روزگار سخت یک خانواده مبتلا به ام اس
"پله ها سختمه، راه میرم زانوهام خالی میشن، به خودم میگم برم بیرون دور بزنم دلم باز شه، اما..."
خبرگزاری ایسنا: "پله ها سختمه، راه میرم زانوهام خالی میشن، به خودم میگم برم بیرون دور بزنم دلم باز شه، اما..."
فریده، مادر زهرا و مریم است و حدود ۱۵ سال است که با MS زندگی میکند. مریم، دختر کوچکترش، ۱۴ ساله بود که یک روز صبح، زمانی که باید حاضر میشد و به مدرسه میرفت، نتوانست از جا بلند شود:« بدن دخترم لمس بود، دهانش کف کرده بود. فکر میکردیم سکته کرده.» تشخیص بیماری پنج سال زمان برد. کسی نفهمید که او سکته نکرده و "MS" دارد.
چند سال بعد، درست زمانی که دختر کوچک تحت نظر بود و دارو مصرف میکرد، فریده فهمید که دختر بزرگترش، زهرا نیز دو - سه سال است درد پا دارد و به کسی خبر نداده است. دکترها گفتند او هم ام اس دارد.
چند وقت بعد، نوبت فریده بود. میگوید:« دیدم پاهایم درد میکند، دوبینی دارم. MRI گرفتم، گفتند ام اس داری.» حالا باید زندگی شش نفرهای که بیماری هم به آن اضافه شده را اداره کند. بیحسی بدن زهرا که یک خواهر دوقلوی سالم دارد، کم کم بهتر شد، اما نتوانست به درس خواندن ادامه دهد؛ چون ام اس او از ناحیه دهان بود و حرف زدن را برایش سخت کرد.
شوهرش کارمند وزارت راه بود و به خاطر بیماری و مشکلات، خودش را بازخرید کرد. بعد از آن جای دیگری مشغول به کار شد و امروز کمتر از یک میلیون تومان حقوق میگیرد. دختر کوچکش ۹ سال پیش ازدواج کرده است و حالا به خاطر بیماری به خانه پدرش برگشته و منتظر دادگاه است.
یک بار ویزیت برای سه نفر
در حالی که پوشش بیمهای داروهای داخلی ام اس به ۹۰ درصد و داروهای خارجی به ۷۵ درصد رسیده است، اما همچنان حقوق ۹۵۰ هزار تومانی، کفاف هر سه ماه ۴۰۰، ۵۰۰ و گاهی ۷۰۰ هزار تومان هزینه دارو و از همه مهمتر آمپولهای ۸۰۰ هزار تومانی این سه نفر را نمیدهد.
فریده ادامه میدهد که «داروهای ما پیدا میشود، ولی پولش را نداریم. برای اینکه سه بار پول ویزیت ندهیم، دفترچه بیمه هرسه نفر رو میبرم دکتر و داروی همه را در یک دفترچه مینویسد.» با وجود این که انجمن ام اس تا سال گذشته نیمی از مبلغ داروها را به آنها بازمیگرداند، اما از زمانی که ماهیانه ۱۰۰ هزار تومان به آنها داده میشود، دیگر هزینه دارو را قبول نمیکند.
او میگوید که انجمن ام اس هر چند وقت یک بار به آنها در حد تهیه مواد غذایی کمک میکند، با این حال چرخ زندگی برای آنها نمیچرخد. میگوید:« خیلی میرم و تقاضا میکنم، میگم شوهرم بازنشسته است، دوتا بچه مبتلا به ام اس دارم، هر چند ماهی یه مقدار کمک باشه، پول نقدی باشه، راضیام.» حالا فریده تصمیم گرفته آمپول ۸۰۰ هزار تومانی خودش را قطع کند و به جایش برای مریم و زهرا دارو بخرد.
بارها میگوید "ندارم"...
خیابانها برای بیماران، امن نیست
چند روز پیش، دکتر علایی، عضو انجمن ام اس ایران، وضعیت خیابانها را باعث خانه نشینی بیمارانی که با مشکلات حرکتی روبرو هستند، عنوان کرد. مشکلی که فریده هر روز با آن زندگی میکند. او باید برای هر جلسه فیزیوتراپی ۳۰ هزار تومان بدهد. او نمیداند که فیزیوتراپی بیمه دارد یا نه. چون نمیتواند هر روز از طبقه سوم آپارتمان بدون آسانسورشان پایین بیاید و بعد سوار اتوبوسی شود که مردم باید برای بالا رفتن از آن دستهایش را بگیرند. آخر هم در خیابانی راه برود که مانع دارد، جوی آب دارد، پستی و بلندی دارد و او را زمین میزند.
فریده میگوید:« پلهها سختمه، راه میرم زانوهام خالی میشن، به خودم میگم برم بیرون دور بزنم دلم باز بشه، اما میخورم زمین و مردم باید به کمکم بیان. خجالت میکشم ولی چه کار کنم؟
و اما ماجرای اشتغال معلولین در قانون جامع حمایت از حقوق آنها، سر درازی دارد. طی این قانون حداقل سه درصد از مجوزهای استخدامی (رسمی، پیمانی، کارگری) دستگاههای دولتی و عمومی اعم از وزارتخانهها، سازمانها، مؤسسات،شرکتها و نهادهای عمومی و انقلابی و دیگر دستگاههایی که از بودجه عمومی کشور استفاده میکنند، به افراد معلول واجد شرایط اختصاص دارد، اما متاسفانه امروز کسی چرایی اجرا نشدن آن را نمیداند.
دخترها به خاطر اجرا نشدن این قانون هنوز شغل ندارند. مادرشان شش ماه پیش درخواست کار داده و هنوز منتظر است به او زنگ بزنند. زهرای فریده، حتی ماهی یک بار هم از خانه بیرون نمیآید، با هیچ کس معاشرت ندارد و در تماس نیست.
و اما همسر فریده؛ او نیز جراحی پروستات داشته، برای سرطان مجبور به جراحی شده و قلبش هم مشکل دارد و به همین دلیل فریده به او اجازه نمیدهد در خانه کار کند تا مبادا اوضاعش بدتر شود.
فریده خواستهای به جز حمایت مالی از دولت ندارد. میگوید:« خودم به دخترا روحیه میدم. بالاخره یکی باید باشه اونا رو حمایت کنه. بچههام یه روز اصرار کردن بریم سینما. باید با آژانس میرفتیم و برمیگشتیم، نمیشد که چیزی هم نخرید. حساب کردم دیدم نمیتونم، صد تومن خرجم میشه و من . سینما نرفیتیم اما من هنوز هم از بچه هام بابت این موضوع و خیلی موضوعات مشابه خجالت میکشم. »
فریده، مادر زهرا و مریم است و حدود ۱۵ سال است که با MS زندگی میکند. مریم، دختر کوچکترش، ۱۴ ساله بود که یک روز صبح، زمانی که باید حاضر میشد و به مدرسه میرفت، نتوانست از جا بلند شود:« بدن دخترم لمس بود، دهانش کف کرده بود. فکر میکردیم سکته کرده.» تشخیص بیماری پنج سال زمان برد. کسی نفهمید که او سکته نکرده و "MS" دارد.
چند سال بعد، درست زمانی که دختر کوچک تحت نظر بود و دارو مصرف میکرد، فریده فهمید که دختر بزرگترش، زهرا نیز دو - سه سال است درد پا دارد و به کسی خبر نداده است. دکترها گفتند او هم ام اس دارد.
چند وقت بعد، نوبت فریده بود. میگوید:« دیدم پاهایم درد میکند، دوبینی دارم. MRI گرفتم، گفتند ام اس داری.» حالا باید زندگی شش نفرهای که بیماری هم به آن اضافه شده را اداره کند. بیحسی بدن زهرا که یک خواهر دوقلوی سالم دارد، کم کم بهتر شد، اما نتوانست به درس خواندن ادامه دهد؛ چون ام اس او از ناحیه دهان بود و حرف زدن را برایش سخت کرد.
شوهرش کارمند وزارت راه بود و به خاطر بیماری و مشکلات، خودش را بازخرید کرد. بعد از آن جای دیگری مشغول به کار شد و امروز کمتر از یک میلیون تومان حقوق میگیرد. دختر کوچکش ۹ سال پیش ازدواج کرده است و حالا به خاطر بیماری به خانه پدرش برگشته و منتظر دادگاه است.
یک بار ویزیت برای سه نفر
در حالی که پوشش بیمهای داروهای داخلی ام اس به ۹۰ درصد و داروهای خارجی به ۷۵ درصد رسیده است، اما همچنان حقوق ۹۵۰ هزار تومانی، کفاف هر سه ماه ۴۰۰، ۵۰۰ و گاهی ۷۰۰ هزار تومان هزینه دارو و از همه مهمتر آمپولهای ۸۰۰ هزار تومانی این سه نفر را نمیدهد.
فریده ادامه میدهد که «داروهای ما پیدا میشود، ولی پولش را نداریم. برای اینکه سه بار پول ویزیت ندهیم، دفترچه بیمه هرسه نفر رو میبرم دکتر و داروی همه را در یک دفترچه مینویسد.» با وجود این که انجمن ام اس تا سال گذشته نیمی از مبلغ داروها را به آنها بازمیگرداند، اما از زمانی که ماهیانه ۱۰۰ هزار تومان به آنها داده میشود، دیگر هزینه دارو را قبول نمیکند.
او میگوید که انجمن ام اس هر چند وقت یک بار به آنها در حد تهیه مواد غذایی کمک میکند، با این حال چرخ زندگی برای آنها نمیچرخد. میگوید:« خیلی میرم و تقاضا میکنم، میگم شوهرم بازنشسته است، دوتا بچه مبتلا به ام اس دارم، هر چند ماهی یه مقدار کمک باشه، پول نقدی باشه، راضیام.» حالا فریده تصمیم گرفته آمپول ۸۰۰ هزار تومانی خودش را قطع کند و به جایش برای مریم و زهرا دارو بخرد.
بارها میگوید "ندارم"...
خیابانها برای بیماران، امن نیست
چند روز پیش، دکتر علایی، عضو انجمن ام اس ایران، وضعیت خیابانها را باعث خانه نشینی بیمارانی که با مشکلات حرکتی روبرو هستند، عنوان کرد. مشکلی که فریده هر روز با آن زندگی میکند. او باید برای هر جلسه فیزیوتراپی ۳۰ هزار تومان بدهد. او نمیداند که فیزیوتراپی بیمه دارد یا نه. چون نمیتواند هر روز از طبقه سوم آپارتمان بدون آسانسورشان پایین بیاید و بعد سوار اتوبوسی شود که مردم باید برای بالا رفتن از آن دستهایش را بگیرند. آخر هم در خیابانی راه برود که مانع دارد، جوی آب دارد، پستی و بلندی دارد و او را زمین میزند.
فریده میگوید:« پلهها سختمه، راه میرم زانوهام خالی میشن، به خودم میگم برم بیرون دور بزنم دلم باز بشه، اما میخورم زمین و مردم باید به کمکم بیان. خجالت میکشم ولی چه کار کنم؟
و اما ماجرای اشتغال معلولین در قانون جامع حمایت از حقوق آنها، سر درازی دارد. طی این قانون حداقل سه درصد از مجوزهای استخدامی (رسمی، پیمانی، کارگری) دستگاههای دولتی و عمومی اعم از وزارتخانهها، سازمانها، مؤسسات،شرکتها و نهادهای عمومی و انقلابی و دیگر دستگاههایی که از بودجه عمومی کشور استفاده میکنند، به افراد معلول واجد شرایط اختصاص دارد، اما متاسفانه امروز کسی چرایی اجرا نشدن آن را نمیداند.
دخترها به خاطر اجرا نشدن این قانون هنوز شغل ندارند. مادرشان شش ماه پیش درخواست کار داده و هنوز منتظر است به او زنگ بزنند. زهرای فریده، حتی ماهی یک بار هم از خانه بیرون نمیآید، با هیچ کس معاشرت ندارد و در تماس نیست.
و اما همسر فریده؛ او نیز جراحی پروستات داشته، برای سرطان مجبور به جراحی شده و قلبش هم مشکل دارد و به همین دلیل فریده به او اجازه نمیدهد در خانه کار کند تا مبادا اوضاعش بدتر شود.
فریده خواستهای به جز حمایت مالی از دولت ندارد. میگوید:« خودم به دخترا روحیه میدم. بالاخره یکی باید باشه اونا رو حمایت کنه. بچههام یه روز اصرار کردن بریم سینما. باید با آژانس میرفتیم و برمیگشتیم، نمیشد که چیزی هم نخرید. حساب کردم دیدم نمیتونم، صد تومن خرجم میشه و من . سینما نرفیتیم اما من هنوز هم از بچه هام بابت این موضوع و خیلی موضوعات مشابه خجالت میکشم. »
تبلیغات متنی
-
ایران با برد پرگل برابر افغانستان صدرنشین شد
-
افشاگری از قتل وحشتناک دختر ایرانی در آلمان
-
یک آتشسوزی در بندرعباس رخ داد
-
برگه امتحانی دانشگاه زنجان خبرساز شد!
-
دیوارنگاره جدید میدان فلسطین سوژه العربیه شد!
-
مهاجم استقلال، ساپینتو را از نفس انداخت
-
یارانه این افراد شارژ شد
-
تیمملی فوتسال ایران صدرنشین شد
-
یک افغانستانی صاحب جایزه بدترین خانه سال جهان شد!
-
آتشسوزی یک واحد مسکونی در بندرعباس
-
گرانترین شهر ترکیه برای خرید خانه مشخص شد
-
واکنش سردار وحیدی به حضور ناوهای آمریکا در منطقه
-
موضع ترامپ درباره اخراج مهاجران مشخص شد
-
هواشناسی استان تهران اطلاعیه صادر کرد
-
عرفان سلطانی آزاد شد
-
عراقچی برنامه ایران را بعد از شکست مذاکرات مشخص کرد
-
یک آتشسوزی در بندرعباس رخ داد
-
عرفان سلطانی آزاد شد
-
دولت فهرست جانباختگان وقایع دیماه را منتشر کرد
-
نرخ تورم دی ماه اعلام شد
-
عربستان ۷ سامانه پدافندی تاد از آمریکا خریداری کرد
-
اظهارات عجیب مجری شبکه تبریز خبرساز شد
-
پیام ویژه معین درباره لغو کنسرت تورنتو
-
قیمت طلا و نرخ دلار کاهشی شد
-
مثال جالب رهبر انقلاب از ماجرای ایران و آمریکا
-
مورد عجیبی که در پیامرسان «بله» رویت شد!
-
عمان برای حادثه بندرعباس پیام داد
-
نماد ایرانخودرو در بورس تعلیق شد
-
تسنیم: «انفجار نیروگاه نکا» کذب است
-
اولین پیام دریادار تنگسیری بعد از شایعات اخیر
-
ناو هواپیمابر لینکلن دریای عمان را ترک کرد
-
کریسمسِ صداوسیمای ایران تا ابد عزادار شد
-
احکام برخی دستگیرشدگان اعتراضات اخیر صادر شد
-
دو انفجار خبرساز در اهواز و بندرعباس
-
ترامپ امشب از یک تصمیم جدید درباره ایران خبر داد
-
رزمایش مشترک ایران، روسیه و چین تکذیب شد؟
-
ورود کاروان نظامی بزرگ آمریکا به عراق
-
یک سامانه بارشی قوی در آستانه ورود به کشور
-
رابعه اسکویی از مردم عذرخواهی کرد
-
بازیگران در جشنواره فجر مشکیپوش شدند
-
موضع عربستان درباره جنگ با ایران ۱۸۰ درجه تغییر کرد
-
وضعیت تعطیلی مدارس تهران، شنبه ۱۱ بهمن
-
پیام شهاب حسینی به پدر و مادرِ ایلیا دهقانی
-
خبر فوری علی لاریجانی در رابطه با آمریکا
-
خواننده و مجری سرشناس ترکیه درگذشت
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
نظر کاربران
ای خدا واقعا دلم به درد اومد،یعنی یه خونواده چقدر میتونه مشکل داشته باشه.خدایا خودت به دادشون برس
خوب چرا شماره حساب و یا شماره کارت نداده اید که کمک کنیم
بنی آدم اعضای یکدگرند
که در افرینش زیک پیکرند
سلام شماره ای از این خانواده هست؟ برای کمک آماده هستم.ممنونم .
با سلام.ادرس ومشخصات این خانواده محترم را به ایمیل من ارسال کنید.تلاش میکنم راه حلی برای کمک به ایشان پیدا کنم.با تشکر التماس دعا
خدا شفای عاجل بده. من خانومم پنج ساله مبتلا به ام اسه. گذشته از همه دردها و رنج هایی که خودش و من ودخترم می کشیم هزینه ها هم خیلی زیاده. الان باید هفته ای سه تا آمپول بزنه که ماهانه حدود صد و پنجاه هزار تومنه. از بیمه ها و وزارت بهداشت انتظار حمایت بیشتر داریم.
چطور مي شود به اين خانواده كمك كرد
چطور میشه به این خانواده کمک کرد؟
سلام یه راهی معرفی کنین تا کمکشون کنیم.
از مقاله متاثر شدم اما چیزی که اشک تو چشمان جمع کرد مردم با غیرتمون بود که این همه افراد حاضرند کمک کنند
خدایی دمتون گرم کافیه یه سازمان پیدا بشه دست این آدمهای خیر رو بذاره تو دست نیازمند ها
چطور میشه کمک کرد؟