۱۶۱۱۵۸۱
۱۰۵۵
۱۰۵۵
پ

جنایت هولناک پسر علیه مادر پس از ۴۰ سال کینه

یک تماس کوتاه میان خواهر و برادر، راز جنایتی هولناک را فاش کرد. شاهین پس از قتل مادرش در خانه‌ای در پردیس تهران، با گفتن جمله‌ای مبهم به خواهرش از پایان «کابوس‌ها» خبر داد.

هفت‌صبح: یک تماس کوتاه میان خواهر و برادر، راز جنایتی هولناک را فاش کرد. شاهین پس از قتل مادرش در خانه‌ای در پردیس تهران، با گفتن جمله‌ای مبهم به خواهرش از پایان «کابوس‌ها» خبر داد.

مادرکشی

«دیگر تمام شد. مادرمان دیگر نمی‌تواند اذیتمان کند. همه کابوس‌هایمان تمام شد، شیوا.»شاهین ۴۵ ساله این حرف‌ها را تلفنی به خواهرش گفت و در حالی که صدایش از ترس و هیجان می‌لرزید و با نفس‌های بریده‌بریده حرف می‌زد، همین چند کلام را گفت و گوشی را قطع کرد. گوشی در دست شیوا خشکیده بود. ابتدا فکر کرد صدا قطع شده و با صدای بلند گفت: «از چه چیزی حرف می‌زنی؟ الو... شاهین، صدایت نمی‌آید. چه شده؟»

اما وقتی فهمید که شاهین تلفن را قطع کرده، دوباره شماره او را گرفت. گوشی شاهین خاموش شده بود.شیوا به‌شدت مضطرب و نگران بود. نمی‌دانست باید چه کند و هزار و یک فکر به ذهنش خطور می‌کرد.او چند ثانیه فکر کرد و کلمات شاهین را در ذهنش مرور کرد. برادرش درباره مادرشان حرف زده بود. شیوا با خود فکر کرد: «نکند برای مامان اتفاقی افتاده باشد.»

این فکر مثل برق از سرش عبور کرد و تن و بدنش را لرزاند. بی‌درنگ شماره مادرش را گرفت. بوق‌های ممتد پشت سر هم را می‌شنید، اما مادرش گوشی را برنداشت.شیوا به حدی نگران شده بود که راهی خانه مادرش واقع در پردیس تهران شد. جلوی خانه مادرش مملو از جمعیت بود. مقابل آپارتمان جای سوزن انداختن نبود.حالا سه سال و سه ماه از آن روز می‌گذرد.

کشف جسد مادر

شیوا از فاصله دور جمعیت را دید و پاهایش سست شد. همسایه‌ها بوی سوختگی را از خانه مادر شیوا به نام ناهید استشمام کرده و بعد متوجه دود غلیظی شده بودند که از خانه بیرون می‌آمد. برای همین فوراً موضوع را به آتش‌نشانی اطلاع داده بودند. مأموران آتش‌نشانی خودشان را به محل وقوع حریق رساندند، اما هنگام اطفای حریق متوجه شدند که جسد فرش‌پیچ‌شده زن میانسال در خانه‌اش در حال سوختن است.

همه چیز حکایت از یک آتش‌افروزی عمدی داشت و به همین دلیل، خیلی سریع پای بازپرس جنایی و کارآگاهان پلیس آگاهی به ماجرا باز شد.تحقیقات جنایی آغاز شد و شیوا به‌عنوان اولین عضو خانواده که از موضوع مطلع شده و خودش را به خانه مادرش رسانده بود، تحت تحقیقات قرار گرفت.او در حالی که به‌شدت بی‌قرار و آشفته بود، در میان هق‌هق گریه‌هایش موضوع تلفن برادرش را به مأموران گفت: «وقتی شاهین به من گفت دیگر مادرمان ما را اذیت نمی‌کند، خودم را به خانه مادرم رساندم و متوجه مرگ او شدم.»

تلفن شاهین به خواهرش، دلیل محکمی برای رقم خوردن فرضیه جنایت از سوی او شد. به این ترتیب، شاهین به‌عنوان تنها مظنون پرونده تحت تعقیب قرار گرفت و در مدت‌زمان کوتاهی از وقوع قتل بازداشت شد.

اعتراف به قتل

متهم در همان برخورد ابتدایی با مأموران جنایی، به جنایت علیه مادر خود و آتش کشیدن جسد او اعتراف کرد. او گفت: «به خاطر اینکه مادرم را زنی خیانتکار می‌دانستم، دست به قتل او زدم. ابتدا خفه‌اش کردم، بعد جسدش را لای فرش پیچیده و چند دستمال آغشته به بنزین هم کنار جسد گذاشتم و سپس آن را آتش زدم. پیش از آنکه شعله‌های آتش زیاد شود، از خانه فرار کردم.»

با دستور بازپرس جنایی، جسد برای تعیین علت تامه فوت به سردخانه پزشکی قانونی منتقل شد و کارشناسان بعد از انجام آزمایش‌ها و معاینات لازم روی جسد ناهید، ضمن تأیید فشار بر عناصر حیاتی از طریق فشار دادن گلوی مقتول، علت تامه فوت او را سوختگی اعلام کردند.با تکمیل تحقیقات و صدور کیفرخواست، پرونده برای رسیدگی به شعبه دوازدهم دادگاه کیفری یک استان تهران ارجاع شد.

در دادگاه

در حالی که یکی از فرزندان ناهید به‌عنوان ولی‌دم از شاهین شکایت کرده و تقاضای قصاص کرده است، اما شیوا از برادر خود اعلام گذشت کرد.در جلسه رسیدگی، شاهین پای میز محاکمه ایستاد و در دفاع از خود گفت: «وقتی کودک بودم، پدرم به خاطر شغلش بیشتر اوقات به سفرهای طولانی می‌رفت. پنج‌ساله بودم و مثل خیلی وقت‌ها پدرم در سفر بود که متوجه شدم مادرم مرد غریبه‌ای را به خانه آورده است. آنها با هم خلوت کرده بودند و مادرم گمان می‌کرد من خواب هستم و متوجه موضوع نمی‌شوم، اما من خلوت آنها را دیدم و از همان زمان کینه عجیبی نسبت به مادرم گرفتم.»

متهم ادامه داد: «مدتی بعد از آن حادثه، وقتی پدرم به تهران بازگشته بود، متوجه ارتباط نامشروع مادرم با مرد غریبه شد و او را طلاق داد. حدود دو سال بعد از طلاق پدر و مادرم بود که مادرم با پدر شیوا ازدواج کرد. به همین دلیل، من خواهر و برادر تنی ندارم. مادرم زندگی تازه‌ای را تشکیل داده بود، اما با این حال از فساد اخلاقی دست برنمی‌داشت و خانه‌اش را به یک خانه فساد تبدیل کرده بود. تا حدی به کارهای غیراخلاقی می‌پرداخت که من و خواهر و برادرم این موضوع را متوجه بودیم و بابت رفتارهای مادرمان رنج می‌کشیدیم.»

متهم درباره روز حادثه این‌طور توضیح داد: «روز حادثه به خانه مادرم رفته بودیم و چند ساعتی آنجا بودم. بعد از اینکه از خانه‌اش بیرون آمدم، متوجه شدم که گوشی تلفن همراهم را در خانه‌اش جا گذاشته بودم. با اینکه مسافت زیادی را طی کرده و از خانه‌اش دور شده بودم، اما چاره‌ای جز اینکه مسیرم را برگردم تا گوشی‌ام را بردارم، نداشتم.»

متهم ادعا کرد که وقتی برگشت، بار دیگر مادرش را در حالت نامتعارف دید: «وقتی به خانه مادرم رسیدم، دیدم که با مرد غریبه‌ای خلوت کرده است. همه رنج‌ها و اضطراب‌های کودکی تا الان از مقابل چشمم عبور کرد و دستم را روی گلوی مادرم گذاشتم و او را خفه کردم. وقتی بی‌حال شد و روی زمین افتاد، از خانه فرار کردم و به خواهرم زنگ زدم و گفتم که دیگر از کارهای مادرمان رنج نمی‌کشیم.

من اتهام جنایت بر میت را قبول ندارم و عامل آتش زدن جسد مادرم نیستم. در اعترافات ابتدایی، تحت فشار به آتش زدن جسد اقرار کردم، اما حقیقت این است که من این کار را نکردم و نمی‌دانم کار چه کسی بوده است. مادرم با افراد زیادی در رابطه بود و ممکن است بعد از من کسی به خانه او رفته باشد.»

قضات دادگاه بعد از شنیدن دفاعیات متهم، برای صدور رأی وارد شور شدند.

توی کل ایران صحبت از این چربیسوز گیاهه! 60%تخفیف تا امشب

خرید محصول
دندانپزشکی تخصصی ایثار - ایمپلنت دندان دیجیتال

۲۵٪ تخفیف ایمپلنت دندان و خدمات دندانپزشکی

اقساطی بدون نیاز به چک و ضامن

ویزیت و مشاوره رایگان ←

محتوای حمایت شده

تبلیغات متنی

ارسال نظر

لطفا از نوشتن با حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.

از ارسال دیدگاه های نامرتبط با متن خبر، تکرار نظر دیگران، توهین به سایر کاربران و ارسال متن های طولانی خودداری نمایید.

لطفا نظرات بدون بی احترامی، افترا و توهین به مسئولان، اقلیت ها، قومیت ها و ... باشد و به طور کلی مغایرتی با اصول اخلاقی و قوانین کشور نداشته باشد.

در غیر این صورت، «برترین ها» مطلب مورد نظر را رد یا بنا به تشخیص خود با ممیزی منتشر خواهد کرد.

بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج