

کماکل، فراتر از الکل

تولید کننده انواع ضدعفونی کننده‌های اسانس دار

مشاهده اطلاعات بیشتر

محتوای حمایت شده

تبلیغات متنی

Bartarinha Native Ads

ارسال نظر

لطفا از نوشتن با حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.

از ارسال دیدگاه های نامرتبط با متن خبر، تکرار نظر دیگران، توهین به سایر کاربران و ارسال متن های طولانی خودداری نمایید.

لطفا نظرات بدون بی احترامی، افترا و توهین به مسئولان، اقلیت ها، قومیت ها و ... باشد و به طور کلی مغایرتی با اصول اخلاقی و قوانین کشور نداشته باشد.

در غیر این صورت، «برترین ها» مطلب مورد نظر را رد یا بنا به تشخیص خود با ممیزی منتشر خواهد کرد.

بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج