راز جنایتهای سیاه در «پراید» دودی
پسر جوانی که متهم است با همدستی دو نفر از دوستانش، دختر و زن جوانی را ربوده و آنها را هدف آزار و اذیتهای شیطانی قرار دادهاند دیروز همراه همدست دستگیرشدهاش به دادسرای جنایی تهران منتقل شده و تحت بازجویی قرار گرفتند.
روزنامه ایران: پسر جوانی که متهم است با همدستی دو نفر از دوستانش، دختر و زن جوانی را ربوده و آنها را هدف آزار و اذیتهای شیطانی قرار دادهاند دیروز همراه همدست دستگیرشدهاش به دادسرای جنایی تهران منتقل شده و تحت بازجویی قرار گرفتند.
آنها در حضور بازپرس شعبه پنجم دادسرای ناحیه ۳۴ همچنان منکر ارتکاب جنایتهای سیاه و آزار و اذیت شده و مدعی شدند زنان و دختران با میل خودشان با آنها رابطه داشتهاند. اما دوشاکی شناسایی شده پرونده همچنان بر شکایتشان مبنی بر اینکه از سوی سرنشینان پراید دودی ربوده شده و مورد آزار و اذیت قرار گرفتهاند اصرار دارند. خبرنگار «ایران» دیروز با متهم اصلی پرونده گفتوگویی انجام داد که میخوانید.
آیا اتهامت را قبول داری؟
بله، آنها را سوار کردیم اما هیچ کاری را با زور و اجبار انجام ندادیم.
چه مدت است این کار را انجام میدهی؟
مدت زیادی نیست.
چه شد که تصمیم گرفتی این کار را انجام دهی؟
نمیدانم اسمش را چه میگذارند، حماقت یا وسوسه. اما هر چه بود اشتباه محض بود. سوار ماشین بودیم که به دوستم گفتم برویم دختری را سوار کنیم. او هم قبول کرد و در میدان آزادی دختر جوانی بهعنوان مسافر سوار ماشینم شد.
به مقصد کجا؟
دخترجوان میخــــــــــــواست به یافت آباد برود، اما در بین راه تغییر مسیر دادم و وارد اتوبان آزادگان شدم. اما زن جوان از تغییر مسیر شکایت کرد که من گفتم این راه میانبر است. چند دقیقه بعد هم دوستم از روی صندلی عقب به جلو آمد. آن موقع بود که زن جوان خیلی ترسید.
تا آن موقع او را ندیده بود؟
فکر نمیکنم چون شیشههای ماشین دودی بود و او هم روی صندلی عقب دراز کشیده بود.
بعد چه اتفاقی افتاد؟
وقتی از دختر جوان درخواست رابطه کردیم، خودش ۵۰ هزار تومان پولی که همراه داشت و دو انگشترش را داخل داشبورد انداخت و گفت برای شما. اما مخالفتی هم در مورد خواسته ما نکرد. بعدش را هم که خودتان میدانید. البته حدود یک هفته بعد از آن هم از میدان آزادی به مقـــــصد یافت آباد زن جوانی را سوار کردیم که یک زن مطلقه بود.
چاقو هم داشتید؟
اصلاً. ما با آنها کاری نداشتیم. حتی هر کدام را در نزدیکی خانهشان رها کردیم.
چطور دستگیر شدی؟
با زن جوان قرار گذاشته بودم، من و شاهرخ، همان دوستم که در مورد آخر همراهم بود، به محل قرار که یافت آباد بود رفتیم، اما به محض اینکه به زن رسیدیم، دوستم موتورسواری را دید و به آنها مشکوک شدیم.
بعد هم به من گفت گاز بده و برو. من هم با سرعت ۱۴۰ کیلومتر حرکت میکردم.
خواستم بپیچم که کنترل ماشین از دستم در رفت و با جدول کنار خیابان برخورد کردم و دستگیر شدیم.
چه مدت بعد از دومین مورد بازداشت شدی؟
کمتر از 24 ســــــــاعت. البته اصلاً فکــــرش را هم نمیکردم به این زودی دستگیر شوم.
برای اجـــــــــــــــرای نقشه هایتان چند نفره اقدام میکردید؟
دو نفری، مورد اول با سپهر بودم که او اصلاً کاری نکرد و مورد دوم با شاهرخ بودم که او هم با من همدست بود.
سوژه هایت را چــــــــــــــــــطور شناسایی میکردی؟
دختران و زنانی را که وضع ظاهری بدی داشتند برای این کار انتخاب میکردم. اما اگر فردی را میدیدم که ظاهری معقول و مناسب دارد سوار نمیکردم.
چند سال داری؟
22 سال.
چقدر درس خواندی؟
تا سوم راهنمایی.
چرا ادامه تحصیل ندادی؟
وضعیت خانوادهام خوب نبود، برای همین مجبور شدم که ترک تحصیل کنم و بعد از آن هم بروم سرکار. البته خودم هم زیاد اهل درس نبودم.
چکار میکردی؟
در یخچالسازی کار میکردم از 5 صبح تا 9 شب. نمیدانم چرا این اشتباه را انجام دادم و زندگی خودم و خانوادهام را به نابودی کشاندم. باور کنید پشیمانم.براساس این گزارش، متهمان پس از بازجویی در دادسرا همچنان در اختیار کارآگاهان پلیس هستند. در همین حال بازپرس پرونده از زنان و دخترانی که به این شیوه مورد آزار و اذیت قرار گرفتهاند خواست برای اعلام شکایت به دادسرای جنایی تهران یا اداره شانزدهم پلیس آگاهی مراجعه کنند.
آنها در حضور بازپرس شعبه پنجم دادسرای ناحیه ۳۴ همچنان منکر ارتکاب جنایتهای سیاه و آزار و اذیت شده و مدعی شدند زنان و دختران با میل خودشان با آنها رابطه داشتهاند. اما دوشاکی شناسایی شده پرونده همچنان بر شکایتشان مبنی بر اینکه از سوی سرنشینان پراید دودی ربوده شده و مورد آزار و اذیت قرار گرفتهاند اصرار دارند. خبرنگار «ایران» دیروز با متهم اصلی پرونده گفتوگویی انجام داد که میخوانید.
آیا اتهامت را قبول داری؟
بله، آنها را سوار کردیم اما هیچ کاری را با زور و اجبار انجام ندادیم.
چه مدت است این کار را انجام میدهی؟
مدت زیادی نیست.
چه شد که تصمیم گرفتی این کار را انجام دهی؟
نمیدانم اسمش را چه میگذارند، حماقت یا وسوسه. اما هر چه بود اشتباه محض بود. سوار ماشین بودیم که به دوستم گفتم برویم دختری را سوار کنیم. او هم قبول کرد و در میدان آزادی دختر جوانی بهعنوان مسافر سوار ماشینم شد.
به مقصد کجا؟
دخترجوان میخــــــــــــواست به یافت آباد برود، اما در بین راه تغییر مسیر دادم و وارد اتوبان آزادگان شدم. اما زن جوان از تغییر مسیر شکایت کرد که من گفتم این راه میانبر است. چند دقیقه بعد هم دوستم از روی صندلی عقب به جلو آمد. آن موقع بود که زن جوان خیلی ترسید.
تا آن موقع او را ندیده بود؟
فکر نمیکنم چون شیشههای ماشین دودی بود و او هم روی صندلی عقب دراز کشیده بود.
بعد چه اتفاقی افتاد؟
وقتی از دختر جوان درخواست رابطه کردیم، خودش ۵۰ هزار تومان پولی که همراه داشت و دو انگشترش را داخل داشبورد انداخت و گفت برای شما. اما مخالفتی هم در مورد خواسته ما نکرد. بعدش را هم که خودتان میدانید. البته حدود یک هفته بعد از آن هم از میدان آزادی به مقـــــصد یافت آباد زن جوانی را سوار کردیم که یک زن مطلقه بود.
چاقو هم داشتید؟
اصلاً. ما با آنها کاری نداشتیم. حتی هر کدام را در نزدیکی خانهشان رها کردیم.
چطور دستگیر شدی؟
با زن جوان قرار گذاشته بودم، من و شاهرخ، همان دوستم که در مورد آخر همراهم بود، به محل قرار که یافت آباد بود رفتیم، اما به محض اینکه به زن رسیدیم، دوستم موتورسواری را دید و به آنها مشکوک شدیم.
بعد هم به من گفت گاز بده و برو. من هم با سرعت ۱۴۰ کیلومتر حرکت میکردم.
خواستم بپیچم که کنترل ماشین از دستم در رفت و با جدول کنار خیابان برخورد کردم و دستگیر شدیم.
چه مدت بعد از دومین مورد بازداشت شدی؟
کمتر از 24 ســــــــاعت. البته اصلاً فکــــرش را هم نمیکردم به این زودی دستگیر شوم.
برای اجـــــــــــــــرای نقشه هایتان چند نفره اقدام میکردید؟
دو نفری، مورد اول با سپهر بودم که او اصلاً کاری نکرد و مورد دوم با شاهرخ بودم که او هم با من همدست بود.
سوژه هایت را چــــــــــــــــــطور شناسایی میکردی؟
دختران و زنانی را که وضع ظاهری بدی داشتند برای این کار انتخاب میکردم. اما اگر فردی را میدیدم که ظاهری معقول و مناسب دارد سوار نمیکردم.
چند سال داری؟
22 سال.
چقدر درس خواندی؟
تا سوم راهنمایی.
چرا ادامه تحصیل ندادی؟
وضعیت خانوادهام خوب نبود، برای همین مجبور شدم که ترک تحصیل کنم و بعد از آن هم بروم سرکار. البته خودم هم زیاد اهل درس نبودم.
چکار میکردی؟
در یخچالسازی کار میکردم از 5 صبح تا 9 شب. نمیدانم چرا این اشتباه را انجام دادم و زندگی خودم و خانوادهام را به نابودی کشاندم. باور کنید پشیمانم.براساس این گزارش، متهمان پس از بازجویی در دادسرا همچنان در اختیار کارآگاهان پلیس هستند. در همین حال بازپرس پرونده از زنان و دخترانی که به این شیوه مورد آزار و اذیت قرار گرفتهاند خواست برای اعلام شکایت به دادسرای جنایی تهران یا اداره شانزدهم پلیس آگاهی مراجعه کنند.
تبلیغات متنی
-
پریناز ایزدیار صداوسیما را تحریم کرد
-
کشف ۷۰۰۰ بارنامه جعلی قاچاق سوخت در فارس
-
یک ادعا: ایران امروز تهدید به خروج از مذاکرات کرد
-
هادی چوپان از روی دوش مردم افتاد
-
حامد بهداد و بهنوش طباطبایی دعوت جشنواره را پس فرستادند
-
ماشالله کرمی آزاد شد
-
کاپیتان پرسپولیس مجریان صداوسیما را نفرین کرد
-
«پوشک بچه» روی طلا و دلار را کم کرد!
-
اولین واکنش ایران به خبر «حادثه امنیتی» در تنگه هرمز
-
رابعه اسکویی: از سر اتفاق زندهام
-
کارشناسی چهار صحنه جنجالی پرسپولیس - چادرملو
-
سطح اطلاعات هوش مصنوعی «بله» سوژه شد!
-
مکان دیدار عراقچی و ویتکاف تغییر کرد!
-
ویستامدیا با پویانمایی و فیلم کوتاه به فجر ۴۴ آمد
-
چند نکته ناگفته درباره سرنوشت ایران در روزهای پیشرو
-
یک ادعا: ایران امروز تهدید به خروج از مذاکرات کرد
-
حامد بهداد و بهنوش طباطبایی دعوت جشنواره را پس فرستادند
-
ماشالله کرمی آزاد شد
-
کاپیتان پرسپولیس مجریان صداوسیما را نفرین کرد
-
«پوشک بچه» روی طلا و دلار را کم کرد!
-
اولین واکنش ایران به خبر «حادثه امنیتی» در تنگه هرمز
-
مکان دیدار عراقچی و ویتکاف تغییر کرد!
-
چند نکته ناگفته درباره سرنوشت ایران در روزهای پیشرو
-
قهقهه مهران مدیری در تلویزیون رو اعصاب پرویز پرستویی رفت
-
تحرکات تازه و مشکوک آبراهام لینکلن در نزدیکی ایران
-
امروز در پرسپولیس، یک ستاره درخشان متولد شد
-
اقدام مخفیانه اسرائیل درباره جنگ احتمالی با ایران
-
برد مهم پرسپولیس با کشف جدید اوسمار
-
رفتار ویژه پدیده پرسپولیس در اکباتان
-
افزایش حقوق نیروهای امنیت سایبری تا ۱۲۰ درصد
-
مداح مشهدی شعار «این آخرین نبرده» را اجرا کرد
-
اعزام پهپادهای سپاه برای تعقیب آبراهام لینکلن
-
خشم منوچهر هادی در جشنواره فجر: دیکتاتور هستید!
-
استعفای وکیل شاکی پرونده «پژمان جمشیدی»
-
پدیده دنیای مداحان در شبکه سه رونمایی شد
-
ساعدینیا بازداشت و تمام اموال وی مصادره شد
-
سفارت ایتالیا در تهران تعطیل شد
-
زمان دیدار ویتکاف و عراقچی در استانبول مشخص شد
-
طراحی پوستر سفر کاریِ سعید جلیلی جلبتوجه کرد
-
نیروهای ویژه آمریکا در دیگو گارسیا مستقر شدند
-
الناز شاکردوست از سینما خداحافظی کرد
-
تصاویری از آتشسوزی گسترده در غرب تهران
-
حجت اشرفزاده همکاری با صداوسیما را متوقف کرد
-
هدف احتمالی ترامپ از «محاصره دریایی ایران» فاش شد
-
مهدی قایدی جلوی خنده مجری شبکه افق را گرفت
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
نظر کاربران
سلام این چنین انگلها را باید در دید مردم به دار مجازات اعدام کرد که درس عبرت بگیرند
خودش انگشتر و پول داد ؟؟؟
به میل خودش!
وقتی مشخصه مجرم داره دروغ ميگه باید هر طور شده حقیقت ماجرا چاپ بشه
نه اینکه هر دروغی متهم مگه
جرم مشخص وجنایتکار دستگیرشده
معلوم است که حاشا میکند
مجاات فقط اعدام
چرا پلیس از تردد ماشین های باشیشه دودی با ایکه جرم است جلوگیری نمیکند
حتما باید جنایت رخ دهد
باید مجازات.شود اما خانم هم بی تقصیر نیستن تا چنین زنان و دخترانی هستند ماشین های دودی بسیار است،
با عنوان خبر حاشیه نسازید کم تاکیید کنید شیشه دودی شیشه دودی هرکسی بخواد جرم کنه باهر وسیله ی انجام میده مهم اگاهی مردم.وجود پلیس و مجازات سریع و سنگینه
پاسخ ها
بالاخره با شیشه دودی ارتکاب جرم راحت تره
پلیس باید جلوی ماشین های دودی را بگیرد.
این اشخاص باید اعدام شوند تا درس عبرت شوند.
فقط باید اعدامشون کرد.
حماقت محض بود...واقعاخجالت آوره
شیشه و پرده و نمیدونم فلان!!! هر دو طرف بیشتر آقایون مقصرن والا با او دوست شدم و خواستم و رفتم و اینها همش حرفه حرف پسره یا مرده میبینه جرمش سخت نیست دختره یا زنه هم همینجور اما بیشتر مردها مقصرن هیچ توضیح و توجیه هی نداره،
تاکسی سوار بشویددددددد......