سالگرد ازدواج؛ بهانهای برای قتل زن جوان
ناتوانی در تأمین هزینههای سالگرد مراسم ازدواج بهانهای شد که مردی جوان به خاطر آن دست به جنایت بزند. این متهم که مدیرعامل شرکت محل کارش را کشته اکنون در بازداشت به سر میبرد و تحقیقات از او ادامه دارد.
روزنامه شرق: ناتوانی در تأمین هزینههای سالگرد مراسم ازدواج بهانهای شد که مردی جوان به خاطر آن دست به جنایت بزند. این متهم که مدیرعامل شرکت محل کارش را کشته اکنون در بازداشت به سر میبرد و تحقیقات از او ادامه دارد.
مأموران پلیس استان خراسانرضوی روز ٢٣ تیر از کشف جنازه زنی جوان در خیابان مطلع شدند و وقتی به محل حادثه رفتند، در بررسیهای اولیه فهمیدند این زن به قتل رسیده است. مدارک شناسایی داخل کیفی که کنار جسد بود نشان میداد این زن سمیرا نام داشت و مدیرعامل شرکتی عمرانی بود.
درحالیکه تحقیقات مقدماتی در صحنه جرم هنوز به پایان نرسیده بود، خواهر مقتول در تماس با مرکز فوریتهای پلیسی ١١٠ از گمشدن سمیرا خبر داد. بهاینترتیب تجسسها ادامه یافت و جسد زن جوان به پزشکی قانونی منتقل شد تا علت مرگ او مشخص شود. نتیجه آزمایشهای اولیه حاکی از آن بود که این زن بر اثر انسداد مجاری تنفسی جان باخته و قاتل یا قاتلان به احتمال زیاد، او را با استفاده از جسمی نرم و قابل انعطاف خفه کردهاند.
کارآگاهان جنایی بعد از پرسوجو از آشنایان و همکاران مقتول، باخبر شدند او آخرینبار همراه یکی از اعضای هیأتمدیره شرکت به نام مهران از دفتر خارج شد تا به یکی از پروژهها سرکشی کند. مهران که در محل کارش حضور داشت و سعی میکرد وانمود کند از ماجرای قتل سمیرا بیاطلاع است به کارآگاهان گفت: «ما سر آن پروژه رفتیم و کارهایمان را انجام دادیم بعد من او را با ماشینم تا خیابانی که جسد در آنجا کشف شده است، رساندم و او که میگفت میخواهد به میهمانی برود، همانجا پیاده شد و من بعد از آن دیگر خبری از او ندارم».
مدرکی علیه این مرد وجود نداشت بههمیندلیل مأموران او را بازداشت نکردند اما به تحقیق درباره صحت و سقم ادعای او پرداختند. آنها دو کار را در اولویت قرار دادند؛ در مرحله نخست مکالمات تلفنی مهران را بررسی کردند و سپس به مشاهده فیلم دوربینهای مداربسته محدوده کشف جسد در ساعتی که متهم مدعی بود سمیرا را از خودرو پیاده کرده است، پرداختند. هر دو روش تحقیق به نتیجهای مشابه رسید و ثابت کرد حرفهای مهران با واقعیت همخوانی ندارد بههمیندلیل او این بار بازداشت شد و تحت بازجوییهای تخصصی قرار گرفت.
مرد جوان که دست خود را روشده میدید، سرانجام به کشتن مدیرعامل شرکت اعتراف کرد و گفت: «من قصد داشتم به مناسبت سالگرد ازدواج با همسرم مراسمی را برگزار کنم برای این کار پول کافی در اختیار نداشتم بههمیندلیل روز حادثه هنگام بازگشت از پروژه موضوع را با سمیرا در میان گذاشتم تا بلکه بتوانم از شرکت پول بگیرم اما او مخالفت کرد و گفت کارهای من باعث ایجاد مشکلات مالی و ورشکستگی شرکت خواهد شد. او حتی تهدید کرد اگر به این روند ادامه دهم استعفا میدهد و سرمایهاش را از شرکت بیرون میآورد. اگر او این کار را انجام میداد من هم متضرر میشدم بههمیندلیل چارهای نداشتم جز اینکه موقتا سکوت کنم».
متهم در ادامه اعترافاتش گفت: «بعد از طی مسافتی سمیرا از من خواست خودرو را متوقف کنم تا درباره این مسئله حرف بزنیم و موضوع را تمام کنیم. حین گفتوگو بهشدت عصبانی شدم و ناگهان شالی را که او بر سر داشت دور گردنش پیچیدم و فشار دادم. سمیرا از حال رفت. تصور کردم بیهوش شده است بههمیندلیل او را از ماشین بیرون انداختم و فرار کردم ولی چند دقیقه بعد برای اینکه بفهمم چه اتفاقی برای او افتاده است دوباره به همان محل برگشتم و این دفعه مطمئن شدم سمیرا فوت شده است بههمیندلیل بهسرعت صحنه را ترک کردم و به خانه رفتم.
درباره اتفاقی که افتاده بود حرفی به همسرم نزدم و صبح روز بعد طبق روال معمول به محل کارم رفتم. وقتی خواهر سمیرا به آنجا آمد از او سراغ مدیرعامل را گرفتم و او جواب داد سمیرا دیروز همراه من بوده و من باید از او خبر داشته باشم، ولی من گفتم سمیرا را پیاده کردم و بعد از آن بیخبر هستم بههمیندلیل خواهر سمیرا با پلیس تماس گرفت و باخبر شد جنازه او را در خیابان پیدا کردهاند. من سرنخی از خودم به جا نگذاشته بودم و هرگز تصور نمیکردم دستم رو شود. من دانشجوی دکترا هستم و تا قبل از این زندگی آبرومندانهای داشتم اما در یک لحظه نتوانستم خودم را کنترل کنم».
بنابر این گزارش، متهم درحالحاضر در بازداشت به سر میبرد و تحقیقات از او ادامه دارد.
مأموران پلیس استان خراسانرضوی روز ٢٣ تیر از کشف جنازه زنی جوان در خیابان مطلع شدند و وقتی به محل حادثه رفتند، در بررسیهای اولیه فهمیدند این زن به قتل رسیده است. مدارک شناسایی داخل کیفی که کنار جسد بود نشان میداد این زن سمیرا نام داشت و مدیرعامل شرکتی عمرانی بود.
درحالیکه تحقیقات مقدماتی در صحنه جرم هنوز به پایان نرسیده بود، خواهر مقتول در تماس با مرکز فوریتهای پلیسی ١١٠ از گمشدن سمیرا خبر داد. بهاینترتیب تجسسها ادامه یافت و جسد زن جوان به پزشکی قانونی منتقل شد تا علت مرگ او مشخص شود. نتیجه آزمایشهای اولیه حاکی از آن بود که این زن بر اثر انسداد مجاری تنفسی جان باخته و قاتل یا قاتلان به احتمال زیاد، او را با استفاده از جسمی نرم و قابل انعطاف خفه کردهاند.
کارآگاهان جنایی بعد از پرسوجو از آشنایان و همکاران مقتول، باخبر شدند او آخرینبار همراه یکی از اعضای هیأتمدیره شرکت به نام مهران از دفتر خارج شد تا به یکی از پروژهها سرکشی کند. مهران که در محل کارش حضور داشت و سعی میکرد وانمود کند از ماجرای قتل سمیرا بیاطلاع است به کارآگاهان گفت: «ما سر آن پروژه رفتیم و کارهایمان را انجام دادیم بعد من او را با ماشینم تا خیابانی که جسد در آنجا کشف شده است، رساندم و او که میگفت میخواهد به میهمانی برود، همانجا پیاده شد و من بعد از آن دیگر خبری از او ندارم».
مدرکی علیه این مرد وجود نداشت بههمیندلیل مأموران او را بازداشت نکردند اما به تحقیق درباره صحت و سقم ادعای او پرداختند. آنها دو کار را در اولویت قرار دادند؛ در مرحله نخست مکالمات تلفنی مهران را بررسی کردند و سپس به مشاهده فیلم دوربینهای مداربسته محدوده کشف جسد در ساعتی که متهم مدعی بود سمیرا را از خودرو پیاده کرده است، پرداختند. هر دو روش تحقیق به نتیجهای مشابه رسید و ثابت کرد حرفهای مهران با واقعیت همخوانی ندارد بههمیندلیل او این بار بازداشت شد و تحت بازجوییهای تخصصی قرار گرفت.
مرد جوان که دست خود را روشده میدید، سرانجام به کشتن مدیرعامل شرکت اعتراف کرد و گفت: «من قصد داشتم به مناسبت سالگرد ازدواج با همسرم مراسمی را برگزار کنم برای این کار پول کافی در اختیار نداشتم بههمیندلیل روز حادثه هنگام بازگشت از پروژه موضوع را با سمیرا در میان گذاشتم تا بلکه بتوانم از شرکت پول بگیرم اما او مخالفت کرد و گفت کارهای من باعث ایجاد مشکلات مالی و ورشکستگی شرکت خواهد شد. او حتی تهدید کرد اگر به این روند ادامه دهم استعفا میدهد و سرمایهاش را از شرکت بیرون میآورد. اگر او این کار را انجام میداد من هم متضرر میشدم بههمیندلیل چارهای نداشتم جز اینکه موقتا سکوت کنم».
متهم در ادامه اعترافاتش گفت: «بعد از طی مسافتی سمیرا از من خواست خودرو را متوقف کنم تا درباره این مسئله حرف بزنیم و موضوع را تمام کنیم. حین گفتوگو بهشدت عصبانی شدم و ناگهان شالی را که او بر سر داشت دور گردنش پیچیدم و فشار دادم. سمیرا از حال رفت. تصور کردم بیهوش شده است بههمیندلیل او را از ماشین بیرون انداختم و فرار کردم ولی چند دقیقه بعد برای اینکه بفهمم چه اتفاقی برای او افتاده است دوباره به همان محل برگشتم و این دفعه مطمئن شدم سمیرا فوت شده است بههمیندلیل بهسرعت صحنه را ترک کردم و به خانه رفتم.
درباره اتفاقی که افتاده بود حرفی به همسرم نزدم و صبح روز بعد طبق روال معمول به محل کارم رفتم. وقتی خواهر سمیرا به آنجا آمد از او سراغ مدیرعامل را گرفتم و او جواب داد سمیرا دیروز همراه من بوده و من باید از او خبر داشته باشم، ولی من گفتم سمیرا را پیاده کردم و بعد از آن بیخبر هستم بههمیندلیل خواهر سمیرا با پلیس تماس گرفت و باخبر شد جنازه او را در خیابان پیدا کردهاند. من سرنخی از خودم به جا نگذاشته بودم و هرگز تصور نمیکردم دستم رو شود. من دانشجوی دکترا هستم و تا قبل از این زندگی آبرومندانهای داشتم اما در یک لحظه نتوانستم خودم را کنترل کنم».
بنابر این گزارش، متهم درحالحاضر در بازداشت به سر میبرد و تحقیقات از او ادامه دارد.
تبلیغات متنی
-
نقص بزرگ جنگنده سوخو ۳۵ فاش شد
-
قهرمان لیگ مشخص شد، مبارکشان باشد!
-
تغییر چهره باورنکردنی جانی دپ در نقش اسکروج
-
بانک کتاب کنکور در ماز مارکت
-
پدر سید حسن نصرالله درگذشت
-
این ۱۶ استان منتظر بارشهای شدید باشند
-
۴۰۰ میلیون دلار رمزارز به سرقت رفت
-
روشن: منتظر رفتن این بازیکنان از استقلال باشید
-
ریزش حدود ۳۰۰ دلاری طلا در بازار جهانی
-
خطخطی صداوسیما روی اعصاب مردم اتفاق اصلی یکشنبه بود
-
اسرائیل برای توافق ایران و آمریکا سه شرط گذاشت!
-
المیرا شریفیمقدم روی آنتن زنده از خجالت همکارش درآمد
-
تصاویر یک نمایش خیابانی در تهران پربازدید شد
-
بنر معناداری که در ورودی دانشگاه امیرکبیر نصب شد
-
در امیرآباد تهران همه در بهت مرگ ناگهانی عرفان و فرهاد هستند
-
قهرمان لیگ مشخص شد، مبارکشان باشد!
-
این ۱۶ استان منتظر بارشهای شدید باشند
-
خطخطی صداوسیما روی اعصاب مردم اتفاق اصلی یکشنبه بود
-
اسرائیل برای توافق ایران و آمریکا سه شرط گذاشت!
-
در امیرآباد تهران همه در بهت مرگ ناگهانی عرفان و فرهاد هستند
-
سه برش ناب از سوگ که در سینمای ایران دیدهایم
-
پیام لیندسی گراهام به ترامپ درباره ایران
-
خشم منوچهر هادی در جشنواره فجر: دیکتاتور هستید!
-
مداح مشهدی شعار «این آخرین نبرده» را اجرا کرد
-
بازیگر سریال ستایش از تلویزیون خداحافظی کرد
-
درخواست فوری برای برکناری رئیس صداوسیما
-
سفارت ایتالیا در تهران تعطیل شد
-
اطلاعیه درباره علت مرگ مشکوک دو دانشجوی پزشکی
-
ماجرای چند نام تکراری در فهرست اعلامی دولت از جانباختگان
-
پیغام جدیدی که از آمریکا به ایران مخابره شد
-
ناو هواپیمابر لینکلن دریای عمان را ترک کرد
-
کریسمسِ صداوسیمای ایران تا ابد عزادار شد
-
مداح مشهدی شعار «این آخرین نبرده» را اجرا کرد
-
یک افغانستانی صاحب جایزه بدترین خانه سال جهان شد!
-
خشم منوچهر هادی در جشنواره فجر: دیکتاتور هستید!
-
خواننده و مجری سرشناس ترکیه درگذشت
-
دو انفجار خبرساز در اهواز و بندرعباس
-
رزمایش مشترک ایران، روسیه و چین تکذیب شد؟
-
ورود کاروان نظامی بزرگ آمریکا به عراق
-
پیام شهاب حسینی به پدر و مادرِ ایلیا دهقانی
-
خبر فوری علی لاریجانی در رابطه با آمریکا
-
یک سامانه بارشی قوی در آستانه ورود به کشور
-
رابعه اسکویی از مردم عذرخواهی کرد
-
بازیگران در جشنواره فجر مشکیپوش شدند
-
سفارت ایتالیا در تهران تعطیل شد
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
نظر کاربران
گاهی اوقات کافیه به اندازه یک پیکسل مغز تو کله بعضی از آدما پیدا شود ، موضوع حله!
دریک لحظه هرکسی که باشی میتونی تصمیماتی بگیری که صدتا دشمن و دزدوقاتل میگیرن ای خداازدست این پول کثیف که مارو بیچاره میکنه براش چکارایی که نمیکنیم حالا یه کادوی ارزون قیمت تر میگرفتی نمیشد
خدا از ات نکذره
واقعا ارزششو داشت خوب کسی که عاشق باشه به یه کادو ارزون و یه کیلو کیک و گل رازی میشد و تازه خوشحالم میشد امان از طمع
به نظر من حکم قصاص نباید به درازا کشیده شود تا درس عبرتی برای دیگران شود