از «مریم حیدرزاده» چه خبر؟
«حسودیم شد یا شاید به قول خودش حسرت خوردم وقتی دیدمش. وقتی رنگهای زیبا را روی بوم سفید بی در و پیکر میبینم که چقدر زیبا و بهاری، پاییز و زمستانی که در پیش داریم را ترسیم کرده، زیباتر از تصویری که دو چشم بینا میبیند ولی درک نمیکند. حسرت می خورم. مریم حیدرزاده را همه میشناسند، شاعر روشندلی که سالها پیش شعرهایش را همه زیر لب زمزمه میکردند و برخی خوانندهها اشعار او را به سبکهای مختلف خواندند و مردم شنیدند.»
خبرگزاری ایسنا: «حسودیم شد یا شاید به قول خودش حسرت خوردم وقتی دیدمش. وقتی رنگهای زیبا را روی بوم سفید بی در و پیکر میبینم که چقدر زیبا و بهاری، پاییز و زمستانی که در پیش داریم را ترسیم کرده، زیباتر از تصویری که دو چشم بینا میبیند ولی درک نمیکند. حسرت می خورم. مریم حیدرزاده را همه میشناسند، شاعر روشندلی که سالها پیش شعرهایش را همه زیر لب زمزمه میکردند و برخی خوانندهها اشعار او را به سبکهای مختلف خواندند و مردم شنیدند.»
سایت جمهوریت با ذکر این مقدمه، گفتوگوی خود با مریم حیدرزاده را منتشر کرده که گزیده آن در پی میآید:
* این روزها بیشتر درگیر کارهای کتاب و آلبومم هستم. یک کتاب نثر که شامل نامههای عاشقانهای میشود و دو سالی است مشغول جمعآوری آنها هستم. نامههای خیلی عاشقانهای که سبکشان متفاوت است. این نامهها مخاطب خاصی دارند که مشخص است. برای ترجمه به چند زبان زنده دنیا که هماکنون در آستانه ویراستاری است صحبتهایی انجام شده. احتمالا اسم آن را «آسمان ستاره نداشت» خواهم گذاشت. این کتاب حدود ۵۰۰ صفحه است و فکر میکنم مورد استقبال قرار بگیرد. علاوه بر کتاب آلبوم دکلمهای را هم میخواهم به بازار بدهم که ترانههایش را نوشتم و مشغول گلچین کردن آنها هستم تا برای گرفتن مجوز ارائهشان دهم. این آلبوم را خودم به تنهایی دکلمه خواهم کرد و خوانندهای در آن حضور نخواهد داشت. نقاشی هم که مثل گذشته جریان دارد و انجامش میدهم ولی الان تمرکز اصلیام روی کتاب و آلبوم است چون دوست ندارم از ادبیات فاصله بگیرم.
* متاسفانه در این مدت به شدت مورد بیمهری وزارت ارشاد قرار گرفتم و علیرغم اینکه از آنها خواستم تا درباره شرایط کاریام توضیحی بدهند هیچکس حاضر نشد حتی مسالمتآمیز با من حرف بزند. من میخواستم اگر مشکلی هم وجود دارد حل شود اما متاسفانه همکاری نکردند. هیچ دلیل و بهانهای برای ممنوعالکاری من وجود نداشت و از هیچ منبع رسمی هم این موضوع به من اطلاع داده نشده بود. من خودم هم هر چقدر تحقیق کردم هیچ نامه و نوشتهای که کتبا درباره این موضوع باشد، پیدا نکردم. دوستان همیشه این موضوع را به آینده موکول میکردند و در جواب سوالهای من هم فقط میگفتند بعدا! خودشان هم به این موضوع اشارهای نمیکردند که موردی وجود دارد.
* رشته تحصیلی من در دانشگاه حقوق بوده و با مسائل حقوقی آشنا هستم. اگر قانونی وجود دارد باید برای همه یکسان به اجرا در بیاید در غیر این صورت موجب اعتراض میشود. من میگویم اگر در هر زمینهای محدودیتی وجود دارد باید همه از آن پیروی کنند. اینکه افراد با شرایط یکسان را دستهبندی کنند، نهتنها قانونی نیست بلکه صورت خوشی هم ندارد و سوء تفاهم برانگیز میشود.
* به شرایط جدید خیلی امیدوار هستم و فکر میکنم باید به دولت تدبیر و امید واقعا امید داشت. ضمن اینکه با توجه به پرس و جوهایی که از دوستان داشتم گفتند برای فعالیت من اصلا موردی وجود ندارد. قبل از این موضوع هم هیچ دلیل قانعکننده و موجهی وجود نداشت که من بدانم مشکل از کجاست. البته خودم هنوز جویا نشدهام ولی از دوستان اینطور شنیدهام.
* همان زندگی که در شعرهایم جریان دارد در نقاشیهایم هم هست. حس و حال آدمها در همه مخلوقاتش اثرگذار است. پس بیشک در تکتک و خط به خط نقاشیهایم شعرهایم هم وجود دارد. هنوز هم مانند گذشته شعر میگویم. بیشک از خوانندهها برای خواندن اشعارم استقبال میکنم. دوست دارم عاشقانههایم شنیده شود.
* سه سال پیش آبرنگ را به شکل حرفهای زیر نظر استادم آقای امیر قاسمیزاده شروع کردم. برای اطرافیانم که مرا میشناختند این تصمیم بسیار طبیعی بود ولی دیگران شگفتزده بودند و منتظر که ببینند قرار است چه کار کنم. هیچکس هم حرف ناامیدکنندهای نزد که اگر هم میزد فایدهای نداشت چون ندای درونم و چیزی که قلبم میگفت حقیقیترین پیغام دنیاست. پس این کار را کردم. برای بار دوم هم که این نمایشگاه را برپا کردم کارهایم مورد استقبال قرار گرفت و واقعا از این استقبال خوشحالم. ناگفته نماند من متولد آبان هستم و اگر یک آبانی تصمیمش را برای انجام کاری بگیرد حتی اگر زمین هم به آسمان بیاید از تصمیمش برنمیگردد.
* سه سال و نیم بیشتر نداشتم که آخرین عمل جراحی را روی چشمم انجام دادم ولی بیتصور از رنگها نیستم؛ البته نمیتوانم بگویم مثلا از پاییز تصور شفافی دارم ولی هیچکدام از تصاویر خیلی برگرفته از تخیل نیست و کاملا رئال هستند. حال اینکه تا چه حد توانستم در این امر موفق باشم باید دیگران قضاوت کنند.
* تا به حال به این فکر نکردهام که اگر توانایی دیدن داشتم چه تاثیری در شعر و نقاشیام میگذاشت. فکر میکنم یک پیشگو باید به این سوال پاسخ دهد (میخندد). جدای از این مساله هیچوقت به این مساله فکر نکردهام که کاش میدیدم چون آنقدر فکرهای عاشقانه و زیبا در سر دارم که دیگر فرصتی برای فکر کردن به این مساله باقی نمیماند.
* این روزها بیشتر درگیر کارهای کتاب و آلبومم هستم. یک کتاب نثر که شامل نامههای عاشقانهای میشود و دو سالی است مشغول جمعآوری آنها هستم. نامههای خیلی عاشقانهای که سبکشان متفاوت است. این نامهها مخاطب خاصی دارند که مشخص است. برای ترجمه به چند زبان زنده دنیا که هماکنون در آستانه ویراستاری است صحبتهایی انجام شده. احتمالا اسم آن را «آسمان ستاره نداشت» خواهم گذاشت. این کتاب حدود ۵۰۰ صفحه است و فکر میکنم مورد استقبال قرار بگیرد. علاوه بر کتاب آلبوم دکلمهای را هم میخواهم به بازار بدهم که ترانههایش را نوشتم و مشغول گلچین کردن آنها هستم تا برای گرفتن مجوز ارائهشان دهم. این آلبوم را خودم به تنهایی دکلمه خواهم کرد و خوانندهای در آن حضور نخواهد داشت. نقاشی هم که مثل گذشته جریان دارد و انجامش میدهم ولی الان تمرکز اصلیام روی کتاب و آلبوم است چون دوست ندارم از ادبیات فاصله بگیرم.
* متاسفانه در این مدت به شدت مورد بیمهری وزارت ارشاد قرار گرفتم و علیرغم اینکه از آنها خواستم تا درباره شرایط کاریام توضیحی بدهند هیچکس حاضر نشد حتی مسالمتآمیز با من حرف بزند. من میخواستم اگر مشکلی هم وجود دارد حل شود اما متاسفانه همکاری نکردند. هیچ دلیل و بهانهای برای ممنوعالکاری من وجود نداشت و از هیچ منبع رسمی هم این موضوع به من اطلاع داده نشده بود. من خودم هم هر چقدر تحقیق کردم هیچ نامه و نوشتهای که کتبا درباره این موضوع باشد، پیدا نکردم. دوستان همیشه این موضوع را به آینده موکول میکردند و در جواب سوالهای من هم فقط میگفتند بعدا! خودشان هم به این موضوع اشارهای نمیکردند که موردی وجود دارد.
* رشته تحصیلی من در دانشگاه حقوق بوده و با مسائل حقوقی آشنا هستم. اگر قانونی وجود دارد باید برای همه یکسان به اجرا در بیاید در غیر این صورت موجب اعتراض میشود. من میگویم اگر در هر زمینهای محدودیتی وجود دارد باید همه از آن پیروی کنند. اینکه افراد با شرایط یکسان را دستهبندی کنند، نهتنها قانونی نیست بلکه صورت خوشی هم ندارد و سوء تفاهم برانگیز میشود.
* به شرایط جدید خیلی امیدوار هستم و فکر میکنم باید به دولت تدبیر و امید واقعا امید داشت. ضمن اینکه با توجه به پرس و جوهایی که از دوستان داشتم گفتند برای فعالیت من اصلا موردی وجود ندارد. قبل از این موضوع هم هیچ دلیل قانعکننده و موجهی وجود نداشت که من بدانم مشکل از کجاست. البته خودم هنوز جویا نشدهام ولی از دوستان اینطور شنیدهام.
* همان زندگی که در شعرهایم جریان دارد در نقاشیهایم هم هست. حس و حال آدمها در همه مخلوقاتش اثرگذار است. پس بیشک در تکتک و خط به خط نقاشیهایم شعرهایم هم وجود دارد. هنوز هم مانند گذشته شعر میگویم. بیشک از خوانندهها برای خواندن اشعارم استقبال میکنم. دوست دارم عاشقانههایم شنیده شود.
* سه سال پیش آبرنگ را به شکل حرفهای زیر نظر استادم آقای امیر قاسمیزاده شروع کردم. برای اطرافیانم که مرا میشناختند این تصمیم بسیار طبیعی بود ولی دیگران شگفتزده بودند و منتظر که ببینند قرار است چه کار کنم. هیچکس هم حرف ناامیدکنندهای نزد که اگر هم میزد فایدهای نداشت چون ندای درونم و چیزی که قلبم میگفت حقیقیترین پیغام دنیاست. پس این کار را کردم. برای بار دوم هم که این نمایشگاه را برپا کردم کارهایم مورد استقبال قرار گرفت و واقعا از این استقبال خوشحالم. ناگفته نماند من متولد آبان هستم و اگر یک آبانی تصمیمش را برای انجام کاری بگیرد حتی اگر زمین هم به آسمان بیاید از تصمیمش برنمیگردد.
* سه سال و نیم بیشتر نداشتم که آخرین عمل جراحی را روی چشمم انجام دادم ولی بیتصور از رنگها نیستم؛ البته نمیتوانم بگویم مثلا از پاییز تصور شفافی دارم ولی هیچکدام از تصاویر خیلی برگرفته از تخیل نیست و کاملا رئال هستند. حال اینکه تا چه حد توانستم در این امر موفق باشم باید دیگران قضاوت کنند.
* تا به حال به این فکر نکردهام که اگر توانایی دیدن داشتم چه تاثیری در شعر و نقاشیام میگذاشت. فکر میکنم یک پیشگو باید به این سوال پاسخ دهد (میخندد). جدای از این مساله هیچوقت به این مساله فکر نکردهام که کاش میدیدم چون آنقدر فکرهای عاشقانه و زیبا در سر دارم که دیگر فرصتی برای فکر کردن به این مساله باقی نمیماند.
تابلوی نقاشی آبرنگ اثر مریم حیدرزاده
تبلیغات متنی
-
زنبورها «ویروسها» را در غذا تشخیص میدهند
-
قهرمانی زودهنگام اینتر در سریآ
-
ترامپ عفو مجدد نتانیاهو را خواستار شد
-
فال روزانه دوشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۵ | فال امروز| Daily Omen
-
جنجال ستاره فرانسوی در آستانه الکلاسیکو
-
لحظه اصابت صاعقه به یک ساختمان در تبریز
-
فرود اضطراری هواپیمای حامل آقای نخستوزیر در ترکیه
-
پیام مشکوک ترامپ درباره پروژه آزادی در تنگه هرمز!
-
مثل افتادن در قعر یک چاه عمیق؛ مردم بیاینترنت ایران
-
شوک جدید تیم ملی به امیر قلعهنویی
-
ایران از عربستان قدردانی کرد
-
ادعای مسدودسازی داراییهای ایران توسط کشورهای عربی
-
سفر ترامپ به چین طبق برنامه انجام میشود
-
پایان یک گروگانگیری عجیب در سراوان بعد از ۱۲ روز
-
ویتکاف: در حال انجام گفتوگو با ایران هستیم
-
پیام مشکوک ترامپ درباره پروژه آزادی در تنگه هرمز!
-
مثل افتادن در قعر یک چاه عمیق؛ مردم بیاینترنت ایران
-
ادعای مسدودسازی داراییهای ایران توسط کشورهای عربی
-
پایان یک گروگانگیری عجیب در سراوان بعد از ۱۲ روز
-
خبرگزاری فارس: آمریکا شروط خود را تعدیل کرد
-
حمله حزبالله به خودروی حامل فرماندهان اسرائیل
-
چندین محموله سلاح وارد فرودگاه «بنگوریون» شد
-
آمریکا پاسخ طرح ۱۴ بندی ایران را داد
-
پیشنهاد دولت برای افزایش دو برابری کالابرگ
-
چند نکته درباره سخنان امام جمعه رشت علیه زنان بیحجاب
-
ادعای ترامپ: پیشنهاد جدید ایران خوب نیست
-
سلام یونایتد به لیگ قهرمانان با شکست رقیب دیرینه
-
ادعای مقام آمریکایی مبنیبر تعطیلی تاسیسات نفتی ایران
-
واکنش یاسر آسانی به پیشنهاد جدید و خبر جدایی
-
ادعای الجزیره درباره محتوای طرح پیشنهادی ایران
-
انتقاد شدید یک رسانه به اتفاقات ساحل کیش
-
خبر قرارگاه خاتمالانبیا درباره احتمال جنگ مجدد
-
فوری؛ ادعای خطرناک نتانیاهو درباره ایران
-
ماجرای خبر عجیب جدایی شارجه از امارات!
-
خبر ناامیدکننده امیرحسین ثابتی درباره اینترنت!
-
اظهارات ترامپ درباره ایران ۱۸۰درجه تغییر کرد!
-
جنگ از تنگه هرمز به سوپرمارکتها و مراکز خرید رسید
-
داستان یک بیلبورد که آینده قالیباف را پیشبینی کرد
-
حرکات عجیب ترامپ در سخنرانی دیشب سوژه شد
-
خودروی لاکچری یک راننده اسنپ در تهران سوژه شد
-
مجری فاکسنیوز سلاح جدید انتحاری ایران را معرفی کرد
-
اسامی و تصاویر ۱۴ تن از شهدای دیروز زنجان
-
حرکت عجیب مجری، روی آنتن زنده صدا و سیما!
-
تورم در ایران حتی برای فلافل هم جانشین پیدا کرد!
-
واریز حقوق بازنشستگان تامین اجتماعی با رقم اضافه
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل




نظر کاربران
شاعر ترانه هاي كامران و هومن ، ليلا ، هنگامه و ...
پاسخ ها
الان منفی ها برا چیه؟؟؟
دورغ گفته طرف؟؟؟
شما خوشت نیومد؟؟
حقیقت باید اونی باشه که ما دوست داریم؟؟
همه میدونن
چه اشکالی داره. بیاید و در وصف تو شعر بگه جامد(یخ زده)
فك كنم واسه همين ممنوع الكار شده...
حيف...
عزیزم شما برو داور مسابقه خوانندگی tv.p باش پیش حاج آقا امید و... شما رو چه برسه به اینکه بخوای وزارت ارشاد بهت جواب بده . خدا درسته از دیدن محرومت کرده ولی بهت استعداد خوبی داده برو ازش از راه درست استفاده کن و قدردان نعمات پروردگار باش.
پاسخ ها
تو ساكت
عا.شقانه ها را پایانی نیست.برای تو وبرای من.ترانه هاش قشنگه .حیفه که این از خونه فرارکرده ها بخوننش.باید برای شعرهای مریم غیر از پول کمی هم صدا داشت
پاسخ ها
خیلی بی احساسی متاسفم برای نظرت . مریم حیدر زاده همه ماها افسوس انو میخوریم
خوب امیرا که بد نگفته ازش!!! میگه حیف شعرای مریم که خواننده الکی ها بخوننش!
مهم نيست از شعراش تو ترانه استفاده كردند مهم خودشه كه پر از احساسه زندگيه همه بايد ياد بگيرند ازش به نظر من هموطنان اونور مرزي مون بيشتر قدرش و دونستن تا ما هميشه موفق باشي مريم
مريم جان دوست داريم انشالله در كارهايت موفق باشي
آقا رضايي که هر چي تونستي با زبان بي زباني گفتي تو اگه واقعا اينوري هستي پس برنامه هاي اونوري رو چرا نگاه مي کني در ضمن هر وقت تونتسي احساستو مثل مربم انقدر با لطافت بيان کني و احساس دلت رو واقعا همونطوري که هست بگي اعدا مي تونب در مورد اين بنده خدا نظر بدي و اينم بگم از خنرش خوب داره استفاده مي کنه ولي بايد بايد بايد بايد بره اونور چون اونوري ها قدرشو بيشتر مي دونن تا اينوريها (مريم جان خيلي خوبي) مخصوصا وقتي پيش اميد مي شيني خيلي از نظر دو زوج موسيقي بهم مياين موفق باشي
پاسخ ها
تو مدرسه نمره املات چند بوده؟آراد باسواد!!!
باید به دولت تدبیرو امید واقعا امید داشت (بخشی از نوشته های مریم حیدرزاده)
برات ارزوی موفقیت میکنم من که شعراتو خیلی دوست دارم...بقیه رو نمیدونم
شاعر ابکی با شعرهای ابکی تر
پاسخ ها
شما حسودیت شد
ی مشت شعرای آبکی سر هم کرده خیال کرده خیلی با استعداده
خوشتیپه...لباساشو ورنگ مو شو کی براش انتخاب میکنه چ جوری؟