زوایایی ناگفته از یک زندگی خصوصی؛
آیت الله هاشمی: برای خانه جماران اجاره میدهم
کتاب «در آینه» با عنوان فرعی «چهار گفت و گوی صریح و صمیمی با آیتالله هاشمی رفسنجانی» توسط انتشارات کویر منتشر شد.
پایگاه خبری جماران: کتاب «در آینه» با عنوان فرعی «چهار گفت و گوی صریح و صمیمی با آیتالله هاشمی رفسنجانی» توسط انتشارات کویر منتشر شد.
این کتاب حاصل چهار گفت و گوی شفاهی غلامعلی رجایی استاد دانشگاه در رشته تاریخ و مشاور آیت الله هاشمی رفسنجانی با وی، طی دو سال اخیر است.
پرسش های بی شمار و بسیار جزئی رجایی، کندوکاوی تازه در زندگی شخصی آیت الله هاشمی است؛ این سوال ها صریح و مبتنی بر زوایای ناگفته یا کمتر گفته شده از هشت دهه زندگی خصوصی و مسئولیت های اجتماعی هاشمی رفسنجانی است.
از آیت الله هاشمی طی این مصاحبه ها درباره موضوعات مختلفی اعم از تبار و خاندان، دوره نوجوانی، مهاجرت به قم، شرح یک روز کاری و یک روز تعطیل و برخی مطالب ویژه شخصی پرسیده شده است که با صراحت به همه پرسش ها پاسخ شده است.
گفت و گوی اول این کتاب به آباء و اجداد، روزهای کودکی، محیط زندگی، نحوه درس خواندن، مهاجرت آیت الله هاشمی به قم و حضور در حوزه علمیه اشاره دارد و دوره نوجوانی وی را در بر می گیرد.
از خاطرات جالب این بخش می توان به حضور امام در مراسم تشییع پدر آیت الله هاشمی و اقامه نماز میّت بر پیکر او (بر خلاف روال همیشگی ایشان) اشاره کرد.
در بخش دوم این کتاب به دوره نوجوانی و جوانی آیت الله می پردازد که در آن از دغدغه های دوره نوجوانی، نحوه اشنایی با امام، جو بسته آن روزهای قم، سالهای پر التهاب دهه سی و مبارزات آن دوران، نظر آیت الله العظمی بروجردی درباره سازمان فداییان اسلام و... می پردازد.
در این بخش آیت الله هاشمی می گوید: «اولین جرقه های فکری سیاسی- اجتماعی من با تجاوز استعمار و سلسله بیگانه شکل گرفت... و اولین جرقه ای که شخصیت سیاسی ام را ساخت امام بود و به حق جرقه درستی بود»
هاشمی درباره اولین برخورد خود با حضرت امام(س) عنوان می کند: اولین برخورد من با امام «در منزل اخوان مرعشی بود. به دیدن منزل نو و همسایه جدید آمده بودند. من هم ساکن این منزل بودم...در آن موقع آشنایی ما تا این حد نبود که من سن ایشان را بدانم. حدود ۵۰ سال داشتند. دارای ریش های جو گندمی و قیافه دوست داشتنی و لحن خوب بودند. خصوصیات شخصیتی امام برای ما فوق العاده جالب بود. بعد از علاقه مندی به امام برنامه هایم را تنظیم کرده بودم که هنگام خروج امام از منزل با ایشان برخورد کنم...»
وی در جایی دیگر در مورد فضای بسته آن روزهای قم و نگاهشان به آن مسائل بیان می کند: «در ابتدا حالات این گونه (استفاده از وسایل جدید) داشتم تا این که کم کم قبح استفاده از اینها شکست و من جزء اولین طلبه هایی بودم که رادیو خریدم، البته با پول امام خمینی. چون قضیه کاپیتولاسیون مطرح بود و معلوم شد که باید از مسائل مطلع باشیم و مبارزه را نیز شروع کرده بودیم. ایشان ۲۰۰ تومان پول به من دادند و گفتند برو رادیو بخر. من هم رفتم و در خیابان ارگ، یک رادیو ارس به مبلغ ۴۰۰ تومان خریدم که ۲۰۰ تومانش را از جیب خودم دادم و آن را قسطی می پرداختم».
در گفت و گوی سوم این کتاب، غلامعلی رجایی در زندگی خصوصی آیت الله هاشمی رفسنجانی ریز تر می شود و علایق شخصی و برنامه های وی را در یک روز کاری و هنگامی که در منزل به سر می برند جویا می شود که مصاحبه شونده جزء به جزء به این سوالات پاسخ می گوید.
از قسمت های جالب این گفت و گو، شرح مسیر منزل تا محل کار است؛ آیت الله هاشمی روایت می کند که هر روز در مجموع یک ساعت و نیم در راه است و سعی می کند وقتش تلف نشود: «در این مدت یا مطلبی را می خوانم و مطالعه می کنم و یا به اخبار گوش می دهم. بالاخره دیدن شرایط، رفتار مردم و ویترین مغازه ها و گاهی حوادثی که در مسیر برای مردم پیش می آید، برای امثال ما که در طول یک روز کاری در اتاق کارمان عمدتا محبوس هستیم، دیدنی است».
رجایی سپس از او در خصوص واکنش مردمی که او را در ماشین می بیند می پرسد که هاشمی صریح پاسخ آن را می دهد: «بعضی ها که مرا می بینند، خیلی با محبت ابراز احساسات می کنند و بعضی ها هم هستند که وقتی می بینند اخم می کنند».
او در این بخش نکاتی را هم در خصوص تلویزیون دیدن، عبادات، مطالعه قرآن و... می گوید که برای اولین بار از آنها سخن گفته است.
در گفت و گوی چهارم، از آیت الله هاشمی در ابتدا در مورد تربیت فرزندانش و مال و اموالی که به او ارث رسیده است و اموالی که در تهران و شهرهای دیگر دارد و در ادامه از خاطرات مبارزه و زندان، تاسیس مدرسه رفاه، ورود حضرت امام به کشور و پیروزی انقلاب ، دوران جنگ و طرح های نیمه تمام دوران ریاست جمهوری پرسیده می شود.
از نکات جالب کتاب این است که هاشمی می گوید در تهران هیچ ملک شخصی ندارد و خانه ای هم که در محله جماران در آن زندگی می کنند خانه سازمانی است و ماهانه پولی را به عنوان اجاره بابت آن پرداخت می کند.
هاشمی می گوید «زمانی که از قم به تهران آمدم مدتی دنبال ساختمان سازی رفتم و هفت ، هشت خانه ساختم و آن ها را فروختم. (از پول آن ها) دو پاساژ در خیابان گرگان و یکی هم در کرج ساختم که بعد ها آن ها را هم فروختیم و خرج زندگیمان کردیم. زمین بایری در قم خریدم که هیچ قیمتی نداشت در آن شهرک ساختیم که بعد ها زمین ها قیمت پیدا کردند... عمده زمین ها را مجانی به طلبه های فقیر یا افراد فقیر واگذار کردیم...»
آیت الله هاشمی در پایان مصاحبه چهارم به این پرسش که به نظر شما تاریخ در مورد شما چه قضاوتی خواهد کرد می گوید: «برای آنهایی که می خواهند در تاریخ درباره من قضاوت کنند آثار گفتاری، نوشتاری، دیداری و شنیداری فراوانی دارم. دشمننان و مخالفان هم به اندازه کافی انگیزه دارند که درمورد من قضاوت های بد بکنند چون آثار من وجود دارد اگر بخواهند قضاوت کنند از روی این آثار قضاوت می کنند».
او در این بخش تأکید می کند که هیچ وقت به اقدامات مختلف خودش نمره ای نداده است و سپس با برشمردن مراحل مختلف مبارزه و مقاطع پس از انقلاب، به شورش های مخالفان نظام اساره می کند و می گوید: « ...در مقابل نظام ایستادند و این جزو دوره تلخ زندگی من است؛ چون هم کسانی که مرتد گشتند، جزء مبارزها بودند و هم خودشان به طور کلی تار و مار شدند. می توانست اینگونه نباشد و می توانستند بیایند و با انقلاب همراه باشند».
او مانند سایر گفته هایش، ختم جنگ را از کارهای بزرگش می داند و می گوید: «روحیه من اینگونه است که اصلا از کشتار و زندان خوشم نمی آید، هرچه می خواهد باشد. هیچ وقت خوشحال نمی شوم که مثلا دشمنی را زندانی کرده ایم و یا کشته ایم...از روحیه بعضی ها که می روند و موقع اعدام، اعدامی را تماشا می کنند، تعجب می کنم که اینها دیگر چه آدمهایی هستند...ختم جنگ برای من بسیار مهم بود، واقعا از کشته شدن عراقی ها ناراحت می شدم و دلم نمی خواست در سخنرانی هایم آمار تلفات آنها را بگویم، اما ناچار بودم و باید گزارش می دادم. از جاهایی که در زندگی من این موضوع پیش آمد که گفتم از جنگ بیزارم؛ یکبار آیت الله خامنه ای به من گفتند که شما از جریان جنگ، قهرمان بیرون می آیید. من گفتم نمی خواهم قهرمان جنگ باشم، می خواهم قهرمان صلح باشم؛ روحیه من اینگونه است».
او دلیل این سخن آیت الله خامنه ای را «مأموریت های جنگی خوبی که انجام داده» ذکر می کند و روایت می کند که هنگام دریافت نشان «فتح» حاضر نشده که در مراسم رسمی این مدال به او داده شود.
بعد از این مصاحبه ها در بخش بعدی کتاب یکی از نامه های آیت الله هاشمی با عنوان «نامه ای به فرزند رزمنده» که به فرزندش یاسر که در جبهه به سر می برد نوشته شده، منتشر شده است و بخش پایانی کتاب را اسناد و تصاویری از دوران قبل و بعد انقلاب آیت الله هاشمی رفسنجانی تشکیل می دهد.
این کتاب حاصل چهار گفت و گوی شفاهی غلامعلی رجایی استاد دانشگاه در رشته تاریخ و مشاور آیت الله هاشمی رفسنجانی با وی، طی دو سال اخیر است.
پرسش های بی شمار و بسیار جزئی رجایی، کندوکاوی تازه در زندگی شخصی آیت الله هاشمی است؛ این سوال ها صریح و مبتنی بر زوایای ناگفته یا کمتر گفته شده از هشت دهه زندگی خصوصی و مسئولیت های اجتماعی هاشمی رفسنجانی است.
از آیت الله هاشمی طی این مصاحبه ها درباره موضوعات مختلفی اعم از تبار و خاندان، دوره نوجوانی، مهاجرت به قم، شرح یک روز کاری و یک روز تعطیل و برخی مطالب ویژه شخصی پرسیده شده است که با صراحت به همه پرسش ها پاسخ شده است.
گفت و گوی اول این کتاب به آباء و اجداد، روزهای کودکی، محیط زندگی، نحوه درس خواندن، مهاجرت آیت الله هاشمی به قم و حضور در حوزه علمیه اشاره دارد و دوره نوجوانی وی را در بر می گیرد.
از خاطرات جالب این بخش می توان به حضور امام در مراسم تشییع پدر آیت الله هاشمی و اقامه نماز میّت بر پیکر او (بر خلاف روال همیشگی ایشان) اشاره کرد.
در بخش دوم این کتاب به دوره نوجوانی و جوانی آیت الله می پردازد که در آن از دغدغه های دوره نوجوانی، نحوه اشنایی با امام، جو بسته آن روزهای قم، سالهای پر التهاب دهه سی و مبارزات آن دوران، نظر آیت الله العظمی بروجردی درباره سازمان فداییان اسلام و... می پردازد.
در این بخش آیت الله هاشمی می گوید: «اولین جرقه های فکری سیاسی- اجتماعی من با تجاوز استعمار و سلسله بیگانه شکل گرفت... و اولین جرقه ای که شخصیت سیاسی ام را ساخت امام بود و به حق جرقه درستی بود»
هاشمی درباره اولین برخورد خود با حضرت امام(س) عنوان می کند: اولین برخورد من با امام «در منزل اخوان مرعشی بود. به دیدن منزل نو و همسایه جدید آمده بودند. من هم ساکن این منزل بودم...در آن موقع آشنایی ما تا این حد نبود که من سن ایشان را بدانم. حدود ۵۰ سال داشتند. دارای ریش های جو گندمی و قیافه دوست داشتنی و لحن خوب بودند. خصوصیات شخصیتی امام برای ما فوق العاده جالب بود. بعد از علاقه مندی به امام برنامه هایم را تنظیم کرده بودم که هنگام خروج امام از منزل با ایشان برخورد کنم...»
وی در جایی دیگر در مورد فضای بسته آن روزهای قم و نگاهشان به آن مسائل بیان می کند: «در ابتدا حالات این گونه (استفاده از وسایل جدید) داشتم تا این که کم کم قبح استفاده از اینها شکست و من جزء اولین طلبه هایی بودم که رادیو خریدم، البته با پول امام خمینی. چون قضیه کاپیتولاسیون مطرح بود و معلوم شد که باید از مسائل مطلع باشیم و مبارزه را نیز شروع کرده بودیم. ایشان ۲۰۰ تومان پول به من دادند و گفتند برو رادیو بخر. من هم رفتم و در خیابان ارگ، یک رادیو ارس به مبلغ ۴۰۰ تومان خریدم که ۲۰۰ تومانش را از جیب خودم دادم و آن را قسطی می پرداختم».
در گفت و گوی سوم این کتاب، غلامعلی رجایی در زندگی خصوصی آیت الله هاشمی رفسنجانی ریز تر می شود و علایق شخصی و برنامه های وی را در یک روز کاری و هنگامی که در منزل به سر می برند جویا می شود که مصاحبه شونده جزء به جزء به این سوالات پاسخ می گوید.
از قسمت های جالب این گفت و گو، شرح مسیر منزل تا محل کار است؛ آیت الله هاشمی روایت می کند که هر روز در مجموع یک ساعت و نیم در راه است و سعی می کند وقتش تلف نشود: «در این مدت یا مطلبی را می خوانم و مطالعه می کنم و یا به اخبار گوش می دهم. بالاخره دیدن شرایط، رفتار مردم و ویترین مغازه ها و گاهی حوادثی که در مسیر برای مردم پیش می آید، برای امثال ما که در طول یک روز کاری در اتاق کارمان عمدتا محبوس هستیم، دیدنی است».
رجایی سپس از او در خصوص واکنش مردمی که او را در ماشین می بیند می پرسد که هاشمی صریح پاسخ آن را می دهد: «بعضی ها که مرا می بینند، خیلی با محبت ابراز احساسات می کنند و بعضی ها هم هستند که وقتی می بینند اخم می کنند».
او در این بخش نکاتی را هم در خصوص تلویزیون دیدن، عبادات، مطالعه قرآن و... می گوید که برای اولین بار از آنها سخن گفته است.
در گفت و گوی چهارم، از آیت الله هاشمی در ابتدا در مورد تربیت فرزندانش و مال و اموالی که به او ارث رسیده است و اموالی که در تهران و شهرهای دیگر دارد و در ادامه از خاطرات مبارزه و زندان، تاسیس مدرسه رفاه، ورود حضرت امام به کشور و پیروزی انقلاب ، دوران جنگ و طرح های نیمه تمام دوران ریاست جمهوری پرسیده می شود.
از نکات جالب کتاب این است که هاشمی می گوید در تهران هیچ ملک شخصی ندارد و خانه ای هم که در محله جماران در آن زندگی می کنند خانه سازمانی است و ماهانه پولی را به عنوان اجاره بابت آن پرداخت می کند.
هاشمی می گوید «زمانی که از قم به تهران آمدم مدتی دنبال ساختمان سازی رفتم و هفت ، هشت خانه ساختم و آن ها را فروختم. (از پول آن ها) دو پاساژ در خیابان گرگان و یکی هم در کرج ساختم که بعد ها آن ها را هم فروختیم و خرج زندگیمان کردیم. زمین بایری در قم خریدم که هیچ قیمتی نداشت در آن شهرک ساختیم که بعد ها زمین ها قیمت پیدا کردند... عمده زمین ها را مجانی به طلبه های فقیر یا افراد فقیر واگذار کردیم...»
آیت الله هاشمی در پایان مصاحبه چهارم به این پرسش که به نظر شما تاریخ در مورد شما چه قضاوتی خواهد کرد می گوید: «برای آنهایی که می خواهند در تاریخ درباره من قضاوت کنند آثار گفتاری، نوشتاری، دیداری و شنیداری فراوانی دارم. دشمننان و مخالفان هم به اندازه کافی انگیزه دارند که درمورد من قضاوت های بد بکنند چون آثار من وجود دارد اگر بخواهند قضاوت کنند از روی این آثار قضاوت می کنند».
او در این بخش تأکید می کند که هیچ وقت به اقدامات مختلف خودش نمره ای نداده است و سپس با برشمردن مراحل مختلف مبارزه و مقاطع پس از انقلاب، به شورش های مخالفان نظام اساره می کند و می گوید: « ...در مقابل نظام ایستادند و این جزو دوره تلخ زندگی من است؛ چون هم کسانی که مرتد گشتند، جزء مبارزها بودند و هم خودشان به طور کلی تار و مار شدند. می توانست اینگونه نباشد و می توانستند بیایند و با انقلاب همراه باشند».
او مانند سایر گفته هایش، ختم جنگ را از کارهای بزرگش می داند و می گوید: «روحیه من اینگونه است که اصلا از کشتار و زندان خوشم نمی آید، هرچه می خواهد باشد. هیچ وقت خوشحال نمی شوم که مثلا دشمنی را زندانی کرده ایم و یا کشته ایم...از روحیه بعضی ها که می روند و موقع اعدام، اعدامی را تماشا می کنند، تعجب می کنم که اینها دیگر چه آدمهایی هستند...ختم جنگ برای من بسیار مهم بود، واقعا از کشته شدن عراقی ها ناراحت می شدم و دلم نمی خواست در سخنرانی هایم آمار تلفات آنها را بگویم، اما ناچار بودم و باید گزارش می دادم. از جاهایی که در زندگی من این موضوع پیش آمد که گفتم از جنگ بیزارم؛ یکبار آیت الله خامنه ای به من گفتند که شما از جریان جنگ، قهرمان بیرون می آیید. من گفتم نمی خواهم قهرمان جنگ باشم، می خواهم قهرمان صلح باشم؛ روحیه من اینگونه است».
او دلیل این سخن آیت الله خامنه ای را «مأموریت های جنگی خوبی که انجام داده» ذکر می کند و روایت می کند که هنگام دریافت نشان «فتح» حاضر نشده که در مراسم رسمی این مدال به او داده شود.
بعد از این مصاحبه ها در بخش بعدی کتاب یکی از نامه های آیت الله هاشمی با عنوان «نامه ای به فرزند رزمنده» که به فرزندش یاسر که در جبهه به سر می برد نوشته شده، منتشر شده است و بخش پایانی کتاب را اسناد و تصاویری از دوران قبل و بعد انقلاب آیت الله هاشمی رفسنجانی تشکیل می دهد.
تبلیغات متنی
-
تصادفی که پرده از راز یک قتل هولناک برداشت
-
اتهام سنگین میثاقی به بازیکنان لیگ برتر
-
راز قتل در کمپ ترک اعتیاد مخفی نماند
-
عکس لو رفته از شروین حاجیپور و ترلان پروانه شر شد
-
فال روزانه سهشنبه ۱۴ بهمن ۱۴۰۴ | فال امروز| Daily Omen
-
رایزنیهای مداوم تهران و ریاض در روزهای اخیر
-
منوچهر هادی: به ما برچسب «قاتل» زدند
-
پری سیمای سریال ستایش: حرفی برای گفتن ندارم
-
رد پای یک سفارتخانه خارجی در اوضاع آشفته فوتبال
-
پیامک مسخرهای که وسط اتفاقات مهم به دست مردم رسید
-
تراکتور با پرداخت پول به دنبال تغییر رأی کمیته انضباطی
-
نطق اردوغان در آستانه دیدار مهم ایران و آمریکا
-
گزارش محرمانه ارتش اسرائیل به آمریکا درباره ایران
-
پهپاد سپاه بالای سر ناو هواپیمابر آمریکا قرار گرفت
-
مشاور رهبر انقلاب با لباس نظامی مقابل دوربین حاضر شد
-
گزارش محرمانه ارتش اسرائیل به آمریکا درباره ایران
-
مشاور رهبر انقلاب با لباس نظامی مقابل دوربین حاضر شد
-
جای خالی امیرجدیدی و رضا کیانیان در جشنواره فجر خبرساز شد
-
پیغام مهمی که شمخانی ساعاتی پیش مخابره کرد
-
جمله خاص آقای کارگردان در جشنواره فجر پرحاشیه شد
-
یکتا ناصر بهخاطر منوچهر هادی درخواست حلالیت کرد
-
بروکسل تصمیم ایران درباره ارتش را رد کرد
-
واکنش رسمی به دیدار احمدینژاد با چهره جنجالی آمریکا
-
رفتار عجیب و بیادبانه محمدحسین مهدویان در جشنواره فجر
-
اقدام امنیتی برای حفاظت از تهران و پایگاه فردو
-
فراخوان برای آنفالو کردن هادی چوپان در اینستاگرام
-
الناز شاکردوست از سینما خداحافظی کرد
-
صداوسیما فهرست اهداف حمله به امارات را اعلام کرد
-
یک ملیپوش دیگر از تیمملی خداحافظی کرد
-
حضور داماد یهودی ترامپ در نشست جمعه با ایران
-
مداح مشهدی شعار «این آخرین نبرده» را اجرا کرد
-
یک افغانستانی صاحب جایزه بدترین خانه سال جهان شد!
-
اعزام پهپادهای سپاه برای تعقیب آبراهام لینکلن
-
خشم منوچهر هادی در جشنواره فجر: دیکتاتور هستید!
-
سفارت ایتالیا در تهران تعطیل شد
-
ادامه اعزام نیرو و تجهیزات نظامی آمریکا به منطقه
-
زمان دیدار ویتکاف و عراقچی در استانبول مشخص شد
-
ورود کاروان نظامی بزرگ آمریکا به عراق
-
پدیده دنیای مداحان در شبکه سه رونمایی شد
-
خبر مهم؛ آمریکا در حال تخلیه پایگاه العدید قطر
-
نیروهای ویژه آمریکا در دیگو گارسیا مستقر شدند
-
حرکت زشت و زننده مجری شبکه افقِ صداوسیما
-
ادعای رادیو اسرائیل، زمان حمله آمریکا را لو داد
-
تک چرخ با موتور سیکلت ۱۲ سیلندر هوندا
-
توسلی: از اخراج آقازادهها توسط کشورهای خارجی تشکر میکنیم
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
نظر کاربران
پایبند وسرافراز باشی هاشمی،به کوری چشم حسودان محبوب دل همه هستی
خیرباشه ایشالا
خدا وكيلي !!!!چي فرض ميكنن مردم رو ؟؟
چی بگم واللا؟؟؟
حالا چراجماران
واقعا مردم عبداله فرض میکنید؟؟؟!!!؟!؟لابد چیزی واقعا ندارند!!؟؟!؟!؟حتما درآمدآنچنانیست که میتوننددربلاترترین نقطه شهروبااجاره آنچنانی وبا هزینه گزاف بادیکاردوزن وفرزند تحصیلکرده فراوان وازهمه مهمتر؟مثل مانیستندکه درسن52سالگی بازنشسته وبیکاروچندفرزندتحصیلکرده بیکاره!؟!؟!؟! اجرتان باسیدالشهدا
این که مستاجر دولت هستند قبول ،اگه ممکنه بفرمایند مبلغ کرایه واقعی اجاره چنده واز حقوق ایشان چقدر کم میکنند وباز اگر امکان دارد بفرمایند منزل شخصی خودشان را چند کرایه داده اند.؟؟؟متشکرم.
ادمین جون نظر ما رو حذف کردیا خسته نباشی
اره شما گفتي وما باور كرديم اقاي هاشمي جان .
اقا هر چی دارن حقشونه