اتهام زورگیری برای بازیکن اسبق تیم ملی
بار دومی بود که در کمتر از یک سال او را به دادسرا آورده بودند. دفعه اول به جرم «بارکنی» دستگیر شده بود و این بار هم به جرم زورگیری و بارکنی به همراه همدستانش دستگیر شده است.
روزنامه ایران: بار دومی بود که در کمتر از یک سال او را به دادسرا آورده بودند. دفعه اول به جرم «بارکنی» دستگیر شده بود و این بار هم به جرم زورگیری و بارکنی به همراه همدستانش دستگیر شده است.
یگوید بازیکن سابق تیم ملی جوانان فوتبال کشور بوده و یک حادثه مسیر زندگیاش را عوض کرده و از مستطیل سبز فوتبال به دادسرای ویژه سرقت رسیده است حالا با دستبند فلزی و پابند منتظر است تا جلسه بازپرسی شروع شود.جعفر که ۲۶ سال دارد با کمک همدستانش اقدام به بارکنی -سرقت بار از پشت موتور سیکلتها- ربودن گوشی تلفن همراه از پیکهای موتوری پاساژ علاءالدین و زورگیری کرده است. خبرنگار «ایران» گفتوگویی با این جوان انجام داده که میخوانید.
خودت را معرفی کن؟
جعفر هستم و تا سوم راهنمایی بیشتر درس نخواندهام. البته به خاطر مشکلات خانوادگی مجبور شدم از آنها جدا شوم و به همین دلیل با اندک پساندازم خانهای مجردی در شهرری گرفتم و راهم را از آنها جدا کردم.
چه مشکلی با خانوادهات داشتی؟
پدر و برادرم را به جرم حمل مواد دستگیر کرده بودند. خانواده پرجمعیتی بودیم و ۹فرزند هستیم. یکی از برادرهایم معلول است و نگهداری از او خیلی سخت. به خاطر این مشکلات مجبور شدم خانه را ترک کنم. یکی از برادرانم خرج خانواده را با دورهگردی و میوهفروشی میدهد.دو بار به اتهام گوشیقاپی دستگیر شدم اما هر بار با جلب رضایت شاکیها از زندان آزادم کردند. من و دوستانم سرقت و بارکنی میکردیم. در سرقت اول ۵۶ شاکی داشتم که یک سال به زندان افتادم.
به خاطر چند سرقت دستگیر شدی؟
آخرین بار در ۱۲ سرقت ۲۵۰ گوشی تلفن دزدیدم وچند سرقت بارکنی انجام دادم البته چند ماه بعد با وثیقه آزاد شدم و دوباره دست به سرقت زدم که این بار ۴۴ سرقت انجام دادم.
چگونه سرقت میکردید؟
با پرسهزنی روی موتور دوستم در مولوی و چهارراه شاپور در فرصتی مناسب گوشی را میقاپیدیم و از این راه سه میلیون به دست آوردم که نصف آن را به همدستم محمد دادم. پس از سرقت، گوشیها را به مسعود که فامیل دورمان بود و در پیک موتوری کار میکرد، میفروختم. مدتی بعد با فردی به نام امیر آشنا شدم که پیشنهاد تشکیل باند و استفاده از روش «بارکنی» را داد. به همین خاطر با دو موتورسیکلت چهار نفره در اطراف پاساژ علاءالدین پرسه میزدیم و با شناسایی پیکموتوریها سد راهشان میشدیم و با تهدید بارشان را سرقت میکردیم. بعد از سرقت نیز گوشیها را به امیر میدادیم و پول میگرفتیم.
نمیترسیدی مالباختگان تعقیبت کنند؟
ما چهار نفری برای سرقتها میرفتیم و اگر ما را تعقیب میکردند با قمه تهدیدشان میکردیم.
برادرت هم به خاطر همین جرم دستگیر شده؟
او شاگرد یکی از برادران دیگرم در میوهفروشی بود و درس میخواند. روزی که فهمیدم جواد سرقت انجام میدهد آنقدر او را با چوب زدم که حتی سرش شکست و چندین بخیه برداشت. دوست نداشتم برادرم سارق شود.
قبل از اینکه دست به سرقت بزنی کار میکردی؟
من ورزشکارم و عضو تیم ملی فوتبال جوانان بودم. یک حادثه مرا به اینجا کشید. محمد پروین، علی حمودی و علیرضا حقیقی همدورهایهایم در تیم ملی جوانان بودند. آنها در تیم ملی هستند و من پشت میلههای زندان.
چرا دزد شدی؟
در باشگاه جوانان راهآهن توپ میزدم، اما باید به سربازی اعزام میشدم. خیلی دنبال تیم نظامی گشتم، اما تیمی پیدا نشد و برخی گفتند باید آشنا داشته باشی، وقتی به در بسته خوردم فوتبال را کنار گذاشتم.
بعدش چه اتفاقی افتاد؟
بیپولی به سراغم آمد. همان موقع با پسر جوانی به نام حسین آشنا شدم او پیشنهاد داد برای اینکه وضعمان تغییر کند گوشی قاپی کنیم. من هم که چارهای نداشتم قبول کردم و پس از چند ماه برای اولین بار دستگیر شدم.
و حرف آخر...
من ورزشکار بودم، اما در این چند سال بسیار شکسته شدم. ای کاش به فوتبالم ادامه میدادم و الان جایگاهی برای خودم داشتم. کاش پیش خانواده مانده بودم و از آنها جدا نمیشدم. عشق فوتبال بودم و داشتم خوب پیشرفت میکردم، اما افسوس که نشد.
یگوید بازیکن سابق تیم ملی جوانان فوتبال کشور بوده و یک حادثه مسیر زندگیاش را عوض کرده و از مستطیل سبز فوتبال به دادسرای ویژه سرقت رسیده است حالا با دستبند فلزی و پابند منتظر است تا جلسه بازپرسی شروع شود.جعفر که ۲۶ سال دارد با کمک همدستانش اقدام به بارکنی -سرقت بار از پشت موتور سیکلتها- ربودن گوشی تلفن همراه از پیکهای موتوری پاساژ علاءالدین و زورگیری کرده است. خبرنگار «ایران» گفتوگویی با این جوان انجام داده که میخوانید.
خودت را معرفی کن؟
جعفر هستم و تا سوم راهنمایی بیشتر درس نخواندهام. البته به خاطر مشکلات خانوادگی مجبور شدم از آنها جدا شوم و به همین دلیل با اندک پساندازم خانهای مجردی در شهرری گرفتم و راهم را از آنها جدا کردم.
چه مشکلی با خانوادهات داشتی؟
پدر و برادرم را به جرم حمل مواد دستگیر کرده بودند. خانواده پرجمعیتی بودیم و ۹فرزند هستیم. یکی از برادرهایم معلول است و نگهداری از او خیلی سخت. به خاطر این مشکلات مجبور شدم خانه را ترک کنم. یکی از برادرانم خرج خانواده را با دورهگردی و میوهفروشی میدهد.دو بار به اتهام گوشیقاپی دستگیر شدم اما هر بار با جلب رضایت شاکیها از زندان آزادم کردند. من و دوستانم سرقت و بارکنی میکردیم. در سرقت اول ۵۶ شاکی داشتم که یک سال به زندان افتادم.
به خاطر چند سرقت دستگیر شدی؟
آخرین بار در ۱۲ سرقت ۲۵۰ گوشی تلفن دزدیدم وچند سرقت بارکنی انجام دادم البته چند ماه بعد با وثیقه آزاد شدم و دوباره دست به سرقت زدم که این بار ۴۴ سرقت انجام دادم.
چگونه سرقت میکردید؟
با پرسهزنی روی موتور دوستم در مولوی و چهارراه شاپور در فرصتی مناسب گوشی را میقاپیدیم و از این راه سه میلیون به دست آوردم که نصف آن را به همدستم محمد دادم. پس از سرقت، گوشیها را به مسعود که فامیل دورمان بود و در پیک موتوری کار میکرد، میفروختم. مدتی بعد با فردی به نام امیر آشنا شدم که پیشنهاد تشکیل باند و استفاده از روش «بارکنی» را داد. به همین خاطر با دو موتورسیکلت چهار نفره در اطراف پاساژ علاءالدین پرسه میزدیم و با شناسایی پیکموتوریها سد راهشان میشدیم و با تهدید بارشان را سرقت میکردیم. بعد از سرقت نیز گوشیها را به امیر میدادیم و پول میگرفتیم.
نمیترسیدی مالباختگان تعقیبت کنند؟
ما چهار نفری برای سرقتها میرفتیم و اگر ما را تعقیب میکردند با قمه تهدیدشان میکردیم.
برادرت هم به خاطر همین جرم دستگیر شده؟
او شاگرد یکی از برادران دیگرم در میوهفروشی بود و درس میخواند. روزی که فهمیدم جواد سرقت انجام میدهد آنقدر او را با چوب زدم که حتی سرش شکست و چندین بخیه برداشت. دوست نداشتم برادرم سارق شود.
قبل از اینکه دست به سرقت بزنی کار میکردی؟
من ورزشکارم و عضو تیم ملی فوتبال جوانان بودم. یک حادثه مرا به اینجا کشید. محمد پروین، علی حمودی و علیرضا حقیقی همدورهایهایم در تیم ملی جوانان بودند. آنها در تیم ملی هستند و من پشت میلههای زندان.
چرا دزد شدی؟
در باشگاه جوانان راهآهن توپ میزدم، اما باید به سربازی اعزام میشدم. خیلی دنبال تیم نظامی گشتم، اما تیمی پیدا نشد و برخی گفتند باید آشنا داشته باشی، وقتی به در بسته خوردم فوتبال را کنار گذاشتم.
بعدش چه اتفاقی افتاد؟
بیپولی به سراغم آمد. همان موقع با پسر جوانی به نام حسین آشنا شدم او پیشنهاد داد برای اینکه وضعمان تغییر کند گوشی قاپی کنیم. من هم که چارهای نداشتم قبول کردم و پس از چند ماه برای اولین بار دستگیر شدم.
و حرف آخر...
من ورزشکار بودم، اما در این چند سال بسیار شکسته شدم. ای کاش به فوتبالم ادامه میدادم و الان جایگاهی برای خودم داشتم. کاش پیش خانواده مانده بودم و از آنها جدا نمیشدم. عشق فوتبال بودم و داشتم خوب پیشرفت میکردم، اما افسوس که نشد.
تبلیغات متنی
-
تصاویر یک نمایش خیابانی در تهران پربازدید شد
-
بنر معناداری که در ورودی دانشگاه امیرکبیر نصب شد
-
در امیرآباد تهران همه در بهت مرگ ناگهانی عرفان و فرهاد هستند
-
نیروهای ویژه آمریکا در دیگو گارسیا مستقر شدند
-
کدام کشور صدرنشین حداقل دستمزد اروپا است؟
-
افشاگری تکاندهنده درباره دلالبازی در فوتبال
-
اولویت بعدی پرسپولیس در نقل و انتقالات مشخص شد
-
شیاطین سرخ با سرمربی جدید شکستناپذیر شدند
-
گاف بزرگ پیامرسان ایرانی درباره پزشکیان جلب توجه کرد
-
پاسخ تند جواد کاظمیان به اظهارات مجری صداوسیما
-
ناوشکن آمریکایی سواحل اسرائیل را ترک کرد
-
سه برش ناب از سوگ که در سینمای ایران دیدهایم
-
پیام لیندسی گراهام به ترامپ درباره ایران
-
مجری ناشناخته، اندک آبروی صداوسیما را حراج کرد
-
تحلیل روزنامه دولت از تغییر لحن ترامپ برابر ایران
-
در امیرآباد تهران همه در بهت مرگ ناگهانی عرفان و فرهاد هستند
-
سه برش ناب از سوگ که در سینمای ایران دیدهایم
-
پیام لیندسی گراهام به ترامپ درباره ایران
-
خشم منوچهر هادی در جشنواره فجر: دیکتاتور هستید!
-
مداح مشهدی شعار «این آخرین نبرده» را اجرا کرد
-
بازیگر سریال ستایش از تلویزیون خداحافظی کرد
-
درخواست فوری برای برکناری رئیس صداوسیما
-
سفارت ایتالیا در تهران تعطیل شد
-
اطلاعیه درباره علت مرگ مشکوک دو دانشجوی پزشکی
-
ماجرای چند نام تکراری در فهرست اعلامی دولت از جانباختگان
-
پیغام جدیدی که از آمریکا به ایران مخابره شد
-
بخشی از واکنش ترامپ به صحبتهای امروز رهبر انقلاب
-
اقدام معنادار عراق با رونمایی از یک شهر موشکی
-
مهدی قایدی جلوی خنده مجری شبکه افق را گرفت
-
موج تازه برف و باران شدید در راه است
-
ناو هواپیمابر لینکلن دریای عمان را ترک کرد
-
کریسمسِ صداوسیمای ایران تا ابد عزادار شد
-
احکام برخی دستگیرشدگان اعتراضات اخیر صادر شد
-
مداح مشهدی شعار «این آخرین نبرده» را اجرا کرد
-
یک افغانستانی صاحب جایزه بدترین خانه سال جهان شد!
-
خواننده و مجری سرشناس ترکیه درگذشت
-
دو انفجار خبرساز در اهواز و بندرعباس
-
رزمایش مشترک ایران، روسیه و چین تکذیب شد؟
-
ورود کاروان نظامی بزرگ آمریکا به عراق
-
خشم منوچهر هادی در جشنواره فجر: دیکتاتور هستید!
-
پیام شهاب حسینی به پدر و مادرِ ایلیا دهقانی
-
خبر فوری علی لاریجانی در رابطه با آمریکا
-
یک سامانه بارشی قوی در آستانه ورود به کشور
-
رابعه اسکویی از مردم عذرخواهی کرد
-
بازیگران در جشنواره فجر مشکیپوش شدند
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
نظر کاربران
این چرانمیادتیم پرسپولیس بازی کنه هرفصل 1٬2میلیارد قراردادببنده ،فوتبال هم که بلده زمینهٔ پرسپولیسی شدن را هم داره
پاسخ ها
ندزدنت انقد بانمكي!؟
چند روز پیش ی خبر خوندم ی بازیگر زن رو تو پارتی گرفته بودن و اینجا فقط نوشته بودن خانم(ک) ولی الان اسم این فوتبالیست و تیمش و خانواده اش چند نفر هستن ووووهمه رو نوشتن...؟؟؟؟
بااحسان۱۲٬۳۱قویأ وشدیدأ موافقم
چرا این جوان رو به برنامه ماه عسل دعوت نمیکنن آقای علیخانی سوژه پیدا شد