لیلا حاتمی خودش را له کرد؟
چهرههای سینمایی و در درجه اول بازیگر جماعت تا یک جایی سلبریتی به حساب نمیآیند و تا اینجا همهچیز خوب است.
خبرآنلاین: چهرههای سینمایی و در درجه اول بازیگر جماعت تا یک جایی سلبریتی به حساب نمیآیند و تا اینجا همهچیز خوب است. تا وقتی خبری از جایزه در فلان جشنواره داخلی و خارجی نباشد و تصویرت به عنوان یک چهره هنری روی جلد یکی از مجلهها نرفته باشد، ارتباط با رسانه و خبرنگار اتفاق فوقالعادهای است و میتواند پلی برای دیدهشدن یا حداقل بهتر دیدهشدن باشد.
البته داریم بازیگران بسیاری در تئاتر و سینما که سالها روی بورس بودهاند اما به خاطر روابط عمومی ضعیف و فقدان ارتباط با رسانهها اسمی از آنها در رأس اخبار نیست و به اندازهای که باید کارهایشان برجسته نمیشود. این قشر از بازیگران هم دو دستهاند. یا خودشان دوست دارند در رسانهها پرحرفی نکنند و برخی دیگر هم تنها بهواسطه اخلاق تندشان به تدریج با رسانهها فاصله گرفتهاند.
اما همه آنهایی که در این دو گروه جایی ندارند و اول راه ایستادهاند تا یک جایی با هیچچیز مشکل ندارند و اساساً انسانهای راحتی شناخته میشوند که درجه حساسیتشان روی اعداد پائین تنظیم شده و دنبال پرخاشگری نمیروند. برخورد خوش، پذیرش راحت به درخواست برای مصاحبه و پاسخگویی به پرسشهایی که شاید برخی از آنها از اساس غلط باشد یا ریشه در تحقیق ناچیز و بیاطلاعی مصاحبه کننده دارد - و اهالی سینما کم و بیش با آن درگیر بودهاند - از جمله اتفاقاتی است که بسیاری از بازیگران سینما تا قبل از چهره شدن و رسیدن به درجه سلبریتی بودن هیچ مشکلی با آنها ندارند اما به محض یافتن خودشان روی جلد مجلات و تکثر انتشار تصاویرشان در شبکههای اجتماعی به عنوان یک چهره سرشناس همهچیز طور دیگری برایشان پیش خواهد رفت.
در واقع برخی بازیگران سینمای ایران به محض رسیدن به چنین درجهای حتی اگر ذاتاً خوش اخلاق، مأخوذ به حیا و خوش برخورد باشند مقابل همهچیز و همهکس گارد میگیرند و تصور میکنند اگر تام اتفاقات روزمره زندگیشان را به شکل قبلی انجام دهند اشتباه کردهاند. این رفتار از عینک آفتابی زدن در لحظه خروج از منزل و در تمام موقعیتها و حاضر نشدن در محافل عمومی آغاز میشود و کمکم نشانههایش در رفتار و مواجهه با رسانهها به مخاطب انتقال پیدا میکند تا جایی که هوادار قدیمی تصور میکند، فلان چهره محبوبش برخلاف آنچه از دور میبیند به آندازه عمل و هنرش او را جذب خود نمیکند.
لیلا حاتمی که از دل یک خانواده هنری و کاملاً محبوب بیرون آمده و از کودکی با سینما بزرگ شده طی سالهای اخیر بهواسطه بازیهای درخشان و بلوغ هنری و البته سبک زندگیاش تبدیل به چهرهای محبوب در سینما شده و طرفداران بسیاری دارد. حاتمی را طی سالهای اخیر بهواسطه نقشهایش و البته آنچه از خودش دریافتهایم فردی آرام، ساده و متین دیدهایم که برای جا گرفتن در قلوب مخاطبان سینما و حتی عامه مردم به اندازه کافی شانس داشته و میتوان عوامل متعددی برای محبوبیتش پیدا کرد.
با این حال همین چهره محبوب در برخورد و مواجهه با رسانهها به اندازه آنچه از او سراغ داریم با نشان دادن واکنشهای عصبی و پرخاشگرانه علامت تعجب بزرگی مقابل چهره دوستدارانش قرار داده که «واقعاً این لیلا حاتمی خودمان است؟ همان لیلای کوچک دلشدگان؟ همان لیلای آرام لیلا؟ همان دختری که قرآن خواندنش بالای سر رزمنده مجروح، مخاطب سینما را به سمت قرآن میکشاند؟ همان زن مظلوم و مهجور پرسه در مه، دوارن عاشقی و خیلی از فیلمهایی که در تکرار خودش هم شیرین بود یا آنچه در «من» ایفا کرده؟»
لیلا حاتمی برای مصاحبه وسواس دارد و خیلی سخت گفتوگو میکند. او دنبال پرسشهای اساسی است، چراکه احتمالاً میخواهد پاسخهای اساسی برای مخاطبان حرفهایش ردیف کند و حتماً به همین خاطر است که به سؤالهای سطح پائین و اشتباه - به زعم خودش - پاسخ نمیدهد یا جوابی برای آنها ندارد. تا اینجای کار ایرادی نیست و میشود این مشکل را به شکل متمدنانهتری حل کرد، اما پرخاشگری و حمله به مصاحبهکننده در کجای فرهنگ روابط بین چهرهها و رسانهها قرار دارد که باید شاهد بروزچنین ناهنجاری از بازیگری مطرح باشیم؟
جایی از مصاحبه حاتمی میگوید حوصله دارد - که میدانیم ندارد و شاید بهتر بود در آن شرایط عصبی تن به مصاحبه نمیداد - و حالا که آلودهاش کردهاند باید خبرنگار مصاحبه را ادامه بدهد تا لهشدن آلوده شدن خانم بازیگر تلطیف شود. پرسش اساسی اما اینجاست. چه کسی و چرا قصد له کردن و آلوده کردن شما را داشته و چرا از پاسخهای سر بالا و اعتراض و قهرهای خودتان چنین برداشتی داشتهاید؟
لیلا حاتمی امروز قصه ما احتمالا نمیداند یا شاید فراموش کرده که بعد از اتفاقات کن، وقتی آلوده حاشیهسازیهای تندروها و کج اندیشان افراط گرا شده بود، همین رسانهها پشتش درآمدند و نگذاشتند هجمهها محاصرهاش کند. احتمالا آن روز اگر همین بلندگوها مقابل صورتش ردیف میشد تا حقانیتش را ثابت کند از سر بیسوادی خبرنگاران ردیف نشده بود و حالا که همهچیز آرام شده و محبوبیت حباب امنی پیرامون خانم بازیگر ایجاد کرده، میشود به رسانه و خبرنگارش تاخت که چرا وقتی من حوصله ندارم، اصرار دارید تا از من مصاحبه بگیرید؟
البته داریم بازیگران بسیاری در تئاتر و سینما که سالها روی بورس بودهاند اما به خاطر روابط عمومی ضعیف و فقدان ارتباط با رسانهها اسمی از آنها در رأس اخبار نیست و به اندازهای که باید کارهایشان برجسته نمیشود. این قشر از بازیگران هم دو دستهاند. یا خودشان دوست دارند در رسانهها پرحرفی نکنند و برخی دیگر هم تنها بهواسطه اخلاق تندشان به تدریج با رسانهها فاصله گرفتهاند.
اما همه آنهایی که در این دو گروه جایی ندارند و اول راه ایستادهاند تا یک جایی با هیچچیز مشکل ندارند و اساساً انسانهای راحتی شناخته میشوند که درجه حساسیتشان روی اعداد پائین تنظیم شده و دنبال پرخاشگری نمیروند. برخورد خوش، پذیرش راحت به درخواست برای مصاحبه و پاسخگویی به پرسشهایی که شاید برخی از آنها از اساس غلط باشد یا ریشه در تحقیق ناچیز و بیاطلاعی مصاحبه کننده دارد - و اهالی سینما کم و بیش با آن درگیر بودهاند - از جمله اتفاقاتی است که بسیاری از بازیگران سینما تا قبل از چهره شدن و رسیدن به درجه سلبریتی بودن هیچ مشکلی با آنها ندارند اما به محض یافتن خودشان روی جلد مجلات و تکثر انتشار تصاویرشان در شبکههای اجتماعی به عنوان یک چهره سرشناس همهچیز طور دیگری برایشان پیش خواهد رفت.
در واقع برخی بازیگران سینمای ایران به محض رسیدن به چنین درجهای حتی اگر ذاتاً خوش اخلاق، مأخوذ به حیا و خوش برخورد باشند مقابل همهچیز و همهکس گارد میگیرند و تصور میکنند اگر تام اتفاقات روزمره زندگیشان را به شکل قبلی انجام دهند اشتباه کردهاند. این رفتار از عینک آفتابی زدن در لحظه خروج از منزل و در تمام موقعیتها و حاضر نشدن در محافل عمومی آغاز میشود و کمکم نشانههایش در رفتار و مواجهه با رسانهها به مخاطب انتقال پیدا میکند تا جایی که هوادار قدیمی تصور میکند، فلان چهره محبوبش برخلاف آنچه از دور میبیند به آندازه عمل و هنرش او را جذب خود نمیکند.
لیلا حاتمی که از دل یک خانواده هنری و کاملاً محبوب بیرون آمده و از کودکی با سینما بزرگ شده طی سالهای اخیر بهواسطه بازیهای درخشان و بلوغ هنری و البته سبک زندگیاش تبدیل به چهرهای محبوب در سینما شده و طرفداران بسیاری دارد. حاتمی را طی سالهای اخیر بهواسطه نقشهایش و البته آنچه از خودش دریافتهایم فردی آرام، ساده و متین دیدهایم که برای جا گرفتن در قلوب مخاطبان سینما و حتی عامه مردم به اندازه کافی شانس داشته و میتوان عوامل متعددی برای محبوبیتش پیدا کرد.
با این حال همین چهره محبوب در برخورد و مواجهه با رسانهها به اندازه آنچه از او سراغ داریم با نشان دادن واکنشهای عصبی و پرخاشگرانه علامت تعجب بزرگی مقابل چهره دوستدارانش قرار داده که «واقعاً این لیلا حاتمی خودمان است؟ همان لیلای کوچک دلشدگان؟ همان لیلای آرام لیلا؟ همان دختری که قرآن خواندنش بالای سر رزمنده مجروح، مخاطب سینما را به سمت قرآن میکشاند؟ همان زن مظلوم و مهجور پرسه در مه، دوارن عاشقی و خیلی از فیلمهایی که در تکرار خودش هم شیرین بود یا آنچه در «من» ایفا کرده؟»
لیلا حاتمی برای مصاحبه وسواس دارد و خیلی سخت گفتوگو میکند. او دنبال پرسشهای اساسی است، چراکه احتمالاً میخواهد پاسخهای اساسی برای مخاطبان حرفهایش ردیف کند و حتماً به همین خاطر است که به سؤالهای سطح پائین و اشتباه - به زعم خودش - پاسخ نمیدهد یا جوابی برای آنها ندارد. تا اینجای کار ایرادی نیست و میشود این مشکل را به شکل متمدنانهتری حل کرد، اما پرخاشگری و حمله به مصاحبهکننده در کجای فرهنگ روابط بین چهرهها و رسانهها قرار دارد که باید شاهد بروزچنین ناهنجاری از بازیگری مطرح باشیم؟
جایی از مصاحبه حاتمی میگوید حوصله دارد - که میدانیم ندارد و شاید بهتر بود در آن شرایط عصبی تن به مصاحبه نمیداد - و حالا که آلودهاش کردهاند باید خبرنگار مصاحبه را ادامه بدهد تا لهشدن آلوده شدن خانم بازیگر تلطیف شود. پرسش اساسی اما اینجاست. چه کسی و چرا قصد له کردن و آلوده کردن شما را داشته و چرا از پاسخهای سر بالا و اعتراض و قهرهای خودتان چنین برداشتی داشتهاید؟
لیلا حاتمی امروز قصه ما احتمالا نمیداند یا شاید فراموش کرده که بعد از اتفاقات کن، وقتی آلوده حاشیهسازیهای تندروها و کج اندیشان افراط گرا شده بود، همین رسانهها پشتش درآمدند و نگذاشتند هجمهها محاصرهاش کند. احتمالا آن روز اگر همین بلندگوها مقابل صورتش ردیف میشد تا حقانیتش را ثابت کند از سر بیسوادی خبرنگاران ردیف نشده بود و حالا که همهچیز آرام شده و محبوبیت حباب امنی پیرامون خانم بازیگر ایجاد کرده، میشود به رسانه و خبرنگارش تاخت که چرا وقتی من حوصله ندارم، اصرار دارید تا از من مصاحبه بگیرید؟
تبلیغات متنی
-
پشتپرده سفر یک روزه وزیر خارجه قطر به ایران
-
حرکت تازه و غیرمعمول دولت توجهبرانگیز شد
-
چهره غمانگیز یک پیرمرد هنگام شنیدن آواز پسری در مترو
-
به شمار فوتیهای انفجار بندرعباس اضافه شد
-
قتل همسر و مادرزن به خاطر یک مشت طلا
-
مهمترین گزینه سرمربیگری استقلال منتفی شد
-
پیغام معنادار پزشکیان به آمریکا درباره جنگ
-
ناو هواپیمابر لینکلن دریای عمان را ترک کرد
-
آملیلاریجانی: اقدام اروپا بدون پاسخ نمیماند
-
پیشنهاد احمد ایراندوست به مردم درباره روزهای اخیر
-
دلنوشته تلخ و احساسی ستاره تیم ملی در واکنش به وقایع اخیر
-
نوری المالکی نامزد نهایی نخستوزیری عراق شد
-
اختلال مجدد اینترنت در ایران طی ساعات اخیر
-
تصویر توجهبرانگیز از یکی از مجروحان انفجار بندرعباس
-
یوسف تیموری پیغام تسلیت فرستاد
-
ناو هواپیمابر لینکلن دریای عمان را ترک کرد
-
اختلال مجدد اینترنت در ایران طی ساعات اخیر
-
تصویر توجهبرانگیز از یکی از مجروحان انفجار بندرعباس
-
تماس مهمی که شبانه از آذربایجان با پزشکیان گرفته شد
-
فوری؛ نخست وزیر قطر وارد تهران شد
-
عراقچی با عکس تنگه هرمز به آمریکا پیغام داد
-
واکنش معنادار خبرنگار اکسیوس به توییت لاریجانی
-
بازتاب گسترده تصویر آسمان ایران از ساعاتی پیش
-
ترامپ باز هم ایران را تهدید کرد
-
واکنش رسمی فدراسیون فوتبال به خبر خداحافظی ملیپوشان
-
خبر فوری علی لاریجانی در رابطه با آمریکا
-
تصویر توجهبرانگیز یک رسانه از آسمان ایران
-
یک ادعا: گزینه جنگ از دستور کار آمریکا خارج شد
-
پاسخ یک مقام ارشد عرب درباره اهداف آمریکا در ایران
-
واکنش رسمی تلآویو به انفجار امروز در بندرعباس
-
اعزام ناوشکنهای چین به آبهای اطراف ایران
-
کریسمسِ صداوسیمای ایران تا ابد عزادار شد
-
احکام برخی دستگیرشگان اعتراضات اخیر صادر شد
-
صابرین نیوز: ادعاهای کارشناس شبکه افق مضحک است!
-
در ساعات اخیر مهدی قایدی در صدر چهرههای پربحث است
-
هواپیمای دولتی ایران راهی مسکو شد
-
نعمیه نظامدوست: دلم میخواهد بمیرم
-
بازیکن خارجی استقلال آماده پخش زنده جنگ ایران و آمریکا شد!
-
تاییدنشده؛ شرط آمریکا برای انصراف از اقدام نظامی!
-
دو انفجار خبرساز در اهواز و بندرعباس
-
رزمایش مشترک ایران، روسیه و چین تکذیب شد؟
-
در ساعات اخیر احتمال حمله آمریکا به ایران کاهش یافت
-
چهره «طلا جفرودی» سریال سوجان در ۴۰ سالگی
-
ترامپ امشب از یک تصمیم جدید درباره ایران خبر داد
-
وضعیت تعطیلی مدارس تهران، شنبه ۱۱ بهمن
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
نظر کاربران
در ماه یه هفته خانمها حوصله ندارن بهتره یاد بگیریم و درک کنیم
اگر یک نفر به یک خبرنگار وقت مصاحبه ندهد و دست آویزی رای خراب کردنش نباشد ـ نتیجه می شود مقاله بالا ـ
سلام
چرا همه دنبال این هستیم تا انگشت اتهام را به سمت حاتمی برداریم؟؟؟
شاید واقعا رسانه ها کاری کرده اند که او باید اعتراضش را به همین نحو اعلام می کرد ؟؟
و چرا همیشه ما به دنبال یک لیلای ارام و سربه زیر و ساکت در همه ی اشخاص دیده شده در همه ی اجتماع هستیم ؟؟
و از کی جواب جدی و تند دادن در جواب خبر نگارهای بی سواد و بی اطلاع بی ادبی محسوب شده؟؟
و چرا فکر نمی کنیم تا بی حرمتی و شکستنی صورت نگرفته باشد هیچ آدمی حریم آرامش و آسایش خودش را برای دفاع - به هر مدلی - نمی شکند؟؟؟؟؟
تا دیروز که با شخصیت و بانو بودند حالا اون روز به هر دلیلی اعصاب نداشته و البته اشتباه کرده ، باید اینطور واکنش نشون بدید ؟ اجازه بدید یکبار دیگه اینطور رفتار کنند پس از اون عقده گشایی کنید . پرسشهای خبرنگار هم اعصاب خرد کن بود .
لیلی حاتمی هیچوقت برای من جذابیتی نداشت،الان بدترم شده.بخصوص که این مصاحبه ی بداخلاقش به یادم آورد که قبلا هم ازش بی ملاحظگی دیده بودم. اونجا که تو یه جور کل کل بچگونه با لیلی رشیدی سینما رو خیلی برتر از تئاتر میدونست!
البته لیلی رشیدی خیلی فهیم و خانوم بود اونجا.
این مطلب رو یه آدم عقده ای توی خبرآنلاین نوشته جوابشم همونجا دریافت کرده
گل گفتی بعضی از انسانها فراموش کارن وزود یادشان میره. وقتی که گرفتارحاشیه میشون وانسانهای باوجدان
حمایتشان میکنن. وبعدازمدتی غرق در غرور میشوند.
وگذشته شان زود فراموش میکن.
شخصی که از طرف مردم یه آدم بزرگ و دوست داشتنیه با سوال های بی سر و ته یه خبرنگار نه له میشه نه بهش تن میده
اجازه نمیده زندگیش دست مایه رسانه هایی (طعنه) بشه که خیلی چیپ از نامزد کردن و طلاق گرفتن و عکسای دونفره یه شخص خاص روز درمیون خبر بزاره!!!!!