۱۶۰۲۱۶۷
۰
۰
پ

پشت‌پرده تهدید عجیب ترامپ علیه مقامات ایران

یک تحلیلگر مسائل بین‌الملل، معتقد است تهدیدات اخیر ترامپ نه نشانه قطعی جنگ، بلکه تلاشی برای امتیازگیری و چانه‌زنی بر اساس «نظریه مرد دیوانه» است. به گفته او، درک مشترک از هزینه‌های ویرانگر درگیری نظامی، تهران و واشنگتن را به‌جای تقابل، به سمت واقع‌گرایی و دیپلماسی سوق می‌دهد.

فرارو: اظهارات اخیر دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور پیشین ایالات متحده آمریکا در اوایل ژوئیه ۲۰۲۶ (تیر ۱۴۰۵)، بار دیگر توجه محافل سیاسی و رسانه‌ای را به رویکردهای تقابلی او جلب کرده است. وی به تازگی مدعی شد: «همه مقامات ایران در یک محل حضور داشتند و با یک شلیک می‌توانستم همه آن‌ها را از بین ببرم، اما چنین کاری نکردم.»

c2e5138dZjoyNTU1NzU5LmpwZ3xmdWk6MjQ0NDE3NnxsOmZhfHY6MQ

این ادعا به حضور مقامات عالی‌رتبه ایرانی در مراسم تشییع رهبر شهید ایران اشاره دارد. برخی از کارشناسان سیاسی معتقدند این اظهارات بیش از آنکه یک تهدید عملی و نظامی در نظر گرفته شود، حامل پیامی سیاسی با دو رویکرد متناقض است: نمایش حداکثری قدرت در کنار باز گذاشتن روزنه‌ای حداقلی برای دیپلماسی.

این نخستین بار نیست که ترامپ با استفاده از ادبیات اغراق‌آمیز و تهدیدآمیز، تلاش می‌کند محاسبات راهبردی طرف مقابل را بر هم زده و موازنه روانی ایجاد کند. با این حال، مقاصد پنهان در پس این اظهارات نیازمند واکاوی دقیق‌تری است.  برای بررسی اهداف این رویکرد و تحلیل شرایط موجود، فرارو با علی‌اصغر زرگر، تحلیلگر مسائل بین‌الملل و استاد علوم سیاسی به گفتگو نشسته‌ است.

«مرد دیوانه»؛ راهبردی برای ترساندن، نه لزوماً جنگیدن

علی‌اصغر زرگر در ارزیابی اظهارات اخیر ترامپ گفت: «یکی از خطاهای رایج در تحلیل رفتار ترامپ، تفسیر تحت‌اللفظی و مستقیم تمامی مواضع اوست. ترامپ طی سال‌های گذشته به وضوح نشان داده است که سیاست خارجی خود را نه بر پایه دیپلماسی کلاسیک، بلکه بر اساس ایجاد شوک، غافلگیری و تحمیل هزینه روانی بر طرف مقابل پیش می‌برد.»

وی در ادامه با اشاره به نظریه‌های روابط بین‌الملل افزود: «این دقیقاً همان الگویی است که در ادبیات سیاسی تحت عنوان «نظریه مرد دیوانه» (Madman Theory) شناخته می‌شود؛ راهبردی که هدف اصلی آن، متقاعد کردن رقیب به این باور است که رئیس‌جمهور آمریکا ممکن است دست به هر اقدام غیرمنتظره‌ای بزند. بر این اساس، رقیب به این جمع‌بندی می‌رسد که بهتر است پیش از رسیدن بحران به نقطه انفجار، امتیازاتی را واگذار کند.»

این تحلیلگر سیاسی تأکید کرد: «از همین منظر، تهدیدهای مکرر ترامپ را باید بخش مهمی از فرآیند چانه‌زنی دانست، نه الزاماً نشانه‌ای از یک تصمیم قطعی برای آغاز جنگ. او می‌کوشد با بهره‌گیری از زبان تهدید، سقف مطالبات آمریکا را بالا ببرد تا در میز مذاکرات، دست برتر را در اختیار داشته باشد.»

زرگر درباره فشارهای امنیتی غرب در آبراه‌های بین‌المللی توضیح داد: «همزمان با تشدید فشارهای سیاسی، کشورهای غربی بار دیگر موضوع امنیت تنگه هرمز را به میان کشیده‌اند. باید توجه داشت که این موضوع صرفاً یک اختلاف امنیتی ساده نیست؛ بلکه نزاعی عمیق بر سر مفهوم حاکمیت ملی و موازنه قدرت در منطقه است.»

وی افزود: «دولت‌های غربی سال‌هاست تلاش می‌کنند امنیت این آبراه استراتژیک را از انحصار بازیگران منطقه‌ای خارج کرده و آن را به سازوکارهای بین‌المللی گره بزنند. اما از نگاه تهران، پذیرش چنین رویکردی در نهایت به کاهش نقش و نفوذ ایران در مهم‌ترین گذرگاه انرژی جهان منجر خواهد شد. نکته حائز اهمیت این است که حتی گسترش حضور نظامی آمریکا و متحدانش در کشورهای حاشیه خلیج فارس نیز الزاماً نمی‌تواند این معادله را تغییر دهد.»

این استاد دانشگاه خاطرنشان کرد: «ویژگی‌های ژئوپلیتیکی خاص تنگه هرمز به گونه‌ای است که هرگونه تنش در این منطقه، پیامدهایی بسیار فراتر از حضور یا عدم حضور نیروهای خارجی به دنبال خواهد داشت. به همین دلیل، فشار نظامی هرگز نمی‌تواند جایگزین مناسبی برای یک راه‌حل سیاسی باشد.»

مذاکراتی فراتر از پرونده هسته‌ای

این تحلیلگر حوزه سیاست خارجی در تشریح روند پیشبرد مذاکرات تصریح کرد: «برخلاف تصور رایج، مذاکرات احتمالی آینده صرفاً درباره میزان غنی‌سازی اورانیوم یا تعداد سانتریفیوژها نخواهد بود. پرونده هسته‌ای اکنون تنها یکی از اضلاع یک معادله بسیار بزرگ‌تر است؛ معادله‌ای چندوجهی که موضوعات کلیدی دیگری همچون نفوذ منطقه‌ای ایران، امنیت خلیج فارس، لغو تحریم‌ها و سازوکارهای بازدارندگی را نیز در بر می‌گیرد.»

وی ادامه داد: «در چنین شرایط پیچیده‌ای، انتظار دستیابی به یک توافق سریع و آسان چندان واقع‌بینانه نیست. عمق اختلاف‌نظرهای دو طرف بسیار بیشتر از آن است که در چند دور مذاکره برطرف شود. با این حال، همین پیچیدگی بالا، اهمیت تداوم گفت‌وگوها را دوچندان می‌کند؛ چرا که جایگزین آن، تشدید تنش‌ها و ورود به چرخه‌ای از بحران‌های کنترل‌ناپذیر خواهد بود.»

زرگر با اشاره به متغیرهای اجتماعی و داخلی گفت: «یکی از تحولاتی که شاید در محاسبات کشورهای غربی کمتر مورد توجه قرار گرفته است، تقویت احساس همبستگی ملی در ایران طی ماه‌های اخیر است. هر اندازه فشارهای خارجی افزایش یافته، حساسیت جامعه نسبت به موضوع حفظ حاکمیت ملی نیز بیشتر شده است.»

وی تأکید کرد: «تصور اینکه بتوان از طریق اعمال فشارهای خارجی، تحریک شکاف‌های داخلی یا حمایت از جریان‌های تجزیه‌طلب، ایران را به عقب‌نشینی وادار کرد، با واقعیت‌های اجتماعی کشور همخوانی ندارد. تجربه‌های تاریخی ثابت کرده است که تهدیدهای بیرونی، در بسیاری از موارد بیش از آنکه موجب واگرایی شوند، به افزایش چشمگیر انسجام داخلی منجر شده‌اند.»

چرا جنگ گزینه مطلوب هیچ‌کس نیست؟

این استاد دانشگاه در خصوص گمانه‌زنی‌ها درباره احتمال وقوع جنگ اظهار داشت: «اگرچه ادبیات سیاسی و دیپلماتیک دو طرف همچنان تند و پرتنش به نظر می‌رسد، اما واقعیت‌های راهبردی حکایت از شرایط دیگری دارند. ایالات متحده در حال حاضر با مجموعه‌ای از چالش‌های اقتصادی، رقابت استراتژیک با چین، بحران‌های داخلی و همچنین هزینه‌های سنگین مداخلات نظامی گذشته خود روبه‌رو است.»

وی تصریح کرد: «ورود به یک جنگ گسترده با ایران، نه تنها هیچ دستاورد مشخصی برای واشنگتن به همراه نخواهد داشت، بلکه می‌تواند کل معادلات امنیتی خاورمیانه را از کنترل خارج کند.»

زرگر افزود: «در نقطه مقابل، ایران نیز به خوبی بر این امر واقف است که هرگونه درگیری نظامی مستقیم، هزینه‌های اقتصادی و امنیتی قابل‌توجهی به دنبال خواهد داشت. همین درک مشترک از هزینه‌های ویرانگر جنگ، مهم‌ترین عاملی است که هر دو طرف را ــ با وجود تمامی اختلافات ــ به سمت مذاکره سوق می‌دهد.»

موانع داخلی در مسیر دیپلماسی

وی در پایان به بررسی وضعیت سیاست داخلی و تأثیر آن بر رویکردهای بین‌المللی پرداخت و گفت: «دیپلماسی تنها با موانع و فشارهای خارجی روبه‌رو نیست. در داخل کشور نیز جریان‌هایی حضور دارند که اساساً مذاکره را بی‌فایده و یا حتی زیان‌بار می‌دانند. به ویژه اعضای جبهه پایداری که داخل خانه و زیر کولر اعلام لزوم جنگ می کنند.»

زرگر در نقد این رویکرد مطرح کرد: «اما پرسش اساسی این است که اگر گزینه مذاکره کنار گذاشته شود، چه راهبرد جایگزینی برای مدیریت تحریم‌ها، کاهش تنش‌های منطقه‌ای و حفظ منافع ملی وجود خواهد داشت؟»

این تحلیلگر سیاسی در پایان خاطرنشان کرد: «در عرصه سیاست خارجی، گاهی انتخاب مسیر مذاکره نه از سر خوش‌بینی، بلکه صرفاً از سر واقع‌گرایی صورت می‌گیرد. در واقع، دولت‌ها تنها زمانی پای میز گفت‌وگو می‌نشینند که به این نتیجه برسند هزینه تداوم تقابل، از هزینه دستیابی به یک توافق بیشتر خواهد بود؛ وضعیتی که به نظر می‌رسد امروز هم تهران و هم واشنگتن با آن روبه‌رو هستند.»

محتوای حمایت شده

تبلیغات متنی

ارسال نظر

لطفا از نوشتن با حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.

از ارسال دیدگاه های نامرتبط با متن خبر، تکرار نظر دیگران، توهین به سایر کاربران و ارسال متن های طولانی خودداری نمایید.

لطفا نظرات بدون بی احترامی، افترا و توهین به مسئولان، اقلیت ها، قومیت ها و ... باشد و به طور کلی مغایرتی با اصول اخلاقی و قوانین کشور نداشته باشد.

در غیر این صورت، «برترین ها» مطلب مورد نظر را رد یا بنا به تشخیص خود با ممیزی منتشر خواهد کرد.

بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج