۱۶۲۵۸۹۵
۰
۰
پ

الان که حزب ترامپ باخت، بالاخره جنگ میشه یا نمیشه؟

شکست جمهوری‌خواهان و معمای جنگ با ایران؛ آیا ترامپ برای بازسازی اعتبار خود به گزینه نظامی متوسل می‌شود؟

برترین‌ها: شکست جمهوری‌خواهان و معمای جنگ با ایران؛ آیا ترامپ برای بازسازی اعتبار خود به گزینه نظامی متوسل می‌شود؟

نتایج انتخابات اخیر آمریکا، فضای تازه‌ای از ابهام و تناقض را در تحلیل‌های مربوط به آینده سیاست خارجی واشنگتن، به‌ویژه در قبال ایران، ایجاد کرده است. در حالی که بخشی از تحلیلگران نزدیک به حاکمیت در ایران، تحولات سیاسی آمریکا را نشانه‌ای از افزایش احتمال درگیری نظامی با ایران می‌دانند، گروهی دیگر معتقدند شکست انتخاباتی جمهوری‌خواهان لزوماً به معنای تغییر محاسبات راهبردی آمریکا یا حرکت این کشور به سمت جنگ نیست.

در روایت نخست، شکست جمهوری‌خواهان می‌تواند ترامپ را به سمت یک اقدام پرریسک نظامی سوق دهد؛ اقدامی که هدف آن نه صرفاً تغییر معادلات منطقه‌ای، بلکه بازسازی اعتبار سیاسی و نمایش اقتدار کاخ سفید باشد. از این منظر، جنگ با ایران ممکن است به ابزاری برای خروج ترامپ از وضعیت تدافعی در سیاست داخلی تبدیل شود. برخی تحلیلگران ایرانی، از جمله احمد زیدآبادی، نیز با توجه به شرایط سیاسی ترامپ، احتمال تشدید تنش‌ها را منتفی نمی‌دانند.

1

در مقابل، تحلیلگران آشنا با ساختار سیاسی آمریکا هشدار می‌دهند که نباید تصمیم به جنگ را صرفاً تابع شکست یا پیروزی یک حزب دانست. سیاست خارجی و امنیت ملی آمریکا، به‌ویژه در پرونده‌ای به پیچیدگی ایران، تحت تأثیر مجموعه‌ای از ملاحظات اقتصادی، امنیتی، نظامی و منطقه‌ای قرار دارد. قیمت سوخت، وضعیت اقتصاد آمریکا، پیامدهای احتمالی افزایش تنش در بازار انرژی و هزینه‌های یک جنگ طولانی، عواملی هستند که می‌توانند محاسبات دولت آمریکا را به‌شدت محدود کنند.

در این میان، رسانه‌هایی مانند فارس، تسنیم، روزنامه خراسان و کانال‌هایی نظیر بیسیمچی مدیا و صابرین‌نیوز، به درستی معتقدند قدرت منطقه‌ای ایران و هزینه‌های تقابل نظامی با تهران، یکی از عوامل ناکامی سیاسی ترامپ و جمهوری‌خواهان بوده است. این روایت، در واقع تلاش می‌کند شکست انتخاباتی را به هزینه‌های سیاست تقابل با ایران پیوند بزند که البته بیراه هم نیست.

2

اما در داخل اردوگاه جمهوری‌خواهان نیز ماجرا به این سادگی نیست. به نظر می‌رسد درباره نحوه مواجهه با ایران، اختلاف‌نظرهایی در حال شکل‌گیری است. مواضع جی‌دی ونس و تأکید او بر پرهیز از ورود به یک جنگ پرهزینه، با انتقاد بخشی از جریان‌های تندرو و حامیان سیاست فشار حداکثری مواجه شده است. این طیف معتقد است توقف درگیری یا پذیرش آتش‌بس پیش از دستیابی به اهداف حداکثری، فرصتی را از ترامپ گرفت که می‌توانست به یک دستاورد سیاسی و انتخاباتی تبدیل شود. در این نگاه، جنگ نه‌تنها یک ابزار نظامی، بلکه فرصتی برای نمایش پیروزی سیاسی در داخل آمریکا تلقی می‌شود.

در همین چارچوب، پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا، نیز احتمالاً با پرسش‌ها و فشارهای جدی‌تری درباره عملکرد خود مواجه خواهد شد. منتقدان دموکرات و حتی بخشی از جریان‌های سیاسی دیگر، ممکن است سیاست‌های او را از منظر میزان همسویی با اولویت‌های امنیتی آمریکا و تأثیرپذیری از ملاحظات امنیتی اسرائیل به چالش بکشند. این انتقادها می‌تواند موقعیت او را در ساختار دولت ترامپ پیچیده‌تر کند.

در سوی دیگر، مارکو روبیو از جمله چهره‌هایی است که احتمالاً در معادلات آینده سیاست خارجی آمریکا جایگاه مهم‌تری پیدا خواهد کرد. شناخت او از مسائل خاورمیانه و مواضعش درباره ایران و اسرائیل، می‌تواند در تعیین مسیر دولت آمریکا مؤثر باشد. با این حال، افزایش نفوذ روبیو لزوماً به معنای انتخاب گزینه جنگ نیست؛ بلکه ممکن است به معنای تقویت رویکردی حساب‌شده‌تر در ترکیب فشار سیاسی، اقتصادی و امنیتی باشد.

نکته مهم این است که شکست انتخاباتی جمهوری‌خواهان به‌خودی‌خود قدرت نظامی آمریکا را کاهش نمی‌دهد و نباید میان تضعیف موقعیت سیاسی ترامپ و کاهش ظرفیت عملیاتی ارتش آمریکا ارتباطی مستقیم برقرار کرد. تصمیم برای آغاز یک جنگ، به‌خصوص در منطقه‌ای مانند خاورمیانه، فراتر از رقابت‌های حزبی و محاسبات کوتاه‌مدت انتخاباتی است. با این حال، سیاست داخلی می‌تواند بر زمان‌بندی، شدت و شکل استفاده از قدرت نظامی تأثیر بگذارد.

1

در نهایت، مسئله اصلی این است که آیا ترامپ برای جبران هزینه‌های سیاسی شکست اخیر، به دنبال یک نمایش قدرت نظامی خواهد رفت یا از پیامدهای اقتصادی و امنیتی چنین تصمیمی پرهیز خواهد کرد؟ پاسخ این پرسش را باید در توازن میان سه عامل جست‌وجو کرد: نیاز ترامپ به بازسازی اعتبار سیاسی، هزینه‌های اقتصادی و راهبردی جنگ با ایران و اختلاف‌نظرهای درون جریان جمهوری‌خواه درباره چگونگی مواجهه با تهران.

بنابراین، نه می‌توان شکست جمهوری‌خواهان را نشانه قطعی کاهش خطر جنگ دانست و نه آن را دلیلی قطعی برای آغاز دور تازه‌ای از درگیری تلقی کرد. واقعیت این است که احتمال جنگ همچنان به مجموعه‌ای از محاسبات وابسته است؛ محاسباتی که در آن، منافع امنیتی آمریکا، موقعیت اسرائیل، توان بازدارندگی ایران و آینده سیاسی ترامپ به یکدیگر گره خورده‌اند. آنچه در ماه‌های پیش رو اهمیت دارد، نه صرفاً مواضع رسانه‌ای و اظهارنظرهای سیاسی، بلکه نشانه‌های عملی در تصمیم‌گیری‌های نظامی و دیپلماتیک واشنگتن خواهد بود.

محتوای حمایت شده

ارسال نظر

لطفا از نوشتن با حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.

از ارسال دیدگاه های نامرتبط با متن خبر، تکرار نظر دیگران، توهین به سایر کاربران و ارسال متن های طولانی خودداری نمایید.

لطفا نظرات بدون بی احترامی، افترا و توهین به مسئولان، اقلیت ها، قومیت ها و ... باشد و به طور کلی مغایرتی با اصول اخلاقی و قوانین کشور نداشته باشد.

در غیر این صورت، «برترین ها» مطلب مورد نظر را رد یا بنا به تشخیص خود با ممیزی منتشر خواهد کرد.

بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج