ترکیه از مشت و مال هم پول در میآورد!
رئیس اتحادیه صنف گرمابهداران، سونا، جکوزی و ماساژ میگوید: بعد از اجرای طرح یارانهها قیمت گاز و آب گرمابهها چند برابر شد. هر متر مکعب آب از ۲۵ تومان به ۸۵۰ تومان رسید و گاز هم حدود ۷۰ تومان شد. یعنی تقریباً ۳۰ برابر.
روزنامه ایران: رئیس اتحادیه صنف گرمابهداران، سونا، جکوزی و ماساژ میگوید: بعد از اجرای طرح یارانهها قیمت گاز و آب گرمابهها چند برابر شد. هر متر مکعب آب از ۲۵ تومان به ۸۵۰ تومان رسید و گاز هم حدود ۷۰ تومان شد. یعنی تقریباً ۳۰ برابر.
خانم مسئول آژانس با همان لحن مشتریمدارانه «turkish bath» یا حمام ترکی را جوری با لهجه بریتانیایی ادا میکند که اگر انگلیسی زبان مادریات نباشد، بهسختی منظورش را متوجه میشوی؛ تور آنتالیا و هتل ۵ ستاره و پرواز با کایت و زمین گلف و اسبسواری و البته حمام ترکی. حمام ترکی؟ ۳ میلیون تومان ناقابل. اینکه ترکیه با حمامهای سنتی ما پز میدهد و گردشگر جمع میکند بماند، این کلمه آنقدر مزه کرده که حالا خودمان هم باورمان شده حمامهای قدیمیمان ترکی هستند.
آبی از حمام ایرانی گرم نمیشود
تقریباً همین روزها هم محال است گذرتان به شهری افتاده باشد و در لیست بلند بالای جاذبههای توریستی و دیدنی آن چشمتان به نام حمامهای تاریخی نیفتاده باشد. البته با تونها یا آتشدانهایی که سالهاست دیگر سرد شدهاند و آبی از آنها گرم نمیشود. در این شرایط روشن شدن تون حمامهای ایرانی در ترکیه یا شاید کشورهای دیگر چندان هم عجیب نیست.
«بهترین زمان کاری حمامها قبل از گاز شهری بوده و از وقتی گاز و آب شهری به خانهها آمد حمامهای عمومی، کارکرد قبلی خود را از دست دادند. شاید به همین دلیل باشد که حالا از هزار و ۴۰۰ حمامی که روزی سر پا بودند فقط ۱۲۰ حمام فعال باقی مانده است.»
اینها را سید مهدی سجادی، رئیس اتحادیه صنف گرمابهداران، سونا، جکوزی و ماساژ میگوید: «بعد از اجرای طرح یارانهها قیمت گاز و آب گرمابهها چند برابر شد. هر متر مکعب آب از ۲۵ تومان به ۸۵۰ تومان رسید و گاز هم حدود ۷۰ تومان شد. یعنی تقریباً ۳۰ برابر.
صنف حمامدارها با این نرخ ناچیز واقعاً به نان شب هم محتاج است چه برسد به تجمیع یا ارتقای حمامهای سنتی و اضافه کردن بخش ماساژ و مشت و مال! حتی اضافه کردن شاخه ماساژ به این صنف هم با پیشنهاد من بوده. چون رشته تحصیلی خودم فیزیوتراپی است. ما پیشنهاد دادیم حتی گوشه همین گرمابهها سونا و جکوزی و سالن ماساژ تعبیه کنیم اما هیچ سازمانی از این طرح ما حمایت نکرد. شاید واقعاً به خاطر همین نبود حمایت و کمکهای کافی بود که کشوری مثل ترکیه این حمام سنتی را به نام خودش ثبت کرد. فقط حمام نبود. نان لواش، چوگان، حمام سنتی و خیلی از میراث و سنتهای ما را دیگران به نام خود ثبت کردهاند و ما هنوز باید برای فقط چند هزار تومان بیشتر شدن حق آب و گاز گرمابهها نگران باشیم.»
موزهای در بیخبری
حتی پیدا کردنش هم سخت است چه برسد به اطلاعرسانی و احیای آن! یکی میگوید آن طرف بازار، راسته مسجد امام را بگیر و برو جلو. اما کاسبهای آن طرف بازار سلطان میگویند اشتباه آمدهای، باید بروی بازار نایب السلطنه! خیلیها اصلاً اسمش را هم نشنیدهاند و فکر میکنند نام یک محله یا راسته فروش چیز خاصی در بازار است. خلاصه بعد از یک ساعت، پرسان پرسان سر از چهارراه سیروس درمیآورم. از آنجا دیگر پیدا کردن «حمام قبله» آسان است؛ حمامی چند صد ساله. حمام ترکی؟
بالاخره کوچههای باریک محله سیروس تمام میشود و پیکر ساختمان نحیف و قدیمی حمام به چشم میخورد. انگار همه چیز دست به دست هم داده تا هارمونی کوچهای دور افتاده در محلهای که حالا کمتر کسی سراغش را میگیرد، تکمیل شود. مغازههایی قدیمی که سماورهای مسی را قلعسابی میکنند و یک سقاخانه کوچک با میلههای سبز و سردر بزرگ و کاشیکاری شده حمام قبله. روی سردر نوشته: «حمام قبله معروف به حمام خانم؛ این حمام بعد از تکمیل اولین باروی شهر طهران در حدود سنه ۹۶۵ هجری قمری به دستور شاه طهماسب صفوی بنا شد و از سال ۱۲۷۵ وقف سید الشهدا شده و در سال ۱۳۸۲ در فهرست آثار ملی ایران ثبت شده است.»
پلههای شیبدار را پایین میروم و در میزنم. مسئول شیفت صبح در را باز میکند و با خونسردی میگوید: «حمام فقط مردانه است.» توضیح میدهم که برای گزارش آمده ام و در نهایت بعد از کمی تعلل اجازه میدهد حمام را ببینم.سالنی بزرگ با کاشیکاریهای قدیمی و تابلوها و ظروفی که قدمت زیادی دارند.
باورش کمی سخت است. این سقف گنبدی زیبا که هنوز بوی نم و صابون مراغه و شامپوهای قدیمی میدهد، ۴۴۰ سال پیش ساخته شده و هنوز هم بدون تغییر کاربری آدمهای زیادی برای حمام به اینجا سر میزنند. به قول مسئول حمام این وصیت مالک حمام از همان زمان شاه طهماسب بوده که دربش بسته نشود و برای همیشه حمام باقی بماند:
«اینجا مثل حمامهای قدیمی رختکن، سربینه، جامهداری و گرمخانه دارد. قدیمها خزینه هم داشت که حالا تخریب کردهاند. هنوز هم حمام عمومی است و هیچ وقت حمام نمره نداشتهایم. چون از همان دوران صفویه خود خواهر شاه طهماسب صفوی ساخته برای استفاده عموم مردم. یک جورهایی وقف مردم کرده و به همین دلیل هم خیلیها اینجا را به اسم حمام خانم میشناسند.»
او بخشهای مختلف را نشانم میدهد و میگوید: «تا همین چند سال پیش خانمها هم میآمدند اما الان چند سالی است که فقط مردانه شده. الان هم بیشتر مشتریها کارگران فصلی و مسافران شهرستانها هستند. البته دانشجویان رشته معماری و شهرسازی و عکاسها و فیلمبردارها هم به اینجا علاقه دارند. سالی چند بار حمام را تعطیل میکنیم برای فیلمبرداری کارگردانهای مختلف. میراث فرهنگی هم کارهایی برای مرمت کرده. مثلاً هشتیهایی را که با خاک پر شده بود خالی کرده و قول بازسازی داده. حتی گفتهاند شاید دوباره قنات قدیمی حمام احیا شود...»
چشمم به لیست قیمتها و خدمات میافتد. میپرسم قیمت ماساژ و مشت و مال ۱۰ هزار تومان است؟ خندهاش میگیرد. یک «نه بابای» کشدار میگوید و در حالی که با دست لیست را نشان میدهد توضیح میدهد: «ماساژ فقط هزار تومان! البته ماساژ که چه عرض کنم. شاگرد اینجا از بچگی در حمام بزرگ شده و این کار یعنی مشت و مال را به همان روش سنتی یادگرفته. خود حمام هم با آب خالی و بدون لیف و صابون ۷ هزار تومان است که با صابون ۳ هزار تومان بیشتر میشود.»
تابلوی جالبی روی دیوار نصب شده. روی تابلو نوشته که این حمام ثبت میراث فرهنگی است و مدیریت حمام آمادگی برگزاری مراسمی مثل حمام سنتی دامادی، حمام آشتی و برادری، عافیت، تشرف، جشن پاکان، گلریزان و... را دارد.
میپرسم چرا با وجود این همه مراسم جالب که در حمام یا زورخانهها برگزار میشده اینجا رونق نمیگیرد؟ اصلاً این کارها هنوز هم اینجا انجام میشود؟ از جوابش چیز زیادی دستگیرم نمیشود: «شاید آخرین باری که این جور مراسم اینجا برگزار شد، ۵ سال پیش بود. قدیمها حمام برای مردم فقط جایی برای شست و شو و نظافت نبود. اینجا از حال هم با خبر میشدند، خیلیها خواستگار پیدا میکردند یا مریض تازه عافیت گرفته و کسانی که با هم قهر بودند میآوردند اینجا. خلاصه که جنب و جوش زیادی اینجا بود اما حالا مردم بیحوصله شدهاند. کسی به فکر حمام آشتی کنان دو برادر یا گلریزان تازه آزاد شده و اینجور کارها نیست.»
به تابلوی تعرفه نگاه دوبارهای میاندازم و از در حمام بیرون میآیم. در ورودی را برانداز میکنم. بیهوا یاد حرفهای خانم خوش زبان آژانس گردشگری میافتم. یاد قیمت میلیونی او و قیمت هزار تومانی ماساژ اینجا. یاد «turkish bath» و به به و چه چههایش از حمامهای ترکی استانبول.
حرفهای خانم آژانس گردشگری زیر گنبدی از حرفهای ناگفته و تاریخ چندصد ساله حمام خانم در هم میپیچد. حمامی که ۴۴۰ سال حتی بدون یک روز تعطیلی پای ثابت مشت و مال و ماساژ و دوش آب گرم چندین نسل بوده و حالا سهمش از جهانی شدن همین کوچه باریک چهارراه سیروس است. به خواهر شاه طهماسب فکر میکنم. به پژواک صدایش زیر هشتیها و گنبدهای کاشیکاری حمام که چقدر با صدای شره آب و تاسهای مسی گوشنواز میشده. مقایسه ۳میلیون تومان تور ترکیه و هزار تومان خیابان سیروس، تصویر دلنشین سدههای ندیده را از هم میپاشد.
خانم مسئول آژانس با همان لحن مشتریمدارانه «turkish bath» یا حمام ترکی را جوری با لهجه بریتانیایی ادا میکند که اگر انگلیسی زبان مادریات نباشد، بهسختی منظورش را متوجه میشوی؛ تور آنتالیا و هتل ۵ ستاره و پرواز با کایت و زمین گلف و اسبسواری و البته حمام ترکی. حمام ترکی؟ ۳ میلیون تومان ناقابل. اینکه ترکیه با حمامهای سنتی ما پز میدهد و گردشگر جمع میکند بماند، این کلمه آنقدر مزه کرده که حالا خودمان هم باورمان شده حمامهای قدیمیمان ترکی هستند.
آبی از حمام ایرانی گرم نمیشود
تقریباً همین روزها هم محال است گذرتان به شهری افتاده باشد و در لیست بلند بالای جاذبههای توریستی و دیدنی آن چشمتان به نام حمامهای تاریخی نیفتاده باشد. البته با تونها یا آتشدانهایی که سالهاست دیگر سرد شدهاند و آبی از آنها گرم نمیشود. در این شرایط روشن شدن تون حمامهای ایرانی در ترکیه یا شاید کشورهای دیگر چندان هم عجیب نیست.
«بهترین زمان کاری حمامها قبل از گاز شهری بوده و از وقتی گاز و آب شهری به خانهها آمد حمامهای عمومی، کارکرد قبلی خود را از دست دادند. شاید به همین دلیل باشد که حالا از هزار و ۴۰۰ حمامی که روزی سر پا بودند فقط ۱۲۰ حمام فعال باقی مانده است.»
اینها را سید مهدی سجادی، رئیس اتحادیه صنف گرمابهداران، سونا، جکوزی و ماساژ میگوید: «بعد از اجرای طرح یارانهها قیمت گاز و آب گرمابهها چند برابر شد. هر متر مکعب آب از ۲۵ تومان به ۸۵۰ تومان رسید و گاز هم حدود ۷۰ تومان شد. یعنی تقریباً ۳۰ برابر.
صنف حمامدارها با این نرخ ناچیز واقعاً به نان شب هم محتاج است چه برسد به تجمیع یا ارتقای حمامهای سنتی و اضافه کردن بخش ماساژ و مشت و مال! حتی اضافه کردن شاخه ماساژ به این صنف هم با پیشنهاد من بوده. چون رشته تحصیلی خودم فیزیوتراپی است. ما پیشنهاد دادیم حتی گوشه همین گرمابهها سونا و جکوزی و سالن ماساژ تعبیه کنیم اما هیچ سازمانی از این طرح ما حمایت نکرد. شاید واقعاً به خاطر همین نبود حمایت و کمکهای کافی بود که کشوری مثل ترکیه این حمام سنتی را به نام خودش ثبت کرد. فقط حمام نبود. نان لواش، چوگان، حمام سنتی و خیلی از میراث و سنتهای ما را دیگران به نام خود ثبت کردهاند و ما هنوز باید برای فقط چند هزار تومان بیشتر شدن حق آب و گاز گرمابهها نگران باشیم.»
موزهای در بیخبری
حتی پیدا کردنش هم سخت است چه برسد به اطلاعرسانی و احیای آن! یکی میگوید آن طرف بازار، راسته مسجد امام را بگیر و برو جلو. اما کاسبهای آن طرف بازار سلطان میگویند اشتباه آمدهای، باید بروی بازار نایب السلطنه! خیلیها اصلاً اسمش را هم نشنیدهاند و فکر میکنند نام یک محله یا راسته فروش چیز خاصی در بازار است. خلاصه بعد از یک ساعت، پرسان پرسان سر از چهارراه سیروس درمیآورم. از آنجا دیگر پیدا کردن «حمام قبله» آسان است؛ حمامی چند صد ساله. حمام ترکی؟
بالاخره کوچههای باریک محله سیروس تمام میشود و پیکر ساختمان نحیف و قدیمی حمام به چشم میخورد. انگار همه چیز دست به دست هم داده تا هارمونی کوچهای دور افتاده در محلهای که حالا کمتر کسی سراغش را میگیرد، تکمیل شود. مغازههایی قدیمی که سماورهای مسی را قلعسابی میکنند و یک سقاخانه کوچک با میلههای سبز و سردر بزرگ و کاشیکاری شده حمام قبله. روی سردر نوشته: «حمام قبله معروف به حمام خانم؛ این حمام بعد از تکمیل اولین باروی شهر طهران در حدود سنه ۹۶۵ هجری قمری به دستور شاه طهماسب صفوی بنا شد و از سال ۱۲۷۵ وقف سید الشهدا شده و در سال ۱۳۸۲ در فهرست آثار ملی ایران ثبت شده است.»
پلههای شیبدار را پایین میروم و در میزنم. مسئول شیفت صبح در را باز میکند و با خونسردی میگوید: «حمام فقط مردانه است.» توضیح میدهم که برای گزارش آمده ام و در نهایت بعد از کمی تعلل اجازه میدهد حمام را ببینم.سالنی بزرگ با کاشیکاریهای قدیمی و تابلوها و ظروفی که قدمت زیادی دارند.
باورش کمی سخت است. این سقف گنبدی زیبا که هنوز بوی نم و صابون مراغه و شامپوهای قدیمی میدهد، ۴۴۰ سال پیش ساخته شده و هنوز هم بدون تغییر کاربری آدمهای زیادی برای حمام به اینجا سر میزنند. به قول مسئول حمام این وصیت مالک حمام از همان زمان شاه طهماسب بوده که دربش بسته نشود و برای همیشه حمام باقی بماند:
«اینجا مثل حمامهای قدیمی رختکن، سربینه، جامهداری و گرمخانه دارد. قدیمها خزینه هم داشت که حالا تخریب کردهاند. هنوز هم حمام عمومی است و هیچ وقت حمام نمره نداشتهایم. چون از همان دوران صفویه خود خواهر شاه طهماسب صفوی ساخته برای استفاده عموم مردم. یک جورهایی وقف مردم کرده و به همین دلیل هم خیلیها اینجا را به اسم حمام خانم میشناسند.»
او بخشهای مختلف را نشانم میدهد و میگوید: «تا همین چند سال پیش خانمها هم میآمدند اما الان چند سالی است که فقط مردانه شده. الان هم بیشتر مشتریها کارگران فصلی و مسافران شهرستانها هستند. البته دانشجویان رشته معماری و شهرسازی و عکاسها و فیلمبردارها هم به اینجا علاقه دارند. سالی چند بار حمام را تعطیل میکنیم برای فیلمبرداری کارگردانهای مختلف. میراث فرهنگی هم کارهایی برای مرمت کرده. مثلاً هشتیهایی را که با خاک پر شده بود خالی کرده و قول بازسازی داده. حتی گفتهاند شاید دوباره قنات قدیمی حمام احیا شود...»
چشمم به لیست قیمتها و خدمات میافتد. میپرسم قیمت ماساژ و مشت و مال ۱۰ هزار تومان است؟ خندهاش میگیرد. یک «نه بابای» کشدار میگوید و در حالی که با دست لیست را نشان میدهد توضیح میدهد: «ماساژ فقط هزار تومان! البته ماساژ که چه عرض کنم. شاگرد اینجا از بچگی در حمام بزرگ شده و این کار یعنی مشت و مال را به همان روش سنتی یادگرفته. خود حمام هم با آب خالی و بدون لیف و صابون ۷ هزار تومان است که با صابون ۳ هزار تومان بیشتر میشود.»
تابلوی جالبی روی دیوار نصب شده. روی تابلو نوشته که این حمام ثبت میراث فرهنگی است و مدیریت حمام آمادگی برگزاری مراسمی مثل حمام سنتی دامادی، حمام آشتی و برادری، عافیت، تشرف، جشن پاکان، گلریزان و... را دارد.
میپرسم چرا با وجود این همه مراسم جالب که در حمام یا زورخانهها برگزار میشده اینجا رونق نمیگیرد؟ اصلاً این کارها هنوز هم اینجا انجام میشود؟ از جوابش چیز زیادی دستگیرم نمیشود: «شاید آخرین باری که این جور مراسم اینجا برگزار شد، ۵ سال پیش بود. قدیمها حمام برای مردم فقط جایی برای شست و شو و نظافت نبود. اینجا از حال هم با خبر میشدند، خیلیها خواستگار پیدا میکردند یا مریض تازه عافیت گرفته و کسانی که با هم قهر بودند میآوردند اینجا. خلاصه که جنب و جوش زیادی اینجا بود اما حالا مردم بیحوصله شدهاند. کسی به فکر حمام آشتی کنان دو برادر یا گلریزان تازه آزاد شده و اینجور کارها نیست.»
به تابلوی تعرفه نگاه دوبارهای میاندازم و از در حمام بیرون میآیم. در ورودی را برانداز میکنم. بیهوا یاد حرفهای خانم خوش زبان آژانس گردشگری میافتم. یاد قیمت میلیونی او و قیمت هزار تومانی ماساژ اینجا. یاد «turkish bath» و به به و چه چههایش از حمامهای ترکی استانبول.
حرفهای خانم آژانس گردشگری زیر گنبدی از حرفهای ناگفته و تاریخ چندصد ساله حمام خانم در هم میپیچد. حمامی که ۴۴۰ سال حتی بدون یک روز تعطیلی پای ثابت مشت و مال و ماساژ و دوش آب گرم چندین نسل بوده و حالا سهمش از جهانی شدن همین کوچه باریک چهارراه سیروس است. به خواهر شاه طهماسب فکر میکنم. به پژواک صدایش زیر هشتیها و گنبدهای کاشیکاری حمام که چقدر با صدای شره آب و تاسهای مسی گوشنواز میشده. مقایسه ۳میلیون تومان تور ترکیه و هزار تومان خیابان سیروس، تصویر دلنشین سدههای ندیده را از هم میپاشد.
تبلیغات متنی
-
افشاگری از قتل وحشتناک دختر ایرانی در آلمان
-
یک آتشسوزی در بندرعباس رخ داد
-
برگه امتحانی دانشگاه زنجان خبرساز شد!
-
دیوارنگاره جدید میدان فلسطین سوژه العربیه شد!
-
مهاجم استقلال، ساپینتو را از نفس انداخت
-
یارانه این افراد شارژ شد
-
تیمملی فوتسال ایران صدرنشین شد
-
یک افغانستانی صاحب جایزه بدترین خانه سال جهان شد!
-
آتشسوزی یک واحد مسکونی در بندرعباس
-
گرانترین شهر ترکیه برای خرید خانه مشخص شد
-
واکنش سردار وحیدی به حضور ناوهای آمریکا در منطقه
-
موضع ترامپ درباره اخراج مهاجران مشخص شد
-
هواشناسی استان تهران اطلاعیه صادر کرد
-
عرفان سلطانی آزاد شد
-
پیروزی صدرجدولی تراکتور مقابل سپاهان
-
یک آتشسوزی در بندرعباس رخ داد
-
عرفان سلطانی آزاد شد
-
دولت فهرست جانباختگان وقایع دیماه را منتشر کرد
-
نرخ تورم دی ماه اعلام شد
-
عربستان ۷ سامانه پدافندی تاد از آمریکا خریداری کرد
-
اظهارات عجیب مجری شبکه تبریز خبرساز شد
-
پیام ویژه معین درباره لغو کنسرت تورنتو
-
قیمت طلا و نرخ دلار کاهشی شد
-
مثال جالب رهبر انقلاب از ماجرای ایران و آمریکا
-
مورد عجیبی که در پیامرسان «بله» رویت شد!
-
عمان برای حادثه بندرعباس پیام داد
-
نماد ایرانخودرو در بورس تعلیق شد
-
تسنیم: «انفجار نیروگاه نکا» کذب است
-
اولین پیام دریادار تنگسیری بعد از شایعات اخیر
-
گریههای یک پدر در سردخانه برای شناسایی پیکر فرزندش
-
ناو هواپیمابر لینکلن دریای عمان را ترک کرد
-
کریسمسِ صداوسیمای ایران تا ابد عزادار شد
-
احکام برخی دستگیرشدگان اعتراضات اخیر صادر شد
-
دو انفجار خبرساز در اهواز و بندرعباس
-
ترامپ امشب از یک تصمیم جدید درباره ایران خبر داد
-
رزمایش مشترک ایران، روسیه و چین تکذیب شد؟
-
ورود کاروان نظامی بزرگ آمریکا به عراق
-
یک سامانه بارشی قوی در آستانه ورود به کشور
-
رابعه اسکویی از مردم عذرخواهی کرد
-
بازیگران در جشنواره فجر مشکیپوش شدند
-
موضع عربستان درباره جنگ با ایران ۱۸۰ درجه تغییر کرد
-
وضعیت تعطیلی مدارس تهران، شنبه ۱۱ بهمن
-
پیام شهاب حسینی به پدر و مادرِ ایلیا دهقانی
-
خبر فوری علی لاریجانی در رابطه با آمریکا
-
خواننده و مجری سرشناس ترکیه درگذشت
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
نظر کاربران
واقعا چرا باید خودمان را با ترکیه داعش پرور مقایسه کنیم؟
ما می توانیم ایران را به دبی امارات و توکیو ژاپن برسانیم کافیه که مسئولان بخواهند و واقعا بخواهند خدمت کنند.
درود بر ایران زیبا
دوستی که میگه با ترکیه خودمون رو مقایسه نکنیم هدف بذاریم به امارات برسیم عجب گل به خودی قشنگی زدی