به خاطر پروینهای دیگر
خانواده زن جوانی که در تصادفی مرگبار به کما رفته و مرگ مغزی شده بود، با اعلام رضایت برای اهدای عضو، زمینه بازگشت چند بیمار را به زندگی فراهم کردند.
روزنامه شرق: خانواده زن جوانی که در تصادفی مرگبار به کما رفته و مرگ مغزی شده بود، با اعلام رضایت برای اهدای عضو، زمینه بازگشت چند بیمار را به زندگی فراهم کردند. ساسان عباسی، هماهنگکننده پیوند اعضای دانشگاه علوم پزشکی استان کهگیلویهوبویراحمد، با اعلام موفقیتآمیزبودن جراحیهای پیوند اعضایی که از این زن جوان برداشته شده بود، از خانواده این زن ٣٠ساله که پروین باقری نام داشت به خاطر کار بزرگ و خیرخواهانهشان قدردانی کرد. لیلا باقری، خواهر بزرگتر پروین، در گفتوگو با خبرنگار ما، ماجرا را شرح داده است:
تصادف مرگبار چطور برای خواهرتان اتفاق افتاد؟
خواهرم از گچساران به مقصد نورآباد سوار پراید مسافرکش شده بود که در مسیر با یک تریلی تصادف کرد. در این حادثه دو سرنشین جلو که راننده و سرنشین کنار دستی او بودند، صدمه زیادی ندیدند اما دو سرنشین عقب که خواهر من و یک خانم دیگر بودند، جان خود را از دست دادند. البته آن خانم در صحنه تصادف فوت شد، اما خواهر من پس از تصادف از هوش رفت و بعد از آن دیگر به هوش نیامد تا اینکه دچار مرگ مغزی شد و پس از آنکه تیم معالج مرگ مغزی خواهرم را تأیید کردند، ما تصمیم به اهدای عضو گرفتیم.
خواهر شما چه مدت در بیهوشی بود؟
همانطور که گفتم، شدت ضربه به سر خواهرم بهحدی شدید بود که بلافاصله بعد از تصادف بیهوش شد و در همه مدت هم در بیهوشی بود. حدود ١٠ روز خواهرم در بیهوشی بود و بعد هم که مرگ مغزیاش تأیید شد. در روزهایی که در بیمارستان بستری بود سطح هوشیاریاش پایین میآمد و وضع جسمانیاش متغیر بود. روز هشتم بود که مرگ مغزی قطعی شد و تیم پزشکی آن را تأیید کرد. ما هم برای اینکه یاد و خاطر او را زنده نگه داریم، با اهدای عضو موافقت کردیم.
خواهرتان چند سال داشتند و آیا ازدواج کرده بودند؟
پروین ٣٠ساله بود و یک دختر سهساله به نام اليسا داشت. او لیسانس تربیتبدنی داشت اما چون مردم را دوست داشت، پرستاری را انتخاب کرده بود.
چند خواهر و برادر هستید؟
ما با پروین پنج خواهر و پنج برادر بودیم که پروین کوچکترین بود و بههمیندلیل رابطه صمیمیتری با مادرم داشت.
پس از آنکه مرگ مغزی خواهرتان از سوی تیم پزشکی تأیید شد، آیا بین اعضای خانواده گفتوگویی درباره اهدای عضو انجام شد؟
من پزشک هستم. شاید اگر خودم پزشک نبودم، پذیرش موضوع برای من هم سخت بود. من موضوع را با دیگر اعضای خانواده مطرح کردم آنها هم موافقت کردند که این کار خداپسندانه و نیک را انجام دهیم، این تنها کاری بود که از ما ساخته بود.
نظر مادرتان چه بود؟
مادرم ٩٨سال دارد و به خاطر وابستگی عاطفیای که به خواهرم داشت، وقتی که تیم پزشکی نظر قطعی خود را اعلام کردند، او هم به اهدای عضو رضایت داد اما میگفت من چیزی را امضا نمیکنم هر کاری لازم است خودتان بنویسید و انجام دهید. درنهایت با شناختی که از مادرم داشتم، با او صحبت کردم و او هم رضایت داد و گفت: پروین ما رفت تا پروینهای دیگر باشند.
همسر خواهرتان چطور؟
با او هم صحبت کردم. گفت هر کاری که فکر میکنید پروین را خوشحال میکند، انجام دهید، تنها چیزی که برایش مهم بود یاد و خاطره پروین بود.
گفتید خواهرتان یک دختر سهساله دارد، به او چه گفتید؟
موضوع اهدای عضو را به طور مستقیم به او نگفتیم، واقعا سخت است اما درنهایت بعد از چند روز به او گفتیم مامان رفته پیش خدا، چیز دیگری نمیتوانستیم بگوییم بههرحال توجیهش سخت است، مگر به مرور زمان.
آیا خواهرتان درباره اهدای عضو با شما یا دیگران صحبت کرده بود؟
به طور مستقیم صحبت نکرده بود اما دختری بود که حتی دیدن ظاهر ساده و معصومانهاش دل سنگ را آب میکرد و از آنجایی که فکر میکنیم او هم خودش راضی به این کار بود، این تصمیم را گرفتیم.
توصیه شما به خانوادههایی که ممکن است در شرایط مشابه شما قرار گیرند، چیست؟
سخت است بخواهم به کسی توصیه کنم، چون یک چیز شخصی است و روابط عاطفی متفاوتی وجود دارد، بنابراین نمیتوانم بگویم حتما این کار را انجام دهید اما ما وقتی دیدیم خواهرم از دست میرود گفتیم بهتر است چند نفر دیگر برگردند.
چه اعضایی از بدن خواهرتان اهدا شد؟
کبد، کلیهها و پانکراست.
الان راننده تریلیای که با پراید تصادف کرد، در بازداشت است؟
نه، ظاهرا راننده تریلی مقصر نبود و مقصر راننده پراید است، البته این چند روز من آنقدر درگیر بودم که موضوع را پیگیری نکردم، فقط میدانم سرنشینان جلو صدماتی دیده و دچار شکستگی شدهاند اما خدا را شکر الان رو بهبود هستند.
خود شما بههرحال به واسطه شغل و تخصصی که دارید زودتر از بقیه از موضوع مطلع شدید، این موضوع چه تأثیری در شما داشت؟
مریض ما جوری بود که از همان اول به خاطر ضربه شدیدی که به سرش خورده بود، قابل پیشبینی بود که برنمیگردد. من وقتی در راه بیمارستان بودم با پزشک خواهرم صحبت کردم و او شرایط را برایم توضیح داد. به مادرم گفتیم موضوع شکستگی استخوان است البته بههرحال خودم هم امیدوار بودم حال پروین بهتر شود. اما سطح هوشیاریاش به حداقل رسید. در تمام مدت با من صحبت کردند و در جریان درمان بودم تا اینکه روز آخر مرگ مغزی را تأیید کردند. بیشتر نگرانی و اصل موضوع هم مادر بود و بعد هم شوهرخواهرم برایش خیلی دردناک بود. درنهایت آنها هم رضایت دادند. مادرم در کمتر از یک روز رضایت داد چون فهمید ادامه این روند بهمرور خودش منجر به مرگ میشود، درمجموع این را میتوانم بگویم که شرایط خیلی سختی بود.
تصادف مرگبار چطور برای خواهرتان اتفاق افتاد؟
خواهرم از گچساران به مقصد نورآباد سوار پراید مسافرکش شده بود که در مسیر با یک تریلی تصادف کرد. در این حادثه دو سرنشین جلو که راننده و سرنشین کنار دستی او بودند، صدمه زیادی ندیدند اما دو سرنشین عقب که خواهر من و یک خانم دیگر بودند، جان خود را از دست دادند. البته آن خانم در صحنه تصادف فوت شد، اما خواهر من پس از تصادف از هوش رفت و بعد از آن دیگر به هوش نیامد تا اینکه دچار مرگ مغزی شد و پس از آنکه تیم معالج مرگ مغزی خواهرم را تأیید کردند، ما تصمیم به اهدای عضو گرفتیم.
خواهر شما چه مدت در بیهوشی بود؟
همانطور که گفتم، شدت ضربه به سر خواهرم بهحدی شدید بود که بلافاصله بعد از تصادف بیهوش شد و در همه مدت هم در بیهوشی بود. حدود ١٠ روز خواهرم در بیهوشی بود و بعد هم که مرگ مغزیاش تأیید شد. در روزهایی که در بیمارستان بستری بود سطح هوشیاریاش پایین میآمد و وضع جسمانیاش متغیر بود. روز هشتم بود که مرگ مغزی قطعی شد و تیم پزشکی آن را تأیید کرد. ما هم برای اینکه یاد و خاطر او را زنده نگه داریم، با اهدای عضو موافقت کردیم.
خواهرتان چند سال داشتند و آیا ازدواج کرده بودند؟
پروین ٣٠ساله بود و یک دختر سهساله به نام اليسا داشت. او لیسانس تربیتبدنی داشت اما چون مردم را دوست داشت، پرستاری را انتخاب کرده بود.
چند خواهر و برادر هستید؟
ما با پروین پنج خواهر و پنج برادر بودیم که پروین کوچکترین بود و بههمیندلیل رابطه صمیمیتری با مادرم داشت.
پس از آنکه مرگ مغزی خواهرتان از سوی تیم پزشکی تأیید شد، آیا بین اعضای خانواده گفتوگویی درباره اهدای عضو انجام شد؟
من پزشک هستم. شاید اگر خودم پزشک نبودم، پذیرش موضوع برای من هم سخت بود. من موضوع را با دیگر اعضای خانواده مطرح کردم آنها هم موافقت کردند که این کار خداپسندانه و نیک را انجام دهیم، این تنها کاری بود که از ما ساخته بود.
نظر مادرتان چه بود؟
مادرم ٩٨سال دارد و به خاطر وابستگی عاطفیای که به خواهرم داشت، وقتی که تیم پزشکی نظر قطعی خود را اعلام کردند، او هم به اهدای عضو رضایت داد اما میگفت من چیزی را امضا نمیکنم هر کاری لازم است خودتان بنویسید و انجام دهید. درنهایت با شناختی که از مادرم داشتم، با او صحبت کردم و او هم رضایت داد و گفت: پروین ما رفت تا پروینهای دیگر باشند.
همسر خواهرتان چطور؟
با او هم صحبت کردم. گفت هر کاری که فکر میکنید پروین را خوشحال میکند، انجام دهید، تنها چیزی که برایش مهم بود یاد و خاطره پروین بود.
گفتید خواهرتان یک دختر سهساله دارد، به او چه گفتید؟
موضوع اهدای عضو را به طور مستقیم به او نگفتیم، واقعا سخت است اما درنهایت بعد از چند روز به او گفتیم مامان رفته پیش خدا، چیز دیگری نمیتوانستیم بگوییم بههرحال توجیهش سخت است، مگر به مرور زمان.
آیا خواهرتان درباره اهدای عضو با شما یا دیگران صحبت کرده بود؟
به طور مستقیم صحبت نکرده بود اما دختری بود که حتی دیدن ظاهر ساده و معصومانهاش دل سنگ را آب میکرد و از آنجایی که فکر میکنیم او هم خودش راضی به این کار بود، این تصمیم را گرفتیم.
توصیه شما به خانوادههایی که ممکن است در شرایط مشابه شما قرار گیرند، چیست؟
سخت است بخواهم به کسی توصیه کنم، چون یک چیز شخصی است و روابط عاطفی متفاوتی وجود دارد، بنابراین نمیتوانم بگویم حتما این کار را انجام دهید اما ما وقتی دیدیم خواهرم از دست میرود گفتیم بهتر است چند نفر دیگر برگردند.
چه اعضایی از بدن خواهرتان اهدا شد؟
کبد، کلیهها و پانکراست.
الان راننده تریلیای که با پراید تصادف کرد، در بازداشت است؟
نه، ظاهرا راننده تریلی مقصر نبود و مقصر راننده پراید است، البته این چند روز من آنقدر درگیر بودم که موضوع را پیگیری نکردم، فقط میدانم سرنشینان جلو صدماتی دیده و دچار شکستگی شدهاند اما خدا را شکر الان رو بهبود هستند.
خود شما بههرحال به واسطه شغل و تخصصی که دارید زودتر از بقیه از موضوع مطلع شدید، این موضوع چه تأثیری در شما داشت؟
مریض ما جوری بود که از همان اول به خاطر ضربه شدیدی که به سرش خورده بود، قابل پیشبینی بود که برنمیگردد. من وقتی در راه بیمارستان بودم با پزشک خواهرم صحبت کردم و او شرایط را برایم توضیح داد. به مادرم گفتیم موضوع شکستگی استخوان است البته بههرحال خودم هم امیدوار بودم حال پروین بهتر شود. اما سطح هوشیاریاش به حداقل رسید. در تمام مدت با من صحبت کردند و در جریان درمان بودم تا اینکه روز آخر مرگ مغزی را تأیید کردند. بیشتر نگرانی و اصل موضوع هم مادر بود و بعد هم شوهرخواهرم برایش خیلی دردناک بود. درنهایت آنها هم رضایت دادند. مادرم در کمتر از یک روز رضایت داد چون فهمید ادامه این روند بهمرور خودش منجر به مرگ میشود، درمجموع این را میتوانم بگویم که شرایط خیلی سختی بود.
تبلیغات متنی
-
خبر تازه از پرونده الهه حسیننژاد؛ مبلغ دیه واریز شد
-
نورا هاشمی پاسخ الناز ملک و منوچهر هادی را داد
-
نرخ دلار ریزشی شد
-
احتمال موافقت ایران با انتقال اورانیومها به روسیه
-
دستور توقیف املاک ساعدینیا صادر شد
-
پاداش فرهنگیان بعد از ۳۰ سال یکجا پرداخت شد
-
چگونه از طلا در برابر طلایاب محافظت کنیم؟
-
خلاصه فوتسال ایران ۷ - ازبکستان ۴
-
دود غلیط آسمان غرب تهران را پوشاند
-
عکس بازار جنتآباد قبل از حادثه آتشسوزی
-
جزئیات جدید از مذاکرات ایران و آمریکا در ترکیه
-
پیشنهاد یک روزنامه به قوه قضائیه: بازداشتشدگان حوادث اخیر را آزاد کنید
-
ادعای یک خبرگزاری درباره ناوگروه «آبراهام لینکلن»
-
طرح ترافیک برای سال آینده ۴۱ درصد گران شد
-
جشنواره گل ایران برابر ازبکستان در جام ملتهای آسیا
-
نورا هاشمی پاسخ الناز ملک و منوچهر هادی را داد
-
احتمال موافقت ایران با انتقال اورانیومها به روسیه
-
دستور توقیف املاک ساعدینیا صادر شد
-
عکس بازار جنتآباد قبل از حادثه آتشسوزی
-
جزئیات جدید از مذاکرات ایران و آمریکا در ترکیه
-
ادعای یک خبرگزاری درباره ناوگروه «آبراهام لینکلن»
-
نمایی از آتشسوزی هولناک بازار جنتآباد از آسمان
-
طلا وارد کانال ۱۸ میلیون شد
-
مستند جنجالی ملانیا ترامپ سلاخی شد
-
این ۵ کشور به مذاکرات ایران و آمریکا دعوت شدند
-
تصاویری از آتشسوزی گسترده در غرب تهران
-
هشدار نارنجی هواشناسی برای این ۱۹ استان
-
امیرمحمد: نمیدونم چی بگم، دارم دِق میکنم
-
آغاز حکمرانی اینترنت در ایران با لهجه روس و چینی
-
تحریمهای استرالیا علیه اعضای سپاه پاسداران
-
مداح مشهدی شعار «این آخرین نبرده» را اجرا کرد
-
یک افغانستانی صاحب جایزه بدترین خانه سال جهان شد!
-
اعزام پهپادهای سپاه برای تعقیب آبراهام لینکلن
-
خشم منوچهر هادی در جشنواره فجر: دیکتاتور هستید!
-
استعفای وکیل شاکی پرونده «پژمان جمشیدی»
-
سفارت ایتالیا در تهران تعطیل شد
-
ادامه اعزام نیرو و تجهیزات نظامی آمریکا به منطقه
-
پدیده دنیای مداحان در شبکه سه رونمایی شد
-
زمان دیدار ویتکاف و عراقچی در استانبول مشخص شد
-
نیروهای ویژه آمریکا در دیگو گارسیا مستقر شدند
-
طراحی پوستر سفر کاریِ سعید جلیلی جلبتوجه کرد
-
تک چرخ با موتور سیکلت ۱۲ سیلندر هوندا
-
توسلی: از اخراج آقازادهها توسط کشورهای خارجی تشکر میکنیم
-
جدول لیگ برتر بعد از شکست استقلال
-
سارا منجزیپور: باید از فولاد باشیم تا دوام بیاوریم
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
ارسال نظر