پرونده فرار عروس ایرانی در ۳ کشور
به دنبال فرارعروس یک خانواده ایرانی از آلمان به لوکزامبورگ پروندههایی در دادگاههای ایران و دو کشور اروپایی تشکیل شده تا قضات این سه کشور درباره اختلافهای عمیق زن و شوهر ایرانی تصمیم بگیرند.
روزنامه ایران: به دنبال فرارعروس یک خانواده ایرانی از آلمان به لوکزامبورگ پروندههایی در دادگاههای ایران و دو کشور اروپایی تشکیل شده تا قضات این سه کشور درباره اختلافهای عمیق زن و شوهر ایرانی تصمیم بگیرند.
«بهزاد» که برای گذراندن تعطیلات نوروزی و دیدن پدر و مادرش از آلمان به تهران سفر کرده است، چند روز بعد از تعطیلات عید به شعبه ۲۶۱ مجتمع قضایی ونک رفت تا از روند پروندهای که وکیل همسرش علیه او تشکیل داده مطلع شود. مرد میانسال که موهای بلند جوگندمی داشت و لباسهای شیک پوشیده بود، پس ازمراجعه به دادگاه پی برد همسرش دادخواست «مطالبه مهریه» داده است. البته او هم در دو کشور خارجی پروندههایی برای بازداشت همسرش و ملاقات با فرزند خردسالش تشکیل داده بود.
پشت اتاق دادگاه روی نیمکت نشسته بود و وقتی از پسرش حرف میزد، بغض راه گلویش را میبست و سکوت میکرد...
بهزاد چند روز دیگر باید به شـــــــهر کلن بازمی گشت. نخستین بار که برای ادامه تحصیل به آلمان رفت فقط ۱۶ سال داشت. اما چند سال بعد با اصرار مادرش به تهران بازگشت و از دریافت اقامت انصراف داد. با این حال وقتی به ایران آمد بعد از چند ترم تحصیل، رشته مدیریت بازرگانی را رها کرد تا به پدرش در رستورانشان کمک کند. او نوازنده گیتار بود و خیلی دلش میخواست فعالیتهای هنریاش را ادامه دهد برای همین موسیقی را دنبال کرد و حتی به کلاسهای خوانندگی رفت. دلش میخواست خواننده مشهوری شود، برای همین رستوران را هم رها کرد و در ۳۰ سالگی به آلمان بازگشت.
پسر جوان بسرعت در یکی از رستورانهای کلن شروع به خوانندگی و نواختن گیتار کرد. یکی دو سال بعد از آن در جمع ایرانیهای مقیم آلمان به شهرت رسید و حتی در جشنهای عروسی هم با استقبال مخاطبان روبهرو شد.
درست ۱۰ سال از مهاجرت بهزاد به آلمان میگذشت که به فکر تشکیل خانواده افتاد. در شب تولد چهل سالگیاش بود که موضوع را با دوستانش در میان گذاشت. فردای همان روز هم سفارش یک قاب عکس بزرگ برای فرزند آیندهاش داد تا سال بعد در جشن تولد چهل و یک سالگیاش به آن قاب عکس پرشده خیره شود و به یادگار فیلمی ضبط کند.
نخستین انتخاب بهزاد برای زندگی جدید، «سپیده» خواهر یکی از دوستانش بود، دختری که با مدرک دیپلم در یک شرکت خصوصی در کشور لوکزامبورگ بهعنوان منشی کار میکرد که البته تنها انتخاب بهزاد هم باقی ماند. چرا که او دوست داشت همسر آیندهاش دختری با فرهنگ و آداب ایرانی و از همه مهمتر اهل زندگی باشد. از برادر سپیده بدی ندیده بود و خواهر آنها هم بیست سال عاشقانه با شوهرش زندگی کرده بود.
به همین دلیل با موافقت دو خانواده سپیده چند روزی به کلن رفت تا دختر و پسر جوان بیشتر با هم آشنا شوند. همه چیز برای آغاز یک زندگی مشترک مهیا بود تا اینکه بهزاد فهمید همسر آیندهاش پیش از این با یک مرد آفریقایی تبار اهل لوکزامبورگ ازدواج مصلحتی کرده تا اقامت آن کشور را اخذ کند. با این حال بهزاد اهمیتی به مسأله ازدواج صوری سپیده نداد و آن را موضوعی عادی در کشوری اروپایی دانست. چند ماه بعد از آشنایی هر دو به تهران آمدند و جشن عروسی مفصلی برگزارکردند. بعد هم قرارشد طبق برنامه قبلی برای ادامه زندگی مشترک به آلمان بروند. اما نخستین اختلاف جدی بهزاد و سپیده، درست روزبعد از عروسی پیش آمد. پدر عروس یک چک 20 میلیون تومانی بابت تهیه جهیزیه به دخترش هدیه داد، اما بهزاد پیشنهاد داد با همان وسایل موجود، زندگیشان را ادامه دهند.
بعد هم پیشنهاد کرد 30 میلیون تومان هم خودش بدهد تا آپارتمانی را بهصورت شریکی بخرند تا پشتوانه مالی فرزند آیندهشان در ایران باشد. اما سپیده همانجا گفت به بهزاد اعتماد ندارد و نمیتواند چک پدرش را به او دهد. بهزاد از این برخورد همسرش ناراحت شد، اما برای اینکه دلخوری پیش نیاید موضوع را به روی خودش نیاورد و ترجیح داد زندگیاش را با آرامش ادامه دهد. اما این آرامش تنها چند ماه دوام آورد وهمزمان با اعلام خبربارداری ازسوی همسرش، اختلافهای تازهشان شروع شد. سپیده اصرار میکرد فرزندشان در لوکزامبورگ به دنیا بیاید تا بتوانند از کمک 20 هزار یورویی دولت آنجا بهرهمند شوند. ولی بهزاد اصرار داشت فرزندشان درهمان آلمان متولد شود. با این حال این بار هم بهزاد به عشق فرزند آیندهاش، سختی رفت و آمد به یک کشور دیگر را تحمل کرد و هزینههای مالی زیادی بابت مسافرتهای متعدد پرداخت. هنوز خانواده آنها سه نفره نشده بود که سپیده با اصرار از شوهرش خواست از شغل خوانندگی در رستورانها و جشنها دست بکشد و بیشتر به او و فرزندی که در راه داشتند فکرکند. بهزاد این بارهم به خواسته همسرش احترام گذاشت. بعد هم تصمیم گرفت برای سلامتی فرزند
آیندهاش و تأمین آرامش زندگیشان یک رستوران باز کند و خوانندگی را کنار بگذارد. چندی بعد هم پسرشان به دنیا آمد اما مشکلات آنها تمامی نداشت.
چرا که سپیده تمام 20 هزار یورو کمک هزینه دریافتی ازدولت لوکزامبورگ را به حساب خودش ریخت و از هزینه ماهانه 350 یورویی دولت لوکزامبورگ هم حرفی به میان نیاورد. این اختلافها و بحثها تا زمانی که پدر و مادر بهزاد برای دیدن نوهشان به آلمان رفتند ادامه داشت و در نهایت با دعوای عروس و مادرشوهر به اوج خود رسید. گرچه اختلاف میان مادر و همسر بهزاد موضوع مهمی نبود، اما سه هفته بعد بهزاد وقتی از بدرقه پدر و مادرش در فرودگاه بازگشت، نه اثری از همسرش دید و نه پسر چند ماههاش.
از روزی که سپیده با پسرش به لوکزامبورگ فرار کرد تا روزی که بهزاد به دادگاه خانواده تهران مراجعه کرده بود، بیش از دو سال میگذشت و او حتی دراین مدت موفق نشده بود حتی یکبار پسرش را در آغوش گیرد. او تلاش کرد از طریق برادرزنش و ایرانیهای دیگر مقیم آلمان همسرش را به زندگی خانوادگیاش بازگرداند، اما موفق نشد که هیچ، حتی همسرش اجازه نداد فرزندشان را هم ببیند.
از آن پس بهزاد ازهمسرش به جرم سرقت پول و طلاهایشان در دادگاه آلمان شکایت و او را محکوم کرد، اما در دادگاه لوکزامبورگ نتوانست از شکایت خود درباره فرار همسرش از آلمان و پنهان کردن فرزندشان نتیجه بگیرد. در عوض همسرش با استخدام وکیل تلاش کرد مهریه 312 سکه طلایش را از بهزاد در دادگاه خانواده تهران مطالبه کند.بهزاد در همان حال که روی نیمکت راهروی مجتمع قضایی ونک نشسته بود، به فرجام زندگیشان فکرمی کرد و به مدارک چند هزار یورو پولی که در مقاطع مختلف به همسرش بابت مهریه پرداخت کرده بود نگاه میکرد. برای او نه اقامت آلمان و لوکزامبورگ اهمیتی داشت و نه پولهایی که از دست داده بود. حتی خوانندگی را بهعنوان عشق اصلی زندگیاش فراموش کرده بود و تنها به این فکر میکرد که چگونه میتواند به پسرش برسد و...
تبلیغات متنی
-
فعالیت سفارت ایتالیا در تهران متوقف شد
-
طرح جالب یک روزنامه برای جانباختگان حوادث دیماه
-
اطلاعیه درباره علت مرگ مشکوک دو دانشجوی پزشکی
-
حضور بازیگر زن زخمکاری در جشنواره فجر جلبتوجه کرد
-
ماجرای چند نام تکراری در فهرست اعلامی دولت از جانباختگان
-
مهناز افشارِ ۲۵ ساله در کنار محمدرضا گلزار
-
ماچادو: رئیسجمهور ونزوئلا خواهم شد
-
پیغام جدیدی که از آمریکا به ایران مخابره شد
-
محسن کیایی خطاب به صداوسیما: بیادبی کردید
-
حال مجری تلویزیون وخیم شد
-
بخشی از واکنش ترامپ به صحبتهای امروز رهبر انقلاب
-
ساپینتو: همه خسته هستند
-
اقدام معنادار عراق با رونمایی از یک شهر موشکی
-
کشف ۳ قطعه شمش طلا قاچاق در هنگ مرزی تایباد
-
مداح مشهدی شعار «این آخرین نبرده» را اجرا کرد
-
فعالیت سفارت ایتالیا در تهران متوقف شد
-
اطلاعیه درباره علت مرگ مشکوک دو دانشجوی پزشکی
-
ماجرای چند نام تکراری در فهرست اعلامی دولت از جانباختگان
-
پیغام جدیدی که از آمریکا به ایران مخابره شد
-
بخشی از واکنش ترامپ به صحبتهای امروز رهبر انقلاب
-
اقدام معنادار عراق با رونمایی از یک شهر موشکی
-
مداح مشهدی شعار «این آخرین نبرده» را اجرا کرد
-
مهدی قایدی جلوی خنده مجری شبکه افق را گرفت
-
موج تازه برف و باران شدید در راه است
-
آغاز پروازهای شرکت هواپیمایی هلند به خاورمیانه
-
شجاع خلیلزاده امشب دوباره به صدر اخبار رفت
-
آرایش نظامی پایگاههای آمریکا در منطقه تغییر کرد!
-
شروط عراقچی برای توافق با آمریکا اعلام شد
-
اقدام معنادار زننده سوپرگل این هفته لیگ برتر
-
راهکار خبرساز پاریس برای جلوگیری از جنگ در ایران
-
ناو هواپیمابر لینکلن دریای عمان را ترک کرد
-
کریسمسِ صداوسیمای ایران تا ابد عزادار شد
-
احکام برخی دستگیرشدگان اعتراضات اخیر صادر شد
-
دو انفجار خبرساز در اهواز و بندرعباس
-
رزمایش مشترک ایران، روسیه و چین تکذیب شد؟
-
ورود کاروان نظامی بزرگ آمریکا به عراق
-
یک سامانه بارشی قوی در آستانه ورود به کشور
-
بازیگران در جشنواره فجر مشکیپوش شدند
-
رابعه اسکویی از مردم عذرخواهی کرد
-
خواننده و مجری سرشناس ترکیه درگذشت
-
موضع عربستان درباره جنگ با ایران ۱۸۰ درجه تغییر کرد
-
پیام شهاب حسینی به پدر و مادرِ ایلیا دهقانی
-
خبر فوری علی لاریجانی در رابطه با آمریکا
-
رسانه قالیباف خواستار اخراج بازیکن استقلال شد
-
تاریخ جدید رزمایش دریایی ایران، چین و روسیه مشخص شد
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
نظر کاربران
عجب زن حرامخوری
تقصیر مردهای ایرانی نیست که ازدواج نمیکنن
اشتباهش این بوده که خیلی به حرف زنش گوش میداده همون اول باید مشخص میکرد که کی باید تصمیم آخرو بگیره
شاید برگشته پیش همون شوهر اولش که آفریقایی بوده
اینجوری زنی بایدطرف حساب من می بودم ،پیداش میکردم هرکجابود کاری باهاش میکردم که از به دنیااومدنش پشیمون میشد..
یک طرفه نمیشه قضاوت کرد باید حرف همسرش رو هم شنید
مگه میشه؟؟؟؟
حتما چیزهای دیگه ایی هم هست که ازش صحبت نشده یه تنه به قاضی رفته وگرنه زنش مغز خر که نخورده !
خیلی از دخترها چند ماه بعد از ازدواج مهر خود را اجرا میگذارند درامد خوبی است
چ زن دزد واحمقی. همون بهتربرود پیش همان اوگاندایی.
این خانم اذاول مشکل داشته.سارق بی صفت
خاک توسرسپیده /حیف اون همه خوبی/واقعا بعضی ازخانومها لیاقت خوبی که سهل لیاقت آشغالم ندارند بیشعورای نفهم