متن پر از پیچ و تاب سجاد افشاریان در وصف وطن
سجاد افشاریان کارگردان و بازیگر در وصف وطن پست جدیدی منتشر کرد.
فرهیختگان: سجاد افشاریان، نویسنده و بازیگر در پستی برای وطن نوشت: وطنم تو بیمحابا زیبایی؛ آنچنان که بردن نامت برای من ـ به فریاد، زیر لب، در آواز، آهسته یا نجواکنان ـ زیباترین دعاهاست. هر لحظه نگاهت میکنم، میبوسمت؛ ای لالهگون از خون هزاران هزار مردمانت، بچههایت و عاشقان جوانت. به بردن نام خودت دعایت میکنم؛ به نور، تمام من، ایران من.

ما در تو میمردیم، جلوی چشم تماشاگرانی به وسعت جهان. قول میدهیم حوصلهتان سر نرود؛ ما بهآهستگی تا آخرین نفر میمیریم. ما مردمیم و با تکتک حروف ناممان، با قرض و وام و پسانداز دو «ی» میمیریم.
با یکی دو گلوله جنگی، یکی دو بمب، یکی دو هزار ساچمه؛ با یکی دو ماه سفره خالی، با سالها روز خوشی که نبود؛ با هزاران صدایی که شنیده نشد و محو شد؛ با آرزوهای بیصاحب و بیپایانی که تباه شد؛ با پدر یا مادری که هر روز با نگاه به عکس جوانش، مرگ را در قلب خود پمپاژ میکند.
وقتی بازی تمام شد، وقتی مرگ در را بست و زندگی به شماره افتاد، لطفاً قصه ما را برای آیندگان به زبان فارسی نقل نکنید؛ حیف از این زبان که در دهان شما بماند. حیف از این ایران، این حجم بیپایان زیبایی؛ عبادتی به تکرار نام وطن… وطن، وطن، وطن؛ برای رهایی از آتش و کینه و خشم.
زمستان سیاه ۱۴۰۴
ارسال نظر