رضا کیانیان از طلبگی در مشهد تا تئاتر!
«آن شب تا صبح نخوابیدم و با خودم عوالمی داشتم. صبح که شد، رفتم پیش آقای ابطحی و گفتم من نمیتوانم این کار را بکنم.»
«آن شب تا صبح نخوابیدم و با خودم عوالمی داشتم. صبح که شد، رفتم پیش آقای ابطحی و گفتم من نمیتوانم این کار را بکنم.»
به گزارش «۲۴»، رضا کیانیان که علاوه بر بازیگری، دستی بر قلم و دوربین عکاسی هم دارد، خاطرات تلخ و شیرین بسیاری را در زندگی خود ثبت کرده و گاهی آنها را مکتوب هم کرده است. با این حال خاطره زیر که از دوران حضور او در مشهد است، تا کنون شاید کمتر منتشر یا بازخوانی شده باشد.
بنابراین گزارش وی درباره سالهای طلبگی در مشهد میگوید: «من یک دورهای درس طلبگی هم خواندهام. در مشهد میرفتم حوزه علمیه و پیش آقای ابطحی، آقای هاشمینژاد و آقای خامنهای درس میخواندم. درسهای مختلفی هم بود؛ مثلا درس تفسیر قرآن، در کنار این درسها کار تئاتر هم میکردم. مثلا یادم هست تئاتری اجرا کردیم به اسم «باران» درباره روحانیای که وقتی باران نمیبارد به صحرا میرود و دست به دعا بر میدارد و از خدا میخواهد که باران بفرستد. بعد هم باران میبارد. این از آن تئاترهایی بود که حتی آدمهای مذهبی مشهد هم برای دیدنش آمدند. متن این نمایشها را برادرم، داوود کیانیان، مینوشت. یادم هست برای دیدن این تئاتر همیشه سالن شیر و خورشید مشهد شلوغ بود. همهجور آدمی برای دیدن این تئاتر آمده بودند. حتی طلبهها هم آمده بودند که این تئاتر را ببینند و خب، آن روزها برای یک طلبه رفتن به سالن تئاتر واقعا سنتشکنی بود. من هم تا وقتی که آقای ابطحی گفت فقط یک روز به مراسم عمامهگذاریات مانده، به این فکر نکرده بودم که بعدا باید چه کار بکنم.»
بنابراین گزارش، وی ادامه می دهد: « آن شب تا صبح نخوابیدم و با خودم عوالمی داشتم. صبح که شد، رفتم پیش آقای ابطحی و گفتم من نمیتوانم این کار را بکنم. گفت چرا؟ گفتم چون اگر عمامه روی سرم بگذارم، دیگر نمیتوانم بروم تئاتر ببینم، چه رسد به این که در تئاتر بازی کنم. سینما هم نمیتوانم بروم. آن روزها «جامع المقدمات» را تمام کرده بودم و داشتم کتابهای بعدی را میخواندم. تشخیص داده بودند که درسهایم را خوب میخوانم و به این نتیجه رسیده بودند که طلبه کوچکی هستم و اگر عمامه بگذارم خوب است. دلیلش هم این بود که جزء بهترین شاگردهای آقای ابطحی بودم. یادم هست که تقریبا همه هم دورههای ما عمامه گذاشتند؛ مثلا آقای راستگو که سالهای سال در تلویزیون برنامه اجرا میکردند. یعنی همزمان با این که درسهای دبیرستان را میخواندم، طلبه حوزه علمیه هم بودم و تازه در گروه تئاتر برادرم هم کار میکردم. خطابه را هم یاد گرفته بودم، بلد بودم روی منبر بروم و حرف بزنم؛ حتی قبل از این که درس را شروع کنم، بهخاطر کار تئاتر حرف زدن، یا درستترش را بگویم خوب حرف زدن را یاد گرفته بودم.»
به گزارش «24»، کیانیان که در سال چهارم دبیرستان با گریم خود با پنبه و پوشیدن عبا و دشداشه، به جای روضهخوان جلسه ماهانه مادر، روی منبر هم نشسته درباره، روضه خوانی میگوید: «همیشه از بخش روضه خواندن ناتوان بودهام، روضهخواندن نیاز دارد به آشنایی با موسیقی و روضهخوانهای حرفهای معمولا در دستگاههای موسیقی میخوانند. مشکل اینجاست که من هیچوقت موسیقی را یاد نگرفتهام و کسی که میخواهد روضه بخواند، باید سررشتهای از موسیقی هم داشت باشد. این را هم بگویم که خیلی از روضهخوانها شاید به طور جدی با موسیقی آشنا نباشند و حتی ممکن است ظاهرا دستگاههای موسیقی را هم نشناسد، ولی سالهای سال است که دارند در دستگاههای موسیقی و گوشههای مختلفش میخوانند.»
به گزارش «۲۴»، رضا کیانیان که علاوه بر بازیگری، دستی بر قلم و دوربین عکاسی هم دارد، خاطرات تلخ و شیرین بسیاری را در زندگی خود ثبت کرده و گاهی آنها را مکتوب هم کرده است. با این حال خاطره زیر که از دوران حضور او در مشهد است، تا کنون شاید کمتر منتشر یا بازخوانی شده باشد.
بنابراین گزارش وی درباره سالهای طلبگی در مشهد میگوید: «من یک دورهای درس طلبگی هم خواندهام. در مشهد میرفتم حوزه علمیه و پیش آقای ابطحی، آقای هاشمینژاد و آقای خامنهای درس میخواندم. درسهای مختلفی هم بود؛ مثلا درس تفسیر قرآن، در کنار این درسها کار تئاتر هم میکردم. مثلا یادم هست تئاتری اجرا کردیم به اسم «باران» درباره روحانیای که وقتی باران نمیبارد به صحرا میرود و دست به دعا بر میدارد و از خدا میخواهد که باران بفرستد. بعد هم باران میبارد. این از آن تئاترهایی بود که حتی آدمهای مذهبی مشهد هم برای دیدنش آمدند. متن این نمایشها را برادرم، داوود کیانیان، مینوشت. یادم هست برای دیدن این تئاتر همیشه سالن شیر و خورشید مشهد شلوغ بود. همهجور آدمی برای دیدن این تئاتر آمده بودند. حتی طلبهها هم آمده بودند که این تئاتر را ببینند و خب، آن روزها برای یک طلبه رفتن به سالن تئاتر واقعا سنتشکنی بود. من هم تا وقتی که آقای ابطحی گفت فقط یک روز به مراسم عمامهگذاریات مانده، به این فکر نکرده بودم که بعدا باید چه کار بکنم.»
بنابراین گزارش، وی ادامه می دهد: « آن شب تا صبح نخوابیدم و با خودم عوالمی داشتم. صبح که شد، رفتم پیش آقای ابطحی و گفتم من نمیتوانم این کار را بکنم. گفت چرا؟ گفتم چون اگر عمامه روی سرم بگذارم، دیگر نمیتوانم بروم تئاتر ببینم، چه رسد به این که در تئاتر بازی کنم. سینما هم نمیتوانم بروم. آن روزها «جامع المقدمات» را تمام کرده بودم و داشتم کتابهای بعدی را میخواندم. تشخیص داده بودند که درسهایم را خوب میخوانم و به این نتیجه رسیده بودند که طلبه کوچکی هستم و اگر عمامه بگذارم خوب است. دلیلش هم این بود که جزء بهترین شاگردهای آقای ابطحی بودم. یادم هست که تقریبا همه هم دورههای ما عمامه گذاشتند؛ مثلا آقای راستگو که سالهای سال در تلویزیون برنامه اجرا میکردند. یعنی همزمان با این که درسهای دبیرستان را میخواندم، طلبه حوزه علمیه هم بودم و تازه در گروه تئاتر برادرم هم کار میکردم. خطابه را هم یاد گرفته بودم، بلد بودم روی منبر بروم و حرف بزنم؛ حتی قبل از این که درس را شروع کنم، بهخاطر کار تئاتر حرف زدن، یا درستترش را بگویم خوب حرف زدن را یاد گرفته بودم.»
به گزارش «24»، کیانیان که در سال چهارم دبیرستان با گریم خود با پنبه و پوشیدن عبا و دشداشه، به جای روضهخوان جلسه ماهانه مادر، روی منبر هم نشسته درباره، روضه خوانی میگوید: «همیشه از بخش روضه خواندن ناتوان بودهام، روضهخواندن نیاز دارد به آشنایی با موسیقی و روضهخوانهای حرفهای معمولا در دستگاههای موسیقی میخوانند. مشکل اینجاست که من هیچوقت موسیقی را یاد نگرفتهام و کسی که میخواهد روضه بخواند، باید سررشتهای از موسیقی هم داشت باشد. این را هم بگویم که خیلی از روضهخوانها شاید به طور جدی با موسیقی آشنا نباشند و حتی ممکن است ظاهرا دستگاههای موسیقی را هم نشناسد، ولی سالهای سال است که دارند در دستگاههای موسیقی و گوشههای مختلفش میخوانند.»
منبع : تابناک
تبلیغات متنی
-
خبر مهم سازمان حمایت برای بازار خودرو اعلام شد
-
گریههای یک پدر در سردخانه برای شناسایی پیکر فرزندش
-
برنامه جنجالی، توقیف و مدیر شبکه افق، عزل شد
-
بیمه سلامت رایگان برای چه کسانی فعال شد؟
-
تصاویری عجیب و غیرقابل باور از رسایی در لباس سپاه
-
واکنش یک روحانی به حرکت شبکه افق پربازدید شد
-
ادامه اعزام نیرو و تجهیزات نظامی آمریکا به منطقه
-
سرخابیهای خانه به دوش در کمین شرق و غرب تهران
-
المیرا شریفیمقدم از پخش این تصاویر هنگ کرد
-
آمادهباش هلالاحمر در پی هشدار هواشناسی برای استان تهران
-
اختلال دوباره اینترنت بینالملل
-
جنگنده جدید نیروی هوایی که تهدیدی برای اف ۳۵ است
-
یک مقصد احتمالی برای اورانیوم غنیشده ایران
-
وقتی پناهیان گرانی طلا و سکه را به مساجد ربط داد
-
عربستان برای خرید ستاره بارسلونا ۴ تن طلا کنار گذاشت
-
گریههای یک پدر در سردخانه برای شناسایی پیکر فرزندش
-
برنامه جنجالی، توقیف و مدیر شبکه افق، عزل شد
-
تصاویری عجیب و غیرقابل باور از رسایی در لباس سپاه
-
ادامه اعزام نیرو و تجهیزات نظامی آمریکا به منطقه
-
المیرا شریفیمقدم از پخش این تصاویر هنگ کرد
-
اختلال دوباره اینترنت بینالملل
-
یک مقصد احتمالی برای اورانیوم غنیشده ایران
-
تصویر ایرانچک ۵۰۰ هزار تومانی منتشر شد
-
فوت دو دانشجو در کوی دانشگاه علوم پزشکی تهران
-
همه نمایندگان مجلس امروز سبزپوش شدند
-
رهبر انقلاب: ما شروعکننده نیستیم
-
بازداشتیهای زیر ۱۸ سال تعیین تکلیف شدند
-
ادعای رادیو اسرائیل، زمان حمله آمریکا را لو داد
-
سردار آزمون با چند استوری به مهدی قایدی پیوست
-
برای شادی مردم، آن شبکه بدنام صداوسیما را تعطیل کنید
-
کریسمسِ صداوسیمای ایران تا ابد عزادار شد
-
ناو هواپیمابر لینکلن دریای عمان را ترک کرد
-
احکام برخی دستگیرشدگان اعتراضات اخیر صادر شد
-
صابرین نیوز: ادعاهای کارشناس شبکه افق مضحک است!
-
در ساعات اخیر مهدی قایدی در صدر چهرههای پربحث است
-
تاییدنشده؛ شرط آمریکا برای انصراف از اقدام نظامی!
-
دو انفجار خبرساز در اهواز و بندرعباس
-
ترامپ امشب از یک تصمیم جدید درباره ایران خبر داد
-
رزمایش مشترک ایران، روسیه و چین تکذیب شد؟
-
پرواز پهپاد شناسایی ایران بر فراز خلیج فارس
-
یک سامانه بارشی قوی در آستانه ورود به کشور
-
رابعه اسکویی از مردم عذرخواهی کرد
-
موضع عربستان درباره جنگ با ایران ۱۸۰ درجه تغییر کرد
-
وضعیت تعطیلی مدارس تهران، شنبه ۱۱ بهمن
-
پیام شهاب حسینی به پدر و مادرِ ایلیا دهقانی
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل

نظر کاربران
ممنون از این مقالتون،من مشهدی هستم و عاشق هم شهریم آقای کیانیان خیلی دوسش دارم ، شمارو هم دوست دارم
ali bud