یادداشتی درباره «مسیریابی بانکداری مرکزی»
دکتر پویا جبل عاملی در سرمقاله روزنامه دنیای اقتصاد نوشت: یکی از دلایل اقامه شده برای واکنش مناسبتر اقتصاد ایالاتمتحده به رکود اقتصادی، دو هدفی (Dual Mandate) بودن فدرال رزرو است.
از نظر طرفداران این نظریه، دو هدفی بودن، انعطاف بیشتری به سیاست پولی میدهد و طیف بیشتری از سیاستها میتواند موردنظر مقامات پولی قرار گیرد. البته زمانی میتوان با این ایده همراهی کرد که حداقل در کوتاهمدت قائل به رابطهای میان تورم و بیکاری بر مبنای منحنی فیلیپس باشیم و هرچه از نظر ما، منحنی فیلیپس افقیتر باشد یا بهعبارت دیگر به شواهدی دست یابیم که تورم فارغ از کلهای پولی تعیین شده یا بر اثر جهانی شدن، عوامل بیرونی اقتصاد ملی بر آن بیش از گذشته اثرگذار باشد، جا برای نزدیک شدن به پارادایم دو هدفی بانک مرکزی باز میشود.
اینکه بانکهای مرکزی واقعا باید به غیر از هدف تورمی و البته اخیرا بحث حفظ ثبات مالی که میتوان گفت مورد اجماع اقتصاددانان است، به افزایش اشتغال و رشد اقتصادی نیز بهعنوان یک هدف بنگرند، هنوز مورد مجادله است. نمیتوان از این مورد چشم پوشید که بیش از دو دهه تاکید بر هدف تورمی و کسب اعتبار برای بانک مرکزی، منجر به دورهای آرام برای اقتصاد کلان از منظر ثبات قیمتی شد؛ اما از آن سو بسیاری نیز معتقدند که گامهای فدرال رزرو بهخصوص در تعریف سیاستهای تسهیل مقداری بر روند بهبود اقتصادی ایالاتمتحده موثر بود. اگر آنچه بانک مرکزی اروپا از سال ۲۰۰۸ به مدت ۴ سال انجام داد، توسط فدرال رزرو گرتهبرداری شده بود، وضعیت اقتصاد جهانی میتوانست به مراتب بدتر از زمان کنونی باشد. از این رو هرچند هنوز هدف تورمی، مهمترین هدف بانک مرکزی در ادبیات مرسوم اقتصادی است، اما میتوان گفت که ما در ابتدای دورهای هستیم که این پارادایم میتواند تغییر کند.
ارسال نظر