یک سال کتک خوردن در مدرسه!
پرویز خرسند درباره تنبیه بدنی دانش آموزان در روزنامه شرق نوشت: محصل که بودم، آرام بودم و مغرور. با وجود وضع نابسامان خانوادگی و کوچهای اجباری مداوم به خاطر شغل پدرم، بار این تنهایی و بیکسی را در غروری که پشت سکوتم پنهان شده بود، حمل میکردم تا اینکه قرعه به نام بجنورد افتاد.
پرویز خرسند درباره تنبیه بدنی دانش آموزان در روزنامه شرق نوشت: محصل که بودم، آرام بودم و مغرور. با وجود وضع نابسامان خانوادگی و کوچهای اجباری مداوم به خاطر شغل پدرم، بار این تنهایی و بیکسی را در غروری که پشت سکوتم پنهان شده بود، حمل میکردم تا اینکه قرعه به نام بجنورد افتاد.
پدرم از آن استوارهای ارتشی بود که همیشه دلش میخواست رئیس باشد نه مرئوس و از آنجایی که هیچ راهی جز رفتن به روستاها و مناطق دورافتاده برای ترفیع جایگاه بلد نبود، هر از چندی ما را از روستا یا شهر کوچکی به آبادی دورافتادهای میبرد تا بلکه آنجا در پاسگاهی به مقامی درخور برسد و بجنورد هم یکی از این نقاط بود. آن موقع در خیابان اصلی بجنورد، دبستانها دست راست خیابان و تنها دبیرستان شهر در سمت چپ خیابان قرار داشت و از نگاه دخترانی که هر صبح ما محصلها را میپاییدند میشد فهمید که اگر در پیادهروی سمت چپ خیابان در حال حرکتی، به چشم آنها مرد شدهای و اگر در پیادهروی سمت راست، هنوز بچهای و این گفتوگو ندارد دیگر!
لابد حق میدهید که وقتی سال ششم دبیرستان شروع شد چه ذوق و شوقی از قدمگذاشتن در پیادهروی سمت چپ آن خیابان داشتم و ١٠ روز بعد که معلوم شد به دلیل شلوغبودن دبیرستان، باید دوباره به همان دبستان سمت راست خیابان برگردیم، چه حالی پیدا کردم. رفتوآمدهای آن روزهای کوتاه به دبیرستان بجنورد آنقدر برایم لذتبخش بود که برگشت به مدرسه و بچه بهحسابآمدن آنهم بعد از ١٠ روز تجربه مردانگی، چه حالی از من گرفت. روز سختی بود آن روز برگشت. همه توی صف ایستاده بودیم و بالای پلهها و کنار سکو، ناظم تودهای مدرسه داشت برایمان خطونشان میکشید.
حرفش این بود که فکر نکنیم حالا که چند روزی را در دبیرستان گذراندهایم، مرد شدهایم، بلکه اینجا همان دبستان است و ما شاگردان آن. توهینها و تهدیدهای عجیبوغریبش برای من که غرور کاذبی داشتم، سنگین آمد و شاید به همین خاطر بود که در سکوت مطلق صف، سرفهای پرصدا کردم، از آن سرفهها که سیل خنده بچهها را به راه انداخت.
ناظم متوجه شد که کار من است و همانجا صدایم کرد. از پلهها بالا رفتم؛ یک، دو، ده و شپلق! کشیده محکمی به گوشم خورد که از آن بالا به پایین افتادم. دوباره! «پرویز خرسند، بیا بالا!» بالا رفتم و شپلق! تمام صورتم از اثر افتادن روی پلهها خونی شده بود اما ناظم بهجای فیصلهدادن ماجرا، اعلام کرد که از امروز یک کتک مفصل، جیره روزانهات خواهد بود مگر روزی که بدون تمرد به شب برسانی.
ماجرا اما یک سال طول کشید، یک سال پر از کتک و چه خوشبخت بودم من که خانوادهام در طول این یک سال، نه کف دستهای ترکهخوردهام را دیدند و نه صورت سرخشده با سیلیام را. دنیای فقیرانه جایی برای این سؤالها ندارد.
سالها بعد، درحالیکه من دانشآموز دبیرستانی در مشهد بودم، دیگر نام پرویز خرسند به عنوان نویسنده برای مردم شناختهشده بود. آن روزها به پاتوق داشآقا در پاساژی میرفتیم که محفل دانشجویان مسلمان بود و آنجا بروبیایی داشتند. در ورودی این قهوهخانه، محمدعلی واکسی بساط داشت با ١٥ صندلی. یک روز اتفاقی روی یکی از صندلیها نشستم برای واکسزدن کفشهایم و همانموقع بود که آن ناظم از درگاه درآمد و کنارم ایستاد. با احترام بلند شدم و گفتم بفرمایید یا جای من بنشینید یا روی یکی از ١٤ صندلی.
ایشان که من را به عنوان نویسنده و دوست دکتر علی شریعتی و شاگرد برادر خودش میشناخت، گفت محال است جلوی شما بنشینم. هرچه از من تعارف، از ایشان انکار و این البته نشان میدهد که معلمهایی که آنموقع ما را کتک میزدند از چه میزان شعور و درک بالایی برخوردار بودند. خلاصه مدتی به همین منوال گذشت تا بلند شدم و گفتم آقای فلانی شما یک سال تمام من را در بجنورد کتک میزدی و حالا کنارم روی صندلی نمینشینی؟
گفت مگر شما پرویز خرسند نیستید؟ گفتم چرا، آنموقع هم من را به همین نام صدا میزدی و اسباب تنبیهت فراهم بود. آن دیدار به خجالت ایشان گذشت و به پایان رسید؛ اما ممکن بود آماج این تنبیهها یا من را بهکل از درس بیندازد یا راهی بازار و کسبوکارم کند یا اینکه به راه بدتری کشیده شوم. امروز هم اگر دغدغهای درباره تنبیه محصلها هست، مربوط به همین نگرانیهاست وگرنه که آن دوره و شیوه تنبیههایش دیگر به فراموشی رفته.
تبلیغات متنی
-
تصاویری از احسان افرشته که امروز اعدام شد
-
تماشای فرود هواپیمای غولپیکر آمریکا در فرودگاه پکن
-
سوتی وحشتناکی که آرزوهای رونالدو را به باد داد
-
پزشکیان سمت جدیدی برای عارف درنظر گرفت
-
انتقاد تند فرهیختگان به تیتر «صلح طلبی» سازندگی
-
تمام آنهای که بیکار شدهاند را این روزها سرِ کار گذاشتهاند
-
درباره یک نفر که این روزها خیلی خوب بازی میکند
-
غضنفری: آمریکا احتمالاً قصد تصرف برخی جزایر را دارد
-
چین و روسیه تا کجا پای ایران خواهند ماند؟
-
مارکو روبیو با لباس ورزشی مادورو در راه چین
-
پسری که با یک دختر ارتباط پنهانی داشت، برادر او را کشت
-
خالکوبی روی دست کودک ۲۲ماهه توسط مادر سنگدل
-
صحنهای از بابلسر که در هر شهری دیده نمیشود!
-
ترامپ از ایالت ۵۱ آمریکا رونمایی کرد!
-
هشدار هواشناسی: تا شنبه هفته آینده مراقب باشید
-
تمام آنهای که بیکار شدهاند را این روزها سرِ کار گذاشتهاند
-
درباره یک نفر که این روزها خیلی خوب بازی میکند
-
غضنفری: آمریکا احتمالاً قصد تصرف برخی جزایر را دارد
-
چین و روسیه تا کجا پای ایران خواهند ماند؟
-
ترامپ از ایالت ۵۱ آمریکا رونمایی کرد!
-
تمام چیزهای که باید درباره زلزله دیشب تهران بدانید
-
انتقاد شدید از مواضع جنگی چند نماینده؛ متوهم هستید!
-
احسان افرشته اعدام شد
-
علت زمینلرزه امشب تهران مشخص شد
-
تصاویری از وضعیت خیابانهای تهران بعد از زلزله
-
ادعایی درباره «عملیات پتک» آمریکا بعد از پایان آتشبس
-
تهران امشب خواب ندارد، زمین باز هم لرزید
-
زلزله برای دومینبار امشب تهران را لرزاند
-
ایران درباره تنش اخیر با کویت بیانیه داد
-
اقدام طالبان که میتواند چهره ایران را تغییر دهد
-
تهران دقایقی پیش شاهد طوفان و زلزله بود
-
زلزله برای دومینبار امشب تهران را لرزاند
-
پاسخ وزیر ارتباطات درباره زمان وصل شدن اینترنت
-
علت زمینلرزه امشب تهران مشخص شد
-
دلایلی که نشان میدهد احتمال جنگ زیاد شده است
-
تصاویری از وضعیت خیابانهای تهران بعد از زلزله
-
خانم بهاره کیانافشار، زیبای خفتهای که کاش بیدار نشود
-
خبر مهم آکسیوس از قدم بعدی ترامپ درباره ایران
-
تصاویر املاک توقیفشده خبرنگار اینترنشنال منتشر شد
-
قطع دو پای مدل معروف به دلیل یک بیماری مرموز
-
مجری صداوسیما: به افغانستان و سوریه مهاجرت کنید!
-
ترامپ: من بهترین برنامه تاریخ را برای ایران دارم
-
سارا کنعانی در خلوتترین روزهای اینستاگرام مشهور شد
-
دو خبر و یک تحلیل که پیشبینی جنگ را ساده میکند
-
تهران امشب خواب ندارد، زمین باز هم لرزید
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
نظر کاربران
عجب داستانی ساختی..ما هم حتما نمیدونیم همش داستانه
اگر باکتک خوردن کسی سربه راه وآدم می شد الان قحطی الاغ بود
کتک زدن یا نزدن دردی از اوضاع نابسامان این مملکت درمان نمیکنه.
همه جا مشکل هست: تو آموزش، تو استخدام ها، تو تحصیلات دانشگاهی، تو بانک ها، تو واردات و صادرات، تو تولید و ...
اما اگر دولت به آموزش بها میداد شاید ....
بی احترامی کردی باید ادب می شدی چه بسا اگه تنبیه نمیشدی الان این نبودی
...